بررسی روایات ترتیب نزول قران
بررسي روايات ترتيب نزول قرآن
چكيده
روايات ترتيب نزول سورههاي قرآن از جمله روايات متفيضي است كه شيعه و سني آن را نقل و بدان استناد كردهاند. با اين روايات ميتوان روايات ديگري نظير روايات اسباب نزول، ناسخ و منسوخ، سيره و مكي و مدني را ارزيابي و تصحيح كرد. همچنين به كمك اين روايات ميتوان تاريخ نزول سورههايي كه در آن تصريح يا اشارهاي به رخداد زمانمند نشده است. تخمين زد.
اين روايات به لحاظ سندي از چارده تن از صحابه و تابعان نقل شده و در آثار فراواني آمده است. قريب به تمام اين روايات در اصل به عليu و ابن عباس ميرسد و از نظر متن تقريباً همساناند و پارهاي از تعارضات ظاهري آن قابل رفع است.
كليد واژهها: ترتيب نزول،تفسير تاريخي، تفسير نزولي، اسباب نزول، ترتيب سورهها.
1ـ مقدمه
روايات ترتيب نزول رواياتياند كه ترتيب نزول يكايك سورههاي قرآن از علق تا توبه را ارائه ميدهند . اين روايات تقريباًمتن واحدي دارند و به چهارده تن از صحابه و تابعان ميرسند. روايات ترتيب نزول از جمله رواياتي است كه در حد استفاضه نقل تابعان ميرسند. روايات ترتيب نزول از جمله رواياتي است كه در حد استفاضه نقل شده و مورد توجه بسياري از دانشمندان اسلامي قرار گرفته است؛ به علاوه ثمرات علمي فراواني نيز بر آن مترتب است؛ از اين رو تحقيق درباره آن ضروري مينمايد. در اين مقاله اهميت، پيشينه و اعتبار اين روايات بررسي ميشود.
2ـاهميت روايات ترتيب نزول
از اين روايات استفادههاي متعددي ميتوان كرد كه سه مورد عمده آن به قراري است كه در پي ميآيد.
2ـ1ـ تصحيح روايات چهارگانه ديگر
نظر به اين كه روايات ترتيب نزول سورهها نسبت به ساير روايات از قوت سندي و صراحت محتوايي بيشتري برخوردار است، ميتوان آنها را وسيله شناخت صحت و سقم روايات چهارگانه ديگرـ يعني اسباب نزول، مكي و مدني، ناسخ و منسوخ، و سيره نبوي ـ قرارداد؛ البته در مواردي كه قوت سندي و صراحت محتوايي اين روايات به پايه روايات ترتيب نزول نرسد.
براي مثال در روايتي از ابن عباس آمده است كه وقتي « وَأَنذِرْ عَشِرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ»
[سوره شعرا(26) ، آيه 125]نازل شد، r به فراز [كوه] صفا رفت و فرياد ياري خواهي برآورد . پرسيدند:اين كيست فرياد ميكند؟ پاسخ دادند: محمد است: آنگاه نزد او گرد آمدند. اگر كسي خود نميتوانست، كسي را ميفرستاد كه بنگرد، چه خبر است. ابولهب و قريش آمدند. فرمود: بگوييد اگر به شما خبر دهم كه گروهي در درهاند و ميخواهند به شما شبيخون بزنند، آيا[سخن] مرا تصديق ميكنيد؟ گفتند :آري ما جز صدق از تو سراغ نداريم. فرمود : من شما را بيم ميدهم: عذابي سخت در پيش است. ابولهب گفت: روزت سياه! آيا ما را براي اين گردآوردي، كه نازل شد: « تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ » [سوره مسد(111)، آيه1].1
ظاهر اين روايت بر نزول سوره مسد بعد از سوره شعراء دلالت دارد؛ ولي به دليل مخالفت آن با روايات ترتيب نزول پذيرفتني نيست. طبق اين روايات سوره تبت، ششمين سوره نازله است و آن بايد حدود سه سال قبل از سوره شعراء نزول يافته باشد .
