قالب وبلاگ


مقالات
مقالات 
پيوندهای روزانه

 

 

بتن سبك و اثر ميكروسيليس ها در افزایش مقاومت آن

 

مقدمه :
توليد سيمان كه ماده اصلي چسبندگي در بتن است در سال 1756 ميلادي در كشور انگلستان توسط «John smeaton » كه مسئوليت ساخت پايه برج دريايي «Eddystone » را بر عهده داشت آغاز شد و درنهايت سيمان پرتلند در سال 1824 ميلادي در جزيره اي به همين نام در انگلستان توسط «Joseph Aspdin » به ثبت رسيد . مردم كشور ما نيز از سال 1312 با احداث كارخانه سيمان ري با مصرف سيمان آشنا شدند و با پيشرفت صنايع كشور ، امروزه در حدود 26 الي 30 ميليون تن سيمان در سال توليد مي گردد . با آگاهي مهندسان از نحوه استفاده سيمان در كارهاي عمراني ، اين ماده جايگاه خودش را در كشورمان پيدا كرد .
يكي از روشهاي ساختمان سازي كه امروزه در جهان به سرعت توسعه مي يابد ساختمانهاي بتني است . بعد از انقلاب اسلامي به علت كمبود تير آهن در نتيجه تحريمها و نيز گسترش ساخت و سازهاي عمراني در كشور ، كاربرد بتن بسيار رشد نمود . علاوه بر اين موضوع ساختمانهاي بتني نسبت به ساختمانهاي فولادي داراي مزايايي از قبيل مقاومت بيشتر در مقابل آتش سوزي و عوامل جوي ( خورندگي ) آسان بودن امكان تهيه بتن به علت فراواني مواد متشكله بتون و عايق بودن در مقابل حرارت و صوت مي باشند كه توسعه روز افزون اين نوع ساختمانها را فراهم مي سازد .
يكي از معايب مهم ساختمانهاي بتني وزن بسيار زياد ساختمان مي باشد كه با ميزان تخريب ساختمان در اثر زلزله نسبت مستقيم دارد . اگر بتوانيم تيغه هاي جدا كننده و پانل ها را از بتن سبك بسازيم وزن ساختمان و در نتيجه آن تخريب ساختمان توسط زلزله مقدار زيادي كاهش مي يابد . ولي كم بودن مقاومت بتن سبك عامل مهمي در محدود نمودن دامنه كاربرد اين نوع بتن و بهره گيري از امتيازات آن بوده است . استفاده از ميكروسيليس در ساخت بتن سبك سبب شده است كه مقاومت بتن سبك بالا رود و اين محدوديت كاهش يابد . در اين تحقيق ضمن توضيحاتي در مورد بتن و تاثير آب بر روي مقاومت بتن ، بيشتر در باره بتن سبك و روشهاي افزايش مقاومت آن با استفاده از ميكروسيلس ، خواص مكانيكي و همچنين موارد كاربرد آن بحث مي شود .
1- سيمان
    - سيمان توليد شده در كشور ما با سيمان توليد شده در كشورهاي صنعتي متفاوت است كه لازم است تفاوت آن تا حد ممكن بررسي شود .
    - طبقه بندي سيمانها شناسايي شود .
    -  عدم تنوع در كيفيت سيمان نشانه ضعفهايي از سيستم ساخت و ساز مي باشد .
    -  عدم استفاده از سيمان با كيفيت بالا از عوامل اوليه عمر كوتاه ساختمان در بحث مصالح مي باشد .
2 – شن و ماسه
    - معيارها و آئين نامه هاي توليد كلان شن و ماسه بررسي شود .
    - توليد كلان  شن و ماسه در كشور ما از نظر معيار و رعايت آئين نامه هاي توليد بررسي شود .
    -  معايب شن و ماسه توليدي در كشور در حد كلان بدلائل زير آنرا در درجه دوم و يا سوم كيفيت قرار مي دهد .
الف : وجود گرد و غبار
ب : عدم شستشو
ج : دانه بندي نا صحيح
د : استفاده از شن و ماسه رودخانه اي بجاي شن و ماسه شكسته .
    - استفاده از شن و ماسه درجه 2 و يا 3 از عوامل ثانوي عمر كوتاه ساختمان در بحث مصالح مي باشد .
افزايش مقاومت بتن مد نظر تمام دست اندركاران صنعت توليد بتن مي باشد .
ساختار بتن :
    - بتن داراي چهار ركن اصلي مي باشد كه به صورت مناسبي مخلوط شده اند ، اين چهار ركن عبارتند از :
الف : شن
ب : ماسه
ج : سيمان
د : آب
    - در برخي شرايط براي رسيدن به هدفي خاص مواد مضاف به آن اضافه مي شود كه جزﺀ اركان اصلي بتن به شمار نمي آيد .
    - توده اصلي بتن مصالح سنگي درشت و ريز ( شن و ماسه ) مي باشد .
    -  فعل و انفعال شيميايي بين سيمان و آب موجب مي شود شيرابه اي بوجود آيد و اطراف مصالح سنگي را بپوشاند و مصالح سنگي را بصورت يكپارچه بهم بچسباند .
    -  استفاده از آب براي ايجاد واكنش شيميايي است .
    -  براي ايجاد كار پذيري لازم بتن مقداري آب اضافي استفاده مي شود تا بتن با پر كردن كامل زواياي قالب بتواند دور كليه ميلگرد هاي مسلح كننده را بگيرد .
    -  جايگاه استفاده آب در بتن به لحاظ انجام عمل هيدراتاسيون داراي حساسيت بسيار زيادي است .
ويژگيهاي آب مصرفي بتن :
    - آب هاي مناسب براي ساختن بتن
1- آب باران
2- آب چاه
3- آب بركه
4- آب رودخانه در صورتي كه به پسابهاي  شيميايي كارخانجات آلوده نباشد و غيره …
بطور كلي آبي كه براي نوشيدن مناسب باشد براي بتن نيز مناسب است باستثناﺀ مواردي كه متعاقبا توضيح داده خواهد شد .
    - آبهاي نا مناسب براي ساختن بتن
1- آبهاي داراي كلر ( موجب زنگ زدگي آرماتور مي شود )
2-  آبهايي كه بيش از حد به روغن و چربي آلوده مي باشند .
3-  وجود باقيمانده نباتات در آب .
4-  آب گل آلود ( موجب پايين آوردن مقاومت بتن مي شود )
5-  آب باتلاقها و مردابها
6-  آبهاي داراي رنگ تيره و بدبو
7-  آبهاي گازدار مانند2 co و…
8- آبهاي داراي گچ و سولفات و يا كلريد موجب اثر گذاري نا مطلوب روي بتن مي شوند .
    نكته : 1- آبي كه مثلا شكر در آن حل شده است براي نوشيدن مناسب است ولي براي ساخت بتن مناسب نيست .
    نكته : 2- مزه بو و يا منبع تهيه آب نبايد به تنهايي دليل رد استفاده از آب باشد .
    نكته : 3- ناخالصيهاي موجود در آب چنانچه از حد معين بيشتر گردد ممكن است بشدت روي زمان گرفتن بتن ، مقاومت بتن ، پايداري حجمي آن ، اثر بگذارد و موجب زنگ زدگي فولاد شود .
    نكته : 4- استفاده از آب مغناطيسي بعنوان يكي از چهار ركن اصلي مخلوط بتن مي تواند بعنوان تاثيرگذار بر روي يارامترهاي مقاومت بتن انتخاب گردد .
تمايز بتن از نظر چگالي :
الف : بتن معمولي : چگالي بتن معمولي در دامنه باريك 2200 تا 2600 kg/m3 قرار دارد زيرا اكثر سنگها در وزن مخصوص تفاوت اندكي دارند ( ادامه اين مبحث از بحث ما خارج است )
ب : بتن سنگين : از اين بتنها در ساختمان محافظهاي بيولوژيكي بيشتر استفاده مي شود مانند ساختار ، آكتورهاي هسته اي و پناهگاههاي ضد هسته اي كه مورد بحث ما نمي باشد كه چگالي آن معمولا بيشتر از 2200 تا 2600 كيلوگرم بر متر مكعب مي باشد .
ج : بتن سبك : مصرف بتن سبك اصولا تابعي از ملاحظات اقتصادي است ضمن اينكه استفاده از اين بتن بعنوان مصالح ساختماني داراي اهميت بسيار زيادي است اين بتن داراي چگالي كمتر از 2200 تا 2600 كيلوگرم در متر مكعب مي باشد . بدليل اينكه داراي چگالي كمتر از بتن سنگين است داراي امتياز قابل توجهي از نظر ايجاد بار وارده بر سازه مي باشد چگالي بتن سبك تقريبا بين 300 و 1850 كيلوگرم بر متر مكعب مي باشد يكي از امتيازات مهم امكان استفاده از مقاطع كوچكتر و كاهش مربوطه در اندازه پي ها مي باشد ضمن اينكه قالبها فشار كمتري را از حالت بتن معمولي تحمل مي كنند و همچنين در كاهش جابجايي كل وزن مصالح بدليل افزايش توليد جايگاه ويژه اي دارد .
روش هاي كلي توليد بتن سبك :
    - روش اول : از مصالح متخلخل سبك با وزن مخصوص ظاهري كم بجاي سنگدانه معمولي كه تقريبا داراي چگالي 6/2 مي باشد استفاده مي كنند .
    -  روش دوم : بتن سبك توليد شده در اين روش بر اساس ايجاد منافذ متعدد در داخل بتن يا ملات مي باشد كه اين منافذ بايد به وضوح از منافذ بسيار ريز بتن با حباب هوا متمايز باشد كه بنام بتن اسفنجي ، بتن منفذ دار و يا بتن گازي يا بتن هوادار مي شناسند .
    - روش سوم : در اين روش توليد ، سنگدانه ها ي ريز از مخلوط بتن حذف مي شوند . بطوريكه منافذ متعددي بين ذرات بوجود مي آيد و عموما از سنگدانه هاي درشت با وزن معمولي استفاده مي شود . اين نوع بتن را بتن بدون سنگدانه ريز مي نامند .
نكته : كاهش در وزن مخصوص در هر حالت به واسطه  و جود منافذ يا در مصالح يا در ملات و يا در فضاي بين ذرات درشت موجب كاهش مقاومت بتن مي شود .
طبقه بندي بتن هاي سبك بر حسب نوع كاربرد آنها :
    - بتن سبك بار بر ساختمان
    -  بتن مصرفي در ديوارهاي غير بار بر
    -  بتن عايق حرارتي
نكته 1- طبقه بندي بتن سبك بار بر طبق حداقل مقاومت فشاري انجام مي گيرد .
مثال : طبق استاندارد 77 – 330 ASTM C در بتن سبك ---- مقاومت فشاري بر مبناي نمونه هاي استوانه اي استاندارد از    شده پس از 28 روز نبايد كمتر از Mpa 17 باشد . و وزن مخصوص آن نبايد از 1850 كيلوگرم بر متر مكعب تجاوز نمايد كه معمولا بين 1400 او 1800 كيلوگرم بر متر مكعب است .
نكته : 2- بتن مخصوص عايق كاري معمولا داراي وزن مخصوص كمتر از 800 كيلوگرم بر متر مكعب و مقاومت بين 7/0 و Mpa 7 مي باشد .
انواع سبك دانه هايي كه به عنوان مصالح در ساختار بتن سبك استفاده مي شود :
الف -  سبك دانه هاي طبيعي : مانند دياتومه ها ، سنگ پا ، پوكه سنگ ، خاكستر ، توف كه بجز دياتومه ها بقيه آنها منشاﺀ آتشفشاني دارند .
نكته :1- اين نوع سبك دانه ها معمولا بدليل اينكه فقط در بعضي از جاها يافت مي شوند به ميزان  زياد مصرف نمي شوند ، معمولا از ايتاليا و آلمان اينگونه مصالح صادر مي شود .
نكته : 2- از انواعي پوكه معدني سنگي كه ساختمان داخلي آن ضعيف نباشد بتن رضايت بخشي با وزن مخصوص 700 تا 1400 كيلو گرم بر متر مكعب توليد مي شود كه خاصيت عايق بودن آن خوب مي باشد اما جذب آب و جمع شدگي آن زياد است . سنگ پا نيز داراي خاصيت مشابه است .
ب -  سبك دانه هاي مصنوعي : اين سبك دانه ها به چهار گروه تقسيم مي شوند .
    - گروه اول : كه با حرارت دادن و منبسط شدن خاك رس ، سنگ رسي ، سنگ لوح ، سنگ رسي دياتومه اي ، پرليت ، اسيدين، ورميكوليت بدست مي آيند .
    - گروه دوم : از سرد نمودن و منبسط شدن دوباره كوره آهن گدازي به طريقي مخصوص بدست مي آيد .
    - گروه سوم : جوشهاي صنعتي ( سبكدانه هاي كلينكري) مي باشند .
    - گروه چهارم : مخلوطي از خاك رس با زباله خانگي و لجن فاضلاب پردازش شده را مي توان به صورت گندوله در آورد تا با پختن در كوره تبديل به سبك دانه شود ولي اين روش هنوز به صورت توليد منظم در نيامده است .

الزامات سبكدانه ها بتن سازه اي :
الزامات سبكدانه ها در آيين نامه هاي ASTM C330-89 ( مشخصات سبكدانه ها براي بتن سازه اي در آمريكا ) و BS 3797:1990 ( مشخصات سبكدانه ها براي قطعات بنايي و بتن سازه اي در بريتانيا ) داده شده اند . در استاندارد بريتانيايي مشخصات واحدهاي بنايي نيز مورد بحث قرار گرفته است . اين آيين نامه ها محدوديتهايي براي افت حرارتي ( 5% درASTM و4% در BS)و همچنين در BS براي مقدار سولفات  1% 3 so  (به صورت جرمي ) را مشخص نموده اند .

ذكر اين نكات براي فهم بهتر مفيد است :
1- آيين نامه BS 1047:7983 مشخصات دوباره در هواي سرد شده ، كه منبسط نشده است را در بر مي گيرد .
2- سبكدانه هاي به كار رفته در بتن سازه اي ، صرفنظر از منشأ آنها توليداتي مصنوعي مي باشند و در نتيجه معمولا يكنواخت تر از سبكدانه طبيعي مي باشند . بنابراين سبكدانه را مي توان براي توليد بتن سازه اي با كيفيت ثابت مورد استفاده قرار داد .
نكته : سبكدانه ها داراي خصوصيت ويژه اي هستند كه سنگدانه هاي معمولي فاقد آن مي باشند و در رابطه با انتخاب نسبتهاي  مخلوط و خواص مربوط به بتن حاصل داراي اهميت ويژه اي مي باشند .اين ويژگي عبارتست از توانايي سبكدانه ها در جذب مقادير زياد آب و همچنين امكان نفوذ مقداري از خمير تازه سيمان به درون منافذ باز ( سطحي ) ذرات سبكدانه (مخصوصا ذرات درشت تر ) در نتيجه اين جذب آب توسط سبكدانه ، وزن مخصوص آنها زيادتر از وزن مخصوص ذراتي مي شود كه در گرمچال خشك شده اند .
روشهاي افزايش مقاومت بتن سبك :
كم بودن مقاومت بتن سبك عامل مهمي در محدود نمودن دامنه كاربرد اين نوع بتن و بهره گيري از امتيازات آن بوده است براي بدست آوردن بتن سبك با مقاومت زياد روشهاي زيادي مورد توجه قرار گرفته است .
نكته : عامل موثر و مشترك در كليه اين پژوهشها مصرف ميكروسيليس در بتن مي باشد . در اينجا اجمالا به چند روش اشاره مي گردد :
1- تحقيقات مشترك V.Novokshchenov و W.Whitcomb جهت افزايش مقاومت بتن سبك و بهبود ديگر خواص آن با استفاده از سبكدانه هاي سيليسي منبسط شده ، به اعتقاد آنان مقاومت بتن سبك تابعي از مقاومت سبكدانه ها و ملات است كه اين رابطه به صورت ذيل ارائه گرديد .
fc = fm (vm)+fa (1-vm)
fc = مقاومت بتن    fa = مقاومت سبكدانه
fm = مقاومت ملات  vm = حجم نسبي ملات
بدين ترتيب مشاهده مي شود كه مي توان با افزايش مقاومت سبكدانه و مقاومت و حجم ملات مقاومت بتن سبك را افزايش داد .

[ دوشنبه یکم آذر 1389 ] [ 23:58 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]

استفاده از بتن اليافي در سيستم پوشش تك پوسته اي تونل ها

 

مهندس مصطفي زمانيان ، دانشگاه صنعتي شريف

                       دکتر سيد حسن صحرانورد ، شرکت ساختماي بتون پاش

 

چكيده

در اين مقاله سعي شده است كه با توجه بيشتر مشكلات ناشي از اجراي پوشش تونل ها به روش سنتي، با ارائه روشهاي نو در حذف اين نقايص تا حد امكان  ضرايب ايمني در مقابل بارهاي زلزله فراهم آيد. در اين مقاله با مصرف شاتكريت اليافي انعطاف پذير بعنوان پوشش اوليه و ثانويه، علاوه بر فائق آمدن به مشكل خوردگي آرماتور در روشهاي سنتي با امكان ترخيص تنش زمين علاوه بر ايجاد اندركنش كامل ميان زمين و پوشش نهايي ، بخش قابل توجهي از بار به خود زمين واگذار مي شود. در پايان با  بررسي سيستم پوشش تک پوسته اي تونل راه آهن دوراهان- لوداب ، مقايسه اي بين سيستم پوشش سنتي و سيستم تك پوسته اي پيشنهاد شده براي اين تونل، بعمل آمده است.

 

واژه هاي کليدي : تونل ، بتن اليافي ،پوشش تک پوسته اي ، پوشش دو پوسته اي

 

1- مقدمه:

امروزه سازه هاي زيرزميني، بخش قابل توجهي از وظيفه نقل و انتقال و نگهداري به عهده گرفته اند با توجه به مدفون بودن اينگونه سازه و اندر كنش موجود در آنها با خاك اطراف، اثر زلزله روي اين سازه ها، خيلي مورد توجه قرار نمي گرفت. با افزايش حجم نقل و انتقال و نگهداري و همچنين كاهش عمق نسبت به سطح زمين (بعضي از موارد خاص) اهميت ايمني در مقابله زلزله در اينگونه سازه هايش از پيش مورد توجه قرار گرفت. در سالهاي اخير با ارائه توصيه ها و آئين نامه مقاوم سازي اينگونه سازه ها در مقابل زلزله گام مهمي در ايمن سازي اينگونه سازه ها برداشته شده است. در اين بين تونلها با توجه به ماهيت سازه اي خطي، گذر از شرايط مختلف زمين شناسي و نقش بسيار مهم آنها در صنعت  نقل و انتقال و ترافيك اهميت ويژه اي پيدا كرده اند.

با وجود رشد سريع تكنولوژي هاي نو در اجرا و ساخت تونل، متاسفانه روش هاي سنتي اجرا و لاينينگ تونل، هنوز در كشور جايگاه خود را حفظ نموده اند. استفاده از سيستم پوشش اوليه نسبتاً صلب مانع از امكان ترخيص تنش زمين با گذشت زمان شده و تنش هاي مخرب بالايي در اين پوشش ها ايجاد خواهد كرد. علاوه بر اين عدم امكان اتصال كامل ميان پوشش اوليه و ثانويه در سيستم هاي سنتي موجب كاهش كارايي اين سيستم در مقابله بارهاي ثانويه زمين و بارگذاري ناشي از زلزله خواهد شد.

2- بارگذاري در تونل

در حالت كلي، در توده هاي سنگي موجود در اعماق زمين، تنش هايي موسوم به تنش هاي درجا اثر مي كنند. عامل اصلي تنش هاي درجا،  وزن طبقات و فعاليتهاي تكتونيكي منطقه مي باشد. سپس از اجراي تونل (يا هر سازه زيرزميني) وضعيت تنشهاي درجا به هم ميخورد. و وضعيت تنش در اطراف حفره، آرايش جديدي پيدا مي كند كه با وظعيت اوليه آن متفاوت است. كه اين تنش ها که حاصل حفر تونل  مي باشند به تنش هاي القايي معروف مي باشند. آگاهي از وضعيت تنش هاي درجا و القايي، از جمله ضرورتهاي اصلي طراحي تونل و ساير سازه هاي زيرزميني است. زيرا در بسياري از موارد، ممكن است اندازه تنش هاي القائي از حد مقاومت سنگ تجاوز كند و در صورت عدم اعمال تمهيدات ، خرابي سازه  را در پي خواهد داشت. علاوه بر شكل و ابعاد تونل، شيوه و سرعت حفر تونل و همچنين مرحله بندي حفر اجزاي مختلف مقطع نيز در آرايش تنش هاي القايي موثراند. و سيستم حفاري بايد بگونه اي طراحي شود كه كمترين ناپايداري را در پي داشته باشد.

با توجه به رفتار خزشي سنگ ها در عمق سازه و در مجاورت با تونل، بارگذاري در روي لاينينگ را مي توان به دو بخش اساسي تقسيم كرد:

-  تنش هاي ناشي از حذف المانهاي سنگ يا خاك درون تونل، كه اين تنش ها را مي توان در كوتاه مدت و بعد از حفاري مقطع كامل تونل در نظر گرفت.

-  تنش هاي ناشي از رفتار خزشي توده سنگ در طولاني مدت و همچنين بارگذاري هاي ناشي از زلزله.

لاينينگ تونل بايد قابليت تحمل هر دو بخش بارگذاري را داشته و پايداري سازه تونل را در طولاني مدت تضمين نمايد.   

 

3- سيستم سنتي پوشش تونل ها

  با توجه به نوع خاص بارگذاري در تونل ها، استفاده از يك لايه پوشش اوليه جهت پايداري اوليه و ممانعت از ريزش گوه هاي سنگي ناپايدار و بالطبع ناپايداري در سازه هاي حفاري شده، ضروري به نظر مي رسد. ضخامت اين لايه رابطه مستقيمي روش حفاري، نوع خاك يا سنگ، سرعت حفاري و امكانات موجود دارد.  پس از حفاري كامل تونل و اجراي لاينينگ اوليه در سازه تونل ايجاد پايداري دراز مدت تونل توسط لاينينگ ثانويه كامل خواهد شد. لاينينگ اوليه عموماً بصورت مش و شاتكريت تر يا خشك مي باشد. و لاينينگ نهايي بسته به نوع خاك يا سنگ منطقه طيفي از انواع ساپورت ها را مي تواند در برگيرد. استفاده از قالب بتن و ميلگرد بعنوان روش مرسومي جهت پوشش ثانويه بكار مي رود. در مواردي كه اين سيستم جوابگو نباشد استفاده از قالب هاي فولادي يا لتيس ها ضروري بنظر مي رسد. در نهايت سيستم پوشش اوليه و نهايي بايد جوابگوي بارگذاري دراز مدت (رفتار خزشي سنگ يا خاك) و نيروهاي ديناميكي ناشي از زلزله باشند. معايب استفاده از پوشش سنگي تونل ها را مي توان بصورت زير دسته بندي كرد:

الف) عدم اتصال كامل ميان لاينينگ اوليه ثانويه و عدم انتقال كامل تنش هاي برشي در اين سطح مشترك، اندركنش كامل بين پوشش اوليه و ثانويه را مختل خواهد ساخت. كه اين عدم امكان اندركنش بين پوشش اوليه و ثانويه موجب افزايش نيروهاي ديناميكي وارد بر پوشش ثانويه در حين زلزله خواهد شد. و بالطبع موجب كاهش كارايي لاينينگ در مقابله با بارهاي استاتيكي و ديناميكي خواهد شد.

 

ب) صلبيت بالاي اين پوشش ها موجب عدم امكان ترخيص تنشهاي موجود در سنگ و ايجاد نيروي مخرب بسيار بالايي در جداره تونل خواهد شد. همچنين بعلت صليبت بالاي اين پوشش ها، در هنگام زلزله نيروهاي زيادي در اين سيستم ذخيره شده و ممكن است آسيبهاي فراواني به آن تحميل نمايد.

 

ج) خوردگي آرماتورهاي موجود در لاينينگ نهايي علاوه بر كاهش مقاومت خمشي پوشش، افت مقاومت بتن را نيز در پي خواهد داشت. بدليل پديده هاي تبادل يوني و كلراسيون در هنگام خوردگي آرماتورها، مقاومت فشاري بتن لاينينگ بطور قابل توجهي كاسته خواهد شد كه اين پديده همراه خوردگي آرماتور  بتن، موجب افت شديد مقاومت لاينينگ تونل مي شود.

 

د) عدم امكان ويبره كامل در هنگام بتن ريزي در قالب با بر جاي گذاشتن حباب هاي هوا درون بتن، علاوه بر افت مقاومت بتن موجب افزايش پتانسيل خوردگي آرماتورها نيز خواهد شد.

 

ﻫ) سرعت اجراي پايين، مشكلات اجرايي فراوان، هزينه هاي بسيار بالا جهت قالب گذاري و بتن ريزي از ديگر معايب روش سنتي به شمار مي روند.

 

4- سيستم پوشش تك پوسته اي تونل

در اين روش با امكان ايجاد اتصال كامل ميان پوشش اوليه و ثانويه، امكان ايجاد پوششي يكپارچه در زمان تحويل لاينينگ نهايي فراهم مي آيد. اتصال كامل ميان لاينينگ اوليه و نهايي در اين روش با كمك مواد افزودني به بتن و جلوگيري از انقباض آن پس از  اجرا فراهم خواهد آمد. استفاده از الياف پليمري با مقاومت كششي بالا علاوه بر كمك به يكپارچگي پوشش تونل مشكلات ناشي از خوردگي آرماتور نيز مرتفع مي سازد. در اين روش پس از حفاري مقطع تونل و شاتكريت اوليه، پوشش ثانويه بصورت شاتكريت روي پوشش اوليه اجرا خواهد شد و پوشش نهايي بصورت مقطعي يكپارچه از دو شاتكريت اوليه و نهايي بدست خواهد آمد. در مقايسه با معايب موجود در سيستم پوشش سنتي تونل ها مي توان موارد زير را بعنوان مزاياي استفاده از سيستم پوشش شات كريت اليافي در پوشش هاي تك پوسته اي نام برد:

 

الف) با توجه به اتصال كامل ميان پوشش اوليه ثانويه امكان انتقال تنش برشي بين پوشش اوليه و ثانويه فراهم آمده و اندركنش بين دو شاتكريت بصورت كامل تامين خواهد شد لذا کاهش ضخامت لايينگ نهايي امکان پذير خواهد بود.

ب) انعطاف پذيري بالاي اين پوشش هاي اليافي امكان جابجايي ناچيز را در قطعات سنگي اطراف تونل و تنش هاي ذخيره شده در آنها را فراهم مي آورد. لذا بخش قابل توجهي از بارگذاري زمين به خود آن واگذار خواهد شد و به تناسب آن مي توان از پوشش كمتري جهت تحمل بارگذاري هاي زمين استفاده كرد.

ج) استفاده از الياف پليمري در شاتكريت اليافي علاوه بر رفع شكل خوردگي آرماتورها، افت هاي مقاومت ناشي از عدم ويبره كامل قالب را نيز برطرف خواهد نمود.

د) امكان اجراي سريع اين گونه پوشش ها با توجه به حذف قالب از اين روش ، از ديگر مزيت هاي پوشش هاي تك پوسته اي به شمار مي رود.

ﻫ ) انعطاف پذيري بالاي اين پوشش ها موجب هماهنگي در تغيير مكان هاي پوشش با حركات زمين شده و از تجمع نيروهاي مخربي كه در پوشش هاي صلب، بعلت مقاومت در مقابل حركات زمين ايجاد مي شد جلوگيري خواهد کرد.

و) ذوب رشته هاي پليمري در هنگام آتش سوزي موجب ايجاد حفرات ريز و به هم پيوسته اي درون پوشش تونل شده و از تجمع هوا و انفجار بتن در هنگام آتش سوزي ممانعت بعمل خواهد آورد.

ز)کاهش چشمگير هزينه ها با توجه به حذف قالب ، حذف آرماتور ، سرعت بالاي اجرا وکاهش ضخامت ها در هر متر طول تونل از مهمترين مزيتهاي اين گونه پوشش ها به شمار مي رود.

 

5- سيستم پوشش جايگزين قطعه دوم راه آهن دوراهان لوداب

 مسير قطعه دوم دوراهان لوداب از نظر توپوگرافي در حالت كوهستان شديد مي باشد. كه در آن مسير بصورت خاكريزي و خاكبرداري بصورت ترانشه و برجستگي و تيغه هايي وجود دارد كه مستلزم تونلزني مي باشد.

راه اصلي پاتاوه دهدشت ارتباط استانهاي اصفهان و چهال مهال و بختياري و كهكيلويه و بويراحمد را با استان خوزستان تامين مي نمايد و راه اصلي دوراهان – لوداب در دو قطعه، قسمتي از راه اصلي پاتاوه – دهدشت مي باشد. بر اساس داده هاي طبقه بندي انجام شده از توده سنگ با روش RMR، روباره و ساختار زمين شناسي منطقه، پارامترهاي ژئومكانيكي توده سنگ ميزبان، از قبيل پارامترهاي چسبندگي زاويه اصطكاك داخلي و مدول شكل پذيري تعيين شده است، كه طراحي هاي انجام شده با ارائه ضخامت تيپ 35 سانتيمتر در شرايط مختلفي از روباره و مقاومت سنگ ارائه شده است.

 

جدول (5- 1) بحراني ترين مقطع را از نظر روباره و مقاومت سنگ ميزبان نشان مي دهد كه طراحي ها بر اساس اين مقطع صورت پذيرفته است.

 

پارامتر

 


RMR

روباره m

E(GPa)

C(KPa)

(deg)

توده سنگ

توده سنگ

31

116

1.58

150

20

 

پارامتر

جدول (5-1) پارامترهاي ژئومكانيكي توده سنگ ميزبان

 

 

قابل توجه است كه حفاري اين تونل بصورت دو مقطعي با گام هاي حفاري 2 متر در نظر گرفته شده است. نمودار اندركنش زمين در اثر حفاري بخش فوقاني تونل در ديواره ها و سقف تونل بصورت زير مي باشند.

شكل (5-1) منحني اندركنش زمين در اثر حفاري بخش فوقاني تونل

 

شكل (5-2) منحني اندركنش زمين در اثر حفاري بخش فوقاني تونل

 

با توجه به گام حفاري 2 متري و عرض دهانه 5.8 متري در حفاري بخش فوقاني با استفاده از منحني پانه مي توان مقدار تغيير مكان ديواره به حداكثر تغيير مكان را  پس از شاتكريت اوليه محاسبه نمود.

  

بنابراين مراحل مدلسازي حفاري و نصب پوشش در تونل و درصد اعمال بار براي مدل  به صورت زير مي باشد:

فاز 1: حذف المانهاي داخل مرز حفاري بخش فوقاني و آزاد سازي- نيروهاي نامتعادل گرهي

فاز 2: فعال سازي المانهاي پوشش در بخش فوقاني تونل و آزاد سازي ما بقي نيروهاي نامتعدل گرهي

فاز 3: حذف المانهاي داخل مرز حفاري بخش تحتاني و آزاد سازي- نيروهاي نامتعادل گرهي

فاز 4: فعال سازي المانهاي پوشش در بخش تحتاني

با توجه به حداكثر تغيير مكان  بدست آمده از نمودارهاي (5-1) و (5-2) مي توان مقدار ترخيص تنش را در اثر حفاري بخش فوقاني بدست آورد. با استفاده از محاسبات انجام شده براي تحليل پايداري لاينينگ اوليه 15 سانتي متري  توسط نرم افزار Plaxis v.7.2  ، مقادير تغيير مكان افقي و قائم مطابق با  جدول (5-3) بدست آمد.

 

فاز حفاري

محل مورد نظر

تغيير مکان ماکزيمم(mm)

41% درصد تغيير مکان ماکزيمم(mm)

درصد اعمال بار

بخش فوقاني تونل

تاج

15

6.2

61%

بخش فوقاني تونل

ديواره

11

4.5

61%

جدول 5-3 .درصد اعمال بار در مراحل مختلف بار گذاري

مقادير نيروي برشي ، لنگر خمشي و نيروي فشاري حداكثر در لايينگ اوليه   پس از پايان فاز دوم تحليل در جدول (6-4) نمايش داده شده اند.

جدول (5-4) نيروي پوشش براي مدل تونل

نيروهاي مربوط به مدل

M(KN-m)

V(KN)

P(KN)

پس از شاتكريت مقطع

69/3

58/2

2290

0/0

04/28

1661

38/7

82/9

1882

تحليل لرزه اي تونل نيز با استفاده از نرم افزار SAP 2000 v.9 و اعمال اعوجاج حداكثر 00035.0 انجام شده است.پارامترهاي انتخابي جهت تحليل لرزه اي در جدول 5-5 ارائه شده اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول (5-5) پارامترهاي انتخابي براي تحليل لرزه اي تونل

حداكثر شتاب زمين در عمق احداث سازه (PGA)

0.2 g

حداكثر سرعت ارتعاشي زمين در عمق احداث سازه (PGV)

26 cm/s

بزرگي زلزله قابل انتظار (Mw)

5.7

سرعت انتشار موج برشي (Cs)

498 m/s

 

نتايج تحليل ديناميكي پوشش نهايي در شرايط مختلف بارگذاري  يز در جدول 5-6  ارائه شده است.

 

 جدول (5-6) نتايج تحليل ديناميكي پوشش نهايي در شرايط مختلف بارگذاري

بار گذاري

(ton)

(ton.m)

(ton)

نتيجه

كنترل مقاطع بحراني خمش در تركيب بار

1.3D+1.4Rock+1.4EQ

39.44

12.74

---

OK

كنترل مقاطع بحراني نيروي محوري در تركيب بار

1.3D+1.4Rock+1.4EQ

65.29

8.05

---

OK

كنترل مقطع بحراني برش در تركيب بار 1.3D+1.4Rock+1.4EQ

 

---

---

5.6

OK

كنترل مقاطع بحراني خمش در تركيب بار

1.3D+1.4SymmetricRock+1.4EQ

103.97

7.27

---

OK

كنترل مقاطع بحراني نيروي محوري در تركيب بار

1.3D+1.4SymmetricRock+1.4EQ

111.5

4.31

---

OK

كنترل مقطع بحراني برش در تركيب بار

1.3D+1.4SymmetricRock+1.4EQ

---

---

6.69

OK

 

 

 

 

 

 

 

.6جمع بندي و نتيجه گيري:

کنترل شاتکريت اوليه براي نيروها و لنگرهاي ايجاد شده در بدترين مقطع از لحاظ خصوصيات سنگ و روباره بيانگر کافي بودن 15 سانتي متر شاتکريت اليافي براي لاينينگ اوليه مي باشد . و چون سطح پوشش اوليه زير بوده و همچنين پوشش نهايي به وسيله تکنيک بتن پاشي با فشار زياد روي شات کريت اوليه پاشيده مي شود مي توان پوشش نهايي را يک مقطع يکپارچه در نظر گرفته و تحليل کرد . عدم استفاده از مصالح آب بند بين پوشش اوليه و ثانويه نيز دليلي ديگر بر اثبات اين مدعا مي باشد . با توجه به تحليل هاي انجام شده ضخامت 15 سانتي متر براي پوشش اوليه پيشنهاد شده است و با توجه به نتايج آناليز انجام شده مي توان ديد که استفاده از 15 سانتيمتر شاتکريت اليافي ضرايب اطمينان بالايي را در مقابل برش و خمش ايجاد خواهد کرد از اينرو استفاده از ضخامت هاي کمتر در پوشش اوليه، کاملاً منطقي به نظر مي رسد .

لاينينگ نهايي که شامل خود لاينينگ اوليه نيز مي باشد ، تحليل استاتيک و ديناميکي شده است. لازم به ذكر است كه مقاومت بتن مورد استفاده در اين محاسبات kg/cm2 200 مي باشد، در صورتي كه بتن اليافي مورد استفاده داراي kg/cm2 250 خواهد بود. علاوه بر اين از مقاومت هاي كششي و برشي بالاي بتن اليافي در مقايسه با بتن معمولي نمي توان صرفنظر كرد. به عبارت ديگر با توجه به ضرايب اطمينان بسيار بالاي بكار رفته در اين تحليل، مقدار ضخامت نهايي 35 سانتي متر بتن اليافي علاوه بر كفايت در برابر بارهاي استاتيكي و ديناميكي ضريب اطمينان بسيار بالايي در اجرا ايجاد خواهد نمود.

در مجموع به نظر مي رسد که استفاده از بتن اليافي براي پوشش هاي موقت و کم ميلگرد از نظر مقاومتي و صرفه جويي در مصرف بتن و در نتيجه سرعت اجرا  بسيار توجيه پذير است . در حالت پوشش نهايي در برابر بارهاي دراز مدت به علت استفاده از ميلگرد سازه اي زياد در بتن مسلح ظرفيت ها به هم نزديکتر    مي شود ولي بازهم بتن اليافي به ضخامت کمتري نياز دارد . البته بايد به دو نکته در حالت باربري دراز مدت توجه داشت . اول اينکه به علت مصرف بيشتر ميلگرد در بتن مسلح معمولي توجيه اقتصادي بتن اليافي بهتر مي شود و دوم و مهمتر اينکه دوام و عمر مفيد بتن اليافي بسيار بيشتر از بتن معمولي است اين مسأله خصوصاً در سازه هاي زير زميني که در معرض آب و رطوبت و خوردگي بيشتر قرار دارند اهميت بسياري دارد . علاوه بر موارد فوق بتن هاي اليافي در برابر بارهاي ديناميکي مانند زلزله ، سايش و ضربه نيز به علت خصوصيات جذب انرژي مناسب عملکرد بسيار مناسب تري از خود نشان داده اند . اين مساله در تغيير  مد خرابي اين سازه ها نيز بسيار موثر بوده است به طوري که به راحتي  مي توانند خواص شکل پذيري که با افزودن ميلگرد فشاري در مقطع تأمين مي شود را بدون هيچ تغييري به وجود آورد.

 

[ دوشنبه یکم آذر 1389 ] [ 23:41 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]

سيمان پوزولان

مقدمه :

مساله ای كه تاكنون در كشور ما كمتر بدان توجه شده است ، استفاده مجدد و مفید از زواید وضایعات اعم از معدنی ، صنعتی ، كشاورزی در محیط که حیات را به مخاطره می اندازد . و از همه مهمتر تعهد نسبت به آیندگان ایجاب می كند كه تحقیقات جامعی بر روی مصارف ضایعات مختلف به عمل آمده و با ارائه راه حل های كاربردی نسبت به كاهش مصرف مواد اولیه و تولید ضایعات و به كارگیری ضایعات مختلف به عنوان ماده اولیه اقدام گردد . در ادامه به بررسی یكی از موارد استفاده از این ضایعات در صنعت ساختمان ، یعنی در تولید سیمان ، می پردازیم .


تعاریف :

سیمان پوزولان : همانطور كه از نام این سیمان پیداست سیمانی است كه از تركیب سیمان پرتلند معمولی با یك یا چند پوزولان بدست می آید . اغلب برای آنكه آب دریا و آب های سولفات دار در زمین های گچی در بتن سیمانی اثر بد نكند به سیمان بتن ، پوزولان می افزایند .


پوزولان ها : پوزولان ها مواد سیلیسی و یا سیلیسی آلومینی هستند كه به عنوان یك مكمل سیمان پرتلند معمولی در افزایش خاصیت چسبندگی بتن موثرند . این مواد در حالت معمولی با آب واكنش نمی دهند ولی در مجاورت آهك یا سیمان واكنش شیمیایی ایجاد می كنند و مقاومت و دوام بتن را در دراز مدت افزایش می دهند .
ساخت و سازها مورد استفاده قرار گرفته اند می توانند مشكلات مربوط به محدودیت تولید را حل كنند . این مواد كه به صورت طبیعی و مصنوعی قابل حصول می باشند ، توانسته اند با جایگزینی با سیمان ضمن ایجاد صرفه جویی در سوخت برای تولید سیمان و كاهش آلودگی محیط زیست ، در خواص بتن نیز موثر بوده و دوام آنها را بویژه در محیط خوردنده افزایش دهند . لازم به ذكر است كه واژه پوزولان از پوزولی ( منطقه ای در ایتالیا ) گرفته شده كه حدود 2000 سال پیش برای اولین بار پوزولان در آنجا پیدا شده است . امروزه سیمان پوزولان كاربرد وسیعی پیدا كرده و در اغلب كشورهای پیشرفته مورد استفاده قرار می گیرد . در آمریكا در 1910 كاربرد آن رواج پیدا كرده . در چین ، مكزیك ، هند ، ژاپن ، ایتالیا و …. مصرف بالایی دارد . پوزولان در ایران در سال 1320 كشف شد و از پوزولان های طبیعی ایران می توان تراس جاجرود ، خاك سرخ لومار ، پوكه بستان آباد ، را نام برد . دامنه كوه های سهند ، دماوند ، تفتان و استان كرمان نیز از جمله مكان های پوزولان های طبیعی ایران می باشند .امروزه پوزولان های مصنوعی در كشورهای صنعتی كه تولیدات زیادی دارند كاربرد وسیعی پیدا كرده است . پوزولان های مصنوعی شامل سربازه كوره های آهن گذاری ، دوده سیلیس ، خاكستر پوسته برنج ، رس كلسینه شده و …. است كه البته استفاده از اینها هم ارزش اقتصادی به آنها داده و هم منجر به كاهش آلودگی محیط زیست شده است ، چرا كه این مواد ، مواد زائد و تولیدات فرعی كارخانه ها و از آلاینده های محیط زیست هستند .


تاریخچه استفاده از چند پوزولان مصنوعی در سیمان پرتلند :
كاربرد دوده سیلیس به سال 1950 در نروژ بر می گردد كه در تونل ها استفاده می شد و سپس اولین استاندارد استفاده از این ماده در بتن در نروژ نوشته شد و سپس در كشورهای دیگر مانند سوئد ، دانمارك ، كانادا و…. مورد استفاده و تحقیق قرار گرفت . دوده سیلیس یك پورد بسیار نرم است كه فرایند صنایع فلزی سیلیسیم می باشد . خاكستر پوسته برنج نیز یك پوزولان نرم و مشهور است كه می تواند در تولید سیلیس جایگزین میكروسیلیس شود . این ماده در كشورهایی مانند مالزی ، هند ، ژاپن ، آمریكا مورد آزمایش و تحقیق قرار گرفت . در ایران نیز در مركز تحقیقات ساختمان ومسكن ، دانشگاه علم وصنعت ایران و دانشگاه امیركبیر تحقیقاتی در این زمینه انجام شده و نتایج قابل قبولی بدست آمده كه می توان به عنوان پوزولان مرغوب در تولید میكروسیلیس از این ماده استفاده كرد . كاربرد رس كلسینه شده در گذشته های دور هم رایج بوده است و در حدود 3600 سال پیش از ظروف شكسته ی پخته شده و آهك ، ماده پوزولایی و مواد چسبنده درست می كردند كه توسط رومی ها و یونانی ها استفاده می كنند كه رنگ سرخ دارند و نمای ساختمان را سرخ می كنند . امروزه در كشورهایی مثل دانمارك ، برزیل ، فرانسه ،انگلستان ، آمریكا و كشورهای پیشرفته از آهك و رس كلسینه شده در سدسازی استفاده می شود كه مقاومت بسیار خوبی دارد .


انواع سیمان های پوزولانی :


1-سیمان پوزولانی نوع S .
این سیمان متشكل از ذرات آسیاب شده و ریز شده سرباره كوره های آهن گذاری و كلینكر سیمان و مقدار لازم سنگ گچ كه همراه با یكدیگر آسیاب می شوند وافزودن مقدار كمی ماده هوازا به آن است . بیش از 70 درصد وزنی این سیمان را سرباره تشكیل می دهد . از نمونه های آن نو ع entrainment Air , A یا در برگیرنده هوا می باشد .


خواص ملات ساخته شده از این نوع سیمان و ماسه به نسبت 16 در مقایسه با ملات سیمان –آهك ماسه به نسبت 6؛ 1 :1 بسیار بهتر است ازآنجا كه مقاومت فشاری ملات های ساخته شده با این نوع سیمان بالاتر است بنابراین میتوان آن را برای ساخت دیوارهای آجری كه به بار طراحی شده بیشتری نیاز دارند ، توصیه كرد . قابلیت آب نگهداری ملات این سیمان چندین بار بیشتر از ملات ماسه سیمان است ، ترك خوردگی در آن كمتر بوده و خاصیت آبندی بیشتری دارد این سیمان در برابر حمله سولفات ها مقاوم است بنابراین استفاده از آن از شوره زدگی در آجركاری جلوگیری می كند . سیمان پرتلند پوزولانی با بیش از 50 درصد پوزولان سرباره كوره آهنگزاری در مقابله با سولفات قوی به همراه یون كلر ، مقابله با واكنش قلیایی سنگدانه ها و ساخت بتن متراكم با نفوذ پذیری كم بكار می رود .


2 . سیمان پوزولانی نوع (SM ) I :
این سیمان مخلوطی از سیمان پرتلند و سرباره كوره بلند است . سرباره كمتر از 25 درصد وزنی این سیمان را تشكیل می دهد .
در انواع مختلف Air enterainment A یا دربرگیرنده هوا ، MS resistace Moderate Suifate یا مقاوم در برابر سولفات Moderate hear OF hydration MH یا گرمای مناسب هیدراسیون عرضه می شود . از این سیمان در كارهای حجیم مانند سدهای وزنی ، كارهایی كه در معرض حمله ضعیف سولفات ها قرار دارند و بتن ریزی و اندودكاری در هوای گرم استفاده می شود .


3 . سیمان پوزولانی نوع IS :
این سیمان مخلوطی از سیمان پرتلند و سرباره كوره بلند است .حدود 25 تا 70 درصد وزنی آن پوزولان می باشد .
در انواع مختلف Air enterainment A یا دربرگیرنده هوا ، resistance Mmoderate Sulfat MS یا مقاوم در برابر سولفات و Modernate hear of hydration MH یا گرمای مناسب هیدراسیون عرضه می شود .


4 . سیمان پوزولانی نوع IP یا P :
این سیمان مخلوطی از سیمان پوزولان های گوناگون و پرتلند است و اغلب مخلوطی با پوزولان بكار رفته در نوع IS می باشد . 15 تا 40 درصد وزنی این سیمان از پوزولان های یاد شده تشكیل شده است . نوع IP در انواع Air entrainment A یا دربرگیرنده هوا ، Moderate Sulfate MS resistance یا مقاوم در برابر سولفات Modernate hear of hidration MH یا گرمای مناسب هیدراسیون عرضه می شود .نوع P در انواع مختلف Low Hear of hydration LH یا دمای هیدراسیون پایین entrainment AIR A یا در برگیرنده هوا Moderate Sulfate resistance MS یا مقاوم در برابر سولفات عرضه می شود . از این سیمان نیز در كارهای حجیم مانند سدهای وزنی ، و بتن ریزی و اندود كاری در هوای گرم استفاده میشود ضمنا از این سیمان برای مقابله با سولفات های قوی استفاده می شود .