بهعلاوه روايت مورد بحث با ظاهر آيه شعراء و نيز روايات اسباب نزول ديگري كه ذيل اين آيه آمده و مستفيضاند ـ يعني از افراد متعددي مثل براء بن عازب، ابورالع، ابن عباس و ربيعة بن ناجذ رسيدهاند2 ـ منافات دارد. آن روايت از دعوت عام سخن ميگويد و حال آن كه ظاهر آيه شعراء و روايات مستفيض بر دعوت خاص خويشاوندان پيامبر r دلالت دارد. دعوت عام به نحوي كه در آن روايت آمده، بسا واقع شده و مجعول نباشد؛ لكن با آيه مذكور مناسبتي ندارد3. احتمالا قصه مندرج در آن روايت مربوط به آيه « فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ » [سوره حجر(15) آيه 94] است.
2ـ2ـ تمييز سورههاي مكي از مدني
در روايات ترتيب نزول سور ميان سورههاي مكي و مدني تفكيك به عمل آمده است؛ لذا به وسيله آنها ميتوان اين دو دسته از سورهها را از يكديگر بازشناخت. طبق اكثر اين روايات، 86 سوره ـ يعني از علق تا مطففين ـ در مكه و 28 سوره ـ يعني از بقره تا پايان سورههاي مدني ـ در مدينه نازل شده است.
سورههاي مدني عبارتند از : بقره، انفال، آلعمران، احزاب، ممتحنه، نساء زلزله، حديد، محمدr ، رعد، رحمن، انسان، طلاق، بينه، حشر، نصر، نور، حج، منافقون، مجادله، حجرات، تحريم، جمعه، تغابن، صف، فتح، مائده و توبه.
اين برابر روايات ابن مسيب از امام علي u، امام صادق u از امام علي u، عطاء از ابن عباس، مجاهد از ابن عباس، كريب از ابن عباس، جابر بن زيد، مجاهد،امام صادق u و حسين بن واقد است؛ ليكن معدودي از روايات در تعدادي از سورهها با روايات مذكور اختلاف دارند. روايات ابوصالح از ابن عباس، امام سجادu، عكرمه و حسن بصري و مقاتل سوره مطففين را نيز افزودهاند. نيز روايات امام سجادu و ضحاك سورههاي سجده، طور، ملك، حاق، معارج، نبأ، نازعات، انفطار، انشقاق، روم و عنكوبوت را جزو سورههاي مدني آوردهاند. همچنين روايات ابوصالح از ابن عباس و مقاتل سورههاي سجده، واقعه، عاديات و معوذتين را به سورههاي مدني افزوده و در مقابل سورههاي رعد و رحمن را از آنها كاستهاند. همين طور روايات زهري و مجاهد سوره حمد را هم مدني به شمار آوردهاند؛ لكن اين موارد شاذ و غير قابل اعتنايند.
2ـ3ـ تخمين تاريخ نزول سورهها
اگر چه دقيقترين و اطمينانبخشترين شاخص براي تاريخگذاري سورههاي قرآني تصريحات يا اشارات قوي آيات آنها به رخدادهاي زمانمند عهد رسول خداr است،ليكن نظر به اين كه سورههاي حاوي چنين تصريحات و اشاراتي بسيار اندك است، ناگزير بايد براي تكميل تاريخگذاري قرآن به شاخصهاي ديگري كه از دقت و اطمينان كمتري برخوردارند،روي آورد. يكي از آن شاخصها روايات ترتيب نزول است. از طريق اين روايات ميتوان تا حدودي تاريخ نزول سورههاي فاقد تصريحات و اشارات مذكور را تخمين زد؛ به اين نحو كه زمان نزول سورههاي تاريخ دار درنظر گرفته شود، سپس با توجه به تقدم يا تأخري كه سورههاي فاقد تاريخ نسبت به آنها دارند، زمان تقريبي نزول آنها معين گردد.
براي مثال، سوره حجر از معدود سورههاي تاريخ دار مكي است؛ چون در آن، آيه « فَاصْدَعْ بِمَاتُؤْمَرُ»[سوره حجر(15)، آيه 94] آمده كه اشاره قوي به زمان شروع دعوت علني رسول خداr دارد . امام باقر u و امام صادق u و ابن اسحاق آوردهاند كه دعوت علني آن حضرت پس از سه سال دعوت سري بوده است4؛ بنابراين سوره حجر در آغاز سال چهارم بعثت نازل شده است. بر اساس آن ميتوان زمان نزول سورههاي قبل يا بعد از آن را كه فاقد تصريحات يا اشارات قوي به رخدادهاي زمانمندند،تخمين زد؛ مثلاً اظهار داشت سورههاي يونس، هود و يوسف كه بلافاصله قبل از سوره حجرات قرار دارند، در حدود سال سوم بعثت نازل شدهاند يا سورههاي انعام، صافات و لقمان كه بلافاصله بعد از آن قرار گرفتهاند،در حدود سال چهارم بعثت نزول يافتهاند.