5 . سیمان پوزولانی نوع I(PM) :
مخلوطی از سیمان پرتلند و چند پوزولان است .پوزولان ها كمتر از 15 درصد وزنی این سیمان را تشكیل می دهد .در انواع مختلف Air enterainment A یا دربرگیرنده هوا . resistance Moderate Sulfat MS یا مقاوم در برابر سولفات و Moderate hear of hydration MH یا گرمای مناسب هیدراسیون عرضه می شود .ضمناً موارد دیگری نیز وجود دارد .


سیمان یا پوزولان خاكستر بادی :
فرآیند تولید كلینكر این نوع سیمان كه دارای مقاومت بالایی نیز هست . در دمای 1350درجه سانتیگراد انجام می شود ، و در حالی كه كلینر سیمان پرتلند معمولی در دمای 1450 درجه سانتی گراد تولید می شود . این سیمان را می توان در كارخانه با آسیاب كردن توام سیمان پرتلند و خاكستر بادی و افزودن مقدار لازم سنگ گچ به هنگام آسیاب كردن ، یا با آمیختن خاكستر بادی یا سیمان پرتلند معمولی تولید كرد .مخلوط های بتنی ساختمان كه 20 درصد وزن سیمان آنها با خاكستر بادی جایگزین شده است ، می توانند برای مقاومت فشاری ، خمشی و ضریب ارتجاعی برابر بتن های ساخته شده با سیمان پرتلند در 28 روز طراحی شوند .


خواص پوزولان ها :


معایب تولید سیمان پرتلند معمولی :
برای تولید هر تن سیمان 25/1 تن دی اكسید كربن تولید می شود كه یك گاز گلخانه ای مضر است . در ضمن برای ساختن سیمان پرتلند به انرژی گرمایی بسیار بسیار زیادی احتیاج داریم (گفته می شود كه این انرژی بیش از انرژی مورد نیاز در هر صنعت دیگری است ) برای تولید هر تن سیمان پرتلند حدود 6 میلیون BTU ( واحد گرمایی بریتانیایی معادل با شش میلیون و سیصد هزار كیلو ژول ) گرما نیازمندیم . پس می توان با استفاده كردن از پوزولان هم باعث صرفه جویی در سوخت و انرژی لازم برای تولید سیمان شده و هم تولید ارزان تر سیمان ، زیرا پوزولان انرژی اقتصادی كمی دارند .دادن ارزش اقتصادی به آن ها ؛ زیرا پوزولان ها مواد زائد و تولیدات فرعی كارخانه ها می باشند . با استفاده از آن ها می توان مواد زائد و تولیدات فرعی كارخانه ها و آلاینده های محیط زیست را به مصرف رساند و نیز استفاده از آنها در كاهش انتشار گازهای گلخانه ای مانند (CO2 ) نیز موثر است .


خواصی كه سیمان های پوزولانی به بتن می دهند :
باعث تاخیر در زمان گیرش بتن می شوند . به همین دلیل در سدها بیشتر از آنها استفاده می شود ، با استفاده از این مواد می توان ترك های حرارتی را كنترل كرد .كاهش نفوذپذیری ، بهبود خواص فیزیكی و شیمیایی ، افزایش عمر مفید سازه ها از دیگر خواص سیمان های پوزولانی است .لازم به ذكر است كه اكثر این بتن را تا حدودی كاهش می دهند كه با بكار بردن افزودنی هایی مثل روان كننده ها یا فوق روان كننده ها می توان از كاهش كارایی آن جلوگیری كرد .

 

[ سه شنبه دهم فروردین 1389 ] [ 13:3 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]

طراحی سیستم یکپارچه تغذیه خطوط تولیدی در صنایع خودرو سازی با استفاده از فناوری RFID در محیط تولید ترکیبی ( Mix Production )

 

 

علیرضا مقدمی شاد

شرکت سایپا –  معاونت برنامه ریزی جامع تولید – کیلومتر 15 جاده مخصوص کرج

 

واژگان کلیدی : کنترل موجودی – RFID -  Mix Production – برنامه ریزی حمل –  Picking Methods –  سیستمهای همزمان ( پیوسته ) و غیرهمزمان ( گسسته ) –  ERP

 

چکیده

موجودی ها ­­ داشته است . در یک فرایند تولیدی خوب و کارا نقطه ارزش زمانی است که موجودی در لحظه ای که بدان نیاز است در محلی ( ایستگاهی ) که قرار است در آن مصرف شود حاضر باشد در غیر اینصورت عدم حضور موجودی در آن لحظه سبب توقف خط و تحمیل خسارات سنگین ناشی از آن و حضور آن در موعدی زودتر از زمان نیاز سبب خواب سرمایه شرکت , به بار آوردن ضایعات بدلیل ازدحام موجودی ها و ... می شود لذا آرمان یک سیستم تغذیه خطوط , تغذیه خط درست به موقع نیاز ( JIT ) می باشد. این مقاله به ارائه مدلی یکپارچه جهت تغذیه خطوط تولید صنایع خودرو سازی خصوصا در محیطهای تولید ترکیبی ( Mix Production ) می پردازد.

1- مقدمه

 

مفهوم تولید در اغلب شرکتهای تولیدی در قالب یکی از فرایند های مونتاژ ( Assembly ) , ساخت ( Manufacturing ) و یا ترکیبی از ایندو در سطح شرکت , شناخته می شود . صنایع خودرو سازی با توجه به پروسه تولید  خود جهت بکارگیری حداکثر ظرفیت سعی نموده اند تا کلیه فرایند های ساخت و مونتاژهای فرعی وابسته به آن را در قالب برون سپاری به بیرون سازمان هدایت نمایند . تامین قطعات نیز به تامین کنندگان بیشماری سپرده گردیده و تنها فعالیتهای مربوط به مونتاژ در سایت ( Plant ) اصلی انجام می پذیرد . در چنین فضایی تحت کنترل بودن پیوسته و مداوم سطح موجودی ها بر خلاف سایر محیطهای تولیدی از اهمیت شایانی برخوردار است . اغلب در چنین محیطهایی بدلیل سرمایه گذاری بسیار سنگین انجام پذیرفته , خطوط تولید بایستی بطور پیوسته مشغول تولید بوده  و هر لحظه توقف خط ( خصوصا در موارد قابل جلوگیری نظیر موارد ناشی از کمبود موجودی ) زیانهای سنگینی وارد نموده و هزینه فرصت از
دست رفته بسیاری خواهد داشت .

توقف خط ناشی از کمبود موجودی می تواند به دو دلیل به وقوع بپیوندد :

الف – عدم وجود قطعه در انبارهای شرکت که این امر بایستی با برنامه ریزی های مناسب تامین و سفارشات که می تواند بر مبنای MRP[1][1]  و یا الگوی VMI[1][2] باشد مرتفع شود .

ب -  عدم تغذیه مناسب خط با وجود وجود قطعه در انبارهای شرکت که ناشی از عدم وجود یک سیستم یکپارچه تغذیه خطوط تولیدی می باشد .

در محیطهایی که تعداد قطعات محصول زیاد باشد ( نظیر خودرو سازی با حدود متوسط 4000 قطعه برای هر نوع خودرو ) پیچیدگی کترل فرایند توزیع قطعات بطور وحشتناکی  افزایش خواهد یافت وکنترل موجودی قطعات در خطوط تولید اهمیت بسیاری خواهد یافت لذا وجود سیستمی جامع و یکپارچه که بتواند کلیه قطعات و وجود آنها با مشخصات مطلوب ( 3R  ) را تحت کنترل مداوم داشته باشد اجتناب ناپذیر می نماید .

در چنین سیستمهایی بدلایل زیر امکان نگهداری موجودی به مقدار زیاد در محیط تولید جهت جلوگیری از توقف خط وجود نداشته و موجودی حتما بایستی در حدود مشخصی نگهداری شود .

1 -  اندک بودن فضای انبارش کنار خطوط بدلیل نوع تکنولوژی تولید خودرو که ایستگاهها بایستی کنار یکدیگر طراحی شوند.

2 -  بالا رفتن میزان ضایعات بدلیل ازدحام قطعات در محیط درهم فشرده تولید

3  –  افزایش پیچیدگی فرایند توزیع قطعات بدلیل وجود حالتهای خاص نظیر ضایعات یا مردود شدن قطعات در حین فرایند تولید و لزوم تغذیه مجدد آنها بصورت سریع[1][3]  . ] 1 [

لذا موجودی بایستی به میزان و سیکل برنامه ریزی شده خاصی از انبار خارج و در خطوط تولید تغذیه گردد . این امر نیاز مند رعایت R 3  ( Right Quantity , Right Place , Right Time ) می باشد بدین منظور قطعه بایستی در مقدار صحیح خود ( مقدار مورد نیاز ) در زمان برنامه ریزی شده در محل مورد نظر ( محل مصرف ) قرار داشته باشد تا خط به هیچ عنوان تهدید به توقف نگردد .

 

جدول شماره 1 - اثرات و تهدیدات سازمان در اثر عدم تغذیه صحیح

 

 

Yes

No

Right Quantity

P

کمتر از حد نیاز : احتمال توقف خط

بیشتر از حد نیاز : تراکم موجودی در خطوط و احتمال ضایعات

Right Place

P

اضافه کار ناشی از جابجایی مجدد به محل صحیح

Right Time

P

زودتر از زمان نیاز : انباشتگی موجودی و احتمال ضایعات

دیرتر از زمان نیاز  : توقف خط

 

فرایند کنترل موجودی خطوط تولیدی می تواند به عوامل انسانی سپرده شود اما خطاهای ناشی از اشتباههای عمکرد افراد بسرعت قابل شناسایی , ردیابی و پوشش نبوده و می تواند سبب توقف خط گردد.

در چنین فضایی لزوم استفاده از سیستمهای شناسایی خودکار ضروری می نماید . بطور کلی شناسایی خودکار و نگهداری داده ها (AIDC ) روشی است که طی آن تجهیزات خواه سخت افزای یا نرم افزاری قادر به خواندن و تشخیص داده ها بدون کمک گرفتن از یک فرد هستند.

یکی از جدید ترین مباحث مورد توجه جهت شناسایی افراد یا کالاها استفاده از سیستم شناسایی با استفاده از فرکانس رادیویی یا RFID میباشد.

با استفاده از فناوری RFID  براحتی می توان وضعیت موجودی ( سالم , ضایعاتی , مردود , حالت تعلیق کیفی[1][4] ) و مقدار آن در سالنهای تولیدی ( و همچنین کل سطح کارخانه ) را تحت نظر گرفت و برمبنای اطلاعات جمع آوری شده از این سیستم که خطایی بی نهایت اندک دارد نسبت به برنامه ریزی تغذیه خطوط تولید اقدام نمود.

 

فناوری RFID :

RFID که مخفف سه واژه Radio Frequency Identification است؛ قادر به تبادل داده ها بوسیله برقراری اطلاعات بین یک Tag که به یک کالا ، شئ یا .. متصل شده است و یک بازخوان ( Reader ) می باشد.

سیستمهای RFID از سیگنالهای الکترونیکی و الکترو مغاطیسی برای خواندن و نوشتن داده ها بدون تماس بهره گیری می کنند.

Tag ها وسیله شناسایی متصل شده به کالا , شی یا فردی است که ما میخواهیم آن را رد یابی کنیم وبازخوان ها ( Reader ) ها وسایلی هستند که حضور برچسب ها را در محیط تشخیص داده و اطلاعات ذخیره شده در آنها را بازیابی می کنند.

 

مزایای استفاده از فن آوری RFID

مزایا استفاده از این تکنولوژی به شرح ذیل میباشد:
1.کاهش هزینه ها (کاهش فعالیت های دستی و افزایش سرعت)
2.اتوماسیون (بدون توقف)
3.کاهش خطا
4.کنترل فرایندهای غیر قابل رویت
5.امکان به روز رسانی بر چسب ها بدون دخالت دست
6.امنیت
7.یکپارچگی

 

نمونه کاربردهای  RFID

 

- مدیریت بار مسافران :

شناسایی و کنترل بار و اثاثیه مسافران با استفاده از فرکانسهای رادیویی

هدف از بکارگیری فرکانسهای رادیویی جهت شناسایی و کنترل بار و اثاثیه مسافران، ترویج و توسعه فناوری RFID به منظور بهبود مدیریت و سازماندهی فرآیندهای مختلف اداره بار نظیر جداسازی، دسته بندی و حمل و نقل اثاثیه مسافران و جلوگیری از خسارات احتمالی یا مفقود شدن این محموله ها می باشد.

 

- مدیریت دام و گوشت

این Tag ها به منظور شناسایی حیوانات اهلی گم شده، مرتب کردن، مراقبت کردن و نگهداری پیشینه درمانی حیوانات اهلی بکار برده می شود.

 

- کنترل ورود و خروج وسایط نقلیه

استفاده از فن آوری RFID کنترل ورود و خروج وسایط نقلیه در محلهایی است که امنیت ورود و خروج ماشینها بسیار مهم و ضروری بنظر می رسد.

- مدیریت کتابخانه ها و کتاب ها

الف- جلوگیری از سرقت کتاب های موجود

ب- اجرای سیستم خودکار بازگشت و حتی خروج کتابها از کتابخانه

ج- پیگیری و کنترل چیدمان صحیح کتابها در قفسه های مربوط به خودشان

ج- پیگیری و کنترل چیدمان صحیح کتابها در قفسه های مربوط به خودشان

 

- کاربرد فن آوری RFID در مباحث پزشکی

ثبت و یا ذخیره سازی اطلاعات بیمار از قبیل نام و آدرس، تاریخ پذیرش و بستری و نیز نوع بیماری ،پزشک معالج ،نوع عمل جراحی و .... در پایین آوردن اشتباهات و خسارات جبران ناپذیر در بیمارستان نقش حیاتی دارد.
همچنین فرار و یا دزدیده شدن بیمار از بیمارستان با همین فن آوری تقریباً غیر ممکن بنظر می رسد.
جلوگیری ازجابجا شدن اطفالی که تازه بدنیا آمده اند از جمله کابردهای بسیار حساس این فن آوری میباشد. همچنین در محل های نگهداری دارو، با چسباندن برچسب داروها می توان از میزان مصرف و تاریخ مصرف داروها به راحتی باخبر     شد . ] 2 [

 

2 مرور ادبیات موضوع

هدف از ایجاد سیستم تغذیه خطوط  ارسال قطعات در دسته های کوچک و بدون نقص به خطوط تولیدی می باشد . " این کار در بهترین حالت زمانی است که هر محموله با حواله مربوطه به همان حمل تغذیه گردد . " [1][5]

حواله مجوزی است که به انبار داده می شود تا قطعه بتواند طبق مقررات سازمانی  از انبار خارج شود و حسابداری سازمان بر حسب قطعات خارج شده از انبار با حواله فوق الذکر قیمت تمام شده محصول را محاسبه خواهد نمود . در صورتی که کالایی مغایر با حواله صادر شده از انبار خارج و مصرف شود پدیده انحراف مصرف به وقوع خواهد بست . انحراف مصرف اغلب ناشی از نقص در سیستم اطلاعاتی می باشد و این بدین معناست که اطلاعات ثبت شده در سیستمهای اطلاعاتی با اطلاعات واقعی همخوانی ندارد . در نهایت سازمان به هنگام انبارگردانی با مغایرتهای وحشتناک در مورد موجودی کالاهای خود در انبار مواجه خواهد شد . انحراف مصرف سبب ایجاد موجودی کاذب در سیستمهای اطلاعاتی و ایجاد اختلال در برنامه ریزی تغذیه خواهد شد .

 

فرایند های تغذیه

فرایندهایی که در راستای دستیابی به هدف فوق بایستی توسط نیروهای عملیاتی تغذیه خطوط انجام پذیر عبارت است از :

بارگیری محموله جمع آوری شده در انبار ( Load ) ( بار انداز انبار ) - لیفتراک

 ترانسفریا انتقال محموله بارگیری شده ( مسیر انبار تا سالن مربوطه ) – یدک کش

تخلیه محموله در فضای انبارکها ( Unload ) ( کنار خطوط تولیدی ) – لیفتراک

پخش و توزیع اقلام محموله در نواحی ایستگاهی ( درون سالن و جایگزینی در انبارکهای داخلی ) – لیفتراک

 تغذیه هر ایستگاه بطور متوالی ( Feeding ) ( تعویض پالتهای خالی با پر در ایستگاهها ) – لیفتراک , دستی

جمع آوری و بازگرداندن ظروف و پالتهای درگردش به انبارها جهت استفاده مجدد ( لیفتراک – یدک کش – لیفتراک ) ] 1 [

 

اغلب جهت بالابردن کارایی سیستم تغذیه و حذف فشار بار کاری از انبارها فضایی نزدیک به خطوط تولیدی در نظر گرفته می شود که این فضا ناحیه لجستیک یا Logistics Area   نامیده می شود . یک کارخانه بسته به تعداد خطوط تولیدی خود , میزان تولید هر خط , پراکندگی انبار ها و تعداد ناوگان حمل ونقل و تغذیه خود می تواند نواحی لجستیک متعددی داشته باشد . نقش و تاثیر و کارآمدی نواحی LA  در سیستم های تولید مختلط بطور فزاینده ای افزایش می یابد.

الگوهایی که در این حالت  می توانند مورد استفاده تغذیه خط قرا ربگیرند به وجود یا عدم وجود نواحی LA وابسته می باشند که عبارتند از :

 

1 – متمرکز [1][6]

در این حالت انبارها مواد را در بچهای بزرگ به درون ناحیه LA تغذیه نموده و در این ناحیه عمل بسته بندی مجدد ( Repacking ) صورت می پذیرد . انبار ها می توانند شارز موجودی نواحی LA را طبق یک سیکل کانبان و یا بر مبنای مدل VMI انجام دهند . در این حالت  مرزهای سیستم تغذیه خطوط محدود به ناحیه ( نواحی ) فوق  و خطوط تولید شده و عملا سیستم تغذیه خطوط هیچ نوع ارتباطی با انبار های مادر نخواهد داشت . این نواحی در اصل به عمل Cross Docking اختصاص دارد .

 

 

شکل شماره 1 -  مدل شماتیک حوزه فعالیتهای تغذیه خطوط با وجود نواحی LA

 

2 – غیر متمرکز[1][7]

در این حالت به دلیل عدم وجود فضا جهت تخصیص نواحی LA  سیستم تغذیه خطوط به طور مستقیم مواد را از انبار به خطوط تولیدی حمل خواهد کرد . در این حالت مواد حمل شده در انبارک های بیرون سالنهای تولیدی تخلیه شده و به تدریج در درون خطوط تغذیه می گردد . در این حالت عمل Repacking در انبار های مادر صورت پذیرفته و محموله به صورت Repack  شده در مقیاس بار واحد ( پالت ) حمل و توزیع می گردد .

عمل تفکیک ( Detach ) در این حالت پس از حمل بار واحد شده به انبارکهای داخل سالنهای تولیدی نزدیک محدوده ایستگاههای مربوطه صورت پذیرفته و بر مبنای آن عمل فیدینگ صورت می پذیرد .

 

 

شکل شماره 2 -  مدل شماتیک حوزه فعالیتهای تغذیه خطوط بدون وجود نواحی LA

 

در بسیاری خطوط بدلیل خاص بودن انبارهای نگهدارنده قطعات هر محصول , حجم بالای فعالیتهای هماهنگی و عدم وجود سیستم یکپارچه به ناچار هر خط تولید ( هر محصول ) ناوگان  تغذیه مختص به خود را دارا می باشد .

در کل با توجه به وجود یا عدم نواحی LA  و بسته به نحوه تخصیص ناوگان حمل جدول زیر بدست خواهد آمد . در نهایت طراحی سیستم یکپارچه تغذیه خطوط و طراحی فرایندهای برنامه ریزی آن بر حسب انتخاب یکی از تصمیمات استراتژیک جدول زیر خواهد بود .

 

جدول شماره 2- گزینه های استراتژیک انتخاب مدل تغذیه خط

 

ناوگان تعذیه مخصوص هر خط ( محصول )

بلی

خیر

وجود LA

بلی ( سیستم متمرکز )

 

 

خیر ( سیستم غیر متمرکز )

مدل فعلی سایپا

 

 

انواع سیستمهای تغذیه :

1 – سیستمهای سنکرون – همزمان ( پیوسته ) :

در این سیستم حمل و جابجایی مواد از طریق سیستم بهم پیوسته تجهیزات حمل ونقل و جابجایی مواد ( نظیر نقاله ها ) صورت می پذیرد .

 

2 – سیستمهای آسنکرون – غیر همزمان ( گسسته ) :

در این گونه سیستمها جابجایی مواد توسط تجهیزات غیر متمصل صورت می پذیرد . این سیستم نیازمند بارگیری  و تخلیه های متعدد می باشد اما در عوض انعطاف  پذیری بالایی ایجاد می کند .

 

تولید مختلط ( ترکیبی ) :

حالتی است که در آن دو یا چند محصول بطور همزمان روی خطوط تولید (  یک یا بیش از یک خط ) تولید می شوند .

در صورتی که یک خط قابلیت تولید چند محصول را داشته اما نیازمند Setup سازی مجدد باشد و مرحله تولید قبلی مدت زیادی طول بکشد این سیستم Batch Production  نامیده می شود . در صورتی که تنیاز به آماده سازی خاصی وجود نداشته باشد و توالی خاصی بین محصولات متنوعی که بر روی یک خط قرار گرفته اند برقرار نباشد و Batch ها ( در بهترین حالت ) به مقیاس یک عدد برسد حالت تولید مختلط Mix Production  برقرار است .

 

جدول شماره 3- نمونه حالتهای تولید دسته ای و تولید مختلط

تولید دسته ای

Batch Production

AAAAAAA,Setup,BBBBBB,Setup,CCCC

تولید مختلط

Mix Production

A,BB,AAA,CCCC,A,B,C,BB,A,C,B,A

 

جهت حالت اول یا تولید دسته ای بهتر است از سیستم غیرهمزمان ( گسسته ) که بصورت Batch خط تولید را تغذیه می کند استفاده نمود . در صورتی که جهت تغذیه حالت دوم ( تولید مختلط ) وجود سیستم سنکرون ( همزمان ) مناسب تر می نماید . با این حال استفاده از هر دوسیستم امکان پذیر است .

 

جدول شماره 4- ارتباط مدل تولید و سیتمهای تغذیه

 

سیستم سنکرون ( پیوسته )

سیستم آ سنکرون ( گسسته  )

Batch Production

امکان پذیر

مناسب تر

Mix Production

مناسب تر

امکان پذیر

 

از دیدگاه پروسه تغذیه خطوط تفاوت ساختاری مابین دو حالت تولید فوق وجود ندارد . در هر دو حالت تعدادی محصول بر روی یک خط تولید می شوند و کلیه قطعاتی که برای تولید آن محصول نیاز است بایستی تامین شود . تنها نکته موقعیت زمانی است که قطعه بایستی درایستگاه مورد نظر وجود داشته باشد .

 

جدول شماره 5- انواع حالتهای تولید مختلط از دیدگاه تغذیه خطوط در صنایع خودرو سازی

 

تک Option

محصول سفارشی ( با Option های متنوع )

تک محصولی

AAAAAAAAAAA

A',A",A,A,A,A',A',A'',A",A

چند محصولی

Batch های بزرگ ( OBB  )

AAAAA,BBBBBB

AA,A',A",A',B",B',B',B",B

Batch های کوچک( MSB  )

A,BB,A,B,AAA,BBB,A

A",B',A,B",A',A,B,B",A",B"

OBB : One Big Batch        MSB : Many Small Batches

 

در صنایع خودرو سازی وقتی حالت Mix Prod. در خطوط مونتاژ ایجاد می شود که خط از Skid های انعطاف پذیر استفاده کند .در حالت OBB  هر محصول Skid خاص خود را دارد ولی در حالت MSB محصولات از Skid مشترک استفاده می کنند . ] 3 [

 

قاعده جمع آوری سفارشات ( Order Picking ) در انبار :

1 -  میزان سفارش به اندازه یک پالت ( واحد بار ) باشد (  Pallet picking )

2 – میزان سفارش کوچکتر از واحد بار و متناسب با یکی از بسته بندی های داخلی واحد بار باشد (  Case Picking )

3 – میزان سفارش کمتر از کوچکترین واحد بسته بندی داخلی واحد بار باشد . (  Piece Picking )

در صورتی که سفارش بیشتر از اندازه یک بار واحد باشد با الگوی فوق شکسته شده و حسب توانایی انبار جمع آوری خواهد شد .

مثال : در صورتی که قطعه ای که در کارتنهای 10 عددی در پالتی که 20 کارتن درون آن طبق یکی از الگوهای چینش بار واحد قرار دارد دارای سفارشی به اندازه 257 عدد از طرف خط تولید باشد حالتهای اتخاذی جهت جمع آوری و حمل می تواند بصورت یکی از موارد زیر باشد :

1 -  دو پالت 200 عددی – در مجموع معادل 400 عدد – در این حالت بازگشایی پالتی مقرون به صرفه نبوده و هزینه ضایعات قطعه در صورت بازگشایی بیشتر از هزینه حمل اقلام اضافی به سالن ها خواهد بود .

2 – یک پالت 200 عددی و 6 کارتن 10 عددی – در مجموع معادل 260 عدد – در این حالت بازگشایی کارتنی مقرون به صرفه نبوده و هزینه نگهداری کارتنهای خرده برداری شده بیش از هزینه حمل اقلام اضافی به سالنها خواهد بود .

3 – یک پالت 200 عددی , 5 کارتن  10 عددی و 7 عدد قطعه منفصله – در مجموع معادل 257 عدد . در این حالت از سبدهای پلاستیکی در گردش جهت حمل اقلام منفصله به سالن استفاده می شود . ] 1 [

 

قاعده خروج کالا از انبارها : FIFO

در صورتی که  قطعه دارای Shelf life  باشد FIFO  بر حسب تاریخ انقضاء EX.D  ( Expiration Date  ) و در غیر اینصورت بر حسب تاریخ ورود  En.D  ( Entrance Date ) خواهد بود .

 

قاعده تغذیه :

بهترین حالت تغذیه قطعات حالت به موقع می باشد . در این سیستم قطعه همزمان در ایستگاهی که بدان نیاز است ظاهر می شود . این الگو بر روی خطوط دارای تولید مختلط طراحی گردیده است و حد آرمانی سیستمهای تغذیه خطوط می باشد .

در صورتی که خط تولیدی مختلط نبوده و هر خط اختصاص به یک محصول داشته باشد یک الگوی توزیع قطعات می تواند بصورت موجودی کنارخط به اندازه 4 ساعت تولید یا دو پالت از هر قلم تعریف گردد .

 

برنامه ریزی عملیاتی :

این نوع برنامه ریزی , پایینترین سطح برنامه ریزی است که باید همه فعالیتها را به صورت دستور العمل تفصیلی برای اجرا و کنترل فوری مشخص کند . مدلهای برنامه ریزی عملیاتی به بالاترین درجه از جزئیات و دقت نیاز دارند ] 4 [ . برنامه ریزی حمل یک نوع برنامه ریزی عملیاتی می باشد .در مساله تغذیه خطوط برنامه ریزی عملیاتی حمل شامل تعیین سیکل  و توالی حمل ها , میزان حمل از هر قطعه در زمان مشخص شده می باشد .

 

3 تعریف و تشریح مساله

 

یک سیستم تولیدی را در نظر بگیرید که در آن تعدادی خطوط تولید که توانایی تولید مختلط دارند و تعدادی انبار وجود دارد . هر خط توانایی تولید محصول با پلت فرم مشترک را داراست . حمل قطعات به خطوط توسط دپارتمان تغذیه که بخشی از سیستم لجستیک داخلی است صورت می گیرد . دپارتمان تغذیه تعدادی وسیله نقلیه در سیکلهای ثابت تولید ( شیفت ) در اختیار دارد . برنامه ریزی حمل قطعات بر مبنای برنامه تولید و نیاز خط صورت می پذیرد . برنامه تولید بر اساس برنامه پیش فروش و تحلیل بازار طراحی گشته و کوچکترین واحد زمانی برنامه تولید شیفت کاری می باشد . ضریب مصرف هر قطعه در هر خودرو مشخص کننده سیکل مصرف و نیاز هر قطعه می باشد .

 

هدف این سیستم ایجاد برنامه ریزی منظم و یکنواخت تغذیه خطوط تولیدی در حالت تولید مختلط برای  استفاده بهینه از وسایل نقلیه موجود در بازه زمانی مشخص ( شیفت کاری ) می باشد بطوری که نرخ بکارگیری وسایل حمل ونقل در طول افق برنامه ریزی حداکثر بود ه و علاوه بر آن حداقل موجودی ممکنه در خطوط تولید نگهداری شود .

 

در طراحی مدل پیشنهادی فرضیات زیر در نظر گرفته شده اند :

  • سیستم تغذیه از نوع سیستمهای گسسته می باشد .
  • کلیه وسایل حمل کننده ( یدک کشها ) بطور همسان باشند .
  • ناوگان تغذیه خطوط بصورت غیر متمرکز ( Decentralized  ) عمل می کند.
  • یک خانواده از محصولات ( پراید GTX – 141 – DM – LX – هیدرولیک و ... ) بر روی خطوط متنوع ( قدیم – جدید و ... ) قابل تولید باشد .
  • برنامه تولید با اعمال تمام ملاحظات , محدودیتها و .... صادر شده است .
  • الگوی تولید از نوع  MSB باشد .
  • انبارهای میانی ( نواحی لجستیک – LA ) وجود نداشته باشد .
  • برای بازپرسازی انبارها از متد VMI استفاده شود در این صورت هیچگاه انبار کسری قطعه نخواهد داشت .
  • قطعه قبل از ورود به انبار تعیین تکلیف کیفی شده و مطابق با نظام کیفی فقط اقلام دارای تاییدیه کیفی (برگ سبز) اجازه ورود به انبار را داشته باشد .
  • نظام FIFO جهت خروج اقلام از انبارها بکار گرفته شود
  • انبار مجهز به سیستم WMS[1][8]  باشد .

 

بطور کلی مساله طراحی سیستم تغذیه خطوط را می توان بصورت زیر بیان نمود :

تغذیه مداوم و پیوسته خطوط تولیدی تحت شرایط 3R

با توجه به

حداقل بودن تعداد دفعات حمل به سالنها تولید

حداکثر استفاده از ظرفیت تجیهزات حمل ونقل

حداکثر استفاده از فضای انبارش کنار و درون خطوط

حداقل بودن سطح موجودی هر یک از  قطعات ( با توجه به در رنج تعیین شده بودن آن )

بطوری که

<   Ii  < Maxi  Mini     که  Ii    موجودی قطعه i ام    و

Mini حداقل سطح موجودی قطعه i ام ( با توجه به قوانین کنترل موجودی دیداری )

Maxi حداکثر سطح موجودی قطعه i ام ( با توجه به قوانین کنترل موجودی دیداری )

 

4 مدل پیشنهادی

 

مدل پیشنهادی بر مبنای بکارگیری سیستم RFID در یک محیط یکپارچه سازمانی ( مبتنی بر ERP ) طراحی گردیده است .

در این مدل از فرضیات مطرح شده جهت ساده سازی مدل اجرایی و ارائه یک مدل کلان قابل پیاده سازی در کلیه شرکتهای خودرو ساز استفاده گردیده  است .شمای کلی مدل پیشنهادی بصورت زیر می باشد :

 

 

شکل شماره 3 -  مدل یکپارچه برنامه ریزی در سیستمهای تغذیه خطوط

 

 

حداقل اطلاعاتی که سیستم RFID دراین مدل برمی گرداند عبارت است از  :

1 – موقعیت ( Location  )  قطعه

2 – تعداد قطعه در بسته بندی

در صورتی که انبار از سیستم AS/RS استفاده نماید اطلاعات از طریق سیستم یکپارچه مدیریت انبار ( WMS ) به ماژول برنامه ریزی راه خواهد یافت . در غیر اینصورت اطلاعات سیستم WMS از طریق RFID بایستی تهیه و تامین گردد.

 

جدول شماره 6- تعاملات سیستم مرکزی برنامه ریزی تغذیه

ورودی

خروجی

برنامه تولید

قطعات مورد نیاز  (  W+  )

اطلاعات بسته بندی , FIFO  و Picking  هر قطعه

تعداد مورد نیاز از هر قطعه  (+ Q  )

الگوی چینش در انبارها

 

 

برنامه ریزی حمل :

1 – تخصیص قطعات مورد نیاز به وسیله ایکه در نوبت است .

2 – تعیین نحوه چیدمان قطعات در حمل کننده مورد نظر ( یدک کش )

3 – تعیین نوبت و زمان حمل

 

 

الگوریتم مدل پیشنهادی بصورت زیر می باشد :

 

شکل شماره 4- الگوریتم برنامه ریزی فعالیتهای تغذیه خطوط

مراحل برنامه ریزی حمل :

 

مرحله 1 : Palletize کردن محموله ( مقادیر + Q  برای  W+  )

در این مرحله عمل ادغام[1][9] برای کلیه قطعاتی که توانایی ترکیب و تبدیل به پالت شدن داشته باشد  انجام می پذیرد این کار جهت استفاده از حداکثر ظرفیت وسیله حمل کننده ( Carrier ) ضروری بوده و در عین حال فرایند حمل را بسیار ساده تر , کم هزینه تر کرده و امکان ضایعات شدن قطعات در حین حمل و توزیع را به نحو محسوسی کاهش می دهد .

 

 


ادغام و تبدیل محموله به حالت پالتی

1 – قطعاتی که بصورت پالت کامل هستند ( چوبی = یکبار مصرف , آهنی = چندبار مصرف )   ç پالت

2 – قطعاتی که بصورت  Case  ( کارتن ) هستند ------------------------------  ç پالت

3 – قطعاتی که بصورت قطعات تکی Piece هستند -------ç سبد پلاستیکی --------ç   پالت

 

مرحله 2 : تخصیص قطعات به وسایل حمل کننده ( یدک کش ها )

خروجی این مرحله جدول حمل ( لیست اقلام قابل حمل در هر مرحله حمل ) می باشد .

 

مرحله حمل j  ام

                       مرحله حمل                                          قلم i  

1

2

3

4

5

1

A

A1

A2

0

A4

0

2

B

0

B2

B3

0

B5

3

C

C1

0

0

C4

C5

.

D

D1

0

0

0

D5

.

.

….

.

.

جدول شماره 7- جدول حمل اقلام

i=1…m      که      m تعداد قطعات مورد برنامه ریزی

 j=1…n      که       n  تعداد دفعات حمل در شیفت مورد نظر

 

مرحله 3 : تهیه الگوی چینش قطعات هر حمل در وسیله حمل کننده

در این مرحله مدل سه بعدی چینش محموله با توجه به ابعاد و فضای وسیله حمل کننده و ابعاد پالتهای تخصیص یافته به این مرحله حمل توسط رایانه تهیه می گردد . این مدل پرینت شده و به اپراتور بارگیری کننده محموله , جهت چینش محموله بر روی وسیله حمل کننده تحویل می گردد .

از آنجا که در این سیستم نوع و تعداد قطعات حمل شده در هر مرحله حمل متفاوت از بقیه خواهد بود احتمال وقوع حالتهای تکراری و بدست آوردن الگوهای ثابت و مشخص تا حدود زیادی متنفی خواهد بود .

مرحله 4 : تعیین کوتاه ترین مسیر جهت حمل به سالن مربوطه ( در صورت وجود مسیرهای متعدد )

در صورت وجود مسیرهای متعدد جهت حمل کوتاهترین و کم ترافیک ترین مسیر از انبار مربوطه به سالن مربوطه با استفاده از الگوریتمهای شبکه انتخاب و به اپراتور حمل کننده قطعات ( راننده یدک کش ) اعلام می گردد .

 شروع حمل قطعات بر مبنای مقدار تولید انجام شده بوده و هر حمل زمانی اتفاق می افتد که تعداد تولید مشخصی از زمان حمل قبلی انجام شده باشد .

 

در صورتی که در مدل عملیاتی این الگو از یک بانک اطلاعاتی مرکزی استفاده شود و تمامی سیستم های فوق الذکر بخواهند از طریق این دیتا بیس فرایند های برنامه ریزی را انجام دهند اطلاعات زیر می بایست در این بانک اطلاعاتی نگهداری و بطور مداوم بروز رسانی شود :

1 – اطلاعات بسته بندی هر قلم ( کدینگ  و ... )

2 – الگوی جمع آوری سفارشات اقلام در انبار برای هر قطعه ( Picking Method )

3 – مسیرهای تردد

4 – موقعیت مکانی انبارها

5 – اطلاعات تعلق هر قطعه به انبار مربوطه

6 – موقعیت و فضای انبارش انبارکهای کنار و درون خطوط تولیدی

7 – محدودیتها و نحوه چینش قطعات در حمل کننده ( Carrier )

 

در نهایت پس از بارگیری محموله در بارانداز , صحت اقلام از نظر تطابق با حواله صادر شده توسط سیستم RFID چک     می شود و در صورت OK بودن مجوز خروج کالا از انبار ( حواله ) نهایی می شود .

پس از رسیدن وسیله حمل کننده به کنار خطوط , محموله توسط نیروهای توزیع ( Distribution Workers )             در ایستگاههای مربوطه توزیع می گردد.

 

 

 

شکل شماره 4- یک نمونه برنامه کامپیوتری توسعه یافته بر مبنای مدل فوق جهت سیستم تغذیه خطوط شرکت سایپا ] 3 [

 

 

 

 

5 نتیجه گیری

 

دغدغه توزیع مواد در خطوط تولیدی همواره یکی از پرتنش ترین فعالیتها در سیستمهای تولیدی انبوه می باشد .زیرا تغذیه در این گونه صنایع بایستی دارای یک جریان پیوسته بوده و هرگونه وقفه در آن می تواند سبب به بار آوردن خسارتهای مالی و زیانهای هنگفت شود

یک سیستم تغذیه کارآمد در چنین محیطی نیازمند آن است که کلیه قطعات و مواد مصرفی دارای طرحهای بسته بندی استاندارد و مصوب که به کلیه تامین کنندگان آن قطعه ابلاغ گردیده است باشد .

علاوه بر این برای دستیابی به سرآمدی بایستی پدیده انحراف مصرف تحت کنترل کامل قرار گیرد لذا با توجه به پدیده انحراف مصرف مقادیر خارح شده از انبار بایستی کاملا منطبق با مقدار مجوز صادر شده باشد و کنترل چنین وضعیتی با تکنولوژیهای موجودی تنها در اختیار RFID می باشد .

در مدل طراحی شده فوق در انجام برنامه ریزی حمل جهت تخصیص پالتها به یدکها می توان از الگوریتمهای OR استفاده نمود اما بدلیل پر اهمیت نبودن جواب کاملا بهینه و نیز سرعت بالاتر در دستیابی به جواب توسط الگوریتمهای ابتکاری و   فوق ابتکاری می توان به جوابهای خوب و نزدیک به بهینه توسط این الگوریتمها نظیرGA (Genetic Algorithm)   بسنده نمود .

در نهایت جهت دستیابی به یکپارچگی سیستمی و استفاده از مزایای آن مجموعه فعالیتهای فوق می تواند بعنوان یکی از زیر سیستمهای  ERP  در ماژول SFC  ( Shop Floor Control  ) قرار گیرد .

 

مراجع:

] 1 [ علیرضا مقدمی شاد , حمل و نقل درون کارخانه ای , انتشارات شباهنگ , 1383

] 2 [ سعید مقدسی , شناسایی از طریق فرکانس رادیویی ( RFID ) , 2006 , www.itbuzzer.net

] 3 [ مستندات تحلیلی و راهنمای نرم افزار OMPP Ver3.19 , سایپا , معاونت برنامه ریزی جامع تولید , مدیریت کنترل تولید و تغذیه خطوط

] 4 [ رضا زنجیرانی فراهانی , نسرین عسگری , مدیریت زنجیره تامین و برنامه ریزی پیشرفته , انتشارات ترمه , 1382



[1][1] Material Requirements Planning

[1][2] Vendor Managed Inventory

[1][3] Quick Response

[1][4] Pending

[1][5]  بر اساس ایده آقای مهندس شیخ کبیر – مدیر محترم کنترل تولید و تغذیه خطوط شرکت سایپا

[1][6] Centralized

[1][7] Decentralized

[1][8] Warehouses Management System

[1][9] Consolidation

 

[ شنبه سی ام آذر 1387 ] [ 18:57 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
انواع راهها
آزاده راه  (freeway) : هيچ مانعي بر سر حركت وسايل نقليه وجود ندارد . راههايي با حداقل چهار خط عبور و حايلهاي وسط راه اين راهها بدون تقاطع مي باشند . بزرگ راه  (Exqressway) : مسير هايي باحداقل 4 خط عبور كه حداقل تقاطعات ترافيكي را داشته و بريدگي ها با هم حداقل km2 فاصله دارند .   مراحل طرح و اجراي پروژه هاي مسير يابي در راه سازي : 1-  جمع آوري اطلاعات مورد نياز شامل عكس هاي هوايي, تردد مسافر و حجم كالا , نقاط مورد نظر مسير , موقعيت پلها و آبروها و … نقشه هاي منطقه و آمارهاي لازمه از جمعيت . 2-  طرح مقدماتي و شناسايي محلي ( تعيين مناسب ترين مسير از بين واريافت هاي مختلف) اين بخش بر روي نقشه هاي 25000/1 تا 200000/1 انجام مي شود امكان سنجي واريافت ها شامل نكات اجتماعي و تكنولوژيكي در اين بخش تحت عنوان فاز صفر انجام مي شود پس از آن چند گزينه مناسب و در مرحله فاز 1 انتخاب واريافت بهينه فاز 2 3-   تهيه نقشه هاي بزرگ مقياس نواري از مسير اوليه به عرض 100 تا 600 متر با مقياس 500/1 تا 10000/1 4-   مطالعه مسير و تهيه طرح بر اساس نقشه هاي توپوگرافي و ارائه مشخصات فني 5-   تهيه نقشه هاي بزرگ مقياس از ابنيه مسير با مقياس 50/1 يا 100/1 6-   ميخكوبي بر روي زمين در فواصل مورد نياز برداشت پروفيل طولي و عرضي و شمارهگذاري ميخها فاز 3 ß 7- در مراحل ساخت راه آزمايشات و كنترل هاي كيفي و كمي مصالح و لايه ها انجام مي پذيرد . فاز 4ß 8- بهره برداري از راه و سرويس و نگهداري مسير   عمليات خاكي : عمليات خاكي شامل كليه كارهاي لازمه براي تميز كردن بستر و حريمه راه خاكبرداري و خاكريزي خاك , سنگ و يا ساير مصلالح از مسير و محدوده راه در منطقه عمليات طرح مي باشد. -    هرگونه مصالح ساختماني كه از تخريب ابنيه بدست مي آيد پس  از دور  كردن از بسته و حريمه راه بايد طبق تشريفات قانوني تحويل صاحبان آن گردد . -    سطوحي كه پائين تر از خط زمين طبيعي قرار گرفته اند طبق نظر دستگاه نظارت بايد ريشه كني كامل تا عمق لازمه انجام شده در بقاياي ريشه ها , علف ها , رستني ها و هرگونه مواد و مصالح نامناسب ديگر نيز از زمين كنده و بدور ريخته شود تا احتمال مدفون شدن زير خاكريز حريمه راه را نداشته باشد . -    چنانچه مسير راه از داخل باغ , قلمستان , منطقه جنگلي عبور نمايد كليه درختان نهال ها و هرگونه رستني ها بايد از تمامي حريمه و بستر راه قطع و ريشه كني شده و مسير پاك گردد . -    چنانچه شاخه  درختانيكه در مجاورت مسير قرار گرفته يا شاخه درختاني كه دستور حفظ وحراست آنها داده شده حدود پنج متر داخل حريمه راه شده باشند اين قبيل شاخه ها بايد از نزديك تنه درخت قطع شوند . -    چاله هايي كه در اثر ريشه كني درختان بوجود مي آيند بايد با مصالح مناسب بصورت لايه لايه پر شده و متراكم گردد . -    تمام منطقه عمليات خاكي با حريم مقدار بايد از هر حيث تميز بوده و زيبايي ديد راه بعد از خاتمه عمليات حفظ گردد .   خاكبرداري و خاكريزي برداشت هرگونه مصالح ومواد خاكي , شن وماسه اي , قلوه سنگي و سنگي, ريزشي و لغزشي صرف نظر از جنس و  كيفيت آنها از مسير راه بمنظور تسطيح , شيب بندي وآماده كردن مسير اصلي راه و يا راه هاي ورودي و خروجي و جاده هاي ارتباطي موضوع عمليات خاكبرداري است. احداث خاكريز و يا بالا آوردن بستر راه با خاك و سنگ حاصله از برشها و يا با مصالح قرضه موضعي و يا جانبي و يا قرضه منتخب آماده سازي بستر زمين طبيعي براي ريختن و پخش و كوبيدن مصالح بر روي آن و نيز خاكريزي پشت پي‌ها وشالوده ها , اطراف ابنيه فني و پر كردن اطراف لوله ها , چاهها وچاهكها وگودال هاي موضعي مشمول عمليات خاكريز است . خاك هائي كه در خاكريزي مصرف مي شود بايددر لايه هاي يكنواخت و با ضخامت ثابت درعرض خاكريز هاريخته شود .   ترتيب لايه هاي خاكريزي 1-زمين طبيعي دكوپاژ مي شود ( كندن علف هاي هرز و گياهان نباتي ) به ضخامت cm20 2- در قسمتهايي كه خاكريزي عمق زيادي دارد . از مخلوط با سنگهاي درشت دانه ( راكفيل ) استفاده مي گردد كه به عنوان مثال اگر كه عمق m8/1 باشد (راكفيل ) m 3/0=5/1-8/1 3- 5 لايه 15 سانتي متري خاكريزي مي گردد با تراكم 95% 4- دو لايه 15 سانتيمتري ساب گريد با تراكم 100% طبق مشخصات فني راه 5- يك لايه 15 سانتيمتري ساب بيس از مصالح رودخانه اي طبق مشخصات فني راه . 6- يك لايه 15 سانيمتري بيس از مصالح رودخانه اي طبق مشخصات فني راه 7-  دو لايه بيندر به ضخامت 5 سانتيمتر كه جمعا لايه بيندر 10 سانتيمتر مي‌گردد در قسمت هايي كه تعريضي داريم لايه اول بيندر با آسفالت جاده اوليه فيكس مي گردد كه به اين حالت لايه دوم بيندر و لايه توپكا روي جاده اصلي اوليه و قسمتهاي تعريضي قرار مي گيرد . 8-   يك لايه توپكا به ضخامت 4 سانتي متر در صد شكستگي 80% (شن) در قسمتهاي خاكبرداري داريم و ياارتفاع خاكريزي 80 سانتي متري مي باشد (دولايه ساب گريد يك لايه ساب بيس يك لايه بيس و آسفالت اجرا مي‌گردد) حداكثر ضخامت راكفيل درهر لايه 30 سانتيمتر مي‌باشد تمام خاكريزها و همچنين ترانشه ها و بسته زمين طبيعي بايد با غلطكهاي مكانيكي متراكم شوند. براي تامين تراكم يكنواخت در تمامي لايه ها عمل مرطوب كردن و اختلاط خاكها را بايد در زمان مناسب وكافي و  قبل از غلطك زني با وسايل مكانيكي انجلام داد تا فرصت توزيع يكسان رطوبت در تمام خاك وجودداشته باشد ميزان رطوبت مصالح خاكي چسبنده براي حصول تراكم مطلوب بايد در محدوده يك تا دو درصد كمتر از رطوبت مناسب و براي خاكهائي كه به تورم و انبساط گرايش دارند يك تا دودرصد بيشتر از رطوبت مناسب انتخاب شود. عمل تراكم  و كوبيدن لايه هاي سنگريزي بايد آنقدر ادامه يابد تا احتمال هيچگونه نشست , تقليل حجم , جابه جايي و يا كاهش ضخامت قشرهاي كوبيده شده وجود نداشته باشد. عمليات پخش و تراكم لايه هاي خاكريز كف ترانشه ها و بستر زمين طبيعي بايد بترتيب برنامه ريزي واجرا شوند كه هر لايه و يا سطح متراكم شده در حداقل زمان ممكن بالايه بعدي پوشيده شود تا همواره لايه ها و يا سطوح متراكم شده مشخصات وميزان تراكم مورد نظر حفظ نمايند. -    در محلهائي كه خاكريزي روي سراشيبي تند قرار مي گيرد و يا عمل خاكريزي روي  خاكريزي موجود صورت مي گيرد پله هائي روي شيب مزبور تعبيه مي شود تا از لغزش احتمالي خاكريز جديد روي بدنه سراشيبي جلوگيري بعمل آيد  و خاكريزي جديد و قديم خوب با همه قفل و بست گردد. -         در شيرواني ها و ترانشه ها نبايد آثار غير منظم ابزار آلات خاكبرداري ديده شود. مقاطع عرضي وطولي بايد دقيقا طبق قواره هاي لازمه اجرا شود و ناهمواريها در محور طولي در طول شمشه 5 متري نبايد از 3 سانتيمتر تجاوز نمايد . بلوكاژ : سنگهائي كه براي بلوكاژ مصرف خواهد شد بايد به طور متوسط 05/0 متر مكعب حجم داشته باشد سنگها را طوري دست چين مي كنند كه حداقل فضاي خالي را داشته باشد و بايد سنگها كاملا روي همه قفل و بست گردند .   قشر زير اساس sub base قشري از مصالح سنگي با مشخصات فني در معين و به ضخامت محاسبه شده مشخص كه بر روي بستر روسازي راه (سابگريد) به منظورتحمل بارهاي وارده از جانب قشر اساس قرار گيرد قشر زير اساس ناميده مي‌شود اين قشر معمولا اولين لايه از ساختمان روسازي راه را تشكيل مي‌دهد . قبل از اجراي عمليات بستر روسازي راه بايد عاري ازهرگونه موادزائد و اضافي بوده و طبق پروفيهاي طولي وعرضي آماده شده باشد همواري سطح ساب گريد با استفاده از شمشه كنترل مي گردد در صورتيكه شمشه 4 متري در جهات مختلف بر روي سطح سابگريد قرار گيرد ناهمواري‌هاي آن نبايد از cm3  تجاوز نمايد . براي كنترل رقوم سطح لايه هاي قشر زير اساس قبل از هرگونه عمليات در طرفين بستر راه و به فاصله كافي از محور ميخ هاي چوبي و يا فلزي به فواصل مشخص جهت برقرار نمودن ارتفاع كوبيده مي گردد .   پخش مصالح و آبپاشي مصالحي كه طبق مشخصات فني داده شده تهيه مي گردد و به پاي كار حمل و بر روي بستر روسازي راه به فواصل مساوي و يكنواخت تخليه و سپس پخش مي گردد دانه بندي مصالح بايد قبل از حمل تنظيم شده باشد چنانچه دانه هائي درشت ترا ز حداكثر اندازه دانه هاي درشت تر از حداكثر اندازه دانه بندي مجاز باشد بايستي از سطح راه برداشته به خارج از حريم راه حمل گردد . بهنگام پخش مصالح نبايد دانه هاي درشت و ريز ازهمه جدا شوند بوسيله گريدر يا هر وسيله ديگر مصالح پخش شده بايدآنچنان پروفيله شود كه پس از آبپاشي و كوبيدن ابعاد آن برابر با رقوم ابعادو شيب داده شده در نقشجات باشد . پس از پخش و پروفيله كردن مصالح آبپاشي بوسيله تانكر آب پاش با فشار يكنواخت آغاز مي‌گردد . آبپاشي طوري بايستي انجام شود كه تمام  دانه‌هاي مصالح به طور يكنواخت مرطوب گردد توقف تانكر آبپاش بهنگام آبپاشي لايه زير اساس مجاز نمي باشد آبپاشي نبايد به نحوي انجام گيرد كه موجب صدماتي به بدنه خاكي راه گردد . مقدار آب لازم براي آبپاشي بر مبناي درصد رطوبت بهينه كه قبلا در آزمايشگاه بدست آمده است مي باشد تفاوت مجاز آب مصرفي 5/1± درصد جذبي آب مورد لزوم براي رطوبت بهينه مي‌باشد. كوبيدن لايه زير اساس پس از آبپاشي بلافاصله غلطك 10 تا 12 تني استوانه اي فلزي آغاز مي‌گردد علاوه بر غلطك هاي نامبرده مي توان از غلطك هاي لرزشي نيز  استفاده نمود ولي قبل از استفاده از غلطك لرزشي, غلطك زني بايد با غلطك‌هاي استاتيكي انجام شود نوع ووزن غلطك ها بايد متناسب با تنوع مصالح مصرفي باشد ووزن غلطك مورد استفاده نبايد طوري باشد كه سبب خرد شدن دانه هاي مصالح زير غلطك گردد . عمليات غلطك زني از كناره هاي راه شروع و به محور آن ختم مي گردد و در پيچ ها غلطك زني از داخل قوس و يا پست ترين نقطه شروع شده و به بلندترين نقطه خارج از قوس ختم مي گردد. غلطك زني و در صورت لزوم توام با آب پاشي بايد آنقدر ادامه يابد تا اينكه يك لايه كوبيده شده و منسجم مطابق ابعاد و شيب داده شده در نقشه هاي تيپ بدست آيد لايه كوبيده شده قشر زير اساس در هر روز بايد به قسمتهاي مساوي و به طول 150 تا 200 متر در هر خط عبور تقسيم گردد ودرهر قسمت يك آزمايش دانسيته در جا طبق روش آشتو انجام گيرد . در صورتي كه تراكم نسبي بدست آمده كمتر از حد مجاز باشد بايد لايه كوبيده شده شخم و سپس با آب پاشي و غلطك زني آنقدر كوبيده گردد تا تراكم نسبي قيد شده تامين گردد . سطوحي كه كوبيدن آنها باغلطك‌هاي خودرو امكان پذير نباشد مي‌توان از وسايل كوبنده موتوري كوچك استفاده نمود مشروط به اينكه تراكم مورد نظر تامين گردد . هر نوع ناهمواري كه بهنگام و يا بعداز غلطك زني ظاهر شود با برداشتن قسمتي از مصالح در نقاط مرتفع و يا اضافه نمودن مصالح در نقاط پست بايداصلاح گردد. حداكثر ضخامت هر لايه كوبيده شده از قشر زير اساس برابر با 15 سانتي متر مي باشد رقوم سطح تمام شده هر لايه از قشر زير اساس و قبل از پوشش با لايه بعدي با توجه به نميرخ هاي طولي وعرضي اندازه گيري مي‌شود در هر نقطه اختلاف بين رقوم هاي مورد نظر و آنچه ساخته شده نبايد از 2± سانتيمتر تجاوز نمايد .   حفاظت سطح راه بهنگام اجراي عمليات بمنظور حفاظت مشخصات قشر زير اساس پيمانكار بايد برنامه اجرايي عمليات قشر زير اساس را طوري تنظيم كند كه پس از پخش و كوبيدن قشر زير اساس و حصول اطمينان از دارا بودن مشخصات مورد نظر روي آن با مصالح  قشر بعدي پوشيده شود وهمچنين از عبور و مرور وسايل نقليه و ماشين آلات راه سازي روي آن بايد جلوگيري نمود .   اساس : Base قشري از مصالح سنگي و يا مخلوطي از مصالح سنگ و مواد چسبنده قير و يا سيمان (اساس قيري، سيماني) با مشخصات فني معين و به ضخامت محاسبه شده مشخص كه بر روي بستر آماده شده راه و يا قشر زير اساس به منظور تحمل بارهاي وارده از جانب قشر رويه قرار ميگيرد . قشر ناميده ميشود.   اساس شني يا سنگي اساس شني يا سنگي استخوان بندي است از مصالح سنگي با مشخصات فني معين را به ابعاد هندسي مورد نظر بر روي قشر زير اساس و يا بسته رو سازي راه قرار گرفته و طبق شرايط فني قيد شده با رطوبت مناسب كوبيده شود. از عبور و مرور وسائل نقليه پس از اتمام  عمليات بر روي قشر اساس بايد بشدت خودداري نمود زيرا باعث مي‌شود كه بيس شن زده گردد و در اين صورت بايد دانه‌هاي جدا شده را تيغ زده و بعداز آب پاشي و كوبيدن آن توسط غلطك و پس از خشك شدن بيس علميات قير پاشي انجام گردد ضخامت‌هاي بيس ـ ساب بيس – ساب گريد به صورت استاندارد 15 سانتي متر مي‌باشد هر چه كه ارتفاع خاكبرداري زياد باشد عرض بستر زياد مي‌شود به علت اينكه عرض پاشنه خاكريزي بيشتر مي‌گردد. هر چه كه ارتفاع خاكريز بيشتر باشد عرض پاشنه خاكريزي اضافه مي‌گردد عرض پاشنه خاكريز بر اساس شيب شيرواني خاكريزي كه توسط مشاور ابلاغ مي‌شود تعيين مي‌گردد.   اندود سطحي (تك كت) پخش يك لايه بسيار نازك آمولسيون قير روي سطح آسفالتي يا بتني به منظور آغشته نمودن سطوح مزبور و ايجاد چسبندگي با قشر آسفالتي كه متعاقباً روي آن پخش مي‌شود اندود سطحي يا تك كت ناميده مي‌شود.   پاك كردن سطح راه: قبل از پخش آمولسيون قير جهت تك كت مي‌بايستي با جا روي مكانيكي تماسه سطح راه يا قسمتي كه آلوده به گرد و غبار مي‌باشد نموده بطوريكه سطح راه عاري از هرگونه گرد و غبار و خاك و مواد زائد ديگر باشد چنانچه در بعضي از قسمتهاي سطح راه گل آلود باشد مي‌بايستي قبلاً با آب شسته شود. چنانچه دو يا چند قشر آسفالت در فاصله كوتاه بطور متعالي روي يكديگر پخش گردند بشرط اينكه باران روي سطح آسفالته نباريده و آلوده به گرد و غبار نباشد با نظر دستگاه نظارت مي‌توان از پخش شده داراي انعطاف پذيري كافي بوده و چسبندگي بين لايه ها به واسطه وجود فيلم قير در سطح دانه‌ها آسفالت امكانپذير است.   وسائل اجراي كار: 1ـ جا روي مكانيكي و يا هواي فشرده و در صورت لزوم ماشين آبپاشي 2ـ دستگاه پخش آمولسيون قير پخش كن آمولسيون قير بايد كاملا مجهز و بدون عيب و تنظيم شده باشد بطوريكه بتوان آمولسيون قير را بطور يكنواخت  و به مقدار معين در عرض تعيين شده پخش نمايد. براي اين منظور بايد دستگاه پخش كن مجهز به سرعت سنج باشد از سرعت دستگاه را به حسب متر يا فوت در دقيقه نشان دهد پمپ دستگاه پخش كن بايد داراي تاكو متري باشد كه بوسيله آن بتوان مقدار آمولسيون بتوان مقدار آمولسيون قير كه از لوله‌هاي پخش كن خارج ميگردد بر حسب ليتر در دقيقه كنترل نمود. در صورت لزوم و با توجه به درجه حرارت هوا ، دستگاه پخش آمولسيون قير بايد مجهز به گرمكن بوده تا بتواند آنرا به حدود درجه حرارت لازم براي پخش برساند طول لوله‌هاي پخش شده بايد به طور عادي حدود 4 متر بوده و براي عرض‌هاي كمتر يا بيشتر قابل تنظيم باشد. دستگاه پخش آمولسيون قير هر روز پس از خاتمه كار بايد با نفت سفيد يا مواد مشابه كاملا شسته گردد. مخازن آمولسيون قير بايد در مقابل سرما محافظت شود تا آمولسيون قير يخ نزد مخازن مزبور بايد در بسته باشد تا آمولسيون قير در معرض هوا قرار نگرفته و گلبول‌هاي آن در سطوح آمولسيون  قير دلمه نشود. در موقع پخش امولسيون قير بطوريكه نبايد درجه حرارت هوا در محل كار كمتر از 10درجه سانتيگراد است ضرورت يابد پخش امولسيون قير بايد با موافقت دستگاه نظارت و پيش‌بيني هاي لازمه بعمل آيد ولي به هر حال اندود سطحي در مواقعي كه درجه حرارت كمتر از 5 درجه سانتيگراد است نبايد انجام شود.   اندود نفوذي (پريمكت) پخش يك لايه قير مخلوط با گرانروي كه در سطح شني راه اندود نفوذي يا اصطلاحاً پريمكت ناميده مي‌شود . اندود نفوذي به منظور آماده نمودن سطح راه شني جهت پخش قشر آسفالت انجام مي گردد قير پريمكت كه در سطح راه شني پخش ميگردد. در داخل خلل و فرج آن نفوذ نموده و علاوه بر تحكيم سطح شني راه سبب تسهيل چسبندگي قشر آسفالت به بدنه راه مي‌گردد. بيش از 10 درجه  و موقعي كه هوا رو به سردي ميرود بيش از 15 درجه سانتيگراد باشد.   آسفالت سطحي يك لايه اي و دو لايه اي پخش يك لايه قير روي سطح آماده راه كه بلافاصله روي آن مصالح شكسته و تميز پخش گردد آسفالت سطحي ناميده مي‌شود. اين نوع آسفالت معمولا در دو لايه و در مواردي  در يك لايه بندرت در سه لايه پخش مي‌شود. كه بترتيب آسفالت سطحي يك لايه اي و دو لايه اي و سه لايه اي ناميده مي‌شود. ضخامت آسفالت سطحي يك لايه‌اي تقريباً معادل اندازه ماكزيمم اسمي مصالح مي‌باشد. و ضخامت آسفالت سطحي دو لايه معادل  اندازه ماكزيمم اسمي مصالح لايه  اول است. كليه نقاط ضعيف سطح راه شني (قشر اساس) مانند چاله يا نشست بايستي با مصالحي كه در ساختمان قشر اساس بكار رفته است مرمت شود بهر حال تمامي سطح راه بايستي پروفيله و ضمنا فاقد هرگونه مواد سست يا شل باشد . بطوريكه قسمت هاي مرمت شده و ضعيف مشابه ساير قسمتهاي راه را داشته باشد. در مورد راههاي شني مي‌بايستي عمليات بترتيبي برنامه ريزي گردد كه بالافاصله پس از آماده شدن قشر اساس و قبل از عبور ترافيك از روي آن عمليات آسفالت سطحي انجام گيرد به نحوي كه راه كاملا پروفيله و شيب‌هاي طولي و عرضي آن تامين شده باشد.   وسائل اجراي كار وسائلي كه براي اجراي آسفالت سطحي لازم مي‌باشد به شرح زير است. جاروي مكانيكي و يا هواي فشرده و در صورت لزوم ماشين آبپاش غلطك چرخ لاستيكي سه تن ، عرض كوبيده غلطك چرخ لاستيكي بايد بيش از 150 سانتي متر بوده و وزن آن قابل تغيير و فشار سطح تماس آن حداقل 40 پوند بر اينچ مربع باشد. پخش كن مكانيكي براي مصالح سنگي كه بتوان دقيقاً آنرا براي پخش مقدار معيني از مصالح در متر مربع ميزان كرد. دستگاه پخش آمولسيون قير و يا قير پاش.   پخش و كوبيدن مصالح سنگي پخش مصالح سنگي بايد با وسائل پخش كن مكانيكي كه در شرح وسائل اجراي كار قبلا ذكر شده است انجام گيرد قبل از ريختن قير كاميون‌هاي حاصل مصالح سنگي بايد در محل كار آماده باشند كاميون‌هاي حاصل مصالح سنگي بايد از عقب به جود حركت كنند تا ابتدا مصالح سنگي روي قير پخش شود و سپس چرخ كاميون از روي آن عبور كند. مصالح سنگي بايد بلافاصله پس از پاشيدن قير يا آمولسيون روي سطح راه پخش شود بالافاصله بعداز پخش مصالح سنگي بايد عمل غلطك زني شروع شود تا دانه هاي مصالح سنگي كاملاً به قير و سطح راه بچسبد. براي هر پخش كن مصالح سنگي لاقل بايستي دو غلطك چرخ لاستيكي بكار برده شود عمل غلطك زني نبايد پس از عمل آمدن قير ا دامه يابد زيرا دانه‌هاي مصالح سنگي در جاي خود لق شده و از سطح راه كنده ميشود در هر حال فاصله زماني بين پخش مصالح سنگي لايه اول و پاشيدن قير لايه دوم نبايد از 48 ساعت كمتر باشد قبل از پخش قير لايه دوم بايد با جارو مكانيكي خرده سنگهاي اضافي لايه اول از سطح راه پاك گردد.   لكه گيري قسمتي از جاده را كه خراب شده است ابتدا با مشخصات هندسي شخص مربع و يا مستطيل يا كمپرسور كنده و سپس با جارو كردن و تميز كردن سطح آن قير را در كف و ديواره‌هاي لكه مي ريزيم و بايد ديواره لكه و كف آن به هم عمود باشند پس با دو غلطك لاستيكي و فلزي روي آن تردد شود تا كاملاً متراكم گردد. قالب بندي طبقه بندي قالب ها قالب ها به طور كلي به سه دسته تقسيم مي‌شوند. قالب هاي معمولي ـ قالب هاي دقيق ـ قالب هاي مخصوص قالب هاي معمولي : اين گونه قالب هاي از تختهها يا صفحات چوبي كنار هم قرار داده شده ساخته مي‌شود كه بايد همسطح و به همچسبيده باشد و حداكثر درزها 2 ميليمتر و اختلاف سطح دو تخته يا صفحه كنار هم از 3  ميليمتر بيشتر نباشد و بايد شرايط آب بندي را داشته باشند. قالب هاي دقيق : قالبهاي دقيق از تخته هاي رنده شده يا صفحات چوبي ساخته مي شود درز و اختلاف سطح دو تخته يا دو صفحه كنار هم نبايد به ترتيب از 5/0 و 1 ميليمتر بيشتر باشد قالب هاي دقيق ممكن ا ست فلزي باشند و دقت اين قالب ها بايد حداقل مانند نوع چوبي آنها باشد اگر لازم باشد مي‌توان درز قالبهاي را با نوار ژسب پوشاند يا بين دو درز را نوار لاستيكي قرار داد.   آب بندي قالب ها: آب بندي قالب ها بايد به نحوي باشد كه شيره سيمان از قالب خارج نشود و چنانچه بتن ريزي در مجاورت آب انجام شود مانع از نفوذ آب به داخل بتن گردد. مقاومت : قالب‌ها و داربست ها بايد در برابر بارها و سربارها و اثرات مختلفي كه تا پايان عمليات برچيدن آنها وارد مي شود مقاومت كافي داشته باشند.   تغيير شكل تغيير شكل قالب ها و داربست ها تحت اثرات مختلفي كه به آنها وارد مي شود نبايد به ابنيه‌ايكه تازه بتن ريزي شده ا ست يا در حال گرفتن و سفت شدن است لطمه وارد آورد. بعلاوه اين تغيير شكل نبايد اثرات سوئي در ايستائي و حالت ظاهري بنا در وضعيت نهائي آن داشته باشد.   خيز معكوس چنانچه دستگاه نظارت درخواست نمايد پيمانكار موظف است خير معكوس لازم براي قالب ها و داربست ها را قبل از شروع عمليات محاسبه و ارسال نمايد.   آماده كردن قالب‌ها پاكيزگي : قالب ها بايد به اندازه كافي تميز باشد تا اثري روي سطح خارجي بنا باقي نگذارند. تميز كاري قبل از روغن مالي قالب ها بايد به دقت تميز شوند تا عاري از گرد و خاك و هر نوعه آلودگي باشند   روغن مالي : كليه انواع قالب‌هائي كه فاقد رنگ مخصوص قالب هستند بايد روغن مالي شود روغن اضافي باقيمانده در كف قالب را بايد با اسفنج تميز نمود. روغن‌هاي استفاده شده به روغن مخصوص قالب بندي معروف اند و اثراتي روي سطح بتني باقي نمي‌گذارند و نبايد اثر اسيدي داشته باشند. استفاده مكرر : اگر يك قالب چندين بار مورد استفاده قرار گيرد پس از هر بار استفاده بايد تميز شود و قبل از استفاده مجدد به حالت قابل قبول در آيد.   قالب برداري : قالب برداري بتن بايد با احتباط و بدون ضربه و فقط به كمك نيرو استاتيك انجام پذيرد.   كارخانه آسفالت براي انجام دادن روسازي پروژه هاي راهسازي بايد حتما كارخانه آسفالت در نزديكي كار وجود داشته باشد تا براي رساند آسفالت از كارخانه تا محل پخش آسفالت خاصيت چسبندگي خود را از دست نداده و سرد و سخت نشود و براي تهيه مصالح آسفالت بايد معدني را اختيار داشت و براي در اختيار گرفتن معدن بايد از امور اراضي ـ مناب طبيعي ـ محيط زيست ـ امور رودخانه‌هاي سازمان آب مجوز رسمي دريافت كرد و تست هاي لازمه براي مصالح آسفالت بايد انجام  گيرد و ميزان افت وزني ـ سايش ـ مقاومت در برابر عوامل جوي ـ ويد مورد نياز تعيين گردد.   طريقه توليد آسفالت در كارخانه آسفالت پاركر ابتدا مصالح از محل دپو به سيلوهاي شمار يك (ماسه) و شماره دو (نخودي) و شماره سه (بادامي و درشت دانه) ريخته مي‌شود و از آن به نوارهاي مادر هدايت ميشود و سپس بعداز عبور از سرند به روي نوار دراير مي ريزد و به سوي دراير گرم هدايت مي‌شود وبعداز جذب حرارت مورد نياز  گرد و  غبار آن توسط اگزوز فن گرفته و ما بقي همراه حرارت خارج ميگردد و سپس توسط الواتور گرم يا بالابر به سمت بالا هدايت مي‌شوند و از سرند چهار طبقه كه جدا كننده مصالح مي باشد به داخل بين ها هدايت مي شوند و طبق نوع مصالح مورد نياز در آسفالت مصالح داخل باسكول مصالح مي‌گردد وهمزمان با قير مورد نياز وارد ميكسر مي‌گردد و بعداز 45 ثانيه از ميكسر تخليه مي گردد. درجه حرارت مصالح (150-140) و درجه حرارت قير (130-120) مي باشد     طرح اختلاط آسفالت بيندر در كارخانه آسفالت پاركر   براي تهيه آسفالت توپكا درشت دانه كاملا حذف و بادمي حدود 10%‌مورد نياز مي باشد . كارخانه آسفالت پاركر 120 كه در ساعت بايد 120 تن آسفالت توليد نمايد كه در حال حاضر به علت فرسودگي ميكسر درايد ضعيف بودن فن روزانه در هر ساعت 80 تن بيشتر توليد نمي كند . مصالح در تهيه آسفالت بايد خشك باشدو درصد شكستگي (80%) در كارخانه آسفالت براي روشن كردن مشعل جهت داغ كرد قير شير گازوئيل را بازكرده تا گازوئيل جريان يابد و سپس مشعل آتش را نزديك لوله فن برده و فن را روشن مي كنيم و موقع خاموش كردن شير گازوئيل را بسته و فن را خاموش مي كنيم . موقع روشن بودن كارخانه مهمترين چيزهايي بايد كنترل گردد عبارت است از درجه حرارت مصالح و درجه حرارت قير و آمپر كليه دينامها و در صورت بالا رفتن درجه حرارت آسفالت بايد گازوئيل مشعل را كم كرد. تعداد ماشين هاي مورد نياز براي حمل آسفالت بستگي به مسافت حمل دارد كه هر چقدر مسير طولاني تر باشد ماشين هاي بيشتري براي حمل مورد نياز مي باشد و در هر ماشين ده چرخ تقريبا 22-20 تن آسفالت بارگيري مي‌شود و در هر ساعت چهار ماشين مي توان بارگيري نمود . در صورتي كارخانه به فعاليت ادامه مي دهد كه حداقل 2 ماشين در كارخانه باشند در غير اين صورت كارخانه به صورت موقتي خاموش مي گردد (مشعل خاموش – توزيع بار قطع) و براي روشن كردن تمام دينامها روشن – مشعل روشن و توزيع بار شروع مي گردد . در هنگام خاموش كردن كلي دستگاه بايد بارهاي درايه – الواتور گرم - سرندها - بين ها كاملا تخليه گردد و به مقدار يك بچ مصالح داخل باسكول مصالح نگهداري مي شود كه در جهت شستشوي ميكسر مي باشد و مقدار 90-100 ليتر گازوئيل با يك بچ مصالح كه حدود 1785 كيلو گرم مي باشد . در ميكسر تركيب و بعد از يك دقيقه تخليه مي گردد و كليه دينامها و مشعل خاموش مي گردند .( براي ورود گازوئيل ابتدا شير قير را بسته و سپس شير گازوئيل را باز مي كنيم كه آمدن گازوئيل باعث شسته شدن لوله رفت قير مي‌گردد و لوله برگشت با توجه به شيب لازم خود به خود تخليه مي‌گردد . موضوع آزمايش دانه بندي مصالح شني بتن ( شن بتن ) ابتدا (4-5/3) كيلوگرم مصالح را به صورت كوپه درآورده و بعداز مخلوط كردن كامل آن را به چهار قسمت مساوي تقسيم مي كنيم و از آن دو قسمت مساوي را برداشته و در دو ظرف جداگانه قرار مي‌دهيم اگر كه مصالح زياد خاك داشته باشد يك آزمايش SE هم بدان انجام مي‌دهيم كه براي آزمايش SE ابتدا مصالح را از 16/3 عبور داده و مصالح را در سيني به صورت يك كوپه در آررده و كاسه مخصوص SE را به صورت چرخشي در كوپه مصالح پرس مي كنيم و پس 10 ضربه به ته آن زده مي‌شود  تا فضاي خالي آن پر گردد و سپس با كارتك روي آن را صاف كرده و كاسه SE را درون استوانه‌اي كه تا 10 (محلول استوك پر شده است مري ريزيم و بعداز زدن چند ضربه به تدان به مدت 10 دقيقه صبر مي كنيم و سپس درپوش لاستيكي را روي آن قرار داده و در دستگاه چيكر قرار ميدهيم و بعداز زدن 127 ضربه با دستگاه ابتدا درپوش را با محلول استوكس شسته و سپس ديواره‌ها و شلنگ را به ته استوانه آورده و به صورت چرخشي به بالا ميآوريم تا استوانه تا 38 سانتي متر از محلول پر گردد و بعداز گذشتن 20 دقيقه پيستون SE را وارد استوانه كرده قبل از اين كه پيستون را وارد نمائيم عدد فيلر را ياداشت مي نمائيم و بعداز وارد كردن پيستون جاي را كه لاستيك پيستون مشاهده ميگردد در فيلر مي خوانيم. و عدد دو را به عدد اول تقسيم كرده و بعنوان SE آن بدست مي آيد. و براي دانه بندي مصالح را در الك‌هاي رو به رو عبور داده و وزن‌هاي مصالح مانده در روي الك را خوانده در روي ترازو و پس درصد مانده و درصد رد شده را حساب كرده و جدول را تكميل مي نمائيم .   موضوع آزمايش : دانه بندي مصالح شسته طبيعي در بتن ابتدا مصالح ماسه شسته طبيعي را به مقدار (5/2 – 8/1 )كيلوگرم برداشته و آن را به صورت يك كوپه در آورده و به چهار قسمت مساوي تقسيم مي‌كنيم كه يك قسمت آن را براي آزمايش دانه بندي و قسمت ديگر آن براي تعيين SE  موجود در مصالح استفاده كرده و دو قسمت ديگر را استفاده نمي‌كنيم و اين عمل براي آن است كه مصالح تقريبا به صورت مساوي مخلوط شدند و هر دو ظرف مصالح را درون آون قرار داده تا جايي كه كاملا مصالح خشك گردد و براي آزمايش SE ابتدا مصالح را از 16/3 عبور داده و مصالح را در سيني به صورت يك كوپه در آورده و كاسه مخصوص SE را به صورت چرخشي در كوپه  پر ميكنيم و سپس 10 ضربه به ته آن زده مي‌شود  تا فضاي خالي آن پر گردد و سپس با كارتك روي آن را صاف كرده و كاسه SE  (مصالح آن) را درون استوانه‌اي كه تا cm10 (محلول استوكس پر كرده‌ايم مي‌ريزيم و بعداز زدن چند ضربه به ته آن به مدت 10 دقيقه صبر مي‌كنيم و سپس درپوش لاستيكي را روي آن قرار داده و در صورت موجود بودن دستگاه چي‌كر 127 ضربه به آن زده مي شود و در غير اينصورت 90 ضربه رفت و برگشت با دست به آن زده و سپس آن را برداشته و بعد از شستن درپوش لاستيكي با محلول استوكس و ديواره آن از ته استوانه به صورت چرخشي و به سمت بالا با محلول استوكس استوانه را تا cm 38 پر مي كنيم و سپس بعد از گذشتن 20  دقيقه پيستون SE را داخل آن كرده و  قبل از اين كار ابتدا  خط بالايي فيلر را مي خوانيم و بعد از داخل كردن پيستون به دورن استوانه آن را آرام پايين آورده تا پيستون از بيرون ديده شود بدون اعمال كردن فشار زياد و پس عدد فيلر در روي پيستون (حلقه لاستيكي آن) را مي خوانيم و عدد كوچك را به عدد بزرگ تقسيم كرده و ميزان SE بدست مي‌آيد     و الكهاي ماسه شامل الكهاي 200- 100- 50 - 30- 8- 16/3 – 8/3  وزن كرده و در جدول مربوطه يادداشت مي نمائيم طبق جدول درصد مانده و درصد رد شده را بدست مي‌آوريم و در انتها مقدار فيلر موجود در آنرا نيز بدست مي‌آيد.   موضوع آزمايش : تعيين ميزان استحكام و نرمي و دانه بندي آسفالت براي تعيين ميزان استحكام ونرمي آسفالت از آزمايش مارشال استفاده مي‌گردد كه در آن ابتدا 1265 گرم آسفالت رادر آون قرر داده تا به دماي ْ140-130 برسد و سپس ديواره قالب مارشال را با روغن آغشته كرده و آسفالت را در قالب مارشال ريخته كه در اين عمل سعي مي گردد كه در ته و روي آن آسفالت ريزدانه تري ريخته شده و 15 ضربه به كناره و 10 ضربه به وسط آن توسط كارتك اعمال مي گردد و سپس چكش مارشال را به مقدار كمي حرارت داده تا گرم گردد و سپس ته آن را با روغن آغشته و 75 ضربه توسط چكش مارشال به قالب مارشال از رو و 75 ضربه از زير اعمال مي‌گردد  و قالب مارشال را با يك پارچه نمناك پوشانده تا سرد شود و سپس در جك مارشال آسفالت را از قالب بيرون آورده و بعد  از گذشت 24 ساعت آن را درداخل حمام آسفالت كه آب آن بايد در دماي ْ61-59 باشد به مدت 30 دقيقه قرار مي دهيم و بعد از آن كه آسفالت را از حمام آسفالت بيرون آورديم آن را با يك پارچه خشك – خشك كرده و در قالب دستگاه فشار مارشال قرار داده و با اعمال فشار به آن ميزان استحكام و نرمي آسفالت را بدست مي آوريم و معمولا ميزان فيلر آسفالت بين (8-2) و  ميزان قير (4/2-2/4) و ميزان Gagg آن 675/2 و ميزان ويد آن (6-3) كه مناسب ترين ميزان ويد بين (5-5/4) مي‌باشد. -    براي تعيين دانه بندي ابتدا يك كوپه آسفالت را به چهار قسمت مساوي تقسيم كرده و سپس دو قسمت آن را مجددا به چهار قسمت مساوي تقسيم مي كنيم و از يك قسمت از ان براي آزمايش دانه بندي استفاده مي‌نمائيم كه ابتدا آسفالت را وزن كرده و يادداشت مي‌نمائيم و سپس وزن فيلتر را يادداشت مينمائيم و بعد از آن آسفالت را در داخل كاسه استراكشن قرار داده و بعد از آن فيلتر را روي كاسه قرار داده و روي آن را محكم بسته و آن را در داخل قالب استراكشن قرار مي‌دهيم و از روي قالب يك ليتر بنزين به آن اضافه مي نمائيم و سپس بعد از 20 دقيقه با دسته استراكشن به آن ضربه زده تا زماني كه كلاً بنزين و قير شسته شده خارج گردد و سپس مجدداً به آن يك ليتر بنزين اضافه كرده و بعد از گذشت 10 دقيقه مجدداً با دسته استراكشن به آن ضربه زده تا زماني كه بنزين و قير شسته شده خارج گردد و اين كار را در دو زمان 10 دقيقه‌اي ديگر انجام مي‌دهيم و در مرحله آخر ديگر رنگ بنزين به صورت طبيعي مي‌باشد و نشان دهنده آن است كه قير كاملا شسته شده و خارج  گرديده است و مصالح باقي مانده در كاسه استراكشن را در ظرفي ريخته و آن رادر آون قرار ميدهيم تا كاملا خشك گردد و سپس آنرا با ريكا شسته تا چربي آن از بين رفته و  اين كار را براي اين مي باشد كه فيلر به راحتي از سنگدانه ها جدا گردد در هنگام الك كردن و سپس آن را مجددا در آن خشك كرده و مصالح باقي مانده را در الك هاي (1 – ً4/3- ً8/3 – ً16/3-8-50-200) عبور داده و ميزان دانه بندي را تعيين مي نمائيم .   تعريف نقشه نقشه تصويري افقي و قراردادي از تمام يا قسمتي از سطح زمين مي باشد كه عوارض مورد نظر را در مقياس كوچكتر از اندازه واقعي بر روي صفحه كاغذ نشان ميدهد و وسيله اي است كه عوارض زمين را با دقت مشخص مي‌نمايد نقشه اي كه قرار است مبناي مطالعات جهت اجراي پر وژه اي قرار گيرد بايد دقيق و درست باشد و اطلاعات موجود در آن به آساني قابل فهم همگان بوده و به آساني قرائت شود. هدف از نقشه برداري : مشخص كردن شكل زمين بطور كلي يا قطعه اي از سطح زمين و عوارضي است كه بر سطح آن ديده مي شود و در كارهاي سطحي تعيين حدود قطعات زمين هدف كار نقشه برداري است و نيز در كارهاي مهندسي مطالعه و پياده كردن مسير شامل راه آهن – جاده ها – كانالهاي آبياري – فاضلاب لوله كشي آب و نفت و … كاربرد دارد .   طريقه مستقيم اندازه گيري الف ) قدم زدن – وقتي كه دقت زيادي براي اندازه گيري فاصله مور نظر نباشد ساده ترين و كم بهاترين روش اندازه گيري بوسيله قدم زدن و شمارش كردن آن وداشتن متوسط اندازه قدمها امكن پذير است . ب) كيلومتر شمار : معمولا مي توان از كيلومتر اتومبيل و يا وسايل شبيه دوچرخه موتور سيكلت مسافت بين دو نقطه را اندازه گيري نمود يعني با حركت چرخ اتومبيل و يا دوچرخه در روي امتداد و انتقال مسافت طي شده از محيط چرخ به صفحه كيلومتر شمار مسافت را تا دسيمتر اندازه‌گيري كرد . ج) نوار فلزي مدرج : نواري است كه از فولاد به عرض يك سانتي متر و به طول هاي 10-20-30-50-100 متري كه به تقسيمات ساده تري مدرج شده و 10 سانتي متر اول آن داراي تقسيمات ميلي‌متري مي باشد . د) نوار يا سيم انواري : سيم  انوار از آلياژ فولاد و نيكل ساخته شده و تغييراتش خيلي كم بوده وبراي اندازه گيري فواصل خيلي دقيق در مثلث بندي و ژئودزي بكار برده مي شود اين نوار هميشه تعليق و روي سه پايه بكار برده شده .   شناخت وسايل اوليه نقشه برداري 1-ژالون : ميله‌اي است استوانه اي شكل از جنس چوب يا فلز يا پلاستيك به قطر دوسانتيمتر و طول دو متر كه بعضي از آنها رو قسمتي اند و قابل اتصال به همه ساخته مي شوند و براي اينكه ژالون راحت به حالت قائمه قرار گيرد ونيز در زمين فرو رود در يك سران نوك تيز سنگي از جنس فولاد يا مشابه آن تعبيه مي نمايند و معمولا مورد استفاده ژالون به جهت امتداد يابي يا تعيين سمت جهت حركت روي زمين بوده و براي مشخص شدن به دو رنگ سفيد و قرمز به فواصل نيم متري رنگ آميزي مي شود . 2- تعريف شاغول : عبارت است از يك قطعه فلز مخروطي شكل كه به نخي آويزان شده كه در امتداد اثر وزن خود در امتداد قائم مي ايستد ومورد استفاده شاغول براي قائم كردن ژالون مي باشد . 3- شيب سنج دستي : از سه قسمت لوله – قوس مدرج  تراز لوله اي تشكيل شده است كه جباب تراز آن توسط آينه اي در داخل لوله دستگاه منعكس مي‌گردد . 4- گونياي ساعي : چون در نقشه برداري در مورد بسياري از زاويه قائم استفاده مي شود كه آن جمله گونياي ساعي است .   عمليات با وسايل ساده نقشه برداي طرز ژالوان گذاري يك امتداد با وسايل ساده نقشه برداري مي توان با دقت فواصل افقي نقاط را كه بسيار به آن نياز داريم اندازه گيري كنيم همان گونه كه مي دانيم فاصله دونقطه يعني كوتاهترين راه بين آن دو امتدادي است مستقيم و قبل از اندازه گيري هر فاصله در نقشه برداري اين امتداد و مستقيم را با چند ژالون مشخص مي كنيم و به اين كار  ژالون گذاري امتداد گويند چنانچه طول خيلي كوتاه باشد طوري كه بتوان با يك بارمتر كشي آن را اندازه گرفت ديگر احتياج به اين كار نيست عمل ژالون گذاري به اين ترتيب انجام مي گيرد كه ابتدا روي دو ژالون به طور قائم مي گذاريم و يك نفر پشت يكي از دو ژالون به فاصله حدود 2 متر مي ايستد در حالي كه يك چشمي را بسته و با چشمي ديگر به ژالون نگاه مي كند بطوري كه دو ژالون را روي همه ببندد و بعد نفر ديگري ژالوني را بطور قائم در امتداد تقريبي دو نقطه مذكور به چپ و راست حركت مي دهد تا نفر اول هر سه ژالون را در يك امتداد ببيند ا ين كار براي هر  چند نقطه كه لازم  باشد تكرار مي گردد تا براي متر كشي كاملا مشخص گردد .   علامت دادن با دست : وقتي كه فاصله بين افراد كه با يكديگرعمل ژالون گذاري را انجام مي دهند زياد باشد ديگر صدا به طور رسا به گوش نمي رسد در اين حالت پشت ژالون ابتدايي قرار ميگيرند براي فرمان دادن به فنر دوم كه ژالون ديگر را جا به جا مي كند به وسيله علامت دادن با دست منظور خود را مي فهماند بنابراين لازم است اين دونفر علائمي بصورت قراردادي تعيين نمايند تا هنگام عمل از آن استفاده نمايند . تعيين محل تقاطع دو امتداد با ژالون گذاري چنانچه بخواهيم محل تلاقي دو امتداد AB و CD را بر روي زمين مشخص كنيم بر روي هر كدام از نقاط A و B و C و D يك ژالون بطور قائم مي‌گذاريم و سپس يك نفر در پشت ژالون نقطه A و B و نفر دوم پشت نقطه C  يا D قرار مي گيرد به كمك نفر ا ول نفر سوم ژالون قائمي را روي امتداد AD حركت مي دهد و نفر دوم وقتي آن را در امتداد CB ديد اطلاع مي دهد نقطه O بدين صورت محل تلاقي دو امتداد مورد نظر بدست مي آيد . تعيين امتداد موازي امتداد معلوم اگر امتداد AB روي زمين داشته باشيم وبخواهيم امتدادي به موازات آن به فاصله d مشخص نمائيم به اين ترتيب عمل مي كنيم كه نقطه اي مانند m بر روي AB انتخاب كرده و با گونيا از اين نقطه َm بدست آيد از َm نيز عمودي ديگر با گونيا بر امتداد َmm مي سازيم بدين ترتيب CD بدست مي آيد كه امتدادي موازي AB و به فاصله d از آن است . تراز ياب و تراز يابي : (اندازه گيري ارتفاع) تعيين ارتفاع نقاط به طور كلي بر اين فرض  استوار است كه سطحي را بعنوان مبناي ارتفاع در نظر گرفته و فاصله قائم نقاط از اين سطح پيدا مي‌كنيم ولي به طوري كه خواهيم ديد نمي توان ارتفاع همه نقاط را مستقيما نسبت به اين سطح مبنا بدست آورد ومجبوريم ارتفاع هر نقطه را نسبت به ارتفاع نقطه معلوم ديگري درنزديكيهاي آن بدست آوريم به اين ترتيب است كه ارتفاع نقاط مختلف يك منطقه به تدريج يكي نسبت به ديگري تعيين مي‌گردد در واقع اندازه گيري اختلاف ارتفاع پايه تعيين ارتفاع را تشكيل مي‌دهد. عملياتي كه براي تعين ارتفاع و يا اختلاف ارتفاع صورت مي گيرد ترازيابي مي‌نامند .  
[ جمعه بیست و یکم دی 1386 ] [ 23:9 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]