3ـ پيشينه روايات ترتيب نزول
چنان كه آمد، اين روايات به چهارده تن از صحابه و تابعان ميرسند. آنان عبارتند از :
1ـ حضرت عليu (23 ق . هـ ـ 40)؛ 2ـ ابن عباس (3 ق. هـ ـ 68 ق) ؛ 3ـ امام سجاد u (35 ـ 93 ق)؛ 4ـ جابرن زيد (21 ـ 93 ق ) ؛ 5ـ محمد بن نعمان (م. ح 110 ق)؛ 6ـ مجاهد (21 ـ 104 ق) ؛ 7ـ ضحاك (م ب 100 ق)؛ 8ـ عِكْرِمَه (20 ـ 105 ق)؛ 9ـ حسن بَصْري (21ـ110 ق)؛ 10ـ زُهْري(50 ـ 123 ق)؛ 11ـ عطاء خراساني (50 ـ 135 ق)؛ 12ـ امام صادق u (م 148 ق)؛ 13ـ مُقاتِل بن سليمان (م 150 ق)؛ 14ـ حسين بن واقد(م 159 ق).
درباره متون اين روايات گفتني است، از ميان چهارده روايت مذكور تنها نه روايت متن كامل آنها به دست آمده است و آن به اين جهت است كه اولاً اين روايات در اصل سيزده روايت است؛ زيرا عِكْرِمَه و حسن بصري متن واحدي را روايت كردهاند؛ ثانياً در روايات امام سجادu، محمد بن نعمان،مجاهد و عطاء خراساني ترتيب بيش از چند سوره نيامده است. به نظر ميرسد نقصان در اين روايات از سوي راويان متأخر مانند حَسْكاني (م ب 470 ق) و طَبْرِسي (469 ـ 548 ق) پديد آمده است. آنان به لحاظ آن كه معرفي نخستين سوره منزل در مكه يا مدينه و يا تأييد مدني بودن سوره انسان را منظور داشتند، از آوردن متن كامل روايات مذكور خودداري كردهاند.5
در خصوص راويان اين روايات، از قرائتي كه به دست آمده، چنين آشكار ميشود كه قريب به اتفاق آنان شاگردان يا شاگردانِ شاگردان ابن عباس هستند و بر اين اساس بايد همه آنان ترتيب نزول سورهها را از وي نقل كرده باشند. ابن عباس نيز از شاگردان صحابه سالخوردهتري چون علي u و ابي بن كعب بوده است؛ لذا او نيز بايد آن را از همانان نقل كرده باشد.
روايات ترتيب نزول سور به ترتيب تاريخي در آثار ذيل آمده است:
1ـ كتاب ابن عباس ( م 68 ق) : كريب بن ابي مسلم هاشمي مدني ابورشدين مولي ابن عباس در روايت خود آورده كه ترتيب نزول سور را در كتاب ابن عباس يافته است6. پنهان نماند در هيچ يك از تفاسير موجودي كه به ابن عباس نسبت داده شدهاند، روايت ترتيب سور نيامده است؛ لذا معلوم نيست كتابي كه كريب از آن سخن گفته، چه سرانجامي داشته است.
2ـ نزول القرآن ـ خ، صحاك (م 105 ق) : اين كتاب كهنترين اثري است كه در ترتيب نزول سور به دست آمده است7.
3ـ نزول القرآن عن ابن عباس: عكرمه (25ـ105 ق ) 8.
4ـ نزول القرآن، حسن بصري(21 ـ 111 ق)9.
5ـ تنزيل القرآن ـ ط، محمد بن مسلم زهري (50 ـ 123 ق )10.
6ـ تنزيل القرآن، عطاء خراساني (50 ـ 135 ق)11.