تحقیر زن در فرهنگ و ادبیات!؟ در داستان ها، اشعار، مقالات، کتاب های مذهبی، مباحث و دیالوگ های روزمره، ضرب المثل ها، کلمات، صفات و مفاهیمی که به زن نسبت داده می شوند، آشکارا تحقیر زن و جنس دوم شمردن آن را به نماش می گذارند. حتی اگر تصویر مثبتی نیز از زنان داده شود: «دست کمی از مردان» ندارند پسوندی اضافه می شود. متاسفانه ضرب المثل هایی هم چون «چند کلمه از مادر عروس بشنو»، «زن که رسید به بیست باید به حالش گریست»، «توی سر سگ بزنی زن پیدا می شه»، «اگر زن خوب بود خدا هم یکی می گرفت»، « خاله سوسکه، خانم موشه، خانم خرگوشه» و... در جامعه عمومیت دارد، همه تحقیر و توهین آشکاری به زن است. بسیاری از کلمات که بار جنسی ندارند اما عموما صفات زنانه محسوب می شوند. از همین رو ضروری است که مفاهیم و واژه های مردسالارانه را در عرصه ایدئولوژی، فلسفه، اقتصاد، سیاست، جامعه و فرهنگ به چالش کشید. این طرز تفکر و عدم درک زن به عنوان انسان مستقل، تاثیرات روانی و رفتاری و ارزش های ارتجاعی مردسالارانه در جامعه دارد. دنیایی که بر پایه چنین ارزش ها و داوری هایی بنا شده، جامعه ای وارونه است و آن را باید زیرورو کرد و ارزش ها و معیارهای انسانی را به جای آن قرار داد. جدا از این که مرد است یا زن، در گام نخست انسان است و باید حقوق همه انسان ها برابر و یک سان به رسمیت شناخته شود و هرگونه برتری به مثابه توهین به بشریت مورد اعتراض قرار گیرد. توهین به زن نه تنها در فرهنگ و ادبیات فارسی، بلکه در کلیه زبان ها صورت می گیرد. در ادبیات کتبی و شفاهی به ویژه ادبیات قدیم، اشعار شاعرانی چون فردوسی و سعدی و نظامی و...، زن ستیزی خود را در کلام های شاعرانه به نمایش می گذارند. شاعر معروف سعدی، در یکی از شعرهایش زن را چنین به تصویر می کشد:   زن خوب فرمانبر پارسا                           کند مرد درویش را پادشا (...) چو زن راه بازار گیرد بزن                         وگرنه تو در خانه بنشین چو زن اگر زن ندارد سوی مرد گوش                 سَراویلِ کُحلیش - در مرد پوش چو در روی بیگانه خندید زن                               دگر مرد گو لاف مردی مزن ز بیگانگان چشم زن دور باد                                چو بیرون شد از خانه در گور باد-   در اثر معروف شاهنامه، هر چند زنان سنت شکنی می کنند، اما در این اثر، نگرش ارتجاعی به زن مشمئز کننده است. رستم، درباره زنان به کاوس می گوید:   کسی کو بود مهتر انجمن                                   کفن بهتر او را ز فرمانِ زن سیاوش ز گفتار زن شد به باد                 خجسته زنی کو ز مادر نزاد   بدین ترتیب، نگرش کلی نسبت به زن در شاهنامه غیرانسانی و تحقیرآمیز است. در حالی که در حماسه «کوراوغلو» بر عکس شاهنامه، زن و مرد حقوق برابر دارند و زنان نیز دوش به دوش مردان، در راه منافع محرومان و زحمتکشان جامعه با خان ها و فئودال ها می جنگیدند. در «چنلی بئل»، مرکز تجمع دلاوران کوراوغلو، فرقی بین زن و مرد نبود. «زنان چنلی بئل معمولا در پس پرده مانده خان ها بودند که از زبان عاشیق ها و صف پهلوانی و زیبایی اندام پهلوانان را می شنیدند و عاشق آن ها می شدند و آن گاه به پهلوانان پیغام می فرستادند که به دنبال شان آیند. این زنان خود در پهلوانی و جنگجوئی دست کمی از مردان خویش نداشتند.» (1) حماسه کوراوغلو، عموما مبارزه بر حق و عادلانه و برابری طلبانه، آزاداگی و آزاداندیشی و آگاهی تاکید دارد.   اساسا مشروعیت نگرشِ نابرابر بین زن و مرد را بیش تر باید در داستان مذهبی آفرینش مورد بحث و بررسی قرار داد که قرن های متوالی بر افکار عمومی جوامع تاثیر مخربی گذاشته است. کم نیستند پژوهشگرانی که معتقدند اولین بشر زن نیست، بلکه مردی است به نام «آدم». «خداوند» حوا را بعدا به خاطر آدم آفرید تا او را از تنهایی به در آورد. تمام مذاهب نسبت به حقوق زن و آزادی هایش نگرشی ارتجاعی دارند و زن را به عنوان انسان مستقل به رسمیت نمی شناسند. در قرآن، انجیل و تورات و غیره، زن شدیدا مورد حقارت و بی حرمتی قرار گرفته است. در انجیل آمده است: «زن را اجازت نمی دهیم که تعلیم دهد. یا بر شوهر مسلط شود، بلکه در سکوت بماند، زیرا که آدم اول ساخته شد و بعد حوا، و آدم فریب نخورد، بلکه زن فریب خورده، در تقصیر گرفتار شد.» (2) در جای دیگری از انجیل آمده است: «شوهر سر زن است، چنان که مسیح نیز سر کلیسا و نجات دهنده بدن است. لیکن هم چنان که کلیسا مطیع مسیح است، همچنین زنان نیز شوهران خود را در هر امری مطیع باشند.» (3) فرمان یهوه به زن چنین است: «چشمت باید به شوهرت باشد و وی بر تو حکومت خواهد کرد.» یهوه، در آخرین بند از وصایای دهگانه اش که به قول مشهور به موسی فرستاده است، زنان را در ردیف چارپایان و اموال منقول ذکر می کند.» (4) «خدایا ترا سپاسگزارم که مرا کافر و زن نیافریدی. ولی یهودیان در این عقیده تنها نبودند... در سرتاسر شرق زن تا پسر نزاده بودند، منفور بودند.» (5) بدین ترتیب، نخست آن که آدم مرد و حوا زن است. حوا، از دنده چپ آدم آفریده شده است. حوا، باعث و بانیِ رانده شدن انسان از بهشت شده است. در این مورد روایت های گوناگونی وجود دارد. روایت تاریخ بلعمی، از داستانِ آفرینش مرد و زن چنین است: «خدای عزو جلّ از پهلوی چپ وی «آدم - مرد» حوا (زن) را بیافرید... خلقی به صورت چون ماه... (آدم) چون چشم باز کرد، او را «حوا» را به بالین خویش دید نشسته بر تخت. گفت: «تو کیستی؟» حوا گفت: «من جفت توام، و مرا خدای تعالی آفرید و از پهلوی تو بیرون آورید تا دل تو به من بیارامد». «ابلیس... چون از آدم نومید شد، نزدیک حوا شد - و فریب بر زنان زودتر روا گردد، و مردان را نیز هم بر زنان توان فریفتن... پس حوا «از میوه ممنوع» بخورد، او را زیان نداشت... پس چون آدم یکی بشکست و به دهن اندر نهاد و به گلوش اندر شد، هر دو جامه از تن ببَرید و عورت هاشان برهنه شد... هر دو از یکدیگر شرم داشتند: هر یکی برگ درختی برگرفتند و عورت بدان بپوشیدند... خدای عزوجل هر چهار از بهشت بیرون کرد؛ آدم را و حوا را و ابلیس را و مار را. پس مار را عقوبت کرد به خاک خوردن و به شکم رفتن، حوا را عقوبت کرد به حیض و کودک زادن و سختی و پلیدی دیدن، از بهر آن که دلیل آدم بود به خوردن بر آن درخت؛ هر چهار اندرین جهان فرستاد.»   نظام الملک، می نویسد: «خدای عزوجل فرموده است: «... مردان را بر زنان گماشتم تا ایشان را می دارند اگر ایشان خویشتن بتوانستندی داشتن، مردان را بر سر ایشان نگماشتمی. پس هر که زنان را بر مردان گمارد، هر خطایی و ناسزایی که پدیدار آید، جرم آن کس را باشد که این رخصت داد و عادت بگردانید». (6) در قرآن، آمده است: «مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانیِ است. به واسطه آن برتری (نیِرو و عقل) که خدا بعضیِ را بر بعضیِ مقرر داشته و هم به واسطه آن که مردان از مال خود بایِد به زنان نفقه دهند پس زنان شایِسته و مطیِع آن هایِند که در غیِبت مردان حافظ حقوق شوهران باشند و آنچه را که خدا به حفظ آن امر فرموده نگه دارند و زنانیِ که از مخالفت و نافرمانیِ آنان بیِمناکیِد بایِد نخست آن ها را موعظه کنیِد اگر مطیِع نشدند از خوابگاه آن ها دوری گزیِنیِد باز مطیِع نشدند آن ها را به زدن تنبیِه کنیِد چنانچه اطاعت کردند دیِگر بر آن ها حق هیِچ گونه ستم نداریِد که همانا خدا بزرگوار و عظیِم الشان است.» (7) اگر امروز در جوامع مدرن غرب، کسی این کلمات را بر علیه زن به کار گیرد و شاکی خصوصی هم پیدا کند به لحاظ قانونی و به دلیل تهدید و توهین قابل پیگیری است. اما چون آیه قرآن است جامعه موظف است آن را بپذیرد و حتی انتقاد به آن، احتمالا خطر جانی و ترور نیز به دنبال دارد. پیِغمبر گقته است: «حکم خدا در حق فرزندان شما ایِن است که پسران دو برابر دختران ارث برند.» (8) در ادامه سلطه گری مرد، او مجاز است که چند همسر داشته باشد: «پس آن کس از زنان را به نکاح خود آریِد که شما را نیِکو و مناسب با عدالت است دو، یِا سه، یِا چهار.» (9) اما اگر زنی حجاب خود را رعایت نکرد و یا با مرد «نامحرمی» هم سخن شد، حکم سنگسار در انتظارش است؟! بنابراین، ناعدالتی و زن ستیزی ریشه در تمام مذاهب دارد. حتی در دین اسلام، مردان مجازند بچه در قنداق را به عقد خود درآورند و در 9 سالگی با او هم خوابگی بکنند، در حالی که در جوامع مدرن چنین عملی به عنوان تجاوز به کودک جرم بزرگی محسوب می شود.  تا زمانیِ که خدیِجه زنده بود محمد تک همسر بود. ولی پس از مرگ خدیِجه در ٦١٩ میِلادی و ورود پیِغمبر به مدیِنه و تحکیِم حاکمیت اش، دوران چند همسری اش آغاز گردید. و از میِان یِازده زن پیِغمبر، عایِشه دختر ابوبکر که از شش سالگیِ برای محمد در نظر گرفته شده بود بالاخره در سن 8.5 یا ٩ سالگیِ به عنوان سومیِن زن به ازدواج محمد که بیِش از پنجاه سال داشت، درآمد. ایِن امر نیِز نشان می دهد که حب قلبیِ مورد نظر قرآن حداقل در دوران اولیِه بیِن ایِن دو فرد بیِانگر مناسبات عاشقانه متقابل نبوده است و ملاحظات سیِاسیِ و خانوادگیِ و قومیِ و تمایِلات جنسی محمد نقش مهمیِ داشته اند. (10) در مورد امتیِازات ویژه محمد، در قرآن چنیِن آمده است: «ای پیِغمبر ما زنانیِ را که مهرشان را ادا کردی بر تو حلال کردیِم و کنیِزانیِ که به غنیِمت، خدا تو را نصیِب کرد و ملک تو شد و نیِز دختران عمه و دختران خالو و دختران خاله آن ها که با تو از وطن خود هجرت کردند و نیِز زن مومنه ای که خود را به رسول بیِ شرط و مهر ببخشد و رسول هم به نکاحش مایِل باشد که ایِن حکم (هبه و بخشیِدن زن و حلال شدن او) مخصوص تو است... ایِن زنان همه را که بر تو حلال کردیِم و ترا مانند مومنان امتت به احکام نکاح مقیِد نکردیِم بدیِن سبب بود که بر وجود عزیِز تو در امر نکاح، هیِچ حرج و زحمتیِ نباشد.» (11) خدا، قرآن و پیغمبر، به مردان این قدرت مطلق را داده اند که: «زنان شما کشتزار شمایِند پس برای کشت بدان ها نزدیِک شویِد هرگاه مباشرت آنان خواهیِد.» (12) و یِا «مردان را بر زنان افزونی و برتری است.» (13) اگر امروز ما شاهد این واقعیت هستیم که دست کلیسا از دخالت در زندگی خصوصی مردم به ویژه زنان کوتاه شده است، نه خواست کشیشان، بلکه در اثر مبارزه پیگیر زنان و مردان برابری طلب و عدالت خواه و جنبش کارگری کمونیستی و با روشنگری روشنفکران سکولار و آزادی خواه و چپ میسر شده است. این تجربه به ما می آموزد که برقراری یک جامعه آزاد و برابر و انسانی در ایران، تنها از مسیر حضور فعال در جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی امکان پذیر و عملی است. در این میان روشنفکران سکولار و چپ می توانند در روشنگری جامعه و تغییر فرهنگ حاکم، نقش مهمی را ایفا کنند.   البته فیلسوفان معروفی نیز مانند ارسطو نسبت به انسان زن دید و نظر ارتجاعی داشتند. ارسطو، معتقد بود: «نسبت زن به مرد مثل نسبت غلام به مولی و بدن به روح و قوه مفکره و مثل نسبت اقوام وحشی به یونانیان است. زن، مرد ناقصی است که مرحله پایین تری رشد و نمو می کند. به حسب طبیعت، جنس نر مافوق و جنس ماده زیردست است. نر حاکم و ماده محکوم است و این قاون بالطبیعه شامل تمام افراد بشر نیز هست. زن از حیث اراده ضعیف است و به همین جهت نمی تواند در صفات و احوال مستقل بماند. بهترین وضع برای زن آن ست که زندگی خانوادگی آرامی داشته باشد. زنان نباید مانند مردان تربیت شوند، همچنان که افلاطون می خواهد در جمهوری خود عمل کند. باید اختلاف و فرق زن و مرد را در تریبت در نظر آورید، نه تشابه آن دو را. سقراط می پنداشت، شجاعت در مرد و زن یکی است ولی چنین نیست. شجاعت مرد در فرماندهی و شجاعت زن در اطاعت و فرمانبری است و همچنان که شاعر می گوید: سکوت، افتخار زن است.» (14)   یا نیچه، فیلسوفی است با عقاید متغیر و متناقض. نیچه، همچنین نقش محوری در تحلیل فرهنگ غربی داشته و هم در پیشرفت فلسفه غرب. او، به عنوان نخستین متفکر پست مدرن معروف است. در نوشته های نیچه، استعاره های مادرانه و تقسیم بندی های زنانه موج می زند: گروه مادران، خواهران، پیر دختران، بیوه ها، معلم های سرخانه، روسپی ها، دختران باکره، مادر بزرگ ها، دختران کوچک و بزرگ و... ژاک دریدا، گونه های مختلفی از زنان را در نوشته های نیچه مشخص می سازد، او به طور کلی سه نوع از موقعیت هایی را که زن می تواند در آن قرار گیرد، چنین بیان می کند: 1 - زن یک دروغ است؛ او اخته شده است. 2 - زن با حقیقت بازی می کند؛ او اخته کننده است. 3 - زن دیونیزوسی خود - تاییدگر؛ او یک زن تایید کننده است. (15) نیچه، می نویسد: «... زن را با حقیقت چه کار! از ازل چیزی غریب تر و دل آزارتر و دشمن خوتر از حقیقت برای زن نبوده است - هنر بزرگ او دروغ گویی است، و بالاترین مشغولیتش به ظاهر و زیبایی. بیایید ما مردان نیز اقرار کنیم که درست همین هنر و همین غریزه را در زن دوست می داریم و ارج می نهیم - مایی که کار و بار دشواری داریم و برای سبک کردن خویش نیاز به آمیزش با موجوداتی داریم که در زیر دستان و نگاه ها و حماقت های ظریف شان، جدیت و گرانی و ژرفی ما جنون آسا به نظرمان آید.» (16)   کانت، می گوید که ویژگی های زنان در مقابل ویژگی های مردان، به طور کلی با نیازهای طبیعی تعریف می شود. طبیعت تجربی زنان فقدان اختیار را در آن ها نشان می دهد، در تضاد با نیروی بالقوه عقلانی که در ذات انسانیت آن هاست. در انسان شناسی از یک نقطه نظر کاربردی می نویسد: «طبیعت برای محافظت از جنین ترس را در شخصیت زنان قرار داده است. ترس از آسیب فیزیکی و بزدلی نسبت به خطرات مشابه. براساس این ضعف زنان به طور مشروع طالب حفاظت مردان هستند.» کانت زنان را به علت ترس و حجب طبیعی شان برای کار علمی نامناسب می بیند. او با تمسخر زنان دانشمند را کسانی توصیف می کند که کتاب هایشان را تا اندازه ای شبیه ساعت به کار می برند، یعنی «آن ها ساعت می بندند برای این که اطلاع بدهند که ساعت دارند، اگرچه ساعت شان اغلب خراب است یا زمان صحیح را نشان نمی دهد.» و او می افزاید: «من به سختی می توانم معتقد باشم که جنس ضعیف توانایی قانونگذاری داشته باشد.» (17) «نباید تعجب کرد که تحت این شرایط زنان بدون پرده پوشی آرزو کنند که ای کاش مرد بودند، در این صورت زن می توانست آزادی و وسعت عمل بیش تری در طبیعتش داشته باشد؛ اما هیچ مردی نمی خواهد که زن باشد.» (18) تعجب آور این است که بسیاری از فمینیست های آکادمیک، مطالعه کانت را توصیه می کنند، در حالی که کانت زن ستیز و تفکر مردسالاری را به ویژه در فلسفه رواج داده است.   احمد کسروی، از روشنفکران صاحب نام ایران، از جمله در عرصه زنان مجموعه مقالات و سخنرانی هایی دارد. نخستین نوشته او، درباره زن در نخستین کتاب اجتماعی او، یعنی آیین، چاپ شد. از آذر 1312 ماهنامه پیمان آغاز به انتشار کرد و در همان سال نخست از شماره 1 به نشر گفتارهایی درباره زنان پرداخت. از آن زمان تا هنگام مرگ بارها در این باره گفتگو کرد. عنوان نوشته های کسروی، در سال های نخست پیمان «خواهران و مادران ما» و در سال های دیرتر «خواهرن و دختران ما» بود. تنها کتاب او، در این زمینه که در 1323 چاپ شد «خواهران و دختران ما» است. کسروی در کتاب آیین، با تاکید به این که دختران باید درس بخوانند، ولی هر درسی را برای آنان مناسب نمی داند: «زن باید آن درس ها را یاد بگیرد که در کار خانه داری و بچه پروری کمک به او کند از طبابت و قابله گی و آداب تندرستی و درزیگری و آشپزی و بافندگی و مانند این ها.» (19) کسروی، در کتاب «خواهران و دختران ما، نقش زن در اجتماع ایران، می نویسد: «2 - خدا زنان را برای کارهایی آفریده و مردان را برای کارهایی. چیزی دیگر که باید دانسته شود آن ست که زنان چنان که در ساختمان تنی و مغزی از مردان جدایند کارهایشان در زندگانی توده ای نیز جداست. خدا زنان را برای کارهایی آفریده و مردان را برای کارهایی. زنان برای خانه آراستن و بچه پروردن و دوختن و پختن و این گونه کارهایند. چنان که گفتم از سال ها کسانی برای زنان ایران نمایندگی در پارلمان و داوری در دادگاه ها و وزیری در کابینه و این گونه کارها را آرزومندند و گاهی آوازی درمی آورند. برخی از زن ها نیز با آنان هم آوازی نموده چنین می پندارند که داشتن آن کارها از «حقوق» ایشان ست، و این که نمایندگی پارلمانی یا وزیری به آن ها داده نمی شود از خوار داشتن ایشان می باشد و به هر حال به خود بایا می شمارند که بکوشند و به آن ها برسند. رسیدن به نمایندگی پارلمان بزرگ ترین آرمان برخی از آن هاست. این هم از چیزهایی ست که از اروپا یاد گرفته اند. در اروپا در برخی از کشورها زنان نماینده توانند بود. به وزارت هم توانند رسید. در برخی از کشورها دیگر زنان خواهان آن کارها می باشند و در آن باره دسته بندی ها می دارند. پنداشته می شود که یکی از نشانه های پیشرفت یک توده رسیدن زنان به این کارهاست. ولی این ها همه خام ست. دوباره می گویم: خدا زنان را برای کارهایی آفریده و مردان را برای کارهایی. نمایندگی در پارلمان و داوری در دادگاه و وزیری و فرماندهی سپاه و این گونه چیزها کار زن ها نیست، بدو شوند: یکی آن که این ها به دوراندیشی و رازداری و خونسردی و تاب و شکیب بسیار نیازمند است و این ها در زن ها کم ست. زن ها چنان که از ساختمان تنی نازک و زود رنجند درک هایشان نیز چنان می باشند. دیگری آن که این ها با خانه داری و بچه پروری که بایاهای ارج دارتر زن هاست نتواند ساخت. زنی که هر دو سال و سه سال یک بار بارور خواهد شد و بچه خواهد آورد چه سازش دارد که داور دادگاه یا نماینده پارلمان یا وزیر کابینه باشد؟! آن گاه درآمدن در سیاست و کوشش در راه نمانیدگی از زنان آنان را به آمیزش ها خواهد کشانید و چه بسا ناستودگی ها که رخ خواهد نمود. اگر این در را باز نماییم زنان خودآرا و خودنما میدان خواهند یافت. روی هم رفته کاری ناپسندیده است. زنان زود توانند فریفت و زود توانند فریفته گردند. پای ایشان از کارهای کشورداری هر چه دورتر بهتر.» (20)   جلال آل احمد، که تفکر توده ایستی داشته و زمانی نیز عضو حزب توده بود، هر چند مذهبى نبود، اما بعدها یکی از مبلغین پر و پا قرص اسلام سياسى و تحکيم عقب ماندگى شد. کتاب «غربزدگى» آل احمد، گويای این واقعیت است. جلال، تا جایی در تبلیغ مذهب پیشروی کرد که سرانجام به سفر حج نیز رفت. او از موضع عقب ماندگی، غرب ستيز بود. این قبیل از روشنفکران مسلمان و غيرمسلمان در جوامع آسیایی، نقد خرافات ملی و مذهبی را استعمارگرانه و در جهت حفظ منافع غرب استعمارگر توصیف می کردند. در واقع اگر گرایش مذهبی در انقلاب مشروطیت شکست خورد، اما پس از آن با تلاش روشنفکرانی هم چون جلال آل احمدها، علی شریعتی ها، مهدی بازرگان ها، عبدالکریم سروش ها و غیره جان تازه ای گرفت که سرانجام به قدرت گیری حکومت اسلامی منجر گردید. حتی فیلم های سینمای دوران شاه عمدتا زن ستیز و مبلغ خرافات مذهبی و مردسالاری بودند. از سوی دیگر، روشنفکرانی نظير ميرزا فتحعلی ‌خان آخوندزاده، از آزادی زن، تحصيل زن و پايان تعدد زوجات دفاع می کرد. یا اعتصام‌ الملک، پدر پروين اعتصامی و سردبير مجله بهار در تبريز، که تحرير‌المراه، اثر قاسم امين را با عنوان تربيت نسوان در 1279 به فارسی به چاپ رساند. انقلاب 1905 روسيه، تاثیر به سزایی در راديکاليزه شدن مبارزه بخش مهمی از جامعه ايران داشت. از همان آغاز انقلاب مشروطیت، گروهی از زن ‌های تهران به طرفداری از انقلابيون در جنبش مشروطه فعال شدند. رهبران جنبش مشروطه، در اين مرحله از جنبش، نه تنها از شرکت زن‌ ها در مبارزه ممانعت نكردند، بلکه تلاش نمودند تعداد هر چه بیش تری از آن ها را به میدان مبارزه بکشانند. شرکت فعال زن‌ ها در انجمن‌ ها و مبارزه روزمره آگاهی سياسی آن ها را به سرعت بالا برد. مدارس دخترانه تشکیل شد. در بهمن 1285 که يکی از اولين تجمعات زنان در تهران تشکيل شده بود، قطعنامه ‌ای را در مورد «لغو جهيزيه سنگين و حق‌ تحصيل زنان» صادر کرد. هم زمان با اين تجمع انجمن های زنان نیز در تهران و برخی شهرستان‌ ها تاسیس شد. از آن ميان «انجمن آزادی زن» بود. اين انجمن يکی از اولين انجمن ‌های زنان بود که در 1285 تشکیل شد. انجمن ديگر «اتحاديه غيبی نسوان» بود که از دولت و مجلس اول انتقاد می ‌كرد و مدافع حقوق کارگران و زحمتکشان بود. «انجمن نسوان» نيز در دوره اول و دوم مجلس مشروطه فعال بود. اين انجمن، برای شناسايی انجمن ‌های زنان، لايحه‌ ای پیشنهادی را به مجلس اول فرستاد. «انجمن مخدرات وطن» نیز يکی دیگر از انجمن‌ های دوره دوم مشروطه بود که در 1289، فعالیت خود را آغاز کرده بود. اين انجمن، که بسياری از زنان عضو آن از خانواده‌ های مشروطه ‌خواه بودند، در ايجاد مدارس، پرورشگاه و بيمارستان زنان تهران فعالیت داشتند. در زمستان 1285، يکی از انجمن‌ های زنان تبريز با 150 عضو بر ضد آنچه «رسوم کهنه و ضد ترقی اجتماعی» می نامیدند اعلام موجودیت کرد. زنان اصفهان، هيئت نسوان اصفهان را به وجود آوردند که در تظاهرات 1289، فعال بودند. باز شدن مدارس دخترانه با مخالفت برخی روحانيون به خصوص شيخ فضل‌الله نوری روبرو شد. نوری، ضمن فتوايی تاسيس مدارس دختران را «خلاف شرع اسلام» نامیده بود، با مخالفت های زنان مبارز روبرو شد. برخی زنان روشنفکر دیدگاه های روحانیون مرتجع را به نقد کشیدند. برای مثال، اتحاديه غيبی نسوان، که در انتقاد به دولت و مجلس از حقوق کارگران و محرومان دفاع می کرد، تفکر روحانيون را نیز به نقد می کشید. در بهار 1286، انجمن نسوان تقاضای شناسايی انجمن ‌های زنان را به كمك يکی از وکلا در مجلس شورای ملی مطرح كرد. برخی از نمايندگان، مثل آقا ميرزا محمود و آقا سيدحسين، اعتراض كردند که: «اين مسئله قابل مذاکره در مجلس نيست و بايد به وزارت داخله نوشته شود که قدغن نمايند چنين انجمنی تشکيل شود». برخی ديگر از جمله وکيل رعايا، نماينده ليبرال مجلس، پاسخ دادند: «چه ضرر دارد که جمعی از نسوان دور هم جمع شده از يکديگر کسب اخلاق حسنه نمايند. درصورتی ‌که معلوم شود از آن ها مفسده که راجع به دين و دنيا باشد بروز نمايد البته بايد جلوگيری کرد و الا نبايد اساسا اين مسئله بد باشد.» سيدحسن تقی ‌زاده، وکيل سوسيال ‌دموکرات مجلس و از آزادی ‌خواهان مجلس اول، گفت: «هيچ ايراد شرعی از برای اين اجتماع نيست و زن‌ های اسلام هميشه و در همه‌ جا دور همديگر جمع می ‌شدند و می ‌شوند و به موجب قانون اساسی هم هيچ ايرادی وارد نيست. وقتی که می گويند ايرانی اين لفظ شامل مرد و زن هر دو هست. مادامی که اجتماعات مخل دينی و دنيوی نباشد ضرری ندارد و ممنوع نيست.» سرانجام مجلس اجبارا وجود انجمن‌ های زنان و حق تجمع آن ها را پذيرفت، بدون آن که بر فعاليت های انجمن ‌ها و اهدافشان صحه بگذارد يا از آن ها حمايت علنی كند. يک ماه بعد، به دستور محمدعلی ‌شاه، نيروی قزاق مجلس را به توپ بست و استبداد صغير بر سر کار آمد. تبريز به رهبری ستارخان، انجمن تبريز، و همراهی گروهی از مبارزان قفقازی در مقابل لشکر شاه مقاومت كرد. در تبريز، بر حسب شواهد متعدد از روزنامه ‌های آن زمان، در ميان مجاهدين انقلابی که از گيلان به تهران حرکت کردند گروهی از زن ‌ها با لباس مردانه جنگيدند و تعدادی از آن ها نيز جان باختند. در دوران دوم مشروطه، فعاليت ‌های زنان شدت بيش تری يافت و در بسياری از موارد علنی شد. در اين زمان، برخی زنان روشنفكر نيز جامعه سنتی را، که تعدد زوجات و طلاق آسان را می ‌پذيرد در روزنامه ‌های وقت به نقد كشيدند. گروهی از انقلابيون، روزنامه‌ نگاران، شعرا و حتی برخی از نمايندگان مجلس از زمره طرفداران جنبش زنان در انقلاب مشروطه بودند. نوشته‌ های علی ‌اکبر دهخدا، سردبير صوراسرافيل، حمايت وکيل ‌الرعايا، نماينده مجلس، اشعار ايرج ميرزا و لاهوتی و عشقی نقش مهمی را در برجسته كردن مسئله آزادی زن در ابتدای قرن بيستم ایفا نمودند. بسياری از نشريه‌ های مترقی و پیشرو وقت هم چون ملانصرالدين قفقاز، صوراسرافيل، حبل‌ المتين و ايران نو در مقالات و نامه‌ هايشان از حقوق زن دفاع كردند. در بهار 1290، وکيل ‌الرعايا، نماينده مجلس دوم، مسئله حق رای برای زنان را در مجلس مطرح کرد. پس از این که مقاله ‌ای در این باره در تايمز لندن، چاپ شد، مجلس شورای ملی ناچار شد به اين مقاله در مجامع اروپايی پاسخ دهد. شيخ اسدالله، يکی از علمای مجلس، در اين جوابيه اظهار کرد که زنان در قدرت قضاوت از مردان ضعيف ترند و بر اين اساس بايد از رای محروم شوند: «علت حذف زنان آن است که خداوند به آنان کفايت لازم برای شرکت در امور سياسی و انتخاب نمايندگان مجلس را نداده است. زن‌ ها جنس ضعيف هستند و قدرت قضاوت مردان را ندارند. اما حقوقشان نبايد پايمال شود و اين حقوق بايد توسط مردان، بر طبق قرآن کريم حفاظت شود.» با بسته شدن مجلس دوم در 1290، فعالیت های برابری طلبانه و آزادی ‌خواهانه زنان ادامه یافت. در این ایام انقلاب عظیم کارگری سوسیالیستی اکتبر 1917 روسيه به پیروزی رسید که پشتوانه عظیمی را برای گسترش جنبش های آزادی خواهانه در جهان و ایران، به ویژه جنبش زنان به ارمغان آورد. مسلم است که نقش زنان در انقلاب مشروطیت را باید به تفصیل در مقالات جداگانه ای مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد. در این جا فقط اشاره ای بود به گوشه هایی از مبارزه زنان و نقش برجسته آن ها در انقلاب مشروطیت. از سوی دیگر دیدیم که روشنقکرانی هم چون آل احمد، شریعتی، کسروی و غیره نیز نه تنها دهه ها پس از انقلاب مشروطیت از حقوق برابری زن و مرد دفاع نکردند، بلکه مبلغ و مروج خرافات ملی و مذهبی و عقب ماندگی و زن ستیز نیز شدند.   در لغت نامه پنج جلدی «دهخدا»، که جامع ترین و کامل ترین فرهنگ نامه موجود در زبان فارسی است، شش و نیم ستون برای تعریف واژه «زن» و ده و نیم ستون برای تعریف واژه «مرد» اختصاص یافته است. علاوه بر آن، تعریف «مردان» در ستونی مستقل، و زنانه مستتر در تعریف «زن»، فقط در شش خط آورده شده است. در تعریف مرد، ابتدا چنین آمده است: «مرد انسان نرینه» و تعریف «زن»، چنین است: «زن، نقیض مرد باشد. مطلق فردی از افراد اناث خواه منکوحه باشد و خواه غیرمنکوحه.» می بینیم که تعریف ارانه شده از زن، در ارتباط با مرد است و نه انسانی مستقل. تعریف نخستین مرد نیز در دهخدا، این چنین است: «آدم، نخستین پدر، در تداول امروزی مرادف مردم. آدمی. آدمیان. انس. ناس.»   در داستان های فارسی نیز نگاه های تحقیرآمیز نسبت به زن کم نیست. برای مثال کلیدر با 2836 صفحه بلندترین رمان ایرانی نوشته‌ محمود دولت ‌آبادی است که زندگی و قدرت ایلات ناحیه‌ سبزوار خراسان پس از سال 1325 را به تصویر می کشد. «ایلیاتیانی که از شهر و نظمیه و عدلیه و قدرت مرکزی گریزان ‌اند.» (21) و با این قدرت در می ‌افتند. اما روند تاریخ شکست را به دنبال دارد، بنابراین باید تسلیم شوند و یا تا حد مرگ بجنگند. گل‌ محمد، قهرمان داستان کلیدر است. در کلیدر، گل‌ محمد به اسطوره تبدیل می‌شود. اسطوره‌ای که به استقبال مرگ می رود اما تسلیم حکام ستمگر نمی ‌شود. گل‌ محمد، که غمش «غم همگان بود.» (22) غم یک ایل. گل‌ محمد برعلیه حکومت مرکزی و برای محفوظ داشتن قدرت‌های ایلی عشیرتی‌ می جنگد. رمان کلیدر دو نیروی خوب و بد را توصیف می کند. نیروی حکومت ستم گر مرکزی که شهرها و حتی روستاها را زیر سلطه‌ خود دارد و از ایلیاتیان فقیر مالیات می ‌طلبد. اما در مقابل نیروی تحت ستم و زحمتکش ایلیاتی که برای احقاق حق خود مرگ را بر تسلیم و تمکین ترجیح می‌ دهد. عشق در این رمان جایی ندارد. مردان ایلیاتی، عموما دخترانی را که دوست دارند، می ‌دزدند. اگر هم دزدی در کار نباشد، حتی کسی از دختر نمی ‌پرسد که چه مردی را دوست دارد. این پدران و مردان هستند که مطلقا برای دختران تصمیم می ‌گیرند. مارال در خانواده عمه به خوبی پذیرفته می ‌شود و روز بعد برای درو کردن کشتگاه کوچک خانواده با آن ها همراه می‌ شود. همان روز گل محمد (پسر بلقیس) با دایی خود مدیار و چند تن دیگر از اعضای خانواده همراه می ‌شود تا صوقی خواهرزاده حاج حسین چارگوشلی را که مدیار عاشق اوست، از خانه حاج حسین بدزدند. صوقی نامزد نادعلی پسر حاج حسین است. در این ماجرا مدیار و حاج حسین چارگوشلی کشته می‌شود. در غیبت مردان خانواده، شیرو (دختر جوان بلقیس) طبق قراری که با ماه ‌درویش - جوانی که هرسال برای روضه‌ خوانی و شمایل ‌گردانی به سیاه‌ چادرها می‌آید- دارد، فرار می‌کند. وقتی گل‌محمد به سوزن ‌ده برمی ‌گردد برای پیدا کردن شیرو تا نیشابور می‌ رود و در آن جا باخبر می ‌شود که آن دو باهم ازدواج کرده ‌اند و به قلعه چمن رفته‌ اند. مارال، دختر عمه و زن دوم گل ‌محمد نیز در یک آبتنی رویایی در نخستین دیدارِ دورادور ... با اندام برهنه و زیبایش دل از گل ‌محمد ربوده است. ماجرا مارال زیبا با اسب‌ سواری آغاز می‌ شود که پس از زندانی شدن پدر و نامزدش به عمه ‌اش پناه آورده است، به سرعت جای خود را به مردان مبارز ایلیاتی ‌ای می ‌دهد که حرف اول و آخر را می ‌زنند. اگر شیرو خواهر گل‌ محمد با معشوقش فرار می ‌کند، نشان دهنده این است که عشق برای دختران حقی نیست. و نیز اگر شیرو شوهر را ترک کرده و به خانه‌ مادری باز می ‌گردد و زنان با گریه و زاری از مردان خانه می ‌خواهند که شیرو بماند، حرف مادر نیز ارزشی ندارد و این مردانند که حکم رفتن شیرو را پیشاپیش داده ‌اند.   داستان «سووشون»، نوشته سیمین دانشور، از رمان های مطرح دهه چهل شمسی در حوالی جنگ دوم جهانی و اشغال ایران از سوی متفقین روی می دهد. نخستین فصل رمان، زری را همراه یوسف در مجلس عقدکنان دختر حاکم توصیف می کند. در حین توصیف عروسی، فضای اجتماعی سال ‌های 1320، بیان می شود؛ سال‌ هایی که انگلیس در فارس نیرو پیاده کرده و جنگ ناخواسته با خود قحطی و بیماری آورده است. حاکم ایرانی منطقه، دست ‌نشانده‌‌ اشغالگران است و خان ‌ها و تاجران با فروش آذوقه‌ مردم به ارتش بیگانه، قحطی ایجاد کرده‌ اند. در سراسر داستان شاهد درگیری یوسف - قهرمان رمان - با آدم‌های خود فروخته‌ایم. ستیز پرتلاش خانواده او با ریزه‌کاری‌ های روانی و عاطفی، بر زمینه‌ ای از زندگی مردم یک منطقه در یک دوره خاص تاریخی، گسترده می‌ شود. داستان در نظرگاه زری روایت می‌ شود و شیوه گسترش طرح آن کلا تابع مساله دیدگاهی است که نویسنده برای روایت داستان برگزیده است. همه زنان سووشون، هر یک به نوعی وجوه گوناگون ستم دیدگی، بی ‌پناهی، ناکامی، فداکاری و تحمل زن ایرانی را به نمایش می‌ گذارند. رمان از دید زری در شکل سوم شخص حکایت می ‌شود. زری و یوسف، دوقلوهای دختری دارند و نیز پسری بزرگ ‌تر. داستان با روز عقدکنان دختر حاکم آغاز می ‌شود. خانواده‌ حاکمی که از خودکامگی دست کمی از بیگانگان اشغالگر ندارد. در دوره‌ گرسنگی و قحطی جنگ جهانی دوم، صنف نانوا نان بزرگی به حکمران شیراز هدیه داده است. از همان صفحه‌ نخست داستان برخورد تند یوسف به این تشریفات آغاز می‌ شود و زری نیز می ‌بیند که همان حرف‌ های شوهرش را زیر لب با خود تکرار می ‌کند. (23) با شدت گرسنگی و بیماری یوسف در برابر بیگانگان فعال‌تر می‌ شود و با دوستان عمده‌ مالکش هم‌ پیمان می ‌شوند تا نان شهر را تامین کند و نیز با نمایندگان شورشی عشایر نیز مذاکراتی انجام می ‌دهد تا جبهه‌ آنان را به سود خود عوض کند. در تمام این دید و بازدید‌های سیاسی مردانه‌ محرمانه، زری تنها برای پذیرایی به اتاق وارد می ‌شود و اگر کمی بیش تر پیش مهمانان بماند، شوهر محترمانه عذر زنش را می‌خواهد. و زری با خود می ‌اندیشد: «آن ها با هم حرف می ‌زدند. با هم شوخی می ‌کردند انگار نه انگار که زنی هم کنارشان نشسته. کار او این بود که نمکدان جلوشان بگذارد، یا جام ‌شان را پر کند...» (24) از سوی دیگر زری نشان می ‌دهد که خانواده چطور از او موجودی نرم و ترسو ساخته که به ‌خاطر حفظ جان شوهر و آرامش خانواده او نیز در برابر خواست های بی ‌جای خانواده‌ حاکم ایستادگی نمی ‌کند، چراکه دیگر تنها نیست و خانواده دارد. مدارایی که ابتدا در برابر همسرش آموخته و آن را با این جملات برای یوسف بازگو می‌ کند: «پس بشنو، تو شجاعت مرا از من گرفته ‌ای... آنقدر با تو مدارا کرده‌ام که دیگر مدارا عادتم شده.» (25)   «شوهر آهوخانم»، داستان عشقی سه‌ نفره در کرمانشاه ۱۳۱۳ است. کتابی که در سال ۱۳۴۰ به چاپ رسیده و علی محمد افغانی نویسنده آن، تقابل سنت و مدرنیسم را در قامت عشق به تصویر می ‌کشد. رمان 900 صفحه‌ای شوهر آهوخانم، خیلی زود نویسنده ‌اش را به شهرت ‌رساند. «انجمن کتاب ایران» آن را به عنوان داستان برگزیده سال 1340 انتخاب کرد. داستان در زمستان 1313 در شهر کرمانشاه - زادگاه نویسنده -  به وقع می پیوندد. پس از توصیفی کوتاه از شهر آرام - که گویی حادثه‌ای در بطن خود دارد - به نانوایی سیدمیران سرابی می‌رسیم. «کاسبکاری 50 ساله و رو به ترقی، رئیس صنف نانوایان است و با پختن نان قشون، خود را به قدرت حاکمه نزدیک کرده. مردی است مذهبی، خانواده‌دوست و دست و پا به خیر.» هما، زن زیبارو و مطلقه، از همان آغاز مرد را شیفته خود می‌ کند. اما سیدمیران جرات ابراز این واقعیت را، حتی به خویش ندارد. عشق خود را محبتی نوع دوستانه می ‌انگارد. آهوخانم - همسرش - و چهار فرزندش هم دارد. آهوخانم ، - زن زحمتکش و بردبار - نمونه واقعی زن ایرانی است: زنی بزرگوار که حق و حقوقی ندارد، و همین سبب خواری اوست. تصویر واقع‌گرایانه افغانی، تصورات اغلب نویسندگان این دوره نسبت به زن ایرانی را به نمایش می گذارد.  در فصل سوم با خصلت‌ها و گذشته هما آشنا می‌شویم: زنی بلهوس، سرکش و «متجدد». زنی که می‌ خواهد از پیله‌ ای که جامعه و سنت ‌ها بر دورش تنیده ‌اند درآید، اما به علل متعدد گمراه می‌ شود. هما در سراشیب سقوط اخلاقی به دسته مطرب ‌ها می ‌پیوندد و رقاص می ‌شود. سیدمیران به نجات او از ابتذال می‌ اندیشد. عشق جوانانه پیر مرد را سودایی کرده است. عاقبت بنیه مالی و توجیه‌ های اخلاقی کار را آسان می ‌کند: در صبحی آرام، هما همراه سیدمیران وارد خانه می ‌شود. از آن پس، خانه صحنه تنازع بقایی وحشیانه می ‌شود؛ تنازع بقایی که در جریان آن آهو خانم تغییر می‌ کند و به آگاهی ارزشمندی دست می ‌یابد. هما به عقد سیدمیران درمی‌آید و هووی رسمی آهو خانم می ‌شود. آهو خانم صبورانه از کانون خانوادگی ‌اش دفاع می‌ کند و هما با حوصله به راندن او از صحنه مشغول می‌ شود. اما دفاع یأس ‌آمیز آهوخانم - توسل به همسایگان و دوستان، دعا ونذر و جادو - نتیجه‌ ای نمی‌ دهد و او روز به روز بیش تر عقب ‌نشینی می ‌کند. سیدمیران مذهبی و متعصب که زن را از دنده‌ چپ مرد می ‌داند و بهترین پوشش زن را شوهر، آنچنان در عشق هما که سی ‌سالی از وی جوان تر است، غرق می ‌شود که نه ‌تنها به مشروب‌خواری که حتی به خانه‌ مطرب‌ ها نیز راه می ‌یابد. و همای خودخواه و حسود که حتی برای فرزندان خود نیز حس مادری ندارد، با عشوه‌ ها و تن ‌نازی ‌هایش سیدمیران را چون مومی در اختیار می ‌گیرد. تا جایی که سیدمیران دل از کار و خانواده می‌ کشد و سرمایه زندگی‌ خود و خانواده‌اش را به پای معشوقه می‌ ریزد. آهوی سنتی عاشق شوهرش است، اما شوهر عاشق همای مدرن، تا جایی که نه ‌تنها آهوی سنتی را به فراموشی می‌ سپارد، بلکه از او بی زار می ‌شود. داستان با زبان و تفکر مردسالارانه اش، آهوی درمانده را می ‌ستاید که نه‌ تنها نمی ‌داند غرور چیست، بلکه با ازدواجش نقش سایه‌ ای از مرد را پذیرفته است که برای گوشه‌ نگاه همسر به هر حقارتی تن می ‌دهد، کتک می‌ خورد، اما باز هم دیوانه‌ شوهرش است. این داستان هما را به عنوان رنی عشوه ‌گر که مرد را طلسم می ‌کند، در حالی که آهوی فداکار، زنی که نه ‌تنها هر تحقیر و خواری و توهینی را از سوی شوهر و هووی خود در طول هفت سال می ‌پذیرد، بلکه شاهد غارت هستی مادی و معنوی خود نیز می ‌باشد... (26)   «بامداد خمار»، به قلم فتانه حاج‌ سیدجوادی، پرفروش ‌ترین رمان دهه‌ هفتاد در ایران است. بامداد خمار، داستان سیاه‌ بختی محبوبه در زندگی با عشق ‌اش رحیم است که تمام کتاب را در برمی‌گیرد. ماجرای داستان به اوایل سلطنت رضاشاه برمی گردد. محبوبه، دختر بصیرالملک از خانواده اشرافی است. محبوبه خواستگارانش را یکی پس از دیگری رد می کند رد می‌کند. زیرا او عاشق یک شاگرد نجار است. او در برابر خانواده آنقدر ایستادگی می‌ کند تا خانواده با ازدواج او موافقت می کند. تنها دایه دختر اجازه دارد که ماهی یک بار سری به محبوبه بزند و مقداری خرجی از سوی پدر به محبوبه برساند. رحیم او را کتک می‌ زند. مادر رحیم، آنچنان رفتار خشونت آمیز و تحقیرآمیزی با او دارد که زندگی زناشویی آنان را به یک جهنم تبدیل کرده است. دختری که در زندگی ‌اش دست به سیاه ‌سفید نزده بود، حال باید همه کارهای خانه را انجام دهد. محبوبه پسری به دنیا ‌آورد. فرزند دومش را سقط کرد و برای همیشه عقیم ماند. او، پسر پنج ساله ‌اش را در اثر حادثه ای از دست داد. محبوبه، پس از هفت‌ سال از دست شوهر و مادر شوهرش فرار می‌ کند و دوباره به پدرش پناه می ‌برد. از عشق به جز نفرت چیزی برجای نمانده است. طلاق می ‌گیرد و با پسر عمویش منصور که سال ‌ها پیش خواستگار او بود و حال همسر و فرزندانی دارد، ازدواج می ‌کند و همسر دوم او می‌ شود. پس از ازدواج آهسته ‌آهسته عاشق منصور می ‌شود. هر چه معالجه می ‌کند، حامله نمی ‌شود. داستان از زبان راوی سوم شخص بیان می ‌شود. عمه‌ سودابه، یعنی محبوبه، رشته کلام را به دست می گیرد و عمه به راوی اول شخصی تبدیل می ‌شود که داستان زندگی خودش را برای سودابه تعریف می‌ کند. شخصیت‌های داستان یا خیلی خوبند یا خیلی بد. یا با فرهنگ و یا بی فرهنگ. اشراف با فرهنگ و طبقات پایین بی فرهنگ هستند. شخصیت ‌های اشراف به جز یکی‌ دو مورد همه خوب و با فرهنگند، در حالی که شخصیت‌ های طبقه‌ پایین جامعه، حتی اگر هم چون رحیم همسر محبوبه، سواد هم داشته باشند، بی فرهنگ و بی تمدن هستند. محبوبه، هیچ حقی را برای خودش تصور نمی کند. حتی یک بار هم به این فکر نمی کند که عشق و عاشق شدن حق اوست، به طور کلی به خانواده‌اش حق می ‌دهد که او را طرد کنند و حتی یک ‌بار در تمام هفت سال زندگی با همسر نجارش به او سری هم نزنند. او باعث سرافکندگی و ننگ خانواده‌ اش شده است. محبوبه، هم طرد خانواده‌ اش را می ‌پذیرد و هم به آنان حق می ‌دهد که با او چنین رفتار کنند. و هم ستم و تحقیر همسری را که خود برگزیده است و چون می ‌گوید که «خود کرده را تدبیر نیست»، تقصیر را از خود می ‌داند. محبوبه، سنت مادر و پدرش می ‌پذیرد و تایید می کند که ازدواج ‌های از پیش تعیین ‌شده برای فرزندان از سوی والدین، بهترین گزینه برای خوشبختی و تضمین آرامش و سعادت زندگی فرزندان خواهد بود. فرزندانی که عاقل باشند و سودای اهریمنی هوس عشق را در خود بکشند و در زندگی مشترک ذره‌ذره به همسر خود علاقمند شوند و در طی سال ‌ها عاشق شوهرانشان شوند. پسرعمو به محبوبه می‌گوید: «عشق مثل شراب است محبوبه. باید بگذاری سال‌ ها بماند تا آرام جا بیفتد و طعم خود را پیدا کند. تا سکرآور شود.» (27)   نمادهای فرهنگ مردسالاری در  آثار «صادق هدايت»، برجسته تر از ساير نويسندگان معاصر است. نتايج يك پژوهش كه در سال 1383، توسط «سكينه مرادی»، كارشناس ارشد تاريخ و ادبيات و با تاكيد بر يافتن جلوه های فرهنگ مردسالارانه در داستان های پنج نويسنده معاصر ايرانی انجام شده است، نشان دهنده آن است كه: به ترتيب صادق هدايت، صادق چوبك، بزرگ علوی، جمال مير صادقی، جلال آل احمد، بيش ترين جلوه های فرهنگ مردسالارانه را در داستان های خويش به كار برده اند. اين پژوهش سعی دارد جامعه شناسی زندگی زنان ايرانی را از لابلای اين آثار زبان و تفکر مردسالاری بیرون بکشد. در اين پژوهش صادق هدايت، با به كارگيری 146 مورد از نمادهای مردسالاری در رتبه اول به كارگيری اين مفاهيم، صادق چوبك با 100 مورد رتبه دوم، بزرگ علوی با 79 مورد رتبه سوم، جمال ميرصادقی با 72 مورد رتبه چهارم و جلال آل احمد با 63 بار اشاره به جلوه های مردسالارانه رتبه پنجم را به خود اختصاص داده است. سکینه مرادی، با بررسی جلوه های شاخص مردسالاری هم چون تاكيد بر نقش مادری زن به معنای اين كه تنها وظيفه زن مادری و زايش است، محروميت زنان از منابع ارزشمند به معنی بررسی امكان حضور زن در جامعه، امكان تحصيل و مشاركت زنان در فعاليت های اجتماعی، اقتصادی، سياسی و همچنين بررسی تاكيد بر جنبه های جسمانی زن اين تحقيق را انجام داده است. بررسی اعمال خشونت آميز هم چون كتك زدن، فحش، تهديد و تحكم و بررسی شاخص های جدايی و طلاق و اثرات آن بر زندگی زنان از ديگر جنبه های مورد بررسی اين پژوهش است. اين پژوهش تاكيد دارد: ... فرهنگ مردسالاری حاكم در جامعه در آثار اين نويسندگان بارها خودنمايی می كند و هر بار به شكل و شيوه ای خاص خود را نشان می دهد. در بررسی برخی از كتاب های صادق هدايت كه در اين پژوهش بر آن ها تاكيد شده است، 13 بار الفاظ و جملاتی كه به شی انگاری و تملك جويی زنان اشاره دارد يافت شده، همچنين جملاتی كه دال بر محروميت زنان از منابع ارزشمند بود 60 بار، خشونت عليه زنان 33 بار، جدايی و طلاق و اثرات آن بر زندگی زنان 13 بار، و تاكيد بر نقش مادری زن و جنبه های جسمانی زن به ترتيب 15 و 38 بار مشاهده شده است. بدين ترتيب، با فراوانی 146 مورد از شاخص های مردسالاری صادق هدايت در ميان چهار نويسنده ديگر بيش ترين اشاره را به فرهنگ مردسالاری جامعه داشته است. همچنين بررسی شاخص های مردسالارانه در ميان اين پنج نويسنده معاصر به تفكيك شاخص ها به شرح زير است: محروميت زنان از منابع ارزشمند 210 بار، خشونت عليه زنان 74 بار، تكيه بر ابعاد جسمانی زن 50 بار جدايی و طلاق و اثرات آن بر زنان 43 بار، شی انگاری و تملك جويی زن بر زنان 39 بار و تاكيد بر نقش های مادری 38 بار يافت شده اند. طبق نتايج اين پژوهش، و با بررسی شاخص های مردسالاری در ادبيات معاصر می توان گفت كه: سلطه نظام مردسالار در جامعه ايران كاملا قابل مشاهده است و آنچه بيش از همه ذهن نويسندگان ايرانی را به خود مشغول داشته، انعكاس اين محروميت و ظلم به زنان است. در بخشی از نتايج اين پژوهش، آمده است: محروميت زنان از منابع ارزشمند بيش از ساير شاخص های مردسالارانه در اين آثار به چشم می آيد كه نشان دهنده آن است كه زنان ايرانی همواره از امكان استفاده از منابع اقتصادی، اجتماعی، سياسی و فرهنگی محروم بوده و فقط مردان از آن بهره مند بوده اند. و به اين دليل زنان امكان كسب بسياری از موقعيت های برتر اجتماعی خود را از دست داده اند. اين پژوهش همچنين به تفصيل به توضيح داستان های نمونه پرداخته و نمادهای مردسالارانه را كه در داستان های مورد بررسی يافته است به صورت مجزا و با ذكر صفحه آن يادآور شده است. اين محقق، وجود شاخص های مردسالارانه در ادبيات معاصر را اين گونه تفسير كرده است: «همه اين موارد حكايت از وضعيت بد و نامطلوب زندگی اجتماعی و فرهنگی زنان ايرانی در طول تاريخ دارند. وضعيتی كه نوع نگاه جامعه به زن و تسلط فرهنگ مردسالارانه برای زنان به ارمغان آورده است همچنين سنت ها، آداب و رسوم غلط و دست و پا گير حق زندگی مطلوب را از زنان سلب كرده است.» (28)   یک مسئله مهم دیگر، این است که برخی از روشنفکران ایرانی و غیرایرانی، به «نسبی گرایی فرهنگی» در مورد مسئله زنان تاکید دارند. این تفکر را باید عمیقا مورد نقد قرار داد، زیرا مردسالاری حاکم بر فرهنگ جامعه، قوانین زن ستیز و تبعیض آمیز، خشونت علیه زنان را با تکیه بر نسبی گرایی فرهنگی توجیه می شود و فرهنگ و سنت بومی توصیف می گردد. حتی سیستم قضایی کشورهای غرب، با اتکا به نسبی گرایی فرهنگی، گاها جرم مردان ستم گر و حتی جانی را سبک تر در نظر می گیرند. البته ناگفته نماند براساس قوانین کشورهای شرقی، بدون این توجیه نیز می توان مرد متجاوز را تحت تعقیب قرار نداد. بنابراین، تفکر نسبی گرایی فرهنگی، تفکری به غایت عقب مانده و زن ستیز است. حقوق زنان، نه بومی و سنتی، بلکه حقوقی جهان شمول است. براین اساس، هیچ تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد و برتری یکی بر دیگری پذیرفتنی نیست. همچنین هیچ توجیه علمی و اجتماعی برای فرودست نشان دادن زن در جامعه، وجود ندارد. اساسا سرمایه داری با مذهب، مردسالاری، نسبیت فرهنگی، سنت و صدها توجیه دیگر را برای این می تراشد که نصف جامعه، یعنی زنان را از حقوق اقتصادی، سیاسی، انسانی و اجتماعی خویش محروم سازد تا بتواند سیاست های اقتصادی و اجتماعی خود را با دردسر کم تر بر جامعه تحمیل کند.   برای مثال، چند ماه پیش در آلمان، یک حادثه خبری به روزنامه‌ها درز کرد و به یک جنجال اجتماعی در جامعه آلمان منجر شد. حادثه این بود که یک زن شهروند آلمانی، زاده شده در ‌یک خانواده مراکشی، از همسرش که او را کتک می‌زده، تقاضای طلاق می ‌کند. پرونده به دادگاه خانواده در شهر فرانکفورت واگذار می ‌شود. خانم قاضی، که نخواسته نامش فاش شود و در روزنامه‌ها فقط با نام کریستا دال از او اسم برده می‌شود، از صدور حکم طلاق فوری خودداری می‌کند و در پاسخ اعتراض زن متقاضی طلاق اظهار می‌دارد: «در این حوزه فرهنگی تنبیه زن از طرف شوهر امری غیرعادی نیست. بنابراین، این زن متولد آلمان باید موقع ازدواج با ‌یک مرد تربیت شده در مراکش، حساب این‌جا را هم کرده باشد.» و در توجیه تصمیم خود به آیه ٣٤ از سوره ٤ قرآن استناد می کند. در جامعه‌ای که سیستم حقوقی آن بر اساس جدائی از دین و همچنین برابری حقوقی زن و مرد بناشده، دور از انتظار نبود که عملکرد قاضی کریستا با اعتراض روبرو شود. بسیاری آن را سرپیچی از سیستم حقوقی آلمان دانستند. این نمونه، فقط به آلمان ختم نمی شود و در دیگر کشورهای اروپایی و اسکاندیناوی نیز چنین حوادثی در روزنامه ها درج شده است. علاوه بر این ها، در نظام کالائی مورد نظر نئوليبرال ها، بسیاری از زنان نیز به عنوان کالا مورد بهره برداری قرار می گیرند. در واقع، کالا شدن همه چيز و تسلط بازار بر زیست و زندگی انسان ها، چهره کریه سیستم سرمایه داری هر چه بیش تر عیان می سازد. عموما اقتصاد به نفع پولدارها و سرمايه دارانی است که اقليت شهروندان جامعه را تشکيل می دهند. این اقلیت از طریق حکومت ها و نیروهای سرکوبگر تحت اختیارشان، بر همه شئونات زندگی و نيازمندی های اوليه شهروندان را تحت کنترل و نظارت دایمی دارند. در شرايط سلطه اقتصاد نئوليبرالی و بازار، در پناه آشکار و نهان قانون، زنان زیادی را از سر فقر به تن فروشی کشانده است. از این کارگران جنسی، به وحشیانه ترین شکلی بهره کشی و کسب سود می شود. علاوه بر این ربودن و فروش دختران و پسران از جمله ايرانی در بازارهای برده فروشی شیخ نشین های حاشیه خلیج، پاکستان و افغانستان و ترکیه و غیره، بازار بزرگ دیگری برای سرمایه داری است. براساس آمارهای بین المللی، از طریق فحشا و قاچاق موارد مخدر سالیانه میلیاردها دلار به جیب شرکت ها و سرمایه دارانی که با این بازار وسیع و جهانی سر و کار دارند و همه چیز را در پول خلاصه می کنند، سرازیر می گردد. با نيم نگاهی به گزارش ها و آمارهای مربوط به قاچاق زنان و دختران به فروش رفته در جهان، به عمق این فاجعه انسانی پی می بریم. اگر به این لیست مانکن ها، کلوب های شبانه سکس، سوء استفاده کارفرمایان از کارگران و کارمندان زن و... را نیز اضافه کنیم فاجعه با ابعاد هولناک تری در مقابل ما قد علم می کند.   آنچه که در بالا اشاره کردیم فقط گوشه هایی از دیدگاه های زن ستیز در ادبیات و فرهنگ است. در چنین شرایطی، واقعا پرسیدنی است که اگر بینان گذاران سوسیالیسم علمی، یعنی مارکس و انگلس نبودند و جنبش کارگری کمونیستی در مقابل همه ستم ها و استثمار غیرانسانی سیستم سرمایه داری و تلاش برای تغییر آن نبود سرنوشت بشریت به ویژه زنان چه سرنوشت تراژیک و فاجعه باری پیدا می کرد؟! بررسی های «مورگان» و دیگر محققان کاملا اثبات کرده است که زمان پیدایش ستم اجتماعی بر زنان با آغاز مالکیت خصوصی در جامعه هم زمان بوده است. تضاد موجود در خانواده بین مرد که دارای مالکیت خصوصی و زن که فاقد مالکیت خصوصی است بنیان وابستگی اقتصادی و شرایط اجتماعی را تشکیل می دهد که باعث پایمال شدن حقوق اجتماعی زن می گردد. انگلس، بر این اعتقاد بود که در درون خانواده، مرد بیش تر نقش بورژوا و زن نیز نقش کارگر را ایفا می کند. تنها در شیوه نوین تولید سرمایه داری است که زمینه دگرگونی شرایط اجتماعی فراهم می آید و باعث پیدایش مسئله زن به مفهوم امروزی اش می گردد. تا زمانی که شرایط کهن اقتصادی خانواده وجود داشت زن از طریق فعالیت اقتصادی برای زندگی خویش دارای حقوقی بود. در جامعه امروزی، یعنی در عصر سلطه سرمایه داری، مسئله زن براساس نیاز سرمایه در استثمار نیروی کار و جست و جوی مدام در یافتن نیروی کار ارزان تر مطرح است. بنابراین، مبارزه زن کارگر برای رهائی خویش نمی تواند با مبارزه زن بورژوا علیه مرد هم طبقه اش یکسان باشد، بر عکس، مبارزه زن کارگر مبارزه ای است به همراه و دوش به دوش مرد هم طبقه اش علیه طبقه حاکم سرمایه داری. زن کارگر برای نابودی همه عواملی که استثمار زن و مرد کارگر را به بار آورده است، مبارزه می کند. پس زن کارگر، دوش به دوش مرد هم طبقه اش بر علیه جامعه سرمایه داری مبارزه می کند. یعنی زن کارگر حامی طبقه کارگر و مبارزه طبقاتی و زن بورژوا حامی طبقه بورژوا و مبارزه اش نیز در امور حقوقی به چارچوب سیستم سرمایه داری محدود است. بر این اساس، افراد و جریاناتی که مبارزه زنان را به طور عمومی طرح می کنند و مرزی بین زن کارگر و زن بورژوا قائل نیستند، چه بخواهند و چه نخواهند آب در آسیاب بورژوازی می ریزند. در این راستا شکی نیست که روشنفکران برابری طلب و عدالت خواه با ترویج و تبلیغ دایمی فرهنگ انسانی و برابری زن و مرد در همه عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی وظیفه سنگینی به عهده دارند. اساسا تغییر فرهنگ، آداب و رسوم و سنت ها بسیار جان سخت تر از تغییر حکومت هاست، بنابراین، باید فرهنگ جامعه را طوری رشد و گسترش داد که نه تنها هیچ آثاری از مردسالاری و فرودستی زن در فرهنگ و ادبیات باقی نماند، بلکه در کوچه و خیابان نیز کسی کلمات و صفات زن ستیز را به زبان نیاورد. مسلم است که تنها با استراتژی سوسیالیستی و فعالیت در جنبش کارگری کمونیستی و برابری طلبانه می توان بساط سیستم سرمایه داری ستم گر و استثمارگر را برچید و یک جامعه نوین بی طبقه ای را بر پا کرد که در آن انسان ها بدون توجه به ملیت و مرام و جنسیت شان در کنار هم در سعادت و بهروزی و برابری زندگی کنند. از این رو ضروری است که بحث را به روابط و مناسبات سرمایه داری که مردسالاری نیز نمودی از آن است تعمیق داد و نقد و بررسی و پژوهش و مبارزه را همواره بر علیه هرگونه ستم و تبعیض و استثمار سرمایه داری متمرکز کرد.   منابع: 1 - صمد بهرنگی، کوراوغلو و کچل حمزه، چاپ سوم، تبریز، انتشارات شمس، 1348، ص 13؛ 2 - عهد جدید - انجیل -، باب دوم، رساله پولس به تیموتاوس، چاپ انگلستان، ص 336؛ 3 - همان منبع، ص 313؛ 4 - ویل دورانت، لذات فلسفه، چاپ 2، تهران، نشر اندیشه، 1350، ترجمه عباس زریاب خویی، ص 156؛ 5 - همان منبع، ص 156؛ 6 - نظام الملک (سیرالملوک؛ نظام الملک؛ 484 هجری قمری؛ 7 - آیِه ٣۴ سوره نساء، ترجمه دکتر حسیِن الهیِ قمشه ای؛ 8 - سوره نساء آیِه ١١؛ 9 - سوره نساء آیِه ٢؛ 10 - منبع: «محمد، زندگیِ پیِامبر»، روژه کاراتیِنیِ، چاپ ارشیِپل، پاریِس، ٢٠٠٢؛ 11 - سوره احزاب آیِه ٥٠؛ 12 - سوره بقره آیِه ٢٢٣؛ 13 - سوره بقره آیِه ٢٢۸؛ 14 - ویل دورانت، تاریخ فلسفه، جلد اول، چاپ 3، تهران، شرکت سهامی کتاب های جیبی، 1348، ترجمه عباس زریاب خویی، ص 121؛ 15 - ژاک دریدا، 1998، ص 62؛ 16 - فراسوی خیر و شر، 232، زن در تفکر نیچه، نوشین شاهنده، نشر قصیده سرا، تهران، چاپ اول 1382، ص 103؛ 17 - کانت1960، صص32-3؛ 18 - کانت، 1978، ص 222؛ 19 - آیین، بخش یکم، گفتار چهاردهم؛ 20 - احمد کسروی، «خواهران و دختران ما«، نقش زن در اجتماع ایران، کتابفروشی ایران، نخستین چاپ آمریکا، 1371، ص 35 و 36؛ 21 - کلیدر، محمود دولت آبادی، نگارش 1357 تا 1363، م.ک. ص40؛ 22 - همان منبع، ص 1038؛ 23 - «سووشون»، نوشته سیمین دانشور، 1348، م.ک. ص 9؛ 24 - همان منبع، ص 198؛ 25 - همان منبع، ص131؛ 26 - شوهر آهوخانم، علی ‌محمد افغانی، چاپ دهم ۱۳۷۲، انتشارات نگاه، چاپ اول ۱۳۴۰، ص ۶۹؛ 27 - بامداد خمار، فتانه حاج‌ سیدجوادی (پروین)، چاپ پنجم، نشر البرز، تهران ۱۳۷۴، ص ۳۹۷؛ 28 - پژوهش «سكينه مرادی»، كارشناس ارشد تاريخ و ادبيات، 1383.     * بر گرفته از نشریه «گاهنامه تریبون زن»، سال دوم، شماره 4، شهریور 1386 - سپتامبر 2007                    
[ سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ] [ 12:22 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]

بررسي روايات ترتيب نزول قرآن

 

چكيده

روايات ترتيب نزول سوره‌هاي قرآن از جمله روايات متفيضي است كه شيعه و سني آن را نقل و بدان استناد كرده‌اند. با اين روايات مي‌توان روايات ديگري نظير روايات اسباب نزول، ناسخ و منسوخ، سيره و مكي و مدني را ارزيابي و تصحيح كرد. همچنين به كمك اين روايات مي‌توان تاريخ نزول سوره‌هايي كه در آن تصريح يا اشاره‌اي به رخداد زمانمند نشده است. تخمين زد.

اين روايات به لحاظ سندي از چارده تن از صحابه و تابعان نقل شده و در آثار فراواني آمده است. قريب به تمام اين روايات در اصل به عليu و ابن عباس مي‌رسد و از نظر متن تقريباً همسان‌اند و پاره‌اي از تعارضات ظاهري آن قابل رفع است.

كليد واژه‌ها: ترتيب نزول،‌تفسير تاريخي، تفسير نزولي، اسباب نزول، ترتيب سوره‌ها.

 

1ـ مقدمه

روايات ترتيب نزول رواياتي‌اند كه ترتيب نزول يكايك سوره‌هاي قرآن از علق تا توبه را ارائه مي‌دهند . اين روايات تقريباً‌متن واحدي دارند و به چهارده تن از صحابه و تابعان مي‌رسند. روايات ترتيب نزول از جمله رواياتي است كه در حد استفاضه نقل تابعان مي‌رسند. روايات ترتيب نزول از جمله رواياتي است كه در حد استفاضه نقل شده و مورد توجه بسياري از دانشمندان اسلامي قرار گرفته است؛ به علاوه ثمرات علمي فراواني نيز بر آن مترتب است؛ از اين رو تحقيق درباره آن ضروري مي‌نمايد. در اين مقاله اهميت، پيشينه و اعتبار اين روايات بررسي مي‌شود.

 

2ـ‌اهميت روايات ترتيب نزول

از اين روايات استفاده‌هاي متعددي مي‌توان كرد كه سه مورد عمده آن به قراري است كه در پي مي‌آيد.

 

2ـ1ـ تصحيح روايات چهارگانه ديگر

نظر به اين كه روايات ترتيب نزول سوره‌ها نسبت به ساير روايات از قوت سندي و صراحت محتوايي بيشتري برخوردار است، مي‌توان آنها را وسيله شناخت صحت و سقم روايات چهارگانه ديگرـ يعني اسباب نزول، مكي و مدني، ناسخ و منسوخ، و سيره نبوي ـ قرارداد؛ البته در مواردي كه قوت سندي و صراحت محتوايي اين روايات به پايه روايات ترتيب نزول نرسد.

براي مثال در روايتي از ابن عباس آمده است كه وقتي « وَأَنذِرْ عَشِرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ»

[سوره شعرا(26) ، آيه 125]نازل شد، r به فراز [كوه] صفا رفت و فرياد ياري خواهي برآورد . پرسيدند:‌اين كيست فرياد مي‌كند؟ پاسخ دادند: محمد است: آنگاه نزد او گرد آمدند. اگر كسي خود نمي‌توانست، كسي را مي‌فرستاد كه بنگرد، چه خبر است. ابولهب و قريش آمدند. فرمود: بگوييد اگر به شما خبر دهم كه گروهي در دره‌اند و مي‌خواهند به شما شبيخون بزنند،‌ آيا[سخن] مرا تصديق مي‌كنيد؟ گفتند :‌آري ما جز صدق از تو سراغ نداريم. فرمود : من شما را بيم مي‌دهم: عذابي سخت در پيش است. ابولهب گفت: روزت سياه! آيا ما را براي اين گردآوردي، كه نازل شد: « تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ » [سوره مسد(111)، آيه1].1

ظاهر اين روايت بر نزول سوره مسد بعد از سوره شعراء دلالت دارد؛ ولي به دليل مخالفت آن با روايات ترتيب نزول پذيرفتني نيست. طبق اين روايات سوره تبت، ششمين سوره نازله است و آن بايد حدود سه سال قبل از سوره شعراء نزول يافته باشد .

به‌علاوه روايت مورد بحث با ظاهر آيه شعراء و نيز روايات اسباب نزول ديگري كه ذيل اين آيه آمده و مستفيض‌اند ـ يعني از افراد متعددي مثل براء بن عازب، ابورالع، ابن عباس و ربيعة بن ناجذ رسيده‌اند2 ـ منافات دارد. آن روايت از دعوت عام سخن مي‌گويد و حال آن كه ظاهر آيه شعراء و روايات مستفيض بر دعوت خاص خويشاوندان پيامبر r دلالت دارد. دعوت عام به نحوي كه در آن روايت آمده، بسا واقع شده و مجعول نباشد؛ لكن با آيه مذكور مناسبتي ندارد3. احتمالا قصه مندرج در آن روايت مربوط به آيه « فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ » [سوره حجر(15) آيه 94] است.

 

2ـ2ـ تمييز سوره‌هاي مكي از مدني

در روايات ترتيب نزول سور ميان سوره‌هاي مكي و مدني تفكيك به عمل آمده است؛ لذا به وسيله آن‌ها مي‌توان اين دو دسته از سوره‌ها را از يكديگر بازشناخت. طبق اكثر اين روايات، 86 سوره ـ يعني از علق تا مطففين ـ در مكه و 28 سوره ـ يعني از بقره تا پايان‌ سوره‌هاي مدني ـ در مدينه نازل شده است.

سوره‌هاي مدني عبارتند از : بقره، انفال، آل‌عمران، احزاب، ممتحنه، نساء زلزله، حديد، محمدr ، رعد، رحمن، انسان، طلاق، بينه، حشر، نصر، نور، حج، منافقون، مجادله، حجرات، تحريم، جمعه، تغابن، صف، فتح، مائده و توبه.

اين برابر روايات ابن مسيب از امام علي u، امام صادق u از امام علي u، عطاء از ابن عباس، مجاهد از ابن عباس، كريب از ابن عباس، جابر بن زيد، مجاهد،‌امام صادق u و حسين بن واقد است؛ ليكن معدودي از روايات در تعدادي از سوره‌ها با روايات مذكور اختلاف دارند. روايات ابوصالح از ابن عباس، امام سجادu، عكرمه و حسن بصري و مقاتل سوره مطففين را نيز افزوده‌اند. نيز روايات امام سجادu و ضحاك سوره‌هاي سجده، طور، ملك، حاق، معارج، نبأ، نازعات، انفطار، انشقاق، روم و عنكوبوت را جزو سوره‌هاي مدني آورده‌اند. هم‌چنين روايات ابوصالح از ابن عباس و مقاتل سوره‌هاي سجده، واقعه، عاديات و معوذتين را به سوره‌هاي مدني افزوده و در مقابل سوره‌هاي رعد و رحمن را از آنها كاسته‌اند. همين طور روايات زهري و مجاهد سوره حمد را هم مدني به شمار آورده‌اند؛ لكن اين موارد شاذ و غير قابل اعتنايند.

 

2ـ3ـ تخمين تاريخ نزول سوره‌ها

اگر چه دقيق‌ترين و اطمينان‌بخش‌ترين شاخص براي تاريخ‌گذاري سوره‌هاي قرآني تصريحات يا اشارات قوي آيات آنها به رخدادهاي زمانمند عهد رسول خداr است،‌ليكن نظر به اين كه سوره‌هاي حاوي چنين تصريحات و اشاراتي بسيار اندك است، ناگزير بايد براي تكميل تاريخ‌گذاري قرآن به شاخصهاي ديگري كه از دقت و اطمينان كمتري برخوردارند،‌روي آورد. يكي از آن شاخصها روايات ترتيب نزول است. از طريق اين روايات مي‌توان تا حدودي تاريخ نزول سوره‌هاي فاقد تصريحات و اشارات مذكور را تخمين زد؛ به اين نحو كه زمان نزول سوره‌هاي تاريخ دار درنظر گرفته شود، سپس با توجه به تقدم يا تأخري كه سوره‌هاي فاقد تاريخ نسبت به‌ آنها دارند، زمان تقريبي نزول آنها معين گردد.

براي مثال، سوره حجر از معدود سوره‌هاي تاريخ دار مكي است؛ چون در آن، آيه « فَاصْدَعْ بِمَاتُؤْمَرُ‌»[سوره حجر(15)، آيه 94] آمده كه اشاره قوي به زمان شروع دعوت علني رسول خداr دارد . امام باقر u و امام صادق u و ابن اسحاق آورده‌اند كه دعوت علني آن حضرت پس از سه سال دعوت سري بوده است4؛ بنابراين سوره حجر در آغاز سال چهارم بعثت نازل شده است. بر اساس آن مي‌توان زمان نزول سوره‌هاي قبل يا بعد از آن را كه فاقد تصريحات يا اشارات قوي به رخدادهاي زمانمندند،‌تخمين زد؛ مثلاً اظهار داشت سوره‌هاي يونس، هود و يوسف كه بلافاصله قبل از سوره حجرات قرار دارند، در حدود سال سوم بعثت نازل شده‌اند يا سوره‌هاي انعام، صافات و لقمان كه بلافاصله بعد از آن قرار گرفته‌اند،‌در حدود سال چهارم بعثت نزول يافته‌اند.

 

3ـ پيشينه روايات ترتيب نزول

چنان كه آمد، اين روايات به چهارده تن از صحابه و تابعان مي‌رسند. آنان عبارتند از :

1ـ حضرت عليu (23 ق . هـ ـ 40)؛ 2ـ ابن عباس (3 ق. هـ ـ 68 ق) ؛ 3ـ امام سجاد u (35 ـ 93 ق)؛ 4ـ جابرن زيد (21 ـ 93 ق ) ؛ 5ـ محمد بن نعمان (م. ح 110 ق)؛ 6ـ مجاهد (21 ـ 104 ق) ؛ 7ـ ضحاك (م ب 100 ق)؛ 8ـ عِكْرِمَه (20 ـ 105 ق)؛ 9ـ حسن بَصْري (21ـ110 ق)؛ 10ـ زُهْري(50 ـ 123 ق)؛ 11ـ عطاء خراساني (50 ـ 135 ق)؛ 12ـ امام صادق u (م 148 ق)؛ 13ـ مُقاتِل بن سليمان (م 150 ق)؛ 14ـ حسين بن واقد(م 159 ق).

درباره متون اين روايات گفتني است، از ميان چهارده روايت مذكور تنها نه روايت متن كامل آنها به دست آمده است و آن به اين جهت است كه اولاً اين روايات در اصل سيزده روايت است؛ زيرا عِكْرِمَه و حسن بصري متن واحدي را روايت كرده‌اند؛ ثانياً در روايات امام سجادu، محمد بن نعمان،‌مجاهد و عطاء خراساني ترتيب بيش از چند سوره نيامده است. به نظر مي‌رسد نقصان در اين روايات از سوي راويان متأخر مانند حَسْكاني (م ب 470 ق) و طَبْرِسي (469 ـ 548 ق) پديد آمده است. آنان به لحاظ آن كه معرفي نخستين سوره منزل در مكه يا مدينه و يا تأييد مدني بودن سوره انسان را منظور داشتند، از آوردن متن كامل روايات مذكور خودداري كرده‌اند.5

در خصوص راويان اين روايات، از قرائتي كه به دست آمده، چنين آشكار مي‌شود كه قريب به اتفاق آنان شاگردان يا شاگردانِ شاگردان ابن عباس هستند و بر اين اساس بايد همه آنان ترتيب نزول سوره‌ها را از وي نقل كرده باشند. ابن عباس نيز از شاگردان صحابه سالخورده‌تري چون علي u و ابي بن كعب بوده است؛ لذا او نيز بايد آن را از همانان نقل كرده باشد.

روايات ترتيب نزول سور به ترتيب تاريخي در آثار ذيل آمده است:

1ـ كتاب ابن عباس ( م 68 ق) : كريب بن ابي مسلم هاشمي مدني ابورشدين مولي ابن عباس در روايت خود آورده كه ترتيب نزول سور را در كتاب ابن عباس يافته است6. پنهان نماند در هيچ يك از تفاسير موجودي كه به ابن عباس نسبت داده شده‌اند، روايت ترتيب سور نيامده است؛ لذا معلوم نيست كتابي كه كريب از آن سخن گفته، چه سرانجامي داشته است.

2ـ نزول القرآن ـ خ، صحاك (م 105 ق) : اين كتاب كهن‌ترين اثري است كه در ترتيب نزول سور به دست آمده است7.

3ـ نزول القرآن عن ابن عباس: عكرمه (25ـ105 ق ) 8.

4ـ نزول القرآن، حسن بصري(21 ـ 111 ق)9.

5ـ تنزيل القرآن ـ ط، محمد بن مسلم زهري (50 ـ 123 ق )10.

6ـ تنزيل القرآن، عطاء خراساني (50 ـ 135 ق)11.

7ـ التفسير ـ خ، مقاتل بن سليمان (م 150 ق): بيهقي پس از آوردن روايت عكرمه و حسن بصري و روايت مجاهد از ابن عباس گويد: « اين حديث و (حديث) مرسل صحيحي كه پيش از آن آمد، شاهدي در تفسير مقاتل و مفسران ديگر دارد12».

8ـ تاريخ اليعقوبي ـ ط : يعقوبي (م ب 292 ق9: او روايت ابوصالح را از ابن عباس در كتاب خود آورده است13.

9ـ فضائل القرآن و مانزل من القرآن بكمة و ما نزل بالمدينة ـ ط، ابن الضربين (ح 200 ـ 294 ق) : او روايت عطاء خراساني را از ابن عباس در اثر خود آورده است14.

10ـ كتاب فيه ما فيه، ابوسهل انماري: او در اثر خود روايات ابن مسيب از عليu و ابوصالح و عطاء خراساني از ابن عباس آورده است15.

11ـ التفسير، عبدالله بن محمشاذ (ح قرن 5 ق): او روايات ابن مسبب از علي u و ابوصالح از ابن عباس را در تفسيرش آورده است16.

12ـ كتاب في عدد سور القرآن و آياته و كلماته ـ خ، عمربن محمد بن عبدالكافي (م. ح 400 ق): او روايت عطاء خراساني از ابن عباس را در آن آورده است17.

13ـ كتاب التنزيل و ترتيبه ـ خ، حسن بن محمد نيشابوري (ت 406 ق): او روايت حسين بن واقد را در آن آورده است18.

14ـ المباني لنظم المعاني (م 425 ق): آرتور جفري مقدمه اين كتاب را كه در تفسير قرآن بوده و مؤلفش مجهول است،‌همراه مقدمه تفسير ابن عطيه با نام مقدمتان في علوم القرآن چاپ رسانده است. در اين اثر روايات ابن مسيب از علي u و ابوصالح و عطاء خراساني از ابن عباس آمده است19.

15ـ الفهرست ـ محمد بن اسحاق نديم (م 438 ق) : در اين كتاب روايات محمد بن نعمان (چهار سوره نخست مكي)، مجاهد(سوره‌هي باقيمانده مكي) و عطاء از ابن عباس (سوره‌هاي مدني ) آمده است20.

16ـ دلائل النبوة  ـ ط، احمد بن حسين بيهقي (384 ـ 458) : در اين اثر روايات عكرمه و حسن بصري و نيز مجاهد از ابن عباس آمده است21.

17ـ اسباب النزول ـ ط، علي بن احمد واحدي (م 468 ق): در آن روايات امام سجادu ( اولين و آخرين سوره مكي و اولين و آخرين سوره مدني) و عكرمه و حسن بصري (اولين سوره مكي) آورده شده است22.

18 ـ شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ـ ط، عبيدالله بن عبدالله حسكاني(م ب 470 ق) : در اين كتاب كه متعلق به يك عالم سني است و حاوي آيات نازله بر اهل بيت u و روايات مربوط مي‌باشد، به جهت تأييد مدني بودن سوره انسان و نزول آن در خصوص حضرت علي u و فاطمه و حسنين u بخشي از روايات ترتيب نزول به شرح ذيل آمده شده است:

روايات عطاء از ابن عباس( در روايتي : سوره‌هاي نخست مدني از بقره تا طلاق، مجاهد از ابن عباس ( نخستني سوره مكي و سوره‌هاي مدني از بقره تا بيَّنه )، ابوصالح از ابن عباس ( هفت سوره نخست مكي و سوره‌هاي نخست مدني از مطففين تا طلاق)، عكرمه و حسن بصري (نخست مكي و سوره‌هاي نخست مدني از مطففين تا بينه در روايتي ، و در روايتي ديگر: دو سوره نخست مكي و سوره‌هاي نخست مدني از مطففين تا طلاق)، عطاء (نخستين سوره مدني، يعني سوره بقره و سوره انسان در روايتي، و در روايت ديگر: سوره‌هاي نخست مدني از بقره تا انسان) و حسين بن واقد (دو سوره نخست مكي و سوره‌هاي نخست مدني از بقره تا حشر)23.

19ـ الايضاح، الاستاذ احمد الزاهد (ح قرن 5 ق9: در آن روايات ابن مسيب از علي u و عطاء از ابن عباس، و عكرمه و حسن بصري آمده است24.

20ـ مجمع البيان في علوم القرآن ـ ط، فضل بن حسن ابوعلي طبرسي: در آن روايات ابن مسيب از علي u ( سه سوره نخست مكي و سوره‌هاي نخست مدني از بقره تا انسان)، عطاء از ابن عباس(فهرست كامل سور9، و عكرمه و حسن بصري (سه روايت نخست مكي و سوره‌هاي نخست مدني از مطققين تا انسان25) . وي اين روايات را ذيل سوره انسان براي تأييد مدني بودن آن آورده است.

21ـ مفاتيح الاسرار و مصابيح الابرارـ ط، محمد بن عبدالكريم شهرستاني (467 ـ 548 ق): او در مقدمه تفسيرش متن كامل روايات مقاتل از عليu، ابوصالح از ابن عباس، مقاتل و ابن واقد را آورده است26.

22ـ البرهان في علوم القرآن ـ ط، محمد بن عبدالله زركشي (745ـ794 ق): در آن روايات ابن عباس، ضحاك، عطاء و مقاتل را به طور كامل و تلفيقي و با ذكر اختلافات در پايان‌ آمده است27.

اينها مهم‌ترين آثاري است كه در آنها روايات ترتيب نزول به اختصار يا به طور كامل آمده است؛ بدون آن كه متن يا سند آنها دقيقاً مورد نقد و ارزيابي قرار بگيرد.

 

4ـ حجيت روايات ترتيب نزول

اين روايات كه جملگي، تقريباً متن واحدي دارند، به هر دو لحاظ سند و متن قابل اعتنا به نظر مي‌رسند.

 

4ـ1ـ حجيت سند اين روايات

روايات ترتيب نزول به چهارده تن از صحابه و تابعان مي‌رسد. اگر چه تمام اين راويان جز امام علي u خود شاهد نزول همه سوره‌هاي قرآن نبوده اند و بنابراين به ظاهر نقل آنان مرسل تلقي مي‌شود، لكن از پاره‌اي از قراين اطمينان حاصل مي‌گردد كه سند آنان نيز در اصل به امام علي u يا صحابه ديگري كه خود شاهد نزول همه يا اغلب سوره‌هاي قرآن بوده‌اند، مي‌رسد. اين قراين بدين قرارند:

الف ـ عبدالله بن عباس علاوه بر آن كه خود حدود سي‌ماه شاهد نزول بخشي از قرآن بوده است، اعتراف كرده كه بيشتر دانش تفسير خويش را از امام علي u فرار گرفته است29 ؛ لذا با عنايت به اين كه ترتيب نزول سوره‌ها از آن امام نيز روايت شده بايد گفت به احتمال قوي ابن‌عباس ، ترتيب خود را در اصل از آن بزرگوار نقل كرده است؛ به علاوه ابن عباس گفته است:

من با اصحاب سالخورده رسول خداr از مهاجر و انصار همراه بودم و از آنها درباره جنگهاي رسول خداr و آنچه از قرآن درباره آنها نازل شده بود، مي‌پرسيدم و نزد هر يك از آنان مي‌رفتم ، به جهت خويشاونديم با رسول خداr از آمدنم شادمان مي‌شدند. روزي از ابي‌بن كعب ـ كه از راسخان در دانش [ قرآن] بود ـ درباره آنچه در مدينه نازل شده بود، پرسيدم. پاسخ داد: بيست و هفت سوره در آنجا و بقيه در مكه نازل شد30.

از ذيل اين روايت بوضوح معلوم مي‌شود كه ابي بن كعب يكي از اصحاب سالخورده‌اي بوده است كه ابن عباس ترتيب نزول سوره‌ها را از او آموخته است. ابي بن كعب، شاهد نزول همه سوره‌هاي مدني بوده است؛ زيرا او از اولين كساني بود كه در مدينه به اسلام گرويد31.

گفتني است،‌پاره‌اي قراين نشان مي‌دهد كه نه راوي از راويان چهارده گانه شاگرد بي‌واسطه يا با واسطه ابن عباس بوده‌اند. شاگردان بي‌واسطه،‌جابر، مجاهد،‌ضحاك، عكرمه و حسن بصري، و شاگردان با واسطه، زهري، ابن واقد، عطاء و مقاتل هستند؛ به علاوه برخي از آنان خود در طرق روايات ترتيب ابن عباس قرار دارند؛ مثل مجاهد، ضحاك،‌عكرمه و عطاء . نيز ابن واقد در طريق روايت عكرمه و حسن بصري واقع است.

بنابراين مي‌توان گفت: نه راوي مذكور به احتمال قوي، ترتيب خود را از ابن عباس نقل كرده‌اند و او از امام عليu، ابي بن كعب و ديگر صحابه سالخورده روايت نموده است.

ب ـ دو راوي از راويان چهارده‌گانه ـ يعني امام سجادu و امام صادق u ـ از وارثان آثار امام علي u هستند و آنان خود تصريح كرده‌اند كه روايات خود را از روي آثار آن امام نقل مي‌كنند32؛ بنابراين ترتيب آن دو در اصل به آن بزرگوار مي‌رسد.

ناگفته نماند كه در طريق روايت ابوصالح از ابن عباس و نيز طريق زهري شماري افراد متهم به كذب وجود دارد و در بيشتر طرق افرادي مجهول به چشم مي‌خورند؛ مگر در طريق روايت عطاء از ابن عباس و روايت كريب از ابن عباس كه همه افراد آن معروف و موثق‌اند؛ مع الوصف طرق اين روايات غيرقابل اطمينان به نظر نمي‌رسد. مؤيدا اين نظر به شرح ذيل است:

اولاً افرادي كه در بعضي از اين اساتيد، به خصوص سند ابوصالح از ابن عباس، به كذب متهم شده‌اند،‌اين اتهام را رجاليون اهل سنت از روي تعصب مذهبي به آنان زده‌اند. رجاليون اهل سنت معمولا راوياني را كه گرايش به اهل بيت دارند و روايات مربوط به آن بزرگواران را نقل مي‌كنند، منكر الحديث و دروغگو مي‌خوانند. ابوصالح محمد بن سائب كلبي و محمد بن مروان كه در طريق روايت ابوصالح از ابن عباس، قرار دارند، از آن جمله‌‌اند؛ بنابراين به اتهان آنان نبايد اعتنا كرد.

ثانياً مجهول بودن بعضي از روايان اين روايات هرگز به اين معنا نيست كه آنان افرادي موهوم يا غيرموثق‌اند؛ چون استادان مشاهير موثقي چون طبرسي و حسكاني در ميان آنان قرار دارند و آنان در كتب رجال معرفي نشده‌اند و كاملاً بعيد است كه كساني چون آن دو از افرادي موهوم و ناموثق روايت كرده باشند.

جهت اين كه مجاهيلي در اسانيد اين روايات ملاحظه مي‌شود، اين است كه رجاليون و محدثان عمده همت خود را به نقل روايات احكام و معرفي راويان آنها مصروف مي‌كردند.

شهرستاني در خصوص روايات ترتيب نزولي كه در مقدمه تفسيرش آورده ، مي‌نويسد:

[اين روايات] از رجالي موثق و از كتبي معتبر.... نقل شده است و شايد آنها در ديگر تفاسير يافت نشود؛ چرا كه اساساً آنها از چنين رواياتي خالي‌اند. اين امر، نه از آن روست كه مفسران به آنها دست نيافته‌اند يا بر آنها اعتماد نداشته‌اند؛ بلكه از آن روست كه در آنها فايده اندكي بوده و امور مهمي كه آنان را از [توجه به ] اين روايات باز دارد، فراوان بوده است33.

زركشي نيز در زمينه ترتيب سور كه در اثر خود آورده، مي‌نويسد: « اين ترتيب، روايت از موثقان مبتني است34».

ثالثاً كثرت طرق اين روايات به حدي است كه هرگز احتمال تباني راويانشان بر كذب و جعل نمي‌رود؛ به خصوص آن كه راويان انها هرگز گرايش مذهبي و سياسي واحد نداشته‌اند؛ به علاوه طرق اين روايات هرگز در يك واسطه مشتركي به هم پيوند نمي‌خورد تا احتمال جعل آن روايات توسط او برود؛ بنابراين احتمال مجعول بودن اين روايات منتفي است.

ممكن است گفته شود، از ميان راويان چهارده گانه تنها امام علي u شاهد نزول همه سوره‌هاي قرآن بوده است، لكن در طريق او مجاهيل متعددي قرار دارند. ديگر راويان نيز هيچ يك شاهد وحي تمام سوره‌ها نبوده‌اند؛ لذا آنان يا از كساني كه خود شاهد وحي بوده‌اند، روايت كرده‌اند كه در اين صورت روايت آنان مرسل و نامعتبر خواهد بود يا از راه نظر و اجتهاد بدست آورده‌اند كه در اين صورت تنها براي خودشان حجيت دارد؛ بنابراين هرگز اين روايات قابل اعتماد نيستند35.