7ـ التفسير ـ خ، مقاتل بن سليمان (م 150 ق): بيهقي پس از آوردن روايت عكرمه و حسن بصري و روايت مجاهد از ابن عباس گويد: « اين حديث و (حديث) مرسل صحيحي كه پيش از آن آمد، شاهدي در تفسير مقاتل و مفسران ديگر دارد12».
8ـ تاريخ اليعقوبي ـ ط : يعقوبي (م ب 292 ق9: او روايت ابوصالح را از ابن عباس در كتاب خود آورده است13.
9ـ فضائل القرآن و مانزل من القرآن بكمة و ما نزل بالمدينة ـ ط، ابن الضربين (ح 200 ـ 294 ق) : او روايت عطاء خراساني را از ابن عباس در اثر خود آورده است14.
10ـ كتاب فيه ما فيه، ابوسهل انماري: او در اثر خود روايات ابن مسيب از عليu و ابوصالح و عطاء خراساني از ابن عباس آورده است15.
11ـ التفسير، عبدالله بن محمشاذ (ح قرن 5 ق): او روايات ابن مسبب از علي u و ابوصالح از ابن عباس را در تفسيرش آورده است16.
12ـ كتاب في عدد سور القرآن و آياته و كلماته ـ خ، عمربن محمد بن عبدالكافي (م. ح 400 ق): او روايت عطاء خراساني از ابن عباس را در آن آورده است17.
13ـ كتاب التنزيل و ترتيبه ـ خ، حسن بن محمد نيشابوري (ت 406 ق): او روايت حسين بن واقد را در آن آورده است18.
14ـ المباني لنظم المعاني (م 425 ق): آرتور جفري مقدمه اين كتاب را كه در تفسير قرآن بوده و مؤلفش مجهول است،همراه مقدمه تفسير ابن عطيه با نام مقدمتان في علوم القرآن چاپ رسانده است. در اين اثر روايات ابن مسيب از علي u و ابوصالح و عطاء خراساني از ابن عباس آمده است19.
15ـ الفهرست ـ محمد بن اسحاق نديم (م 438 ق) : در اين كتاب روايات محمد بن نعمان (چهار سوره نخست مكي)، مجاهد(سورههي باقيمانده مكي) و عطاء از ابن عباس (سورههاي مدني ) آمده است20.
16ـ دلائل النبوة ـ ط، احمد بن حسين بيهقي (384 ـ 458) : در اين اثر روايات عكرمه و حسن بصري و نيز مجاهد از ابن عباس آمده است21.
17ـ اسباب النزول ـ ط، علي بن احمد واحدي (م 468 ق): در آن روايات امام سجادu ( اولين و آخرين سوره مكي و اولين و آخرين سوره مدني) و عكرمه و حسن بصري (اولين سوره مكي) آورده شده است22.
18 ـ شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ـ ط، عبيدالله بن عبدالله حسكاني(م ب 470 ق) : در اين كتاب كه متعلق به يك عالم سني است و حاوي آيات نازله بر اهل بيت u و روايات مربوط ميباشد، به جهت تأييد مدني بودن سوره انسان و نزول آن در خصوص حضرت علي u و فاطمه و حسنين u بخشي از روايات ترتيب نزول به شرح ذيل آمده شده است:
روايات عطاء از ابن عباس( در روايتي : سورههاي نخست مدني از بقره تا طلاق، مجاهد از ابن عباس ( نخستني سوره مكي و سورههاي مدني از بقره تا بيَّنه )، ابوصالح از ابن عباس ( هفت سوره نخست مكي و سورههاي نخست مدني از مطففين تا طلاق)، عكرمه و حسن بصري (نخست مكي و سورههاي نخست مدني از مطففين تا بينه در روايتي ، و در روايتي ديگر: دو سوره نخست مكي و سورههاي نخست مدني از مطففين تا طلاق)، عطاء (نخستين سوره مدني، يعني سوره بقره و سوره انسان در روايتي، و در روايت ديگر: سورههاي نخست مدني از بقره تا انسان) و حسين بن واقد (دو سوره نخست مكي و سورههاي نخست مدني از بقره تا حشر)23.
19ـ الايضاح، الاستاذ احمد الزاهد (ح قرن 5 ق9: در آن روايات ابن مسيب از علي u و عطاء از ابن عباس، و عكرمه و حسن بصري آمده است24.
20ـ مجمع البيان في علوم القرآن ـ ط، فضل بن حسن ابوعلي طبرسي: در آن روايات ابن مسيب از علي u ( سه سوره نخست مكي و سورههاي نخست مدني از بقره تا انسان)، عطاء از ابن عباس(فهرست كامل سور9، و عكرمه و حسن بصري (سه روايت نخست مكي و سورههاي نخست مدني از مطققين تا انسان25) . وي اين روايات را ذيل سوره انسان براي تأييد مدني بودن آن آورده است.
21ـ مفاتيح الاسرار و مصابيح الابرارـ ط، محمد بن عبدالكريم شهرستاني (467 ـ 548 ق): او در مقدمه تفسيرش متن كامل روايات مقاتل از عليu، ابوصالح از ابن عباس، مقاتل و ابن واقد را آورده است26.
22ـ البرهان في علوم القرآن ـ ط، محمد بن عبدالله زركشي (745ـ794 ق): در آن روايات ابن عباس، ضحاك، عطاء و مقاتل را به طور كامل و تلفيقي و با ذكر اختلافات در پايان آمده است27.
اينها مهمترين آثاري است كه در آنها روايات ترتيب نزول به اختصار يا به طور كامل آمده است؛ بدون آن كه متن يا سند آنها دقيقاً مورد نقد و ارزيابي قرار بگيرد.
4ـ حجيت روايات ترتيب نزول
اين روايات كه جملگي، تقريباً متن واحدي دارند، به هر دو لحاظ سند و متن قابل اعتنا به نظر ميرسند.
4ـ1ـ حجيت سند اين روايات
روايات ترتيب نزول به چهارده تن از صحابه و تابعان ميرسد. اگر چه تمام اين راويان جز امام علي u خود شاهد نزول همه سورههاي قرآن نبوده اند و بنابراين به ظاهر نقل آنان مرسل تلقي ميشود، لكن از پارهاي از قراين اطمينان حاصل ميگردد كه سند آنان نيز در اصل به امام علي u يا صحابه ديگري كه خود شاهد نزول همه يا اغلب سورههاي قرآن بودهاند، ميرسد. اين قراين بدين قرارند:
الف ـ عبدالله بن عباس علاوه بر آن كه خود حدود سيماه شاهد نزول بخشي از قرآن بوده است، اعتراف كرده كه بيشتر دانش تفسير خويش را از امام علي u فرار گرفته است29 ؛ لذا با عنايت به اين كه ترتيب نزول سورهها از آن امام نيز روايت شده بايد گفت به احتمال قوي ابنعباس ، ترتيب خود را در اصل از آن بزرگوار نقل كرده است؛ به علاوه ابن عباس گفته است:
من با اصحاب سالخورده رسول خداr از مهاجر و انصار همراه بودم و از آنها درباره جنگهاي رسول خداr و آنچه از قرآن درباره آنها نازل شده بود، ميپرسيدم و نزد هر يك از آنان ميرفتم ، به جهت خويشاونديم با رسول خداr از آمدنم شادمان ميشدند. روزي از ابيبن كعب ـ كه از راسخان در دانش [ قرآن] بود ـ درباره آنچه در مدينه نازل شده بود، پرسيدم. پاسخ داد: بيست و هفت سوره در آنجا و بقيه در مكه نازل شد30.
از ذيل اين روايت بوضوح معلوم ميشود كه ابي بن كعب يكي از اصحاب سالخوردهاي بوده است كه ابن عباس ترتيب نزول سورهها را از او آموخته است. ابي بن كعب، شاهد نزول همه سورههاي مدني بوده است؛ زيرا او از اولين كساني بود كه در مدينه به اسلام گرويد31.
گفتني است،پارهاي قراين نشان ميدهد كه نه راوي از راويان چهارده گانه شاگرد بيواسطه يا با واسطه ابن عباس بودهاند. شاگردان بيواسطه،جابر، مجاهد،ضحاك، عكرمه و حسن بصري، و شاگردان با واسطه، زهري، ابن واقد، عطاء و مقاتل هستند؛ به علاوه برخي از آنان خود در طرق روايات ترتيب ابن عباس قرار دارند؛ مثل مجاهد، ضحاك،عكرمه و عطاء . نيز ابن واقد در طريق روايت عكرمه و حسن بصري واقع است.