 

[ سه شنبه دوم مرداد 1386 ] [ 14:54 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
مظلوم ترين امام معصوم شب از نيمه گذشته است , ساعت يك و ده دقيقه بامداد را نشان مي دهد; سكوت شبانه را گاهي صداي زوزه اتومبيلي كه شتابنده مي گذرد , درهم مي شكند. اهل خانه در خوابند و من به انبوه كتابهائي مي نگرم كه پيرامون زندگي و ظهور امام همام , حضرت اباصالح المهدي (ع ) نوشته شده است . آنها را از ميان كتابخانه جمع آوري كرده ام تا در نوشتن مقاله اي كه مي خواهم بنويسم , ياريم دهند. اما چه بايد بنويسم مستاصل مانده ام . پيش از اين چند ورقي را سياه كرده ام , اما هيچكدام چنگي به دلم نمي زند. مي خواهم در كوتاهترين و زيباترين جملات , بهترين و رساترين تصوير را از وجود مقدس او ارائه كنم . درد و داغ دوازده قرن انتظار را در سينه دارم . ساعتي قبل سخت گريسته ام . صداي پاي دختركم را كه از پله ها بالا مي آمد , شنيدم . اشك را از صورتم پاك كردم . نمي خواستم شاهد گريه ام باشد. دختركم چه مي داند كه گريه من براي چيست ! شايد او هم روزي در خلوت خود با ياد امام مهدي (ع ) بگريد. همچنانكه پدرانمان در ماتم فراق او گريسته بودند. حالا نوبت نوشتن است . بي جهت نيست كه قدما مي گفتند : گريه بر هر درد بي درمان دواست روزگار عجيبي است . واژه ها را نيز مانند اسم كوچه ها و خيابانها و شهرها عوض مي كنند. به جاي گريه كه مظهر سوگ شكوهمند شرقي ماست , واژه خنده را گذاشته اند كه مظهر جلافت و غفلت غربي است . به راستي كه خنده , نماد غفلت است و گريه نماد معرفت . بگذريم ; مي خواهم در مورد سرور جهان , اميد محرومان , صاحب الزمان (ع ) مقاله اي بنويسم . مي دانم كه خاندان پيامبر(ص ) هر يك به تنهائي مظهر تمام فضايل و كمالاتند , آنهم در حدي كه از درك و فهم عقول انساني بيرون است . با اينحال چه بايد بگويم ! كدام زبان را ياراي آن است كه بزرگيها و بزرگواريهاي آنان را ـ آنچنان كه بايد و شايد ـ باز گويد ذهن خسته ام روي واژه « مظلوميت » متوقف مي ماند. آيا مظلوم بودن , در نفس خود فضيلت است نمي دانم , اما اين واقعيت را مي دانم كه سيره پيشوايان معصوم (ع ) نشان مي دهد كه همگان همواره مظلوم بوده و هرگز ظالم نبوده اند! آيا به راستي اميرمومنان علي مرتضي (ع ) نمي توانست مانند ديگران , سفاك و هتاك باشد(1 ) آيا او نمي توانست مانند باند غاصبان سقيفه به ايجاد گروهي براي احراز پايگاه خلافت (كه حق مسلم خود او بود) دست يازد(2 ) و تزوير را به جاي صداقت بنشاند همچنانكه غدر و فجور را به جاي دها وكياست (3 ) و آيا فاطمه (س ) نمي توانست چنان سلوك كند كه محبوب خليفه دوم قرار گيرد تا آن مرواريد بسيار گرانبهائي را كه از سواحل عمان به مدينه آورده بودند , فرزند خطاب به او ببخشد(4 ) آيا امام ابوعبدالله الحسين (ع ) (آخرين يادگار آل عبا) نمي توانست با تهديد و ترغيب و تحبيب دنياپرستان , زمام قدرت را بدست گيرد بي ترديد پاسخ اينگونه پرسش ها براي همگان روشن است . دوست و دشمن معترفند كه اگر رعايت جانب حق از سوي آن گراميان نبود , و پرهيز از آلودگي به فجور و ستم و نيز مراعات حق ـ آنچنانكه اميرمومنان (ع ) فرمود ـ آنان را در موضع مظلوميت نگه داشت و شد آنچه شد , و مظلوميت آنها براي جانهاي حق طلب , معيار و ميزاني گرديد كه توانستند پس از آن حق و باطل , ارزش و ضدارزش , تقوي و هوي , غدر و دها و درنهايت تزوير و صداقت را از يكديگر تميز دهند. اينك به راستي آيا كداميك از پيشوايان معصوم مظلومترند رسول خدا(ص ) كه فرمود : « هيچ پيامبري به سان من آزار نديده است » (5 ) يا اميرمومنان علي (ع ) كه فرمود : « به تعداد ريگهاي زمين و ستاره هاي آسمان در حق من ستم رواداشته اند » (6 ) و يا ابامحمدمجتبي و اباعبدالله الحسين (ع ) , كه هركدام با مصائبي سنگين تر از آسمانها مواجه گشتند تصور مظلوميت يكايك ائمه اثني عشر(كه نمي خواستند حقيقت را فداي مصلحت نمايند و دنيا را به بهاي دين بدست آورند) جان آشوب است . به راستي چرا دنيا چنين دجال فعل است كه نيكان و صالحان را در چنبر هزاران ابتلا مي گدازد و « ولا » را با « بلا » قرين مي سازد تا دردمندي چون قاآني شيرازي بنالد كه : زمانه نيست مگر رذل جوي و رذل پرست ستاره نيست مگر دون نواز و دون پرور و حافظ بگويد كه : آسمان , كشتي ارباب هنر مي شكند و يا: جز دود اهل فضل به كيوان نمي رسد بگذريم , مصائب و مظلوميت اهل بيت پيامبر(ع ) از دامنه و ژرفايي برخوردار است كه اگر هريك را به تمام اهل عالم تقسيم كنند , چيزي افزون بجا خواهد ماند. فاجعه عاشورا , عقل ها را حيران مي كند و تنهائي و غربت امام علي (ع ) دلها را به آتش مي كشد. در اين كهكشان درد و داغ بايد نظاره گر خون پاك هزاران هزار شهيدي بود كه از خاندان علوي و فاطمي و حسني وحسيني و در يك كلام فرزنداني از اهل بيت رسول خدا(ص ) به جرم دفاع از اعتقاد به حقانيت ولايت معصوم به خاك ريخته شد و نيز بايد شاهد شهادت و زجر و تبعيد و تحقير و... خيل عظيم مردان و زنان و كودكاني بود كه فقط به دليل شيعي بودن , تازيانه قساوت اذناب اموي , عباسي و اتباع وهابي و صهيوني آنان را از قرنها پيش تا هم اكنون در جاي جاي زمين متحمل شده اند و مي شوند. با اينهمه اگر مدار مظلوميت را از دير و دور تاكنون بازنگريم و در ژرفا و دامن آن تامل كنيم , به گمان راقم اين سطور هيچ كس مظلومتر از وجود مقدس اباصالح المهدي , حجه بن الحسن العسكري ارواحناله الفدا نبوده و نخواهد بود. پيش از آنكه دلايل اين ادعا را بر شمارم , سخن آن عالم رباني , استاد پدرم مرحوم آيت الله شيخ علي اكبر اللهيان را به ياد مي آورم كه فرمود : تحمل زندگي با مشقت , از مرگ و شهادت سخت تر است ! » و چرا چنين نباشد! دلاور مردي كه براي دفاع از حق , در خون خود فرو مي غلطد و به آني يا ساعتي زندگي دنيا را بدرود مي گويد تا در نعيم جاودان الهي متنعم گردد , بارها آسوده تر از فرزندي است كه بايد سالهاي سال در غربت و انزوا با لحظه لحظه عمر خويش يادآور شهادت و رسالت او باشد. به راستي كدام دشوارتر است آنكه مي ميرد و اجل محتوم را به سعادت مطلوب بدل مي كند , يا آنكه مي ماند و در همه عمر درد و داغ صبوري را به جان مي خرد بي حهت نيست كه شاعري مي گويد : من كه از هستي ده روزه به تنگ آمده ام واي بر خضر كه محكوم به عمر ابد است اينك بيش از يازده قرن از عمر مقدس حضرت اباصالح المهدي (ارواحناله الفدا) مي گذرد. هيچ نيازي نيست كه در اثبات چگونگي و راز طول عمر آن امام يگانه , ذهن را با كندوكاو در دلايل عقلي و نقلي خسته كنيم . هركس به حقانيت كلام خداوند ايمان دارد و قدرت الهي را به تصريح قرآن در شكافتن دريا براي موساي كليم و سخن گفتن عيسي مسيح در لحظه ولادت و تكلم سليمان با حيوانات و زنده ماندن يونس در شكم ماهي و طول عمر نوح علي نبينا و آله و عليهم السلام (7 ) و صدها نظير اين گونه خرق عادتها مي پذيرد , به راحتي خواهد پذيرفت كه عمر طولاني امام عصر(ع ) به اذن الهي امري بسيار ساده و پذيرفتني است . و اگرچه در اثبات امكان اين امر , دلايل متعددي را دانشوران ايماني در كتب مختلف بيان كرده اند , اما آنهمه دليل و برهان براي كساني است كه همواره سبب ها را ديده اند و سبب ساز را نديده اند. اين سخن را نيز از استادم به يادگار دارم كه , يكي از اهل معرفت ابياتي را در توصيف قدرت بي پايان خداوند سروده بود كه مضمون آن چنين است : « اي خدا , تو آني كه از زمين مرده و سرد , ساقه سبز و تازه مي روياني , و از ساقه سبز , برگهاي لطيف بيرون مي آوري و بر برگها شكوفه هاي ظريف و بر شكوفه ها پنبه سفيد و نرم را مي نشاني , آنگاه ما آدميان با نيروي ادراك و تعقل از پنبه نخ و از نخ لباس تهيه مي كنيم . خداوندا! تو خود را در پس و پشت اين وسايل و اسباب پنهان نموده اي , و اگر اراده فرمايي مي تواني درخت و بوته و گياهي از خاك برآوري كه به جاي پنبه , لباس آماده بر آن روئيده باشد! » باري , سخن ما بر سر راز طولاني بودن عمر و حيات امام (ع ) نيست , كه اين مهم در پرتو قدرت لايزال الهي معماي ناگشوده اي نباشد , سخن در اين است كه وجود مقدس او در طي اين ادوار طولاني چه مصائبي را تحمل نموده اند. اين است كه در دعاي ندبه مي خوانيم : « عزير علي ان تحيط بك دوني البلوي و لاينالك مني ضجيج ولاشكوي . بر من گران و ناگوار است كه رنج و بلا ترا احاطه كند و ناله و شكوايي از من به تو نرسد... » و انتظار در نفس خود از سخت ترين حالات انساني است . با آنكه مي دانيم در طي اين قرون چشم هاي مقدس او شاهد و ناظر چه فجايع سخت و صعبي بوده است , مشاهده آن همه و نيز اين همه قتل عام ها , تجاوزها , حق كشي ها , آوارگي ها و... به تنهائي كافي است تا سخن صائب تبريزي را بپذيريم كه گفت : گرم است آفتاب روز قيامت وليك نيست سوزنده تر زسايه ديوار انتظار انتظار جانسوزي كه بيش از همه شيعيان و حق طلبان , وجود مقدس او را آزرده و هر لحظه و هر روز آن , برگي تازه بر كتاب مظلوميت او افزوده است . مظلوميتي كه دامنه اش از سالهاي ماقبل تولد آن يگانه , آغاز مي شود. توضيح آنكه در تاريخ , چهره منفور كساني را مي يابيم كه با استفاده از فرمايش رسول خدا و ائمه هدي (ع ) درباره ظهور حضرت مهدي (ع )(8 ) , داعيه مهدويت داشته و پرچم اين ادعا را برافراشتند تا به يمن آن , به آرزوهاي قدرت طلبانه خود نائل شوند! كساني چون مغيره بن سعيد (9 ) و عبيدالله المهدي (10 ) از اين گروهند. اينك تا آنجا كه وسع صاحب اين قلم است , وجوه مظلوميت امام همام اباصالح المهدي (ع ) را درپي مي آورم و به اين دعا تمسك مي جويم كه : « اللهم ادفع عن حجتك و وليك و خليفتك شرالجن و الانس بمنك و كرمك » . 1 ـ اولين ستمي كه در حق آن گرامي رواداشته اند , از ناحيه اعتقاد پيروان سقيفه است كه مي گويند : در آخر زمان خداوند مرد مصلحي را بوجود مي آورد و او مهدي موعود است . بنابراين عقيده امام عصر(ع ) در آخر زمان متولد خواهد شد و البته معلوم و معين نيز نيست كه از نسل كيست . جلال الدين مولوي رومي در مثنوي خويش با پذيرش و تبليغ همين ايده ابيات زير را مي آورد : پس به هر دوري وليي قائم است تا قيامت آزمايش دائم است پس امام حي قائم آن ولي است خواه از نسل عمر خواه از علي است مهدي هادي وي است اي راه جو هم نهان و هم نشسته پيش رو(11 ) ملاحظه مي شود كه از نگاه مولوي رومي استبعادي ندارد كه آن جهاندار عدل گستر و آن برپا دارنده قسط و برهم زننده بساط جور از نسل عمر بن خطاب باشد. در حالي كه اصحاب حديث متواترا از رسول خدا(ص ) نقل نموده اند كه حضرتش وجود مقدس حضرت مهدي (امام حي غائب قائم « ع » ) را مشخصا از نسل امامان پاك و از صلب حضرت اباعبدالله الحسين و نهمين نواده او و فرزند حضرت ابا محمد عسكري پيشواي يازدهم دانسته و معرفي فرموده است . و همين احاديث طمع كساني چون عبيدالله المهدي را بر انگيخت تا دعوي مهدويت كند. 2 ـ همچنانكه گفته شد پيش از تولد حضرت وليعصر (ارواحنا له الفدا) كساني بپا خاسته , خود را مهدي موعود خواندند. اينان اگر چه جان بر سر اين ادعا نهادند و خداوند با افشا تزوير و ناكام ساختن ايشان , خط بطلان بر ادعاي نابجايشان كشيد , اما به هر حال اين داعيه زمينه را براي ديگر مدعيان مهدويت فراهم آورد , و ديگر شيادان و راهزنان فكر و انديشه را جرات بخشيد تا با اين حربه , خلق خدا را به گمراهي بكشانند و موجبات تفرقه هر چه بيشتر امت را فراهم آورند. 3 ـ در نخستين سالهاي زندگي آن سرور , عموي حضرتش , جعفر بن محمد الهادي ادعاي امامت و جانشيني حضرت ابا محمد عسكري (ع ) رانمود و كوشيد با استفاده از حمايت خلفاي عباسي , شيعيان را به خود جلب كند اما خدعه و فريبش بر ملا شد و به كذاب شهرت يافت . 4 ـ در دوران غيبت صغري كه امام (ع ) به ترتيب عثمان بن سعيد و فرزند وي محمد بن عثمان و نيز حسين بن روح نوبختي و سرانجام علي بن محمد سمري را به عنوان نواب خاص خود تعيين فرموده بود , جمعي منافق , نوبت به نوبت با ادعاي نيابت امام به جلب توجه مردم پرداخته , در اين راه به ترويج عقايد سخيفي چون تناسخ و حلول و نهايتا ايجاد انحراف ب و كژانديشي در جامعه اسلامي دست يازيدند. از زمره اين مدعيان مي توان از شلمقاني , محمد بن نصير نميري , احمدبن هلال كرخي , حسين بن منصور حلاج , ابومحمد شريعي و محمد بن بلال نام برد(12 ) . اگر چه برخي از اينان مستقيما توسط امام (ع ) مورد طعن و لعن قرار گرفته و برخي ديگر توسط بزرگان شيعه از جمله جناب بابويه و حسين بن روح نوبختي رسوا گرديدند(13 ) , اما به هر حال طرح ادعا از سوي اين مدعيان دروغين , زمينه ساز گشايش بستري از خطا و اعوجاج گرديد , به گونه اي كه از آن زمان تا هم اكنون نيز برخي از اهل قلم و همچنين گروهي از مستشرقين به سهو يا غرض با نام و ياد آنها كتاب مي نويسند و مهملات و مجهولاتي را بنام فرهنگ اسلامي به جامعه جهاني عرضه مي دارند(14 ) و اين سخن بگذار تا وقتي دگر; 5 ـ اگر بپذيريم كه هرگونه تهمت و افترائي بر عقايد حقه شيعه , در نفس خود ستمي به شيعيان محسوب مي شود , بطور قطع و يقين اين افتراها و تهمت ها بدوا ستم مضاعفي به ساحت مقدس امام عصر ارواحنا فداه است كه پيشواي شيعيان مي باشد. دست پليد وهابيان كه به تصريح مدارك تاريخي ساخته و پرداخته صهيونيسم جهاني مي باشد , در نوشتن كتب متعدد و البته تكراري بر عليه عقايد منور شيعه چنان هتاك و بي باك است كه گاه از شدت عصبيت و عناد مورد اعتراض برخي از عالم نمايان وهابي مسلك نيز قرار مي گيرد. اين اقدام در شرايطي صورت مي گيرد كه « سگ ها را گشوده اند و سنگ ها را بسته اند » ! صدها عنوان كتاب توسط « وعاظ السلاطين » بر عليه شيعه انتشار مي يابد و در مقابل از طبع و نشر كتاب گرانسنگ الغدير تاليف علامه اميني هنوز در برخي از كشورهاي تسنن زده ممانعت بعمل مي آيد!(15 ) والبته از آن جا كه نمي توان براي هميشه آفتاب را در حجاب ابرنگاه داشت , خداوند متعال گاه بدست برخي از ايادي دشمن , سند حقانيت تشيع را افشا مي فرمايد , نظير پاسخي كه يكي از مدرسين دانشگاههاي حجاز بنام عبدالمحسن العباد به كتابي از شيخ عبدالله بن زيدآل محمود (رئيس دادگاههاي شرعي كشور قطر) داده است . « العباد » با آن كه خود شيعي مذهب نبوده و از نزديكان « بن باز » (مفتي بزرگ وهابيت در كشور سعودي و دشمن آشكار تشيع ) است , با اين حال در پاسخنامه خويش عدم اعتقاد مولف كتاب به وجود مقدس امام مهدي (ع ) و آرمان مهدويت را مورد نقد و نكوهش قرار مي دهد . (16 ) در هر حال هرگونه تهمت , دروغ و افترا به شيعه و باورهاي اصيل و الهي آن را بايد وجهي از وجوه مظلوميت مولايمان اباصالح المهدي (ع ) بدانيم . 6 ـ وجود مدعيان مهدويت در دوران غيبت كبري , بارزترين وجه ستم به ساحت مقدس امام (ع ) مي باشد. اينان كه غالبا دست پرودگان دواير جاسوسي استكبار جهاني بوده و هستند , هر چند با استفاده از آرزومندي امت اسلام در مورد ظهور پيشواي غائب و بهره برداري از ساده لوحي جمعي عوام , داعيه خود را آغاز كرده و بدون استثنا رسوا و منكوب گرديده اند , اما به هر حال گروهي را به خود خوانده و مقاصد استعماري را در ايجاد تنش و تفرقه امت اسلامي جامه عمل پوشانده و مهمتر كوشيده اند تا با حركات سخيف خود , امت شيعي را نسبت به اصل ظهور و تحقق حضور امام غائب دلسرد نموده مقدمه اي براي انكار وقوع و يا استبعاد حكومت جهاني امام (ع ) فراهم آورند. بازي بابيگري و بهائي گري (كه تا هم اكنون مورد حمايت دول استعماري است (17 )) در ايران و ماجراي سفيهانه جهيمان و محمد بن عبدالله قحطاني در حجاز نمونه اي از اين گونه ادعاهاي واهي است (18 ) . جالب آن كه اين مدعيان بدون استثنا سر سالم بگور نبرده اند و هر كه با اين ادعا سربرافراشته پس از رسوايي و بي آبرويي و ثبت نام خود در تاريخ به ننگ , در راه اين ادعا سر خود به باد داده است . چنانكه علي محمد باب در « بيت الخلا » به گلوله بسته شد و مدعيان مهدويت در حجاز نيز با تمام اتباعشان به قتل رسيدند , آنهم بدست نيروهاي فرانسوي !!! ولي تحقق فرجام تيره براي اين مدعيان , اصل ستم نسبت به ساحت قدس مهدوي را نفي نمي كند. ناصرالدين شاه قاجار با سركوب بابيان سلطنتش را تحكيم بخشيد و آل سعود در حجاز با سركوب « جهيماني » بر سلطه خويش ادامه دادند و در اين ميان آنكه نام و ياد و اعتبارش دستمايه جمعي دنيا طلب قرار گرفت , ولي معصوم خداوند است كه در اوج اقتدار , مظلوم مي باشد. 7 ـ يكي از بارزترين انواع ستمي كه در حق شيعه و بخصوص در حق امام عصر ارواحناله الفدا روا داشته و مي دارند , حركت ناجوانمردانه تحريف در آثار است . از سالهاپيش خاصه از زمان وقوع انقلاب اسلامي ايران , دشمنان شيعه بويژه پيروان وهابيت و نيز متعصبان اهل تسنن در هند و پاكستان و عربستان و... در چاپ كتب مرجع خود هر جا كه نام مقدس حضرت مهدي (ع ) در ضمن روايتي به تاييد آمده , يا در هر موضع كه محققين شان از ازمنه قديم در آثار خود حديث ياسخني را آورده اند كه تصريح به حقانيت شيعه و ائمه اثني عشر دارد , در طبع هاي جديد آن آثار , نكات مزبور را حذف مي كنند تا مورد استناد و استفاده نسلهاي آينده قرار نگيرد! و اين در حالي است كه مطابق برخي از تحقيقات , اين گونه افراد كه در واقع حقيقت را تاب نمي آورند و آنچه را كه رهبرانشان در آثار و تاليفات خود بدان اعتراف نموده مورد انكار قرار مي دهند. با پشتيباني قدرتهاي شيطاني و هزينه كردن مبالغ گزاف , نسخ خطي ماخذ دست اول را خريداري نموده مي سوزانند , تا به پندار باطل خود نخست عالمان و دانشوران و آنگاه نسلهاي جستجوگر و پژوهنده نتوانند به معارف مذكور دست يابند. اينك به تناسب بحث فقط به يك نمونه از اين رفتار (كه من آن را خيانت به فرهنگ و مواريث فرهنگي مي نامم ) در رابطه با وجود مقدس حضرت بقيه الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف اشاره مي كنم : محي الدين عربي كه از بزرگان اهل سنت است , در كتاب فتوحات مكيه كه به سال 1307 در مطبعه « الازهريه » مصر چاپ شده در مبحث 65 به تصريح تمام مي گويد : « مهدي كه از اولاد امام حسن عسكري است , در نيمه شعبان سال 255 هجري به دنيا آمده و زنده خواهد ماند تا با عيسي بن مريم اجتماع كند , پس عمر آن حضرت اكنون كه سال 958 هجري مي باشد 703 سال است ... » اين عبارات را در چاپ جديد فتوحات , دست متعصبان عامه و وهابي حذف نموده است . (19 ) . خاتمه سخن در اين سر فصل اينكه توطئه تحريف فقط به حذف مناقب اهل بيت (ع ) از كتب و آثار , توسط متعصبان اهل سنت محدود نمي شود بلكه روي ديگر اين سكه حذف مطاعن اعداالله از كتب شيعه را نيز شامل مي شود كه به بهانه پاسداشت وحدت بين فرق , بدست برخي از ساده انديشان شيعي مذهب صورت مي پذيرد. 8 ـ مي دانيم كه ظهور حضرت ولي عصر حجه بن الحسن العسكري (ارواحناالفدا) وعده خداوند است و « ان الله لا يخلف الميعاد » , بنابراين جهان آينده را به هر گونه اي كه از هم اكنون ترسيم كنند , جهاني تحت لواي ولايت معصوم خواهد بود : « و الله متم نوره ولو كره الكافرون , و لو كره المشركون , و لو كره الكارهون » . اما استكبار جهاني با علم و اطلاع از اين موضوع مي كوشد تا تصويري از آينده بر اساس اميال و منافع خود ترسيم نمايد و آن را در اذهان عمومي جهان مستقر سازد. آنها به تجربه دريافته اند كه آدمي باتغيير نگرش هايش تغيير مي كند و بر مبناي تصورات ذهني خود عمل مي نمايد. بر اين اساس از هم اكنون با خلق رمانهاي آينده نگر و ساخت فيلم ها و نگارش داستانها و... و حتي مقالات مشحون از نظريه هاي به ظاهر علمي , مي كوشند تا نگرش هاي كلي خود را نسبت به آينده جهان بنام نگرشهاي فرهنگها و ملل تبيين و ترويج نمايند. اين بماندكه از اولين , فوري ترين و مهمترين وظايف صاحب قلمان متعهد شيعي , ترسيم تصوير آينده جهان بر مبناي اقتدار معصوم منتظر است و در اين تصوير هر گونه حيثيت كاذبي براي « غير معصوم » تراشيدن , راه به همان سرابي مي رود كه استكبار جهاني با همه ايادي و اذناب خود در صدد ايجاد آن است , ولي آنچه در اين جا منظور نظر بوده وجهي ديگر از مظلوميت امام بقيه الله (ع ) مي باشد كه دشمناني آگاه و پرتلاش دارد و دوستان و محباني بعضا خواب آلود و بي تحرك . بقول نيما : « غم اين خفته چند , خواب در چشم ترم مي شكند. » بديهي است كه خداي تعالي هيچ تلاشي را بي مزد نخواهد گذاشت , بنابراين اگر اهل انديشه شيعي در اين روياروئي هنرمندانه يعني « ترسيم آينده بر مبناي اقتدار تكنولوژي » و يا « ترسيم آينده بر مبناي اقتدار ايمان » دير بجنبند , سراب ايجاد شده در اذهان عمومي مي تواند معضلات فراواني را براي تشنگان آب ايجاد نمايد. به آيه قرآن تمسك مي جويم كه فرمود : « قل ارايتم ان اصبح ماكم غورا فمن ياتيكم بما معين : اي رسول ما بگو ملاحظه كنيد , اگر آب گواراتان در زمين فرو رود و ناپديد گردد چه كسي ديگر بار براي شما آب روان مي آورد . (20 ) » در اينجا كلام را به پايان مي آورم و ادامه بحث و تفصيل آن را به فرصتي ديگر وامي گذارم و فقط به ذكر اين نكته بسنده مي كنم كه مانند همه شيعيان اثني عشري بر اين عقيده ام كه اگر راهزنان عقيده و ايمان فرصت مي دادند جهان با مديريت دوازده پيشواي معصوم اداره شود , دنياي كنوني آكنده از اين همه ستم و تبعيض و فقر و جهل وجنون نبود. بنابراين هر ستمي كه بر اساس غصب خلافت حقه اميرالمومنين علي (ع ) بر جهان بشري تحميل شده است , بطور مضاعف ستمي در حق آخرين پيشواي محسوب مي شود. اللهم انا نشكوا اليك فقد نبينا و غيبه ولينا و كثره علونا و قله عددنا و شده الفتن بنا و تظاهر الزمان علينا فصل علي محمد و آل محمد و اعنا علي ذلك بفتح منك تعجله و بضر تكشفه و نصر تعزه و سلطان حق تظهره . (21 ) پي نوشت ها 1 ـ نهج البلاغه ـ خطبه شقشقيه ـ ص 47 ـ ترجمه فيض الاسلام . 2 ـ اسرار آل محمد ـ حديث 4 ـ ص 226 ـ چاپ اول ـ سال 1375 3 ـ والله ما معاويه بادهي مني , و لكنه يغدر و يفجر , و لو لا كراهيه الغدر لكنت من ادهي الناس .... به خداوند سوگند معاويه از من زيرك تر نيست . اما او نيرنگ مي كند و به گناه مي گرايد , و اگر نيرنگ ناشايست نبود , هر آينه معلوم مي آمد كه من سياس ترين مردمانم . (نهج البلاغه , خطبه 200 , با ترجمه آقايان : محمدي و دشتي ) . 4 ـ نقش عايشه در تاريخ اسلام ـ علامه سيد مرتضي عسكري , ج 1 ص 118 5 ـ كتاب التمحيص , ص 4 و همچنين مناقب آل ابي طالب ج 3 ص 42 و بحارالانوار ج 35 ص 56 6 ـ بحارالانوار ج 28 ص 373 و ج 37 ص 51 7 ـ به سرگذشت پيامبران عظيم الشان نامبرده در قرآن كريم مراجعه شود و از جمله در داستان حضرت نوح (ع ) كه مي فرمايد : و لقد ارسلنا نوحا الي قومه فلبث فيهم الف سنه الا خمسين عاما فاخذهم الطوفان . ما نوح را برقوم خود فرستاديم و او در ميان آنها هزار سال به استثنا پنجاه سال بسر برد سپس طوفان آنان را فرا گرفت . ـ قرآن . سوره عنكبوت ـ آيه 14 8 ـ احاديث درباره نام ونشان و ظهور امام (ع ) به اعتراف اهل حديث متواتر است . 9 ـ مغيره بن سعيد پس از در گذشت امام باقر (ع ) ادعاي مهدويت نمود و مورد لعن شيعيان قرار گرفت رجوع شود به » : المقالات و الفرق ـ ابي خلف اشعري ـ ترجمه دكتر مشكور ـ ص .148 10 ـ عبيدالله المهدي از پيشوايان اسماعيلي كه داعيه مهدويت داشت . ماخذ فوق ـ ص 318 11 ـ رجوع شود به عارف و صوفي چه مي گويند از مرحوم آقا ميرزا جواد تهراني مبحث گفتار عرفا و صوفيه درباره ولي . 12 ـ رجوع كنيد به كتاب زندگي دوازده امام ـ هاشم معروف الحسني ـ جلد دوم ذيل زندگاني امام عصر(ع ) 13 ـ رجوع كنيد به كتاب خاندان نوبختي ـ عباس اقبال آشتياني ونيز كلمه الامام المهدي (ع ) از آيت الله شهيد سيدحسن شيرازي . 14 ـ رجوع كنيد به اخبار حلاج ـ لوئي ماسينيون . 15 ـ رجوع كنيد به كتاب تاريخ وهابيت علي اصغر فقيهي و نيز پاورقي روزنامه اطلاعات در مورد سوابق وهابيون . 16 ـ رجوع كنيد به كتاب مصلح جهاني اثر سيد هادي خسروشاهي . 17 ـ رجوع شود به كتاب كشف الحيل , مرحوم آيتي . 18 ـ مصلح جهاني ـ سيدهادي خسروشاهي ـ ص 50 و 51 19 ـ ماخذ فوق ـ ص 88 و 89 20 ـ قرآن كريم ـ سوره مباركه ملك آيه 30 , قاطبه اهل تفسير اين آيه را به وجود مقدس حضرت ولي عصر ارواحنا فداه و غيبت آن گرامي تفسير كرده اند. 21 ـ دعاي شريف افتتاح . يكي از بارزترين انواع ستمي كه در حق شيعه و بخصوص در حق امام عصر ارواحناله الفدا روا داشته و مي دارند , حركت ناجوانمردانه تحريف در آثار است
[ دوشنبه چهارم تیر 1386 ] [ 22:51 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]

اسرارغيبت امام زمان (عج)

·       
آزمايش مردم

·        بيم از كشته شدن

·        آمادگي و استعداد مردم

·        خالي نماندن زمين از حجت

·        نداشتن يار و ياور

·        تعهد نداشتن نسبت به حاكمان جور

غيبت ولي عصرعليه السلام از رازهاي بسيار پيچيده اي است كه با ظهور او همه حقيقت روشن مي گردد. (عبدالله بن فضل هاشمي) مي گويد امام صادق عليه السلام فرمود: حضرت صاحب الامر به ناچار غيبتي خواهد داشت، به طوري كه گمراهان در شك واقع مي شوند.

سئوال كردم: چرا؟

فرمود: اجازه بيان علتش را نداريم .

گفتم: حكمتش چيست؟

با توجه به اين آيه، خداوند متعال در هر زمان و دوره اي، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار مي دهد تا مومنين واقعي از متظاهرين به دين و ايمان مشخص شوند. امتحان الهي در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و كمال عقلي مردم آن زمان است. در دوران غيبت كبري، با غايب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پايداري نسبت به دين امتحان مي شوند تا منتظرين واقعي از غير واقعي تميز داده شده و هر كدام پاداشي در خور موفقيت در اين امتحان به دست آورند

فرمود: همان حكمتي كه در غيبت حجت هاي گذشته وجود داشت، در غيبت آن جناب وجود دارد، اما حكمتش جز بعد از ظهور او ظاهر نمي شود، چنانكه حكمت سوراخ كردن كشتي و كشتن جوان و اصلاح ديوار به دست حضرت خضر عليه السلام براي حضرت موسي عليه السلام آشكار نشد جز هنگامي كه مي خواستند از هم جدا شوند.

اي پسر فضل! موضوع غيبت، سرّي از اسرار خدا و غيبي از غيوب الهي است، چون خدا را حكيم مي دانيم بايد اعتراف كنيم كه كارهايش از روي حكمت صادر مي شود، گرچه تفصيلش براي ما مجهول باشد."(1)

از اين حديث استفاده مي شود كه علت اصلي و اساسي غيبت به دليل اين كه اطلاع بر آن به صلاح مردم نبوده، يا استعداد فهمش را نداشته اند، بيان نشده است.

در عين حال به مواردي از فلسفه غيبت در بعضي از روايات اشاره شده است كه به صورت اختصار بيان مي كنيم:

آزمايش مردم

يكي از سنت هاي الهي، آزمايش مردم است. اين سنت در تمام امت هاي گذشته نيز اجرا شده است. خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: "احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا امنا و هم لا يفتنون و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الكاذبين."(2)

آيا مردم خيال مي كنند كه همين كه گفتند ايمان آورديم رها شده و ديگر امتحان نمي شوند، كساني را كه قبل از آنها بودند، آزمايش كرديم تا خداوند راستگويان و دروغ گويان را مشخص كند.

غيبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب كرده است. آقاي من! غيبت تو براي هميشه مرا اندوهگين كرده مثل كسي كه تمام بستگانش را يكي پس از ديگري از دست مي دهد و تنها مي ماند."

با توجه به اين آيه، خداوند متعال در هر زمان و دوره اي، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار مي دهد تا مومنين واقعي از متظاهرين به دين و ايمان مشخص شوند. امتحان الهي در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و كمال عقلي مردم آن زمان است. در دوران غيبت كبري، با غايب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پايداري نسبت به دين امتحان مي شوند تا منتظرين واقعي از غير واقعي تميز داده شده و هر كدام پاداشي در خور موفقيت در اين امتحان به دست آورند.

"سدير" مي گويد. در خدمت مولايمان امام صادق عليه السلام بوديم، امام عليه السلام روي زمين نشسته و عبائي بي يقه و با آستين كوتاه پوشيده بود، در آن حال مانند پدر فرزند مرده گريه مي كرد، آثار حزن از رخسار مباركش نمايان بود و مي فرمود: آقاي من! غيبت، هزاران سرّ نهان در نظام دين و برنامه هاي مترفي آن دارد كه درك هر يك، دلي دريايي و چشمي بينا مي خواهد تا آنجا كه همه پيامبران هم نمي توانند به تمام اسرار آگاه باشند.

غيبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب كرده است. آقاي من! غيبت تو براي هميشه مرا اندوهگين كرده مثل كسي كه تمام بستگانش را يكي پس از ديگري از دست مي دهد و تنها مي ماند."

سدير مي گويد: از ناله هاي جانگداز حضرت، پريشان شده و عرض كردم: اي فرزند رسول خدا! خداوند ديدگان شما را گريان نكند، براي چه اين قدر ناراحت و محزون هستيد؟

امام صادق عليه السلام آه سوزناكي كشيد و [بدين مضمون] فرمود: "قائم ما غيبت طولاني كرده و عمرش طولاني مي شود. در آن زمان اهل ايمان امتحان مي شوند و به واسطه طول غيبتش، شك و ترديد در دل آنها پديد مي آيد و بيشتر، از دين خود برمي گردند."

بيم از كشته شدن

"زراره" گويد امام صادق عليه السلام فرمود: "براي حضرت قائم قبل از ظهورش غيبتي است."

پرسيدم: چرا؟

فرمود: "يخاف علي نفسه الذبحه"(3) بر جانش از كشته شدن مي ترسد.

در دوران غيبت، مردم جهان به تدريج براي ظهور آن مصلح حقيقي و سامان دهنده وضع بشر، آمادگي عملي و اخلاقي پيدا مي كنند. روش آن حضرت مانند روش انبياء و اولياء گذشته نيست تا مبتني بر اسباب و علل عادي و ظاهري باشد، بلكه روش او در رهبري بر جهان بر مبناي حقايق و حكم به واقعيات، و ترك تقيه و ... است، كه انجام اين امور نياز به تكامل علوم و معارف و ترقي و رشد فكري و اخلاقي بشر دارد، به طوريكه قابليت براي حكومت واحد جهاني در راستاي تحقيق احكام الهي فراهم باشد.

حضرت همواره در معرض كشته شدن بوده و هست زيرا حكام ستمگري كه در طول دوران اسلامي حكم رانده اند (عباسيان و غير آنان از كساني كه به ويژه در خاورميانه حكومت نموده اند) بيشترين تلاش و كوشش خود را صرف پايان بخشيدن به زندگاني حضرت مهدي عليه السلام مي نمودند.

خصوصاً پس از آن كه مي دانستند كه حضرت مهدي عليه السلام همان كسي است كه تخت هاي حكمرانان ظلم و جور را متزلزل نموده، در هم خواهد شكست و همان كسي است كه هستي ظالمان را نابود و از استيلاء آنان بر بندگان خدا و كشورها جلوگيري خواهد كرد.

هيچ يك از امامان معصوم به مرگ طبيعي از دنيا نرفتند، بلكه طاغوت هاي اين امت، آنان را شهيد كردند، با اين كه مي دانستند بشارت ها و اخباري كه راجع به حضرت مهدي عليه السلام وارد شده، درباره آنان (يازده امام عليه السلام) وارد نشده است. مثلاً درباره هيچ يك از ائمه عليهم السلام حتي يك حديث به اين مضمون وارد نشده كه دنيا را از عدل و داد پر خواهد ساخت و بر تمام وسايل پيروزي و ظفر براي وي فراهم خواهد آمد، جز درباره وجود مقدس حضرت مهدي عليه السلام.

با چنين خبرهايي، حكومت هاي جور و ستم در قبال شخصيتي بزرگ كه مي خواهد حاكميت ظلم و ستم را از بين برده و حاكميت عدل و داد را در سراسر جهان بگستراند، دست روي دست نگذاشته و سكوت نمي كردند و همواره مترصد كشتن چنين انساني بودند.

آمادگي و استعداد مردم

قانون عرضه و تقاضا در جوامع بشري همواره و در همه جا جاري است و عرضه، مطابق تقاضا مي باشد، در غير اين صورت نظام زندگي به هم خورده و تعادل خود را از دست مي دهد. اين قانون تنها جنبه اقتصادي ندارد بلكه در مسائل اجتماعي نيز جاري است.

بدون تقاضا، عرضه بي فايده است. نياز به رهبر و پيشوا براي جامعه نيز از اين فايده و قانون مستثني نبوده و در قالب استعداد و آمادگي مردم تحقق پيدا مي كند.

حضرت علي عليه السلام فرمود: "بدانيد زمين از حجت خدا خالي نمي ماند، ولي خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان، آنها را از ديدار او كور خواهد ساخت. "

در دوران غيبت، مردم جهان به تدريج براي ظهور آن مصلح حقيقي و سامان دهنده وضع بشر، آمادگي عملي و اخلاقي پيدا مي كنند. روش آن حضرت مانند روش انبياء و اولياء گذشته نيست تا مبتني بر اسباب و علل عادي و ظاهري باشد، بلكه روش او در رهبري بر جهان بر مبناي حقايق و حكم به واقعيات، و ترك تقيه و ... است، كه انجام اين امور نياز به تكامل علوم و معارف و ترقي و رشد فكري و اخلاقي بشر دارد، به طوري كه قابليت براي حكومت واحد جهاني در راستاي تحقيق احكام الهي فراهم باشد و جامعه بشري به اين مطلب برسد كه هيات هاي حاكمه با روش هاي گوناگون نمي توانند از عهده اداره امور برآيند، و مكتب هاي سياسي و اقتصادي مختلف دردي را درمان نمي كنند، اجتماعات و كنفرانس ها و سازمان هاي بين المللي و طرح ها و كوشش هاي آنها به عنوان حفظ حقوق بشر نمي توانند نقشي را ايفاء كنند و از تمام اين طرح ها كه امروز و فردا مطرح مي شود مايوس شود.

وقتي اوضاع و احوال اينگونه شد و مردم از تمدن منهاي دين، معنويت و انسانيت به ستوده آمدند و تاريكي و ظلمت جهان را فرا گرفت، ظهور يك مرد الهي در پرتو عنايت حق، مورد استقبال مردم جهان قرار مي گيرد. در اين شرايط ، پذيرش جامعه از نداي روحاني يك منادي آسماني بي نظير خواهد بود، زيرا در شدت ظلمت و تاريكي، درخشندگي نور نمايان تر مي گردد.

خالي نماندن زمين از حجت

حضرت علي عليه السلام فرمود: "لا تخلواالارض من قائم بحجة الله" هيچگاه زمين از كسي كه قائم به امر الهي باشد خالي نخواهد ماند.

از سنت هاي دائمي الهي اين است كه از آغاز آفرينش، بشر را تحت سرپرستي يك راهنما و رهبر قرار داده است و براي هر قوم و ملتي رسولي فرستاده تا آن رسول، مردم را از عذاب الهي بترساند و وصي و خليفه و جانشين و امام پس از او نيز همان سيره و روش پيامبر را عمل كرده و مردم را به اهداف الهي نزديك كرده است.

امام صادق عليه السلام مي فرمايد: "اگر در دنيا دو نفر وجود داشته باشند، يكي از آنها امام و حجت خدا است." (4)

باز مي فرمايد: "آخرين كسي كه از اين دنيا خواهد رفت، امام است و او حجت خدا بر خلق است و بايد او آخرين نفر باشد كه از دنيا مي رود، براي اين كه كسي بدون حجت و رهبر نماند تا با خداي احتجاج كرده، شكايت نمايد كه تكليف خود را در دنيا نمي دانسته است." (5)

حضرت علي عليه السلام فرمود: "بدانيد زمين از حجت خدا خالي نمي ماند، ولي خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان، آنها را از ديدار او كور خواهد ساخت. "(6)

با توجه به روايات فوق و بررسي دوران زندگي امامان معصوم عليه السلام كه هيچ كدام با مرگ طبيعي از دنيا نرفتند، اگر آخرين حجت الهي نيز غايب نمي شد و در ميان مردم حضور عادي مي داشت، يقيناً به سرنوشت امامان ديگر دچار مي شد، و مردم براي هميشه از فيض الهي محروم مي شدند. خداوند متعال با حكمت بالغه اش آخرين حجت خود را به وسيله غيبت، حفظ و صيانت نموده تا زمين از حجت حق خالي نماند

نداشتن يار و ياور

يكي از علت هاي غيبت امام زمان عليه السلام، نبود انصار و اصحاب جهت ياري رساندن به آن حضرت است. از روايات مختلف اين نكته برداشت مي شود كه نصاب ياران حضرت مهدي عليه السلام 313 نفر مي باشد كه با تولد و رشد آنها، يكي از موانع ظهور مرتفع مي گردد. انصار و ياران حضرت را مي توان به دو گروه تقسيم كرد:

الف- ياران خاص: كه 313 نفر مي باشند و صفات و شاخصه هايي كه در روايات ذكر شده، مربوط به آنها مي باشد و در زمان ظهور و حكومت جهاني حضرت، تصدي مناسب مهم حكومتي را به عهده دارند.

از حضرت علي عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: "ياران خاص قائم جوانند، بين آنان پيري نيست مگر به ميزان سرمه در چشم و يا مانند نمك در غذا كه كمترين ماده غذا نمك است. " (7)

از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: "مرداني اند كه گويي قلب هايشان مانند پاره هاي آهن است. هيچ چيز نتواند دل هاي آنان را نسبت به ذات خدا گرفتار شك و ترديد سازد. سخت تر از سنگ هستند و ..." (8)

ب- ياران عام: نصاب معيني ندارند. در روايات تعداد آنها مختلف و در بعضي از آنها تا 10 هزار نفر در مرحله اول ذكر شده است كه در مكه با حضرت پيمان مي بندند.

امام زمان عليه السلام با اين تعداد از ياران خاص و عام، قيام جهاني خود را شروع مي كند.

تعهد نداشتن نسبت به حاكمان جور

امام صادق عليه السلام فرمود: "يقوم القائم و ليس لاحد في عنقه عهد ولا عقد ولا بيعه" (9) قائم ما در حالي ظهور مي كند كه در گردن او براي احدي عهد و پيمان و بيعتي نيست.

برنامه مهدي موعود، با ساير ائمه اطهار عليهم السلام تفاوت دارد. ائمه عليهم السلام مامور بودند كه در ترويج و انذار و امر به معروف و نهي از منكر تا سر حد امكان كوشش نمايند، ولي سيره و رفتار حضرت مهدي عليه السلام متفاوت با آنان بوده و در مقابل باطل و ستم، سكوت نكرده با جنگ و جهاد، جور و ستم و بي ديني را ريشه كن مي نمايد. اصلاً اينگونه رفتار از علائم و خصائص مهدي موعود شمرده مي شود.

به بعضي از امامان كه گفته مي شد: چرا در مقابل ستمكاران قيام نمي كني؟

جواب مي دادند: اين كار به عهده مهدي ماست.

به بعضي از امامان اظهار مي شد: آيا تو مهدي هستي؟ جواب مي داد: مهدي با شمشير جنگ مي كند و در مقابل ستم ايستادگي مي نمايد ولي من چنين نيستم.

به بعضي عرض مي شد: آيا تو قائم هستي؟ پاسخ مي داد: من قائم به حق هستم، ليكن قائم معهودي كه زمين را از دشمنان خدا پاك مي كند، نيستم.

از اوضاع آشفته جهان و ديكتاتوري ظالمين و محروميت مومنين شكايت مي شد، مي فرمودند: قيام مهدي مسلم است، در آن وقت اوضاع جهان اصلاح و از ستمكاران انتقام گرفته خواهد شد. مومنين و شيعيان هم به اين نويدها دلخوش بودند و هر گونه رنج و محروميتي را بر خود هموار مي كردند.

اكنون با اين همه انتظاراتي كه مومنين بلكه بشريت از مهدي موعود دارند، آيا امكان داشت كه آن جناب با ستمكاران عصر بيعت و پيمان خويش وفادار بماند و در نتيجه هيچ وقت اقدام به جنگ و جهاد نكند، زيرا اسلام عهد و پيمان را محترم شمرده و عمل به آن را لازم دانسته است.

از اين رو در احاديث تصريح شده كه يكي از اسرار غيبت و مخفي شدن ولادت حضرت صاحب الامر عليه السلام اين است كه ناچار نشود با ستمكاران بيعت كند تا هر وقت خواست، قيام كند و بيعت كسي در گردنش نباشد.

امام حسن مجتبي عليه السلام فرمود: "ان الله عزوجل يخفي ولادته و يغيب شخصه لئلا يكون لاحد في عنقه بيعة اذا خرج" خداوند عزوجل ولادت او را مخفي مي كند و شخص او را از ديده ها پنهان مي سازد تا هنگامي كه ظهور مي كند كسي را در گردن او بيعت نباشد. (10)

پي نوشت ها:

1- مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 91.

2- سوره عنكبوت، آيه 2

3- شيخ صدوق، كمال الدين و اتمام النمعه، ج 2، باب 44، ج 11، ص 482.

4- علامه حائري، الزام الناصب، ص 4، ر.ك زندگاني حضرت صاحب الزمان، ص 164.

5- همان مدرك .

6- كافي، ج 2، ص 164، ر. ك مكيال المكارم، ص 160.

7- علامه مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 333، حديث 10، غيبت نعماني، باب بيستم .

8- علامه مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 308.

9- اصول كافي، ج 1، ص 342 .

10- كامل سليمان، يوم الخلاص، ص 101.

منبع: نشريه مبلغان، شماره 26 .