بنابراين ميتوان گفت: نه راوي مذكور به احتمال قوي، ترتيب خود را از ابن عباس نقل كردهاند و او از امام عليu، ابي بن كعب و ديگر صحابه سالخورده روايت نموده است.
ب ـ دو راوي از راويان چهاردهگانه ـ يعني امام سجادu و امام صادق u ـ از وارثان آثار امام علي u هستند و آنان خود تصريح كردهاند كه روايات خود را از روي آثار آن امام نقل ميكنند32؛ بنابراين ترتيب آن دو در اصل به آن بزرگوار ميرسد.
ناگفته نماند كه در طريق روايت ابوصالح از ابن عباس و نيز طريق زهري شماري افراد متهم به كذب وجود دارد و در بيشتر طرق افرادي مجهول به چشم ميخورند؛ مگر در طريق روايت عطاء از ابن عباس و روايت كريب از ابن عباس كه همه افراد آن معروف و موثقاند؛ مع الوصف طرق اين روايات غيرقابل اطمينان به نظر نميرسد. مؤيدا اين نظر به شرح ذيل است:
اولاً افرادي كه در بعضي از اين اساتيد، به خصوص سند ابوصالح از ابن عباس، به كذب متهم شدهاند،اين اتهام را رجاليون اهل سنت از روي تعصب مذهبي به آنان زدهاند. رجاليون اهل سنت معمولا راوياني را كه گرايش به اهل بيت دارند و روايات مربوط به آن بزرگواران را نقل ميكنند، منكر الحديث و دروغگو ميخوانند. ابوصالح محمد بن سائب كلبي و محمد بن مروان كه در طريق روايت ابوصالح از ابن عباس، قرار دارند، از آن جملهاند؛ بنابراين به اتهان آنان نبايد اعتنا كرد.
ثانياً مجهول بودن بعضي از روايان اين روايات هرگز به اين معنا نيست كه آنان افرادي موهوم يا غيرموثقاند؛ چون استادان مشاهير موثقي چون طبرسي و حسكاني در ميان آنان قرار دارند و آنان در كتب رجال معرفي نشدهاند و كاملاً بعيد است كه كساني چون آن دو از افرادي موهوم و ناموثق روايت كرده باشند.
جهت اين كه مجاهيلي در اسانيد اين روايات ملاحظه ميشود، اين است كه رجاليون و محدثان عمده همت خود را به نقل روايات احكام و معرفي راويان آنها مصروف ميكردند.
شهرستاني در خصوص روايات ترتيب نزولي كه در مقدمه تفسيرش آورده ، مينويسد:
[اين روايات] از رجالي موثق و از كتبي معتبر.... نقل شده است و شايد آنها در ديگر تفاسير يافت نشود؛ چرا كه اساساً آنها از چنين رواياتي خالياند. اين امر، نه از آن روست كه مفسران به آنها دست نيافتهاند يا بر آنها اعتماد نداشتهاند؛ بلكه از آن روست كه در آنها فايده اندكي بوده و امور مهمي كه آنان را از [توجه به ] اين روايات باز دارد، فراوان بوده است33.
زركشي نيز در زمينه ترتيب سور كه در اثر خود آورده، مينويسد: « اين ترتيب، روايت از موثقان مبتني است34».
ثالثاً كثرت طرق اين روايات به حدي است كه هرگز احتمال تباني راويانشان بر كذب و جعل نميرود؛ به خصوص آن كه راويان انها هرگز گرايش مذهبي و سياسي واحد نداشتهاند؛ به علاوه طرق اين روايات هرگز در يك واسطه مشتركي به هم پيوند نميخورد تا احتمال جعل آن روايات توسط او برود؛ بنابراين احتمال مجعول بودن اين روايات منتفي است.
ممكن است گفته شود، از ميان راويان چهارده گانه تنها امام علي u شاهد نزول همه سورههاي قرآن بوده است، لكن در طريق او مجاهيل متعددي قرار دارند. ديگر راويان نيز هيچ يك شاهد وحي تمام سورهها نبودهاند؛ لذا آنان يا از كساني كه خود شاهد وحي بودهاند، روايت كردهاند كه در اين صورت روايت آنان مرسل و نامعتبر خواهد بود يا از راه نظر و اجتهاد بدست آوردهاند كه در اين صورت تنها براي خودشان حجيت دارد؛ بنابراين هرگز اين روايات قابل اعتماد نيستند35.