 

[ دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ] [ 12:14 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
مهدويت در اسلام مساله مهدويت‏در اسلام - و بالاخص در تشيع - يك فلسفه بزرگ است، اعتقاد به ظهور منجى‏است، نه در شعاع زندگى يك قوم و يك ملت و يا يك منطقه و يا يك نژاد بلكه‏در شعاع زندگى بشريت.مربوط به اين نيست كه يك منجى بيايد و مثلا شيعه را يا ايران را يا آسيا را يا مسلمانان جهان‏را نجات دهد، مربوط به اين است كه يك منجى و مصلح ظهور كند و تمام اوضاع زندگى‏بشر را در عالم دگرگون كند و در جهت صلاح و سعادت بشر تغيير بدهد. ممكن است افرادى‏خيال كنند كه دليلى ندارد در عصر علم و دانش، در عصرى كه بشرزمين را در زير پاى خود كوچك مى‏بيند و آهنگ تسخير آسمانها را دارد، تصور كنيم‏كه خطرى بشريت را تهديد مى‏كند و بشريت نيازى به چنين مدد غيبى دارد. بشريت روز به روز مستقل‏تر و بالغ‏تر و كامل‏تر مى‏شودو طبعا نيازمندى‏اش به كمكها و مددهاى غيبى(به فرض قبول آنها) كمتر مى‏گردد.عقل و علم تدريجا اين خلاها و نيازهارا پر مى‏كند و از ميان مى‏برد.خطر، آن زمان بشريت را تهديد مى‏كرد كه جهالت و نادانى حكمفرما بود و افراد بشر به موجب‏جهالت و نادانى موجبات نيستى خود را فراهم مى‏كردند، تعادل و توازن را در زندگى به هم مى‏زدند،اما پس از روشن شدن فضاى جهان به نور علم و دانش ديگر خطرى نيست. متاسفانه‏اين خيال، خيال باطلى است.خطراتى كه به اصطلاح در عصر علم و دانش‏براى بشريت است از خطرات عصرهاى پيشين كمتر نيست، بيشتر است و عظيم‏تر است. اشتباه است اگر خيال كنيم منشا انحرافات‏بشر هميشه نادانى بوده است. علماى اخلاق و تربيت همواره اين مساله‏را طرح كرده و مى‏كنند كه آيا تنها منشا انحرافات بشر نادانى است صفحه : 357 جاه‏طلبى، برترى طلبى، لذت طلبى و بالاخره نفس پرستى و نفع پرستى است؟بدون‏شك نظريه دوم صحيح است. اكنون ببينيم‏در عصر ما كه به اصطلاح عصر علم و دانش است، غرايز بشر، شهوت‏و غضب بشر، حس جاه‏طلبى و برترى طلبى بشر، حس افزون طلبى بشر، حس‏استخدام و استثمار بشر، نفس پرستى و نفع پرستى بشر و بالاخره ستمگرى بشر در چه حالى است؟آيا در پرتو علم همه اينها ساكن‏و آرام شده و روح عدالت و تقوا و رضا به حق خود و حد خود و عفاف و راستى و درستى جايگزين آن شده است، يا كار كاملابر عكس است، غرايز بشر بسى ديوانه‏تر از سابق گشته است و علم و فن، ابزار و آلت كارى‏اى شده در دست اين غرايز، فرشته‏علم در خدمت ديو شهوت قرار گرفته، دانشمندان و عساكر علم خادمان سياستمداران و عساكر جاه طلبى و مدعيان‏انا ربكم‏الاعلى (1) گشته‏اند؟! گمان نمى‏كنم بتوان كوچكترين ترديدى در اين مطلب روا داشت كه پيشرفتهاى علمى كوچك‏ترين‏تاثيرى روى غرايز بشر نكرده است، برعكس بشر را مغرورتر و غرايز حيوانى او را افروخته‏تر كرده است و به همين جهت‏خودعلم و فن، امروز به صورت بزرگترين دشمن بشر در آمده است، يعنى همين‏چيزى كه بزرگترين دوست بشر است بزرگ‏ترين دشمن بشر شده است.چرا؟ علم چراغ است، روشنايى است.استفاده از آن‏بستگى دارد كه بشر اين چراغ را در چه مواردى و براى چه هدفى به كار ببرد، به قول سنايى براى مطالعه يك كتاب از آن‏استفاده كند و يا براى دزديدن يك كالا در شب تاريك و «چو دزدى با چراغ آيد گزيده‏تر برد كالا» . بشر علم را همچون ابزارى براى هدفهاى‏خويش استفاده مى‏كند، اما هدف بشر چيست و چه بايد باشد؟علم ديگر قادر نيست هدفهاى بشر را عوض كند، ارزشها را در نظرش‏تغيير دهد، مقياسهاى او را انسانى و عمومى بكند.آن ديگر كار دين است، كار قوه‏اى است كه كارش تسلط بر غرايز و تمايلات‏حيوانى و تحريك غرايز عالى و انسانى اوست.علم همه چيز را تحت تسلط خويش قرار مى‏دهد مگر انسان و غرايز اورا.انسان علم را در اختيار مى‏گيرد و در هر جهت كه بخواهد آن را به كار .............................................................. 1.نازعات/24. صفحه : 358 مى‏برد، اما دين انسان را در اختيار مى‏گيرد، جهت انسان راو مقصد انسان را عوض مى‏كند. ويل دورانت در مقدمه لذات فلسفه درباره‏«انسان عصر ماشين‏» مى‏گويد: «ما از نظر ماشين توانگر شده‏ايم و از نظر مقاصد فقير» (1) . انسان عصر علم و دانش با انسان ما قبل اين عصردر اينكه اسير و بنده خشم و شهوت خويش است هيچ فرق نكرده است.علم نتوانسته است آزادى از هواى نفس را به او بدهد.علم‏نتوانسته است ماهيت‏حجاجها، چنگيزها، نادرها، ابو مسلم‏ها، سزارها را عوض كند.آنها با همان ماهيت بعلاوه مقدار زيادى نفاق‏و دورويى و تظاهر بر جهان حكومت مى‏كنند با اين تفاوت كه علم دست آنها را درازتركرده است، تيغ يك ذرعى‏شان تبديل شده به موشك بمب‏افكن قاره پيما. آينده جهان ما به دليل اينكه‏مؤمن و مسلمانيم و در عمق ضميرمان اين اصل وجود دارد كه: «جهان را صاحبى باشد خدا نام‏» هر چه دردنيا پيشامدهايى مى‏شود هرگز احساس خطر عظيم، خطرى كه احيانا بشريت را نيست و نابود كند و كره زمين را تبديل‏به توده خاكستر كند و زحمات چند هزار ساله بشريت را كان لم يكن نمايد نمى‏كنيم.در ته دل خودمان باور داريم كه سالهاى سال،قرنها، شايد ميليونها سال ديگر، در روى اين زمين زندگى و حيات موج خواهد زد.فكر مى‏كنيم بعد از ما آنقدر مسلمانها بيايندو زندگى كنند و بروند كه فقط خدا عدد آنها را مى‏داند.آرى، ما در ته دل خود اينطور فكر مى‏كنيم و هرگز اين انديشه‏را به خود راه نمى‏دهيم كه ممكن است عمر جهان يعنى عمر بشر و عمر زمين ما به پايان رسيده باشد. تعليمات انبياء، نوعى امنيت‏و اطمينان خاطر به ما داده است و در واقع در ته قلب خود به مددهاى‏غيبى ايمان و اتكا داريم. اگر به ما بگويند يك ستاره عظيم در فضا در .............................................................. 1.لذات فلسفه، بخش دعوت، پاراگراف آخر. صفحه : 359 حركت است و تا شش ماه ديگر به مدار زمين‏مى‏رسد و با زمين ما برخورد مى‏كند و در يك لحظه زمين ما به يك توده خاكستر تبديل مى‏شود باز هم با همه ايمان و اعتقادى‏كه به پيش بينى‏هاى دانشمندان داريم به خود ترس راه نمى‏دهيم، در ته دلمان يك نوع ايمان و اطمينانى هست كه‏بنا نيست بوستان بشريت كه تازه شكفته است در اثر باد حوادث ويران گردد. آرى، همان طورى كه‏باور نمى‏كنيم زمين ما به وسيله يك ستاره، يك حادثه جوى نيست ونابود شود، باور نمى‏كنيم كه بشريت به دست‏خود بشر و به وسيله نيروهاى‏مخربى كه به دست بشر ساخته شده منهدم گردد.آرى، ما به حكم يك الهام معنوى كه از مكتب انبياء گرفته‏ايم باور نمى‏كنيم. ديگران چطور؟آيا آنها هم‏باور نمى‏كنند؟آيا همين اطمينان و خوشبينى نسبت به آينده انسان‏و زمين و زندگى و تمدن و خوشبختى و بهروزى و عدالت و آزادى در آنها وجود دارد؟ابدا. هر چندى يك بار در روزنامه‏ها، در نطقهاو سخنرانيهاى گردانندگان سياست جهان آثار بدبينى شومى نسبت به آينده بشريت و تمدن مشاهده مى‏كنيم.اگر از آن درسى كه‏دين به ما آموخته صرف نظر كنيم و ايمان به مددهاى غيبى را از دست بدهيم و تنها بر اساس علل ظاهرى حكم كنيم‏بايد به آنها حق بدهيم كه بدبين باشند.چرا بدبين نباشند؟در دنيايى كه سرنوشتش بستگى پيدا كرده به دگمه‏اى كه‏انسانى فشار دهد و پشت‏سرش وسائل مخرب كه قدرت آنها را خدا مى‏داند به كار بيفتد، در دنيايى كه به راستى بر روى انبارى‏از باروت قرار گرفته و جرقه‏اى كافى است كه يك حريق جهانى به وجود بياورد،چه جاى خوشبينى به آينده است؟راسل در كتاب اميدهاى نو مى‏گويد: «زمان حاضر زمانى است كه در آن حس حيرت توام‏با ضعف و ناتوانى همه را فرا گرفته است.مى‏بينيم به طرف جنگى پيش مى‏رويم كه تقريبا هيچكس خواهان آن نيست،جنگى كه همه مى‏دانيم قسمت اعظم نوع بشر را به ديار نيستى خواهد فرستاد.و با وجود اين مانند خرگوشى كه در برابر مارافسون شده باشد خيره خيره به خطر نگاه مى‏كنيم بدون آنكه بدانيم براى جلوگيرى از آن چه بايد كرد؟ در همه جا داستانهاى مخوف از بمب اتمى و هيدروژنى و شهرهاى با خاك صفحه : 360 يكسان شده و خيل قشون روس(1) و قحطى و سبعيت و درنده خويى براى يكديگر نقل مى‏كنيم،ولى با اينكه عقل حكم مى‏كند كه از مشاهده چنين دورنمايى بر خود بلرزيم،چون جزئى از وجودمان از آن لذت مى‏برد و شكافى عميق روح ما را به دو قسمت‏سالم و ناسالم تقسيم مى‏كند،براى جلوگيرى از بدبختى تصميم قاطعى نمى‏گيريم‏» (2) . چه تصميمى؟مگر بشر قادر است چنين تصميمى‏بگيرد؟هم او مى‏گويد: «دوره به وجود آمدن انسان نسبت به دوره تاريخى،طولانى، ولى نسبت به دوره‏هاى زمين شناسى كوتاه است.تصور مى‏كنند انسان يك ميليون سال است كه به وجود آمده.اشخاصى‏هستند و از آن جمله اينشتاين كه به زعم آنها بسيار محتمل است كه انسان دوره حيات خود را طى كرده باشد ودر ظرف سنين معدودى موفق شود با مهارت شگرف علمى خود، خويشتن را نابود كند» (3) . انصافا اگر بر اساس علل مادى و ظاهرى قضاوت‏كنيم اين بدبينى‏ها بسيار بجاست.فقط يك ايمان معنوى، ايمان به «امدادهاى غيبى‏» و اينكه «جهان را صاحبى باشدخدا نام‏» لازم است كه اين بدبينى‏ها را زايل و تبديل به خوشبينى كند و بگويد بر عكس، سعادت بشريت، رفاه و كمال بشريت،زندگى انسانى و زندگى مقرون به عدل و آزادى و امن و خوشى بشر، در آينده است و انتظار بشر را مى‏كشد. اگر اين بدبينى را بپذيريم‏واقعا مساله صورت عجيب و مضحكى به خود مى‏گيرد، مثل بشر مثل‏طفلى مى‏شود كه در اولين لحظه‏اى كه قادر مى‏شود چاقو به دست بگيردآن را به شكم خود مى‏زند، خودكشى مى‏كند و كوچكترين حظى از وجود خود نمى‏برد. مى‏گويند از عمر زمين‏در حدود چهل ميليارد سال مى‏گذرد و از عمر انسان در حدود يك ميليون‏سال.مى‏گويند اگر همه زمين و حيوان و انسان را كه بر روى زمين به .............................................................. 1.در زمانى كه كتاب اميدهاى نو نوشته‏مى‏شد، غرب از روس وحشت داشت، اما اكنون عامل چين به ميان آمده و هر دواز آن مى‏ترسند.مثل معروفى است در خراسان: «ديوانه بجه كه مست آمد» . 2.اميدهاى نو، بخش سرگردانيهاى ما/ص 2. 3.همان ماخذ، بخش تسلط بر طبيعت/ص 26. صفحه : 361 وجود آمده، كوچك‏كنيم و نسبت بگيريم، مثلا عمر زمين را يك سال فرض كنيم و نسبت‏بگيريم، هشت ماه از اين سال گذشته و اساسا جاندارى در آن وجود نداشته است،در حدود ماه نهم و دهم اولين جاندارها به صورت ويروسها، باكتريها و موجودات تك سلولى به وجود آمده است، درهفته دوم ماه آخر سال پستانداران به وجود آمده‏اند، در ربع آخر از ساعت آخر از روز آخر سال انسان به وجود آمده است. دوره‏اى كه دوره تاريخى انسان به شمار مى‏رودو انسان قبل از آن در حال توحش در جنگلها و غارها زندگى مى‏كرده ست‏شصت ثانيه اخير آن است كه در اين‏شصت ثانيه اخير است كه استعداد انسان ظهور كرده و عقل و علم بشر دست اندركار شده و تمدن عظيم و شگفت آور به‏وجود آمده است و انسان استعداد خود را كم و بيش به ظهور رسانده است.در همين شصت ثانيه است كه انسان خليفة الله بودن‏خود را به ثبوت رسانيده است.حالا اگر بنا باشد كه انسان به همين زودى با مهارت شگرف علمى خود، خود را نابود كندو اگر واقعا انسان با قدرت علمى خود گور خود را به دست‏خود كنده باشد و چند گامى بيشتر تا گور خود فاصله نداشته باشد،اگر واقعا چنين خودكشى اجتماعى در انتظار بشر باشد بايد بگوييم خلقت اين موجود بسى بيهوده و عبث بوده است. آرى، يك نفر مادى مسلك مى‏تواند اينچنين فكركند ولى يك نفر تربيت‏شده در مكتب الهى اينطور فكر نمى‏كند، او مى‏گويد: ممكن نيست كه جهان به دست چند نفرديوانه ويران شود، او مى‏گويد: درست است كه جهان بر سر پيچ خطر قرار گرفته است ولى خداوند همان طور كه درگذشته - البته در شعاع كوچكترى - اين معجزه را نشان داده، بر سر پيچهاى خطر بشر را يارى كرده و از آستين غيب مصلح ومنجى رسانده است، در اين شرايط نيز چنان خواهد كرد كه عقلها در حيرت فرو رود، او مى‏گويد: كار جهان عبث نيست، او مى‏گويد: اگر چنان شودكه مادى مذهبان مى‏گويند و ظهور انسان در روى زمين مصداق مثل معروف عربى‏بشود: «ما ادرى اسلم ام ردع‏» (1) ، يا مصداق سخن حافظ بشود كه: «راستى خاتم فيروزه بو اسحاقى خوش درخشيد ولى دولت مستعجل بود» .............................................................. 1.[ترجمه: نمى‏دانم موافقت است‏يا مخالفت(كنايه از بلا تكليفى).] صفحه : 362 با حكمت و عنايت‏پروردگار منافى خواهد بود: اذ مقتضى الحكمة و العناية ايصال كل ممكن لغاية(1) خير، عمر جهان به پايان نرسيده است، هنوز اول‏كار است، دولتى مقرون به عدل و عقل و حكمت و خير و سعادت و سلامت و امنيت و رفاه و آسايش و وحدت عمومى وجهانى در انتظار بشريت است، دولتى كه در آن دولت‏حكومت با صالحين است و انتخاب اصلح به معنى واقعى در آن صورت خواهد گرفت.روزبهروزى خواهد رسيدو اشرقت الارض بنور ربها (2) ، روزى كه «اذا قام القائم حكم بالعدل، ارتفع في ايامه الجور و امنت‏به السبل، و اخرجت الارض بركاتها و لا يجد الرجل منكم يومذ موضعا لصدقته و لا بره و هو قوله تعالى: و العاقبة‏للمتقين(4) (3) در آن روز به عدالت‏حكم شود و ستم براى هميشه رخت بر بندد، راهها امن گردد، زمين بركات و استعدادهاى‏خود را ظاهر گرداند و حداكثر استفاده از منابع و خيرات زمين صورت گيرد، فقيرى پيدا نشود كه مردم صدقات و زكوات‏خود را به او بدهند و اين است معنى سخن خدا: عاقبت از آن متقيان است. بجاى اينكه مايوسانه بنشينيم و بگوييم كاربشر تمام شده و بشر به دست‏خود گور خود را كنده و چند گامى بيشتر با آن فاصله ندارد و روزهاى خوش بشر دارد به پايان مى‏رسد، مى‏گوييم: باش تا صبح دولتش بدمد كاين هنوز از نتايج‏سحر است همان طور كه ظهورهاى گذشته پس از سختيهايى‏بوده، قطعا اين ظهور نيز پس از سختيها و شدتها خواهد بود.هميشه برقها در ظلمتها مى‏جهد. على(عليه السلام)اشاره به ظهور مهدى موعودمى‏كند و چنين مى‏فرمايد: .............................................................. 1.شرح منظومه حاج ملا هادى سبزوارى، بخش حكمت، در مبحث غايت. 2.زمر/69. 3.اعراف/128. 4.بحار، ج 52/ص 338 و 339 با اندكى تلخيص. صفحه : 363 حتى تقوم الحرب بكم على ساق‏باديا نواجذها، مملوئة اخلافها، حلوا رضاعها، علقما عاقبتها، الاو فى غد - و سياتى غد بما لا تعرفون - ياخذ الوالى من غيرها عمالها على مساوى اعمالهاو تخرج له الارض افاليذ كبدها و تلقى اليه سلما مقاليدها فيريكم كيف عدل السيرة و يحيى ميت الكتاب و السنة (1) . جنگ قد علم خواهد كرد در حالى كه دندانهاى‏خود را نشان مى‏دهد.پستانهايش پر است و آماده است.شروع كار شيرين است و عاقبت آن تلخ.همانا فردا - و فردا چيزى‏ظاهر خواهد كرد كه او را نمى‏شناسيد و انتظارش را نداريد - آن حاكم انقلابى هر يك از عمال حكومتهاى قبلى را به‏سزاى خويش خواهد رسانيد، زمين پاره‏هاى جگر خود را از معادن و خيرات و بركات براى او بيرون خواهد آورد و كليدهاى خودرا با تمكين به او تسليم خواهد كرد، آنوقت به شما نشان خواهد داد كه عدالت واقعى چيست، و كتاب خدا و سنت پيامبر را احياء خواهد كرد. على(عليه السلام)نيزاز يك آينده عبوس و خشمناك و جنگهاى وحشتزا ياد مى‏كند ولى‏على در پايان اين شب سيه يك سفيدى ميمونى را نويد مى‏دهد.قرآن كريم هم مى‏فرمايد: و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادى الصالحون. ما از پيش اطلاع داده‏ايم‏كه وارث اصلى زمين، بندگان صالح و شايسته ما خواهند بود(براى‏هميشه زمين در اختيار ارباب شهوت و غضب و بندگان جاه و مقام و اسيران هواى نفس نخواهد بود). آرى، اين است فلسفه بزرگ مهدويت، در عين اينكه‏پيش بينى يك سلسله تكانهاى شديد و نابسامانيها و كشتارها و بى‏عدالتيهاست، پيش بينى يك آينده سعادت‏بخش و پيروزى كامل عقل بر جهل، توحيد بر شرك، ايمان بر شك، عدالت بر ظلم، سعادت بر شقاوت است، لهذا نويد و آرزوست. اللهم انا نرغب اليك فى دولة كريمة‏تعزبها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فيها من‏الدعاة الى طاعتك و القادة الى سبيلك و ترزقنا بها كرامة الدنيا و الاخرة (2) . .............................................................. 1.نهج البلاغه، خطبه 136. 2.از فقرات دعاى افتتاح. استاد شهيد مرتضى مطهرى مجموعه آثار جلد 3 صفحه 356
[ شنبه دوازدهم خرداد 1386 ] [ 0:38 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
چرا حضرت مهدى(عج) غايب است؟ علت غيبت‏حضرت ولى عصر - عجل الله تعالى فرجه الشريف - يكى از رازهاى الهى بوده و ممكن است ما نتوانيم به كنه آن واقف شويم. غيبت موقت رهبران الهى از ميان مردم، در امت هاى پيشين نيز سابقه داشته است: موسى بن عمران عليه السلام چهل روز از امت‏خود غايب شد و در ميقات به سر برد (اعراف / 142) حضرت مسيح عليه السلام به مشيت الهى از ديدگاه امت‏خويش پنهان گرديد، و دشمنان قادر به كشتن او نگشتند (نساء / 158) حضرت يونس عليه السلام مدتى از قوم خود غايب گشت (صافات / 140). اصولا هرگاه مطلبى از طريق نقل متواتر ثابت‏شود ولى انسان نتواند به راز آن كاملا پى ببرد، نبايد آن را مورد ترديد يا انكار قرار دهد، زيرا در اين صورت بخش عظيمى از احكام الهى، كه از مسلمات و ضروريات دين اسلام به شمار مى رود، مورد ترديد واقع خواهد شد. غيبت‏حضرت ولى عصر - عجل الله تعالى فرجه الشريف - نيز از اين قاعده استثنا نيست و عدم اطلاع از سر يا اسرار حقيقى آن، مجوز ترديد يا انكار آن نمى تواند باشد. در عين حال بايد گفت كه مى‏توان راز غيبت را در حد فكر بشرى فهميد و آن اينكه: اين آخرين حجت معصوم الهى براى تحقق بخشيدن به آرمانى بزرگ (گسترش عدل كلى و به اهتزاز در آوردن پرچم توحيد در جهان) در نظر گرفته شده است، و اين آرمان نياز به گذشت زمان و شكوفايى عقل و دانش بشر و آمادگى روحى بشريت دارد، تا جهان به استقبال موكب آن امام عدل و آزادى رود. طبيعى است كه چنانچه آن حضرت پيش از فراهم شدن مقدمات در ميان مردم ظاهر شود، سرنوشتى چونان ديگر حجت هاى الهى (شهادت) يافته و قبل از تحقق آن آرمان بزرگ ديده از جهان بر خواهد بست. به اين حكمت، در روايات نيز اشاره شده است. امام باقر عليه السلام فرمود: براى حضرت قائم - عجل الله تعالى فرجه الشريف - غيبتى است قبل از ظهور. راوى از علت آن پرسيد، امام فرمود: «براى جلوگيرى از كشته شدن‏». گذشته از اين، در برخى روايات مسئله امتحان و تمحيص خلق مطرح شده است، بدين معنى كه مردم در عصر غيبت در بوته آزمايش الهى قرار مى گيرند و مراتب استوارى آنان در ايمان و اعتقاد سنجيده مى شود. منشور عقايد اماميه صفحه 178 استاد جعفر سبحانى
[ شنبه دوازدهم خرداد 1386 ] [ 0:36 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]


اسلام در اروپا

مسلمانان اروپا با داشتن اعتقادات مشترک، جامعه واحدی را تشکیل نمی‌دهند؛ زیرا کشورهای مبدأ آنها متفاوتند و از نسل‌های مختلفی با گرایش‌های مذهبی و سیاسی مختلف تشکیل شده‌اند. آنها در بافتی زندگی می‌کنند که به سرعت در حال تغییر و تحول است. واقعه یازده سپتامبر بر افکار اروپایی‌ها درباره اسلام تأثیر بسیاری گذاشت و اسلام را به مشکلی برای غرب تبدیل کرد. اما وضع مسلمانان اروپا با آمریکا بسیار متفاوت است؛ مسلمانان آمریکا نسبت به مسلمانان ساکن اروپا احساس تعلق بیشتری به جامعه مقصد دارند. به‌طور کلی می‌توان مسلمانان در غرب را از جنبه‌های مختلف قومی و ملی، طبقه (درجه تحصیلات و شغل و سابقه قومی) و نسل دسته‌بندی نمود.

EUROPE: Integrating Islamاروپا: همگانی شدن اسلام

رشد جمعیت مسلمانان در اروپا، که جمعیتی نزدیک به ۲۰ میلیون را تشکیل می‌دهند، کشورهای اروپایی را با نگرانی روبرو ساخته است. این در حالی است که بسیاری از دولتمردان اروپایی، حملات تروریستی صورت گرفته در لندن و بمب‌گذاری‌های مادرید را منتسب به مسلمانان می‌دانند. در این خصوص بررسی وضعیت مسلمانان از لحاظ چگونگی انطباق آنها با جوامع اروپایی، در درک عوامل موثر در افزایش تنش میان مسلمانان و اروپاییان ، مفید به‌نظر می‌‌رسد.

حلقه زندگی مسلمانان تنگ‌تر می‌شود؟

با وجودی که مسلمانان قرن‌هاست در اروپا و آمریکا، زندگی می‌کنند، ولی زندگی بسیاری از آنها همواره دستخوش تغییر است. دکتر زکی بداوی، رئیس کالج اسلامی لندن، یکی از این مسلمانان است که قرار بود در آمریکا سخنرانی داشته باشد ولی ۶ ساعت در فرودگاه نیویورک معطل شد و بالاخره نیزـ با این توجیه که نام وی در لیست افرادی است که اجازه ورود به آمریکا را ندارند ـ از ورود به خاک این کشور منع شد. این اتفاق صرفا برای شخص بداوی رخ نداده بلکه آمریکا تا کنون مسلمانان زیادی را از ورود به خاک این کشور محروم کرده است. حضور مسلمان در اروپا و آمریکا علی‌رغم احترام زیادی که مسلمانان برای قوانین این کشورها قائلند، با تنگ‌نظری همراه است. زیرا غربی‌ها خواهان تغیر مسلمانان و مبدل شدن آنها به موجوداتی شبیه خود هستند.

انقلاب خاموش در اروپا

طارق رمضان، نوه حسن‌البنا، بنیانگذار جنبش اخوان‌المسلمین در مصر، زاده سوئیس و شهروند اروپاست که ۲۰ سال از عمر خود را وقف تدوین الگویی برای اسلام اروپایی کرده است، الگویی که به شهروندان مسلمان اروپا یا مسلمانان غربی اجازه بدهد از بیغوله‌ها خارج و به شهروندانی فعال تبدیل شوند. براساس این نگرش، اسلام در تعیین آینده اروپا نقش دارد و در نتیجه باید در تمام مباحث مربوط به آینده این قاره حضور داشته باشد. وی معتقد است که می‌توان پیروی از اسلام و ماهیت اروپایی را یک‌جا گرد آورد و موید دیدگاهی است که به نوعی اسلام اعتدالی خوانده می‌شود و در میانه مواضع ضداسلامی و اسلام‌گرایی قرار دارد.

مظلومیت مسلمانان در اروپا تحت الشعاع اجلاس برلین

کنفرانس جهانی بررسی «یهودستیزی» در اروپا با از طرف سازمان همکاری و امنیت اروپا برگزار شد. این کنفرانس با تصویب برنامه‌ای موسوم به بیانیه برلین در ۱۰ اردیبهشت ماه سال جاری به کار خود پایان داد. در بیانیه پایانی کنفرانس برلین آمده است که اختلاف خاورمیانه و درگیری اسرائیل و فلسطینی‌ها نباید بهانه‌ای برای توجیه شکل‌هایی از یهود‌ستیزی قرار گیرد .اجلاس جهانی برلین بار دیگر یهودیت و پیروان آن را در اروپا مظلوم جلوه داده و از همه کشورهای اروپایی خواسته است که برای تغییر این وضعیت تلاش‌ها و امکانات خود را به کار گیرند. این در حالی است که روند مبارزه و بیگانه‌ستیزی در اروپا، به‌ویژه بعد از۱۱ سپتامبر، بیشتر متوجه مسلمانان است.

مشکل اروپا‌، فقدان اعتقاد به مسلمانان

طارق رمضان‌، نوه حسن البنان‌، به عنوان یکی از چهره‌های اندیشمند جامعه مسلمانان اروپا و فرانسه معرفی می‌شود‌. چندی قبل‌، او با درج مقاله‌ای در روزنامه لوموند به انتقاد از شماری از روشنفکران فرانسوی و یهودی پرداخت که یا به صراحت یا با سکوت خود در قبال اقدامات افراطی آریل شارون‌، به حمایت از اسرائیل پرداخته‌‌اند‌. انتشار این مقاله موجب بروز موجی از اعتراضات به ویژه از سوی محافل یهودی این کشور شد‌. وی که به دعوت باشگاه خبرنگاران عرب در پاریس با حضور در جلسه‌ای که در مورد اسلام و غرب تشکیل شده بود‌، ضمن پاسخ به سئوالات خبرنگاران حاضر، بار دیگر به تشریح مواضع خود در خصوص تحولات جامعه اسلامی در غرب و مشکلات مسلمانان پرداخت. بخشی از این مطالب در متن زیر آمده است‌.

Tenth Annual Congress of the German Middle East Studies Associationدهمین کنفرانس سالانه انجمن مطالعات خاورمیانه آلمان

شرکت کنندگان در این کنفرانس به بررسی موضوعاتی مانند دورنمای سیاسی در خاورمیانه بعد از جنگ عراق، سیاست‌ها در ایران پس از ۱۱ سپتامبر، تحولات گردشگری در جهان عرب بعد از ۱۱ سپتامبر، اسلام و محیط زیست، منازعات درباره منابع در خاورمیانه، تعلیمات مذهبی برای مسلمانان اروپا و .... می‌پردازند.

[ یکشنبه ششم خرداد 1386 ] [ 1:32 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]

واژه فناوري نانو اولين بار توسط نوريوتاينگوچي استاد دانشگاه علوم توكيو در سال 1974 بر زبانها جاري شد. او اين واژه را براي توصيف ساخت مواد (وسايل) دقيقي كه تلورانس ابعادي آنها در حد نانومتر مي‌باشد، به كار برد. در سال 1986 اين واژه توسط كي اريك دركسلر در کتابي تحت عنوان : «موتور آفرينش: آغاز دوران فناوري‌نانو»بازآفريني و تعريف مجدد شد. وي اين واژه را به شكل عميق‌تري در رساله دكتراي خود مورد بررسي قرار داده و بعدها آنرا در کتابي تحت عنوان «نانوسيستم‌ها ماشين‌هاي مولكولي چگونگي ساخت و محاسبات آنها» توسعه داد.

خلاصه

در سال 1870 يک شيميدان بلژيکي با نام دسمت(Desmedt) اولين سنگفرش آسفالت واقعي را، که مخلوطي از ماسه بود، در برابر تالار شهر در نيويورک ايجاد نمود. طراحي دسمدت در بزرگراهي در فرانسه در سال 1852 مورد الگوبرداري قرار گرفت. سپس دسمدت خيابان پنسيلوانيا در واشينگتن را آسفالت کرد که سطح اين پرژه 45149 متر مربع بود.يکي از نمايندگان محلي کنگره به دسمدت گفت: ”اين کار هرگز عموميت نخواهد يافت.“ با اين حال، بر اساس تقاضاي رو به‌رشد بازار، پيش‌بيني مي‌‌شود پس از 137 سال (در سال 2007) بازار آسفالت- قير معدني به 107 ميليون تن برسد. در اين ميان آسفالت معلق بيشترين رشد را دارد. همچنين به عنوان نشانه‌اي از رشد اين محصولات در آينده، چندي است كه کار بر روي آسفالتي که در موقع خرابي خودش را تعمير کند، آغاز شده است. به کارگيري فناوري نانو در ساخت زيربناهاي مربوط به حمل ونقل، تقريباً معادل با تلاش بشر براي فرستادن انسان به ماه در سال 1960 است.

تاريخچه

در سال 1870 يک شيميدان بلژيکي با نام دسمت(Desmedt) اولين سنگفرش آسفالت واقعي را، که مخلوطي از ماسه بود، در برابر تالار شهر در نيويورک ايجاد نمود. طراحي دسمدت در بزرگراهي در فرانسه در سال 1852 مورد الگوبرداري قرار گرفت. سپس دسمدت خيابان پنسيلوانيا در واشينگتن را آسفالت کرد که سطح اين پرژه 45149 متر مربع بود.يکي از نمايندگان محلي کنگره به دسمدت گفت: ”اين کار هرگز عموميت نخواهد يافت.“

با اين حال، بر اساس تقاضاي رو به‌رشد بازار، پيش‌بيني مي‌‌شود پس از 137 سال (در سال 2007) بازار آسفالت- قير معدني به 107 ميليون تن برسد. در اين ميان آسفالت معلق بيشترين رشد را دارد. همچنين به عنوان نشانه‌اي از رشد اين محصولات در آينده، چندي است كه کار بر روي آسفالتي که در موقع خرابي خودش را تعمير کند، آغاز شده است.

به کارگيري فناوري نانو در ساخت زيربناهاي مربوط به حمل ونقل، تقريباً معادل با تلاش بشر براي فرستادن انسان به ماه در سال 1960 است.در سال 2005 ايده ساخت آسفالتي براي بزرگراه‌ها که بتوانند خودشان را تعمير کنند براي بسياري دور از ذهن به نظر مي‌رسيد. بنابراين صنعت آسفالت-قير به يک تحول نياز دارد تا مردم بتوانند امکانات فناوري نانو را ديده و مزاياي آن را درک نمايند.

دکتر ليوينگستون، فيزيکدان برنامه تحقيقات زيربنايي پيشرفته در اداره کل بزرگراه‌هاي فدرال (FHWA)، مي‌گويد: ”آسفالت و سيمان هر دو جزء نانومواد مي‌باشند. تاکنون ما نتوانسته‌ايم بفهميم که در اين سطح چه اتفاقي مي‌افتد، اما اين اثرات بر عملکرد مواد تاثير مي‌گذارند.“

بنا بر گفته ليوينگستون، يک ماده پليمري ساختاري که مي‌تواند به طور خود به خودي ترک‌ها را اصلاح نمايد، قبلاً توليد شده است. اين پيشرفت قابل ملاحظه با استفاده از يک عامل اصلاح کننده کپسوله شده و يک آغازکننده شيميايي کاتاليستي درون يک بستر اپوکسي ايجاد شده است.

يک ترک در حال ايجاد موجب گسستن ميکروکپسول‌هاي موجود شده، در نتيجه عامل اصلاح‌کننده با استفاده از خاصيت مويينگي درون ترک رها مي‌شود. با تماس عامل اصلاح‌کننده با کاتاليزور موجود، اين عامل شروع به پليمريزه شدن نموده، دو طرف ترک را به هم مي‌چسباند.

اين روش مي‌تواند منجر به توليد آسفالتي شود که ترک‌هاي خود را اصلاح مي‌کند. ليوينگستون مي‌گويد: ”هيچ‌کس نمي‌تواند براي رشد اين فناوري زماني را پيش‌بيني کند، اما پيشرفت واقعي در حال انجام است و قابليت‌هاي موجود بسيار هيجان‌آور مي‌باشند.“

با اين حال، براي استفاده‌کنندگان فعلي آسفالت، تصور نبود دست‌انداز، يا نبود تأخير به خاطر تعميرات آسفالت، بسيار دور از دسترس بوده و نگراني‌هاي جدي آنها را برطرف نمي‌سازد.

محيط زيست عامل اصلي تأثيرگذار در فرايند تصميم‌گيري براي پروژه‌هاي بزرگراه در بسياري از کشورها است. مزاياي يک آسفالت متفاوت براي جاده‌ها از ديدگاه زيست‌محيطي و مصرف انرژي، تنها يک بخش مهم از فرآيند تصميم‌گيري است. ديدگاه‌هاي زيست‌محيطي موجب تسريع پيشرفت‌هاي فني و اجتماعي مي‌شوند. نيازهاي چندگانه حفاظت از محيط زيست شامل: محدود نمودن انتشار گازهاي گلخانه‌اي، مصرف کمتر انرژي، کاهش سر و صداي ترافيک و اطمينان از سلامتي و راحتي در رانندگي، اهدافي هستند که به دليل ايجاد مسئوليت مشترک، مهم‌تر از تمام پيشرفت‌هاي علمي مي‌باشند.

يکي از اين اهداف بستن چرخه مواد يا استفاده صد در صدي از مواد قابل بازيافت در ساخت جاده است. صنعت در اين زمينه تجربه زيادي در مورد استفاده از محصولات فرعي در آسفالت به دست آورده است.

مثال‌هايي از مواد زايدي که در مخلوط آسفالت مورد استفاده قرار گرفته‌اند، عبارتند از: تفاله کوره شيشه‌دمي، خاکستر حاصل از سوزاندن زباله‌هاي شهري، خاکستر موجود در مراکز توليد برق به وسيله زغال، آجر‌هاي خرد شده، پلاستيک حاصل از سيم‌هاي برق قديمي و لاستيک حاصل از تايرهاي کهنه.

با اين حال، استفاده موفقيت‌آميز از اين محصولات وابسته به تحقيقات کامل در زمينه منابع و ويژگي‌هاي آنها بوده و معمولاً در سطح پاييني قابل انجام است. در اين حالت امکان بررسي پيوسته عملکرد آسفالت نيز وجود دارد که خود موضوعي مورد بحث است.

با اين حال، مطابق گفته‌هاي مارك بلشه، مدير آسفالت لاستيک در پروژه آسفالت‌سازي آرام آريزونا، حمايت عمومي - نه تحقيقات علمي- کليد توسعه صنعت توليد آسفالت با استفاده از محصولات فرعي است.

پرژه آريزونا ارزشي معادل 34 ميليون دلار داشته و در همين سال به پايان خواهد رسيد. اين پروژه تقريباً 70 درصد (185 کيلومتر)آزادراه ناحيه فونيكس را دربرگرفته و آسفالت آن قادر خواهد بود تا مدت طولاني صداي ناشي از اصطکاک را در جاده کاهش دهد.

آسفالتِ داراي لاستيک تنها درصد بسيار کم و تقريباً بي‌اهميتي از درآمد صنعت ساختماني را به خود اختصاص مي‌دهد، اما بلشه مي‌گويد که با افزايش رغبت عمومي اين درصد افزايش خواهد يافت.

به عنوان مثال در ژاپن، گروه تحقيقات آسفالت لاستيک (JARRG)، که شامل مجموعه‌اي از توليد‌کنندگان تاير و شرکت‌هاي آسفالت‌سازي مي‌باشد، يک اتصال‌دهنده آسفالت بسيار ويسکوز را توسعه داده‌اند که از انبساط و پخش تايرهاي کهنه‌اي که به صورت بسيار ريز ساييده شده‌اند، توليد مي‌شود. اين اتصال دهنده در مخلوط آسفالت پخش شده و سپس پخته مي‌شود.اين ماده مي‌تواند به عنوان يک ماده الاستيک مابين مواد متراکم ديگر عمل نموده و از اين طريق، ارتعاش و صدا را کاهش دهد. بنا بر اعلام JARRG اقبال عمومي به اين محصول بسيار خوب است.

بلشه مي‌گويد: ”افرادي که در صنعت آسفالت لاستيک درگير بوده‌اند، همواره سعي کرده‌اند که آن را به دليل ويژگي‌هاي مهندسي بسيار عالي‌اش به فروش برسانند. امّا بيش از هر چيز اين محصول به عنوان کاهش دهنده صدا شناخته شده است و در پشت اين قضيه، استقبال عمومي قرار دارد.“

وزارت حمل و نقل آريزونا (ADOT) سه سال پيش يک نوع آسفالت را در بزرگراه سوپر استيشن در ناحيه آريزونا به کار برد. بلشه مي‌گويد كه به محض اتمام آسفالت اين بزرگراه، ADOT و مسئولين محلي سيل عظيمي از تلفن‌ها و ايميل‌ها را دريافت نمودند که از اشتياق مردم نسبت به اين جاده کم‌صداتر حکايت داشت.

البته همه چيز آسفالت لاستيک کامل نيست. اين مخلوط باعث ايجاد بخار و بو در فرآيند آسفالت کردن شده، هنوز در مورد قابل بازيافت بودن آن بحث وجود دارد. اين آسفالت نسبت به آسفالت‌هاي معمول بسيار گران‌تر بوده و آسفالت‌کاراني که تا به حال با اين ماده چسبناک کار نکرده‌اند، ممکن است در کار کردن با آن، که بايد در يک بازه دمايي معين انجام شود، دچار مشکل باشند.

ممکن است نظر بلشه در مورد نظر عمومي درست باشد، اما روي ديگر سکه اين است که خواست استفاده‌کنندگان از جاده کم‌صدا‌تر و در عين حال داراي اثرات زيست‌محيطي کمتر، افزايش يافته است. اين امر باعث تمرکز بيشتر تحقيقات بر روي مسائل مربوط به حمل و نقل، از جمله مواد مورد استفاده در جاده شده است.

افزايش عمومي در ميزان حمل و نقل، بار بيشتر بر روي محور، و فشار بيشتر تاير بر روي جاده، تقاضا براي آسفالت‌هاي قوي‌تر وبادوام‌تر را افزايش مي‌دهد. حمل و نقل بيشتر به اين مفهوم نيز مي‌باشد که ايجاد مشکل در حمل و نقل براي تعميرات جاده‌اي مطلوب نيست و اين امر موجب ايجاد تقاضاي بيشتر براي تحقيق و توسعه مؤثر مي‌گردد
[ سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 ] [ 17:31 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]

نانوتکنولوژي، فناوري جديد است که تمام دنيا را فرا به تعبير دقيقتر "نانوتکنولوژي بخشي از آينده نيست بکله همه آينده است" . در اين نوشتار بعد از تعريف نانوتکنولوژي و بيان کاربردهاي آن دلايل و ضرورتهاي توجه به اين فناوري آورده شده است: تعريف نانوتکنولوژي و آشنايي با آن نانوتکنولوژی، توانمندي توليد مواد، ابزارها و سيستمهاي جديد با در دست گرفتن کنترل در سطوح ملکولي و اتمي و استفاده از خواص است که در آن سطوح ظاهر مي­شود. از همين تعريف ساده برمي­آيد که نانوتکنولوژی يک رشته جديد نيست، بلکه رويکردي جديد در تمام رشته هاست. براي نانوتکنولوژي کاربردهايي را در حوزه های مختلف از غذا، دارو، تشخيص پزشکي و بيوتکنولوژي تا الکترونيک، کامپيوتر، ارتباطات، حمل­و­نقل، انرژي، محيط زيست، مواد، هوافضا و امنيت ملي برشمرده اند.کاربردهاي وسيع اين عرصه به همراه پيامدهاي اجتماعي، سياسي و حقوقي آن، اين فن ­ آوري را به­عنوان يک زمينه فرا رشته­اي و فرابخش مطرح نموده است. هر چند آزمايش­ها و تحقيقات پيرامون نانوتکتولوژي از ابتداي دهه 80 قرن بيستم بطور جدي پيگيري شد، اما اثرات تحول آفرين، معجزه آسا و باورنکردني نانوتکنولوژي در روند تحقيق و توسعه باعث گرديد که نظر تمامي کشورهاي بزرگ به اين موضوع جلب گردد و فناوري نانو را به عنوان يکي از مهمترين اولويتهاي تحقيقاتي خويش طي دهه اول قرن بيست و يکم محسوب نمايند . استفاده از اين فن­آوري در کليه علوم پزشکي، پتروشيمي، علوم مواد، صنايع دفاعي، الکترونيک، کامپوترهاي کوانتومي و غيره باعث شده که تحقيقات در زمينه نانو به­عنوان يک چالش اصلي علمي و صنعتي پيش روي جهانيان باشد. لذا محققين، اساتيد و صنعتگران ايراني نيز بايد در يک بسيج همگاني، جايگاه، موقعيت و وضعيت خويش را در خصوص اين موضوع مشخص نمايند و با يک برنامه­ريزي علمي دقيق و کارشناسانه به حضوري فعال و حتي رقابتي سالم در اين جايگاه، عرض­اندام و ابراز وجود نمايند و براي چنين کاري طراحي يک برنامه منسجم، فراگير و همه جانبه اجتناب­ناپذير است. نانوتكنولوژي و كاربردهاي آن علوم و فناوري نانو، عنصر ي اساسي در درك بهتر طبيعت در دهه‌هاي آتي خواهد بود. از جمله موارد مهم در آ ي نده، همكاريهاي تحقيقاتي ميان‌رشته‌ا‌ي، آموزش خاص و انتقال ايده‌ها و افراد به صنعت خواهد بود. بخشي از تأثيرات و کاربردهاي نانوتکنولوژي به­شرح زير مي‌باشد: توليد ، مواد و محصولات صنعتي :1- نانوتكنولوژي تغيير بنياني مسيري است كه در آينده، موجب ساخت مواد و ابزارها خواهد شد. امكان سنتز بلوك‌هاي ساختماني نانو با اندازه و تركيب به دقّت كنترل‌شده و سپس چيدن آنها در ساختارهاي بزرگتر، كه داراي خواص و كاركرد منحصربه‌فرد باشند، انقلابي در مواد و فرآيندهاي توليد آنها، ايجاد مي‌كند. محقّقين قادر به ايجاد ساختارهايي از مواد خواهند شد كه در طبيعت نبوده و شيمي مرسوم نيز قادر به ايجادشان نبوده‌است. برخي از مزاياي نانوساختارها عبارتست از: مواد سبك‌تر، قوي‌تر و قابل برنامه‌ريزي ؛ كاهش هزينة عمر كاري از طريق كاهش دفعات نقص فنّي ؛ ابزارهايي نوين بر پاية اصول و معماري جديد ؛ بكارگيري كارخانجات مولكولي يا خوشه‌ا‌ي كه مزيّت مونتاژ مواد در سطح نانو را دارند. پزشکي و بدن انسان:2- رفتار مولكولي در مقياس نانومتر، سيستمهاي زنده را اداره مي‌كند. يعني مقياسي كه شيمي، فيزيك، زيست‌شناسي و شبيه‌سازي كامپيوتري، همگي به آن سمت درحال گرايش هستند. •  فراتر از سهل‌شدن استفادة بهينه از دارو، نانوتكنولوژي مي‌تواند فرمولاسيون و مسيرهايي براي رهايش دارو ( Drug Delivery ) تهيه كند، كه به‌نحو حيرت‌انگيزي توان درماني داروها را افزايش مي‌دهد. •  مواد زيست‌سازگار با كارآيي بالا، از توانايي بشر در كنترل نانوساختارها حاصل خواهدشد. نانومواد سنتزي معدني و آلي را مثل اجزاي فعّال، مي‌توان براي اعمال نقش تشخيصي (مثل ذرات كوانتومي كه براي مرئي‌سازي بكار مي‌رود) درون سلولها وارد نمود. •  افزايش توان محاسباتي بوسيلة نانوتكنولوژي، ترسيم وضعيت شبكه‌هاي ماكرومولكولي را در محيط‌هاي واقعي ممكن مي‌سازد. اينگونه شبيه‌سازي‌ها براي بهبود قطعات كاشته‌شدة زيست‌سازگار در بدن و جهت فرآيند كشف دارو، الزامي خواهدبود. دوام‌پذيري منابع: كشاورزي، آب، انرژي، مواد  محيط زيست پاك:3- نانوتكنولوژي چنان چ ه ذكر شد، منجر به تغييرات ي شگرف در استفاده از منابع طبيعي، انرژي و آب خواهد شد و پس ا ب و آلودگي را كاهش خواهدداد. همچنين فنّاوري‌هاي جديد، امكان بازيافت و استفادة مجدد از مواد، انرژي و آب را فراهم خواه ن د كرد. در زمينه محيط زيست ، علوم و مهندسي نانو، مي‌تواند تأثير قابل ملاحظه‌ا‌ي ، در درك مولكولي فرآيندهاي مقياس نانو كه در طبيعت رخ مي‌دهد ؛ در ايجاد و درمان مسائل زيست‌محيطي از طريق كنترل انتشار آلاينده‌ها ؛ در توسعة فنّاوري‌هاي "سبز" جديد كه محصولات جانبي ناخواستة كمتري دارند و ي ا در جريانات و مناطق حاوي فاضلاب، داشته‌باشد. لازم به ذكراست، نانوتكنولوژي توان حذف آلودگي‌هاي كوچك از منابع آبي (كمتر از 200 نانومتر) و هوا (زير 20 نانومتر) و اندازه‌گيري و تخفيف مداوم آلودگي در مناطق بزرگتر را دارد. در زمينه انرژي ، نانوتكنولوژي مي‌تواند به‌طور قابل ملاحظه‌ا‌ي كارآيي، ذخيره‌سازي و توليد انرژي را تحت تأثير قرار د ا د ه مصرف انرژي را پايين بياورد . به عنوان مثال، شركتهاي مواد شيميايي، مواد پليمري تقويت‌شده با نانوذرات را ساخته‌اند كه مي‌تواند جايگزين اجزاي فلزي بدنة اتومبيلها شود. استفاده گسترد ه ازاين نانوكامپوزيت‌ها مي‌تواند ساليانه 5/1 ميليارد ليتر صرفه‌جويي مصرف بنزين به ‌همراه داشته‌باشد . يا انتظار مي‌رود تغييرات عمده‌ا‌ي در فنّاوري روشنايي در 10 سال آينده رخ دهد. مي‌توان نيمه‌هادي‌هاي مورد استفاده در ديودهاي نوراني ( LED ها) را به مقدار زياد در ابعاد نانو توليد كرد. در ا مريکا ، تقريبا" 20% كل برق توليدي، صرف روشنايي (چه لامپهاي التهابي معمولي و چه فلوئورسنت) مي‌شود. مطابق پيش‌بيني‌ها در 10 تا 15 سال آينده ، پيشرفتهايي از اين دست مي‌تواند مصرف جهاني را بيش از 10% كاهش دهد كه 100 ميليارد دلار در سال صرفه‌جويي و 200 ميليون تن كاهش انتشار كربن را به‌همراه خواهدداشت .  هوا ­ و ­ فضا :4- محدوديت‌هاي شديد سوخت براي حمل بار به مدار زمين و ماوراي آن، و علاقه به فرستادن فضاپيما براي مأموريتهاي طولاني به مناطق دور از خورشيد ، كاهش مداوم اندازه، وزن و توان مصرفي را اجتناب‌ناپذير مي‌سازد. مواد و ابزارآلات نانوساختاري، اميد حل اين مشكل را بوجود آورده‌است. "نانوساختن" ( Nanofabrication ) همچنين در طرّاحي و ساخت مواد سبك‌وزن، پرقدرت و مقاوم در برابر حرارت، موردنياز براي هواپيماها، راكت‌ها، ايستگاههاي فضايي و سكّوهاي اكتشافي سيّاره‌ا‌ي يا خورشيدي، تعيين‌كننده است. همچنين استفادة روزافزون از سيستمهاي كوچك‌شدة تمام خودكار، منجر به پيشرفتهاي شگرفي در فنّاوري ساخت و توليد خواهدشد. اين مسأله با توجه به اينكه محيط فضا، نيروي جاذبة كم و خلأ بالا دارد، موجب توسعة نانوساختارها و سيستمهاي نانو – كه ساخت آنها در زمين ممكن نيست- در فضا خواهدشد   . امنيت ملّي:5- برخي کاربردهاي دفاعي نانوتکنولوژي عبارتند از: تسلط اطّلاعاتي از طريق نانوالكترونيك پيشرفته بعنوان يك قابليت مهم نظامي ، امكان آموزش مؤثّرتر نيرو، به كمك سيستمهاي واقعيت مجازي پيچيده‌تر حاصله از الكترونيك نانوساختاري ، استفادة بيشتر از اتوماسيون و رباتيك پيشرفته براي جبران كاهش نيروي انساني نظامي، كاهش خطر براي سربازان و بهبود كارآيي خودروهاي نظامي ، دستيابي به كارآيي بالاتر (وزن كمتر و قدرت بيشتر) موردنياز در صحنه‌هاي نظامي و در عين‌حال تعداد دفعات نقص فنّي كمتر و ه ز ينة كمتر در عمر كاري تجهيزات نظامي ، پيشرفت در امر شناسايي و در نتيجه مراقبت عوامل شيميايي، زيستي و هسته‌ا‌ي ، بهبود طرّاحي در سيستمهاي مورد استفاده در كنترل و مديريت عدم تكثير سلاحهاي هسته‌ا‌ي ، تلفيق ابزارهاي نانو و ميكرومكانيكي جهت كنترل سيستمهاي دفاع هسته‌ا‌ي . در بسياري موارد، فرصتهاي اقتصادي و نظامي مكمّل هم هستند. كاربردهاي درازمدت نانوتكنولوژي در زمينه‌هاي ديگر، پشتيباني كننده امنيت ملّي است و بالعكس. 6-کاربرد نانوتکنولوژي در صنعت الکترونيک ذخيره‌سازي اطلاعات در مقياس فوق‌ العاده کوچک، با استفاده از اين فناوري مي‌توان ظرفيت ذخيره سازي اطلاعات را در حد 1000 برابر يا بيشتر افزايش دهد و نهايتاً به ساخت ابزارهاي ابرمحاسباتي به کوچکي يک ساعت مچي منتهي شود. ظرفيت نهايي ذخيره اطلاعات به حدود يک ترابيت در هر اينچ ربع برسد، و اين امر موجب مي‌شود که ذخيره‌ سازي 50 عدد DVD يا بيشتر در يک هارد ديسک با ابعاد يک کارت اعتباري شود. ساخت تراشه‌ها در اندازه­هاي فوق­العاده کوچک به عنوان مثال در اندازه­هاي 32 تا 90 نانو متر، توليد ديسک‌هاي نوري 100 گيگا بايتي در اندازه­هاي کوچک نيز مي­باشد . تاريخچه فناوري نانو در جهان   چهل سال پيش Richard Feynman ، متخصص کوانتوم نظري و دارنده جايزه نوبل، درسخنراني معروف خود در سال 1959 با عنوان " آن پايين فضاي بسياري هست "( Ther is plenty of room in the bottom ) به بررسی بعد رشد نيافته علم مواد پرداخت. وي درآن زمان اظهار داشت : "اصول فيزيک، تا آنجايي که من توانايي فهمش را دارم، بر خلاف امکان ساختن اتم به اتم چيزها حرفي نمي­زنند." او فرض را بر اين قرار داد که اگر دانشمندان فرا گرفته­اند که چگونه ترانزيستورها و ديگر سازه­ها را با مقياسهاي کوچک بسازند، پس ما خواهيم توانست که آنها را کوچک و کوچک­تر کنيم. در واقع آنها به مرزهاي حقيقي­شان در لبه­هاي نامعلوم کوانتوم نزديک خواهند بود به­طوري که يک اتم را در مقابل ديگري به­گونه­اي قرار دهيم که بتوانيم کوچکترين محصول مصنوعي و ساختگي ممکن را ايجاد کنيم. با استفاده از اين فرمهاي بسيار کوچک چه وسايلي مي­توانيم ايجاد کنيم؟ Feynman در ذهن خود يک "دکتر مولکولي" تصور کرد که صدها بار از يک سلول منحصربه فرد کوچکتر است و مي­تواند به بدن انسان تزريق شود و درون بدن براي انجام کاري يا مطالعه و تاييد سلامتي سلولها و يا انجام اعمال ترميمي و به­طور کلي براي نگهداري بدن در سلامت کامل به سير بپردازد. در بحبوبه سالهاي صنعتي کلمه "بزرگ" از اهميت ويژه­اي برخوردار بود. مثل علوم بزرگ، پروژه­های مهندسي بزرگ و غيره حتي کامپيوترها در دهه 1950 تمام طبقات ساختمان را اشغال مي­کردند. ولي از وقتي Feynman نظرات و منطق خود را بازگو کرد، جهان روندي به­سوي کوچک شدن در پيش گرفت. Marvin Minsky تفکرات بسيار باروري داشت که مي­توانست به انديشه­هاي Feynman قوت ببخشد. Minsky پدر يابنده هوش­هاي مصنوعي دهه 70-1960 جهان را در تفکراتي که مربوط به آينده مي­شد، رهبري مي­کرد. در اواسط دهه 70 ، Eric Drexler که يک دانشجوي فارغ التحصيل بود، Minskey را به­عنوان استاد راهنما جهت تکميل پايان­نامه­اش انتخاب کرد و او نيز اين مسئوليت را بر عهده گرفت.       تک لايه های خود سامان يافته (Self Assembly Monolayers) در «نانوتکنولوژی» تک لايه های خود سامان يافته (Self Assembly Monolayers) در «نانوتکنولوژی»   «تک‌لايه‌هاي خود سامان‌يافته» «(SAMs)» به طور معمول از تماس يک سطح با گروههاي شيميايي که داراي کشش بسيار قوي به سمت سوبسترا يا ماده طرح شده بر روي آن هستند، مي‌باشد. ميزان نظم اين ساختارها تابعي از ماهيت واکنش شيميايي بين سوبسترا و جذب‌شونده و به همان اندازه جنس و قدرت واکنش‌هاي بين ملکولي بين جذب‌شونده‌ها که براي نگهداشتن اتصال ضروري هستند، مي‌باشند. ملکولهايي که به سطوح متصل مي‌شوند به صورت جذب فيزيکي، که آنتالپي‌هاي در آن نسبتا پايين مي‌باشد (معمولا با توجه به نيروهاي در نظر گرفته مي‌شوند) و يا به صورت جذب شيميايي توصيف مي‌شوند. واکنش‌هاي استحکام دهنده بين ملکولها و سوبستراها و بين خود ملکولها شامل پديده‌هايي از قببيل پيوند هيدروژني، دهنده- پذيرنده (donor_acceptor ) و يا جفت يوني و تشکيل پيوندهاي کووالانس که ساختار را از نمونه‌هاي جذب شده فيزيکي پايدارتر مي‌سازند، مي‌باشند. مطالعات ديگري در مورد پيوندزني(grafting)  ملکولها به سطح، از قبيل اتصال ملکولهاي عملگر آريل (aryl functionalized) به سيليکون، ملکولهاي عملگر آلکيل به ژرمانيوم از طريق واکنش‌هاي گرينگنارد(Gringnard) و ملکولها به سطوح فلزي از طريق نمکهاي ديازونيوم(diazonium) ، انجام شده است، تمام اين نمونه‌ها نشان دهنده تشکيل پيوندهاي کربن-سطح مي‌باشند. سيستمهاي جذب شيميايي شامل سامان‌دهي تري‌آلکيل‌ها، تري کلرو يا تري آلکواکسي سيلان‌ها بر روي سطوح دي‌اکسيدسيليکون، اسيد‌هاي کربوکسيليک جذب شونده بر روي اکسيد آلومينيوم و سطوح نقره و n-آلکان‌تيول‌هاي جذب شونده بر روي سطوح طلا مي‌باشند. در اينجا تنها تعداد کمي از مواد رايج ذکر شده‌اند. همانطورکه توضيح داده شد، SAM‌ هايي که به طور ويژه به خوبي مورد مطالعه قرار گرفته‌اند آنهايي هستند که بر روي سطوح فلزات واسطه (براي مثال Ag,Au ) با سورفکتانت‌هاي داراي گروه‌هاي راسي غني از الکترون (براي مثال S,O,N)  و زنجيرهاي n-آلکيل تشکيل مي‌شوند. کشش بين سطح و گروههاي عاملي به اندازه کافي براي تشکيل پيوندهاي قطبي يا يوني قوي مي‌باشد و واکنش‌هاي جانبي قابل اعمال بين ملکولهاي مجاور براي کشيدن و نگهداشتن ساختارها در کنار هم کافي مي‌باشد. نماي شماتيک يک ملکول آلکان تيولات در شکل زير نشان داده شده است.                 استراتژي هاي ساخت ساختارهاي «نانوبيو»   3- راهبرد از پايين به بالا (Buttom-up) راهبرد مشهور "از پايين به بالا" در ساختِ «نانوساختارهايي» از عناصر ساختماني پايدار در علوم و مهندسي جاري دنيا، امري متعارف گشته است. اين اصل ساختاري، با بهره برداري از فاکتور‌هاي نظم-ده((Order-inducing که به جاي تحميل کردن نظم از بالا به پايين توسط منابع خارجي، خاصيت ذاتي سيستم هستند، عمل مي‌کند. اين راهبرد با تقليد از سيستم هاي بيولوژيکي عمل مي‌کند. در حالي که تکنيک هاي ساخت که اکنون از اهميت تجاري برخوردارند، نظير ليتوگرافي، عملا و بدون هيچ استثناء در حوزه "از بالا به پايين" قرار مي گيرند؛ روش هاي ساخت "از پايين به بالا" پتانسيل‌هاي بسيار سودمند و جذابي را در آينده ارائه مي دهند. اين سودمندي ها شامل ساده شدن تحقيقات تجربي در مقياس اتمي، امکان ساخت سه بعدي در مقياس «نانو» و پتانسيل ساخت انبوه و ارزان مي‌باشند. با وجود دورنماي تکنولوژيک، انگيزش اصلي براي تحقيقات در اين حوزه بسته به درک چگونگي تشکيل يکباره ساختارهاي منظم و يا پيچيده و چگونگي به خدمت گرفتن اين فرآيندها در جهت تهيه موادي با هندسه از پيش تعيين شده معطوف مي باشد. بيوتکنولوژي و علم مواد در حوزه اندازه يکساني عمل مي کنند. از يک طرف، اجزاء بيومولکولي نوعا داراي ابعادي در محدوده nm 200-5 هستند؛ از طرف ديگر نيازهاي تجاري توليد دستگاه‌هاي ميکرو‌الکترونيکيِ هرچه بيشتر کوچک شده، تحقيق در زمينه سيستم هاي «نانو» مقياس را شديدا تحريک مي‌کند. امروزه ابعاد ساختاري ميکروپروسسورهاي رايانه اي حدود nm 200 مي باشد. اين تجهيزات فقط توسط تجهيزات مرسوم (فرايندهاي مينياتور سازي) نظير فوتو-ليتوگرافي در دسترس هستند، اما در آينده، اين فناوري‌ها به سختي امکان توليد قسمت‌هايي را که از nm100 کوچک‌تر هستند، را در مقياس بالا فراهم مي سازد. این موضوع در شکل زیر آورده شده است.         همانگونه که فيزيکدان معروف، ريچارد فينمن، بيش از چهل سال پيش اشاره کرده بود: "فضاهاي بيشتري در محدوده هاي پايين وجود دارد."،  و لذا تحقيقات «نانوتکنولوژي» امروز، تاکيد بسيار زيادي بر توسعه استراتژي از پايين به بالا (استراتژي بزرگنمايي) دارد، که معطوف به خود ساخت يافتن (ماکرو) مولکولها و اجزاء ساختماني کلوئيدي براي توليد دستگاه‌هاي بزرگتر و عملگرتر مي باشد. در هر حال به ياد آوردي اين نکته بسيارضروري است که سرعت توسعه اين روش ها به حدي است که روشهاي نويني به صورت ماهانه ارائه مي‌شوند.   استراتژي هاي ساخت ساختارهاي «نانوبيو »   1- قالبهاي زيستي (Biotemplates) استراتژي قالب‌هاي زيستي استفاده از خواص الکترواستاتيکي و توپوگرافي ماکرومولکولهاي بيولوژيکي و مشتقات پيچيده سوپر‌مولکولي آنها براي سنتز و ساخت اجزاء آلي و غير آلي مي باشد. در اين راهکارِ قالب قرار دادنِ بيولوژيکي، شبکه هاي منظم دو بعدي از پروتئين هاي سطحي سلول باکتري در کنار اجزاء توخالي بيومولکولي مثل ذرات ويروسي؛ براي توليد «نانو ذرات» ومعماري سوپرمولکولها مورد بهره برداري قرار مي گيرند. سيستم‌هاي بيولوژيکي، ساختار‌هاي پيچيده بسيار کوچک يا بزرگي را با کنترلي حيرت انگيز در مورد نحوه قرارگيري اجزاء سازنده بسيار ريز درون بناهاي مختلفي شکل مي‌دهند. اميد به يادگيري از الگوهاي طبيعي براي سازمان دادن مواد غير آلي (معدني) در مقياس‌هايي مناسب، به منظور کاربرد در کاتاليز کردن، فتونيک و الکترونيک، منجر به پيگيري استراتژي‌هاي بسترهاي زنده و تقليد کننده از محيط زيست براي سنتز و ساخت موادي در حد نانو شده است. ميکرو‌ارگانيسم‌هايي نظير ويروس‌ها، باکتري و قارچ‌ها، خواصي منحصر به فرد داشته و ساختارهاي جالبي دارند و مي توانند به سرعت و با هزينه کم باز توليد شوند. اين خصوصيات آنها را به عنوان اهداف جالبي براي ساخت مواد جلوه مي‌دهد. تشکيل اکسيد آهن توسط باکتري، فرايند آهکي شدن در سيانو باکتر، رسوب دادن سيليکا در دياتوم‌ها و تشکيل ديگر مواد معدني زيستي توسط باکتري، گلسنگ، جلبک و قارچ نمونه‌اي از توليد مواد توسط ميکرو‌ارگانيسم‌ها مي‌باشد. اتصال يونهاي فلزي به پروتئين‌هاي لايه سطحي ، DNA يا ديگر ساختارهاي پروتئيني منظم براي توليد سايت‌هاي هسته‌زايي براي رشد نانو‌ذرات و سنتز کريستال‌هاي بسيار ريز فلزي از طريق احياء زيستي يونهاي فلزي باکتري‌ها و قارچها از ديگر کاربردها مي باشند.   2- تقليد هاي زيستي (Biomimetics) تقليد‌هاي زيستي عبارتست از مطالعه ساختارهاي بيولوژيکي، عملکرد و روش سنتز آنها جهت ارائه ايده‌هاي نوين و توسعه اين ايده‌ها در سيستم هاي سنتز مشابه آنچه که در سيستم هاي بيولوژيکي يافت مي شود. اين عمل يک استراتژي طراحي مواد پيچيده و چند کاره، باظرفيتي براي خود ساخت يافتن سوپرملکولي و تبديل بين انرژي شيميايي، گرمايي، مکانيکي، الکترومگنتيک و الکتريکي و توانايي حس‌کردن و تطبيق با محيط است. موادي که بدين ترتيب سنتز مي شوند را مواد هوشمند نامند.   «نانوتکنولوژی» و تجارت   از دیدگاه تجارت، «نانوتکنولوژی» از جمله علومی محسوب می شود که دارای نرخ رو به رشد بسیار بالایی است. در حال حاضر بیش از 1200 شرکت «نانوتکنولوژی» در سراسر دنیا محصولات جدید خود را که منتج از این دانش نوپاست روانه بازار کرده اند که از آن جمله می توان به دوربین دیجیتالی    Easy Share LS 633 محصول شرکت Kodak ،  اتومبیل Chevrolet Impala محصول شرکت GM اشاره کرد. از این میان، حدود 600 کمپانی در ایلات متحده و مابقی در اروپا و ژاپن قرار گرفته اند. بر اساس برآوردهای بعمل آمده، میزان گردش سرمایه در بخش «نانوتکنولوژی» دنیا بالغ بر 5/45 میلیارد دلار خواهد بود که باعث اشتغالزایی حدود 800 هزار تا 2 میلیون نفر خواهد شد. تنها در سال 2004 میلادی، 16 کمپانی آمریکایی که در زمینه تولید نانوذرات فعالیت داشته اند، حدود 8/3 میلیارد دلار فروش داشته اند. بنابراین «نانوتکنولوژی» در آینده ای نچندان دور می تواند تأثیرات چشمگیری را بر اقتصاد دنیا داشته باشد. اما لازمه ایجاد این تأثیرات سرمایه گذاری بر بخش R&D این علم جدید و پیشرو   می باشد. میزان سرمایه گذاری های انجام شده در بخش R&D «نانوتکتولوژی» در سال 2004، حدود 6/8 میلیارد دلار بوده است که سهم بخش دولتی 6/4 میلیارد دلار و بخش خصوصی حدود 8/3 میلیارد دلار بوده است. بیشترین میزان سرمایه گذاری توسط بخش خصوصی در ایالات متحده با 7/1  میلیارد دلار بوده است و بعد از آن ژاپن با 1/1 میلیارد دلار و نهایتاً اتحادیه اروپا با 7/0 میلیارد دلار حجم سرمایه گذاری قرار داشته است.         بر اساس برآوردهای بعمل آمده «نانوتکنولوژی» تا سال 2014 در تمامی عرصه های تولیدی وارد خواهد شد و حدود 15 درصد از کل محصولات تولید شده در دنیا به نوعی از این علم بهره مند خواهند بود که گردش سرمایه ای حدود 6/2 هزار میلیارد دلار  را در پی خواهد داشت. این برآوردها خاطر نشان می سازد که حجم درآمدهای حاصل از «نانوتکنولوژی» در حدود 10 برابر بیوتکنولوژی خواهد بود و تقربیاً معادل درآمدهای حاصل از IT خواهد شد.   (نانوتکنولوژی) + بیوتکنولوژی = نانوبیوتکنولوژی           (نانوتکنولوژی) + بیوتکنولوژی = نانوبیوتکنولوژی   نانو بيوتکنولوژي حوزه نوظهور علمي وفني است که شاخه اي چند-رشته اي از علوم است. اين حوزه به فعاليت‌هاي همگام علوم مواد و بيولوژي اشاره دارد. در شکل زیر ارتباط دو حوزه علمي نانو و بيوتکنولوژي نشان داده شده است.                   کاربردهاي نانوبیوتکنولوژي ·         نانو بیوتکنولوژي در پزشکی –         دستيابي به قدرت اندازه گيري و ساخت اجسام در مقياسي است كه ارگانيسم هاي زنده قادر به انجام اكثر وظايفشان شوند –         مثال: سيستم هاي انتقال و رهايش دارو، بانداژهاي هوشمند و هيدروسل ها l       نانو بیوتکنولوژي در محیط زیست –         راه حلي براي برطرف ساختن برخي مسائل زيست محيطي موجود از طریق كاهش مواد زايد و كمك به فراهم آوردن غذا، آب و انرژي فراوان –         مثال: ساخت نانوبيوسنسورها، نانوبيوپروب ها l       نانو بیوتکنولوژي در مهندسي مثال: ابزار مادون ريز، حسگرهاي نوري، نانوذرات، نانوماشين ها و نانوبيوراكتورها در حقيقت تعامل دو فناوري نانو و بيو بر گرفته از استفاده از مدل‌هاي بيو و نانوفناوري و ابزار نانو در فناوري بيو است. مادامي که مهندسين و دانشمندان آرزوي ساخت کنترل شده بناهايي در مقياس ميکرو و نانومتر را در سر دارند, طبيعت چنين وظايفي را انجام داده و ساختارهايي پيچيده را با دقت و راندمان بالا با استفاده از مولکول هاي بسيار ويژه‌اي نظير DNA و پروتئين‌ها بنا مي‌کند. از زماني که گروه ميرکين و گروه آليوياستوز ساخت بناهاي همراه با DNA از نانوذرات طلا را نشان دادند، گزارش‌هاي بسياري همراه با تمايل بسيار زياد براي ساخت ساختارهايي دقيق از نانو و ميکروذرات جهت رديابي شيميايي و بيولوژيکي و به منظور کاربرد در مدارهاي الکترونيکي، جهت ساخت دستگاههاي نانو الکترونيکي آينده ارائه شده است. راهکارهاي متعددي در ساخت اين مواد نظير روشهاي بر مبناي زيستي و شيميايي، الکتريکي و سيالاتي  مطرح شده است. طبيعت، ساختارهاي نانو را با استفاده از شناسايي مولکولي بنا مي کند. در مورد DNA، پيوند هيدروژني ، نوعي انحصار را در اتصال جفت هاي مکمل تک رشته به دو رشته فراهم مي کند. کاملا آشکار شده است که تعدادي از روندهاي مهم مرتبط با تکنولوژي، اثرات مهم جهاني را تا سال 2015 در پي خواهند داشت. اين روندها از پيشرفتهاي بيوتکنولوژي، نانوتکنولوژي، تکنولوژي مواد و تکنولوژي اطلاعات اثر مي پذيرند. بسياري معتقدند اگرچه قرن بيستم مقهور پيشرفت‌هاي شيمي و فيزيک شده بود، قرن بيست و يک با پيشرفت‌هاي بيوتکنولوژي اداره مي‌گردد. آشکار است که بشر در آستانه درک، مطالعه و کنترل کدهاي ژنتيکي موجودات زنده است، که انقلابي در کنترل ارگانيسم‌هاي بيولوژيکي و کمبود‌هايشان به ارمغان مي‌آورد. ديگر پيشرفت‌هاي حوزه مهندسي پزشکي در زمينه درمان و توسعه داروها چشم‌اندازهاي ديگري را از پيشرفت بيوتکنولوژي و کاربردهاي جديد آن به همراه دارد. علوم و مهندسي مواد نيز در موضعي بحراني به دو رشته بيوتکنولوژي و نانوتکنولوژي وارد مي‌شوند. به نظر مي‌رسد، تحقيقات بين رشته‌اي جهت توليد موادي با خواصي بهبود يافته براي کاربردهايي عمومي (نظير ساخت بناهاي نانو) و خاص ( نظير سيستمهاي هوا- فضا) همچنان ادامه يابد. مواد توليد شده در قرن بيست و يک ، موادي هوشمند تر، چندکاره و سازگار با محيط هاي بسيار مختلف مي‌باشند . ماشين مولکولي طبيعت، هر آنچه که بشر چگونگي ساخت آنرا با روشهاي سنتي مي داند، با مقياسي چند برابر تهيه ميکند. براي مثال، يک تک-سلول Escherichia coli که قطري تقريبا برابر μm 1 دارد، ظرفيت ذخيره کردن ديجيتالي ژنوم آن در حد يک ديسک لرزان با دانسيته بالاست؛ يک ريبوزوم مي تواند توسط بيش از پنجاه پروتئين مختلف خودبخود ساخته شود؛ سلولهاي يوکاريوت سنتز DNA را به نحوي مديريت مي‌کنند که خطايي کمتر از 11- 10 به ازاء هر نوکلئوتيد اضافه شده دارد و گياهان سبز انرژي به توده‌اي از مواد شيميايي به اندازه بيش از کل صنايع شيميايي جهان تبديل مي‌کنندتوانايي‌هاي گسترده سيستم‌هاي بيولوژيکي براي تبديل و انتقال انرژي، سنتز مواد شيميايي خاص، توليد توده هاي زيستي، ذخيره کردن اطلاعات، شناسايي، حس کردن، پاسخ دادن، حرکت، خود-ساخت يافتن (Self assembly) و باز-توليد نمايانگر حوزه جديدي از تحقيقات آينده است. در نتيجه، درک رو به رشدي از رشته نوين نانوبيوتکنولوژي، زمينه اي براي ساخت بناهاي مولکولي بديعي با صحت، دقت و انعطاف‌پذيري بالا فراهم کرده است، که نسبت به فرايندهاي ساخت سنتي هزينه هاي کمتري را به همراه خواهد داشت. بر اين اساس، با استفاده از ابزارهاي ساخت در مقياس نانو، کلاس جديدي از دستگاه‌ها و سيستم هاي مقاوم، بسيار سبک و زيست-سازگار قابل توليد است.  بهره گيري از چنين تکنيک‌هايي انقلابي را در ساخت دستگاه هاي الکترونيکي، مدارها و کامپيوترها، حس گرها، مواد هوشمند، سيستم‌هاي انتقال دارو، ميکرو روبوت‌ها و ابزارهاي دقيق جراحي به وجود خواهد آورد.             تأثير علوم شيمي و زيست شناسي بر «نانوتکنولوژي»       تأثير علوم شيمي و زيست شناسي بر «نانوتکنولوژي»     شيمي نقش اساسي در توسعه علم نانو داشته است ايجاد و شكسته شدن پيوندها بين اتم ها و يا  گروهي از اتم ها جز اصلي و پايه شيمي است و محصول اين دسته واكنش ها ساختارها و يا مولكولهايي هستند كه بازه اندازه آنها بين10-1/0 نانومترمي باشد. گسترش روش هاي سنتز جديد امكان توليد نانوساختارهاي يكدست در اشكال جديد و متفاوت (كروي ، طنابي ، سيمي شكل ، نيمه كروي و مكعبي) و تركيبهاي متنوع آلي ،اكسيد فلزي و نيمه رسانا را به وجود آورده است. مثالهايي از اين دسته شامل نانو كريستالها ، نانوسيم ها كوپليمرهاي آجري و نانو لوله هاست بعضي از اين ساختارهاي جديد در علوم مواد و كاتاليست ها، در پزشكي در زمينه انتقال دارو، در ميدانهاي ذخيره مغناطيسي و در الكترونيك و ابزارهاي نوري کاربرد بسياري دارند. زيست شناسي نيز يكي از منابع الهام علم نانو مي باشد، سلولها ( واحدهاي اساسي حيات ) در يك نگاه مجموعه اي پيچيده از نانو ماشين هاي زيستي هستند. بعضي از اجزا سلول داراي ابعادي در مقياس نانومترهستند، شامل: كاتاليست ها و ديگر سيستم هاي فعال (مانند آنزيم ها ، ريبوزوم ها ، پروتئين ها   مجموعه پروتئين-RNA ) دو لايه هاي ليپيدي ، كانالهاي يوني ،اجزا اسكلت سلولي ،(رشته هاي اكتين ، و ريز لوله ها)، DNA،RNA سيستم هاي زيستي داراي مثالهايي فراواني از برهمكنش نانوساختارها در شبكه هاي پيچيده درون سلولي هستند و روشهاي جديد از پايين به بالا ، براي ساخت نانوسيستم هاي مصنوعي ،پيشنهاد مي دهند .ابزارهاي جديد براي مشاهده و دستكاريهاي  مولكولي، اتمي و كلوئيدي مانند ميكروسكوپ ها پروب زنيوالكترونيكي،فاكتورهاي اساسي و مهمي در پيدايش علم نانو و فن آوري نانو محسوب مي شوند. توانايي قابل توجه براي آشكاري، دست كاري، تغيير و شكل دهي ساختارها در مقياس نانومتر در تفكيكي اتمي ، به ايده هاي بسيار جذابي در رفتارهاي جديد منجر شده است مانند : سامان دهنده ها، نانوربات ها، چسب خاكستري ( Gray glow)  كه هر كدام به نوبه خود توجه زيادي را جلب نموده اند. اگر چه اين ايده بيشتر علمي- تخيلي به نظر مي رسد تا علمي– فناوري، با اين حال توجه عمومي زيادي را درزمينه هاي تحقيقاتي علم نانو به خود جلب كرده  و دريچه اي به سوي فن آوري هاي پيشرفته بالقوه باز کرده است.   استفاده از مطالب  (نانو تکنولوژی) اين سايت با درج منبع بلا مانع است (نانو تكنولوژي) در صنعت نفت       (نانو تكنولوژي) تبديل نفت خام و نفت سنگين به نفت سبك       شايد زماني كه از (نانو تكنولوژي) به عنوان يك تكنولوژي نوين نام برده مي شد كه مي تواند راه حل هاي جديدي براي مسائل علوم مختلف ارائه نمايد، نمي توانستيم به روشني اين مفهوم را درك نماييم. اكثرآ افراد جامعه (نانو تكنولوژي) را ساختن اشياء در ابعاد كوچكتر مي دانستند اما اكنون بعد از گذشت چند سال مفهوم نانو براي افراد ملموس تر خواهد بود. اينكه مي توانيم توسط تكنولوژي نانو بسياري از مشكلات روزمره بشر را حل كنيم.   امروز باعث افتخار من است كه بالاخره سرمايه گذاري ايران در نانو تكنولوژي و پيشگامي دولت ايران در حمايت از دوستداران پيشرفت و انديشمندان ايران زمين نتيجه داد و محققان ايراني توانستند گامي بزرگ را در صنايع نفت بردارند.   مهندس سيد جواد احمد پناه مدير پروژه هيدروكانورژن هاي پژوهشگاه صنعت نفت توانست «فرآيند صنعتي هيدروكانورژن» را بصورت بين المللي به ثبت برساند. توسط اين فرآيند مي توان نفت خام و ته مانده هاي نفت سنگين را به نفت سبك تبديل نمود. به بيان ساده تر اينك با هزينه 2 دلار در هر بشكه مي توان يك بشكه نفت 30 دلاري را به يك بشكه نفت 60 دلاري تبديل نمود. اين فرآيند يك انقلاب در صنعت نفت به شمار مي رود كه با افتخار مي توان آنرا حاصل زحمات چندين مهندس ايراني دانست. حال اينكه اين موضوع چه ارتباطي با (نانو تكنولوژي) دارد را در ادامه توضيح خواهيم داد.   بهتر است ابتدا مروري كوتاه داشته باشيم بر فرآيند پالايش نفت و سپس به فرآيند جديدي كه توسط نانو تكنولوژي صورت پذيرفته است خواهيم پرداخت.     پالايش نفت   فرآيند پالايش نفت:   1. تفكيك 2. فرآيند هاي تبديلي. اين فرآيند ها اندازه و ساختار مولكولي هيدرو كربن ها را تغيير ميدهند.   ¬الف. تجزيه (تقسيم) ب. همسان‌سازي (تركيب) ج. جايگزيني (نو آرائي)   3. فرآيند هاي عمل آوري 4. تنظيم و اختلاط   همانطور كه مي بينيد تجزيه يكي از قسمت هاي فرآيند هاي تبديلي است. هيدروكراكينگ، شكست كاتاليستي و شكست گرمايي كارهايي هستند كه در مرحله تجزيه صورت مي پذيرند.   هيدروكراكينگ يك فرآيند دو مرحله‌اي شامل كراكينگ كاتاليستي و هيدروژنا‌سيون مي‌باشد كه در طي اين مراحل خوراك ورودي، در حضور هيدروژن به محصولات با ارزش افزودة بيشتر شكسته مي‌شود. اين فرايند در فشار و دماي بالا و با حضور كاتاليست و هيدروژن انجام مي‌شود.   هيدروكراكينگ براي خوراك‌هايي مورد استفاده واقع مي‌شود كه فرايندهاي كراكينگ كاتاليستي يا تبديل كاتاليستي در مورد آن‌ها به سختي انجام مي‌گيرد مانند نفت خامي كه غني از آروماتيك‌هاي پلي‌سيكليك بوده يا حاوي غلظت‌هاي بالاي تركيبات گوگرد و نيتروژن كه مسموم‌كننده كاتاليست‌ها هستند، ميباشد.   پيش تر در وب سايت ستاد نانو تكنولوژي ايران خوانده بودم كه در هيدروكراكينگ بطور معمول از كاتاليست‌هاي آلومينا، زئوليت‌ها و پلاتين استفاده مي‌شود، اما به تازگي آقاي فوكوياما براي هيدروكراكينگ يك كاتاليست تازه اختراع نموده است (پلاتين- نيكل- موليبدن روي پايه زئوليتي) كه در هيدرو كراكينگ نفت هاي سنگين مورد استفاده قرار مي گيرد.         به نظر مي رسد كه هيدروكانورژن (هيدروژناسيون+ كراكينگ) كاتاليستي، يك فرآيندي شكست كاتاليستي است كه در آن از يك نانو كاتاليست خاص استفاده مي شود كه باعث تصحيح فرآيند هيدروكراكينگ معمولي مي شود.   مزاياي هيدروكانورژن   1.       درصد تبديل بالا (90 درصد) 2.       تشكيل نشدن كك 3.       كاهش حداقل 60 درصد از گوگرد 4.       قابليت بازيابي كاتاليست تا 95 درصد 5.       حذف واكنش هاي پليمريزاسيون 6.       سادگي عمليات نسبت به روش هاي مشابه 7.       انعطاف پذيري بالا نسبت به شدت جريان و تركيبات فلزات و گوگرد 8.       توليد بخار مورد نياز واحد از بخش بازيابي كاتاليست 9.       ضريب بالاي بازدهي سرمايه و هزينه پايين كاتاليست 10.   تميزي واكش از نظر زيست محيطي در مقايسه با روش هاي مشابه   به نظر مي رسد كه اين طرح با توجه به ويژگي هاي منحصر به فردي كه در بالا بيان شد، مي تواند از ارزش افزوده بالايي برخوردار باشد. با يك حساب سر انگشتي اگر روزانه 10000 بشكه نفت سنگين 30 دلاري را با هزينه 2 دلار براي هر بشكه، به بشكه اي 60 دلار تبديل كنيم ارزش افزوده اي معادل روزانه 280000 دلار خواهيم داشت كه بسيار جالب توجه خواهد بود و اقتصادي بودن طرح به جرأت قابل دفاع و تحسين مي باشد.   به نظر مي رسد كه محققان ايراني پاسخ مناسبي به سرمايه گذاري دولت در بخش نانو تكنولوژي داده اند و رسيدن به اهدف برنامه دولت جمهوري اسلامي ايران كه همانا قرار گرفتن كشور ايران در ميان 15 كشور برتر دنيا در زمينه نانو تكنولوژي است روز به روز به واقعيت نزديك مي شود. همانطور كه پيشتر گفته شده است: «نانو تكنولوژي» تمام آينده است.   (فروشگاه نانو تكنولوژي ايران)   عرضه محصولات نانو در (فروشگاه نانو تكنولوژي ايران) www.NanoShop.ir   ۱. نانو شيشه و سراميك ۲. نانو شيشه اتومبيل ۳. نانو چوب ۴. نانو سنگ و بتون ۵. نانو پارچه (نانو تكنولوژي) بالاخره وارد ايران شد. شما نيز اكنون مي توانيد از آخرين دستاوردها و محصولات "نانو تكنولوژي" در ايران استفاده ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ چکيده مقاله : فناوري‌هاي نانو در زمينه‌هاي گوناگوني همچون توسعه داروها، آلودگي‌زدايي آب‌ها، فناوري‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي توليد مواد مستحکم‌تر و سبک‌تر داراي مزاياي بالقوه مي‌باشند. در حال حاضر شرکت‌هاي زيادي نانوذرات را به شکل پودر، اسپري و پوشش توليد مي‌‌كنند که کاربردهاي زيادي در قسمت‌هاي مختلف اتومبيل، راکت‌هاي تنيس، عينک‌هاي آفتابي ضدخش، پارچه‌هاي ضدلک، پنجره‌هاي خود تميزکن و صفحات خورشيدي دارند. اما اثرات افزايش بيش از حد توليد و استفاده از نانومواد در سلامت کاركنان و مصرف کننده‌ها، سلامت عمومي و محيط زيست بايد به دقت مورد توجه قرار گيرد. از آنجايي که فرآيند رشد و واکنش‌هاي شيميايي کاتاليستي در سطح اتفاق مي‌افتند، يک مقدار مشخصي از ماده در مقياس نانومتري بسيار فعال‌تر از همان مقدار ماده با ابعاد بزرگ‌تر مي‌باشد. اين ويژگي‌ها ممکن است بر روي سلامتي و محيط زيست اثرات منفي داشته و منجر به سميت زياد نانوذرات شوند متن مقاله خلاصه فناوري‌هاي نانو در زمينه‌هاي گوناگوني همچون توسعه داروها، آلودگي‌زدايي آب‌ها، فناوري‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي توليد مواد مستحکم‌تر و سبک‌تر داراي مزاياي بالقوه مي‌باشند. در حال حاضر شرکت‌هاي زيادي نانوذرات را به شکل پودر، اسپري و پوشش توليد مي‌‌كنند که کاربردهاي زيادي در قسمت‌هاي مختلف اتومبيل، راکت‌هاي تنيس، عينک‌هاي آفتابي ضدخش، پارچه‌هاي ضدلک، پنجره‌هاي خود تميزکن و صفحات خورشيدي دارند. اما اثرات افزايش بيش از حد توليد و استفاده از نانومواد در سلامت کاركنان و مصرف کننده‌ها، سلامت عمومي و محيط زيست بايد به دقت مورد توجه قرار گيرد. از آنجايي که فرآيند رشد و واکنش‌هاي شيميايي کاتاليستي در سطح اتفاق مي‌افتند، يک مقدار مشخصي از ماده در مقياس نانومتري بسيار فعال‌تر از همان مقدار ماده با ابعاد بزرگ‌تر مي‌باشد. اين ويژگي‌ها ممکن است بر روي سلامتي و محيط زيست اثرات منفي داشته و منجر به سميت زياد نانوذرات شوند. همزمان با توسعه دانش ما در مورد مواد در مقياس‌نانو و افزايش توانايي کار کردن با ساختارها در اين مقياس، فناوري‌نانو رفته رفته گسترش يافته و سرمايه‌گذاري جهاني در اين زمينه نيز افزايش مي‌يابد. فناوري‌هاي نانو در زمينه‌هاي گوناگوني همچون توسعه داروها، آلودگي‌زدايي آب‌ها، فناوري‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي توليد مواد مستحکم‌تر و سبک‌تر داراي مزاياي بالقوه مي‌باشند. در حال حاضر شرکت‌هاي زيادي نانوذرات را به شکل پودر، اسپري و پوشش توليد مي‌‌كنند که کاربردهاي زيادي در قسمت‌هاي مختلف اتومبيل، راکت‌هاي تنيس، عينک‌هاي آفتابي ضدخش، پارچه‌هاي ضدلک، پنجره‌هاي خود تميزکن و صفحات خورشيدي دارند. تعداد اين شرکت‌ها روز به روز در حال افزايش است. محدوده اندازه ذراتي که چنين علاقه‌مندي را به خود جلب کرده است، عموما کمتر از 100 نانومتر است. براي داشتن تصوري از اين مقياس لازم به ذکر است که موي انسان داراي قطر 10000 تا 50000 نانومتر، يک سلول قرمز خوني داراي قطر حدود 5000 نانومتر و ابعاد يک ويروس بين 10 تا 100 نانومتر است. با کاهش اندازه ذرات، نسبت تعداد اتم‌هاي سطحي به اتم‌هاي داخلي افزايش مي‌يابد. به عنوان مثال درصد اتم‌هاي سطحي يک ذره با اندازه 30 نانومتر، 5 درصد است، در حالي که اين نسبت براي يک ذره با اندازه 3 نانومتر، 50 درصد مي‌باشد. بنابراين نانوذرات در مقايسه با ذرات بزرگ‌تر نسبت سطح به وزن بسيار بزرگ‌تري دارند. با کاهش اندازه ذرات به يک دهم نانومتر يا کمتر، اثرات کوانتومي پديدار مي‌شوند و اين اثرات، مي‌تـوانـند به مقـدار زيــادي ويـژگي‌هـاي نــوري، مغـناطيسي و الكتـريكي مواد را تغيير دهند. از طريق پي‌گيري ساختار مواد در مقياس نانو، امکان طراحي و ساخت مواد جديد با ويژگي‌هاي کاملا نو به وجود مي‌آيد. تنها با کاهش اندازه و ثابت نگهداشتن نوع ماده، ويژگي‌هاي اساسي از قبيل هدايت الکتريکي، رنگ، استحکام و نقطه ذوب ماده (که معمولا براي هر ماده مقدار ثابتي از آنها را در نظر مي‌گيريم) مي‌تواند تغيير کند. در حال حاضر نانوذراتي که به طور ناخواسته، از طريق فرآيندهاي احتراق انجام شده جهت توليد انرژي يا در اتومبيل‌ها، فرآيندهاي خوردگي مکانيکي و يا فرآيندهاي صنعتي معمول به وجود مي‌آيند، بيش از توليد صنعتي نانوذرات بر محيط زيست و زندگي انسان تاثير مي‌گذارند. اما اثرات افزايش بيش از حد توليد و استفاده از نانومواد در سلامت کاركنان و مصرف کننده‌ها، سلامت عمومي و محيط زيست بايد به دقت مورد توجه قرار گيرد. از آنجايي که فرآيند رشد و واکنش‌هاي شيميايي کاتاليستي در سطح اتفاق مي‌افتند، يک مقدار مشخصي از ماده در مقياس نانومتري بسيار فعال‌تر از همان مقدار ماده با ابعاد بزرگ‌تر مي‌باشد. اين ويژگي‌ها ممکن است بر روي سلامتي و محيط زيست اثرات منفي داشته و منجر به سميت زياد نانوذرات شوند. تنفس نانوذرات خطرات احتمالي نانوذراتي که در هوا پخش شده‌اند، يعني آئروسل‌ها از اهميت بيشتري برخوردارند. اين قضيه به دليل تحرک بالاي آنها و امکان جذب آنها از طريق ريه، که راحت‌ترين مسير ورود به بدن مي‌باشد، اهميت پيدا مي‌کند. اندازه ذرات تا حدزيادي تعيين‌کننده محل نشست اين ذرات در دستگاه تنفسي مي‌باشد. به خاطر راحت‌تر شدن کار، دستگاه تنفسي را به سه قسمت ناحيه‌اي و کارکردي تقسيم مي‌‌كنيم: 1- مسير‌هاي هوايي بالايي، 2- ناحيه نايژه‌ها، که هر دوي آنها به وسيله لايه موکوس حفاظت مي‌شوند. در اينجا ذرات بزرگ‌تر، از طريق نشستن بر روي ديواره مسير هوايي، از هواي ورودي به ريه جدا مي‌شوند. حرکات مژه‌هاي اين قسمت، خلط را به سوي گلو بالا برده و از آنجا يا در اثر سرفه خارج و يا بلعيده مي‌شوند. ذرات کوچکتر (کوچکتر از 2.5 ميکرومتر) و نانوذرات ممکن است وارد کيسه‌هاي هوايي شوند، که ناحيه مبادله گاز در ريه مي‌باشند. جهت تسهيل جذب اکسيژن و دفع دي‌اکسيد کربن، تمام غشاها و سلول‌ها در اين قسمت از ريه، نازک و آسيب‌پذير بوده و هيچ‌گونه لايه حفاظتي ندارند. تنها مکانيسم حفاظتي در اين قسمت از طريق ماکروفاژها مي‌باشد. 3- ماکروفاژها سلول‌هاي بزرگي هستند که اشياي خارجي را بلعيده و از طريق جابه‌جا کردن آنها، به عنوان مثال به سوي گره‌هاي لنفاوي، آنها را از کيسه‌هاي هوايي خارج مي‌کنند. نانوذرات تا حد زيادي از اين سيستم حفاظتي رها شده و مي‌توانند وارد بافت‌هاي تنفسي گردند. ذرات و الياف باقي‌مانـده مي‌تواننـد با بافت‌هاي مخاطي ريوي بر هم كنش داده و منجر به ايجاد التهاب شديد، زخم و از بين رفتن بافت‌هاي ريوي گردند. اين وضعيت ريه‌ها شبيه حالت به وجود آمده در بيماري‌هايي همچون بيماري باکتريايي ذات‌الريه، يا بيماري‌هاي ريوي صنعتي مهلک همانند سيليکوسيس يا آزبستوسيس مي‌باشد. سيليکوسيس و آزبستوسيس با وجودي که بيماري‌هاي سيليکوسيس و آزبستوسيس از طريق نانوموادي که به روش تکنيکي توليد شده‌اند به وجود نمي‌‌آيند، اما منشا ايجاد اين بيماري‌ها، تنفس موادي شبيه نانوذرات است که اطلاعات قديمي در مورد اثرات زيان‌بخش آنها بر روي سلامتي وجود دارد. سيليکوسيس زماني ايجاد مي‌شود که گرد و غبار حاوي سيليس به مدت طولاتي به درون ريه تنفس شود. سيليس بلوري براي سطح بيروني ريه سمي مي‌باشد. زماني که سيليس بلوري در تماس با ريه قرار مي‌گيرد اثرات التهابي شديدي به وجود مي‌آيد. در مدت زمان طولاني اين التهاب باعث مي‌شود تا بافت ريه به طور برگشت‌ناپذيري آسيب‌ديده و ضخيم شود که اين پديده به نام فيبروسيس ناميده مي‌شود. سيليس بلوري عموما در ماسه‌سنگ، گرانيت، سنگ لوح، زغال سنگ و ماسه سيليسي خالص وجود دارد. بنابراين افرادي همچون کارگران کارخانه‌هاي ذوب فلزات، سفال‌گران و كارگراني كه با ماسه كار مي‌كنند، در معرض خطر قرار دارند. سيليس بلوري از سوي سازمان بهداشت جهاني به عنوان يک ماده سرطانزا معرفي شده است. الياف پنبه نسوز داراي طول چند ميکرومتر مي‌باشند و در نتيجه جزء نانومواد قرار نمي‌گيرند. با اين‌ حال جزء ذرات و الياف مجموعه امراض شغلي قرار مي‌گيرند. پنبه نسوز يک فيبر معدني طبيعي است که در بيش از 3000 ماده ساختماني و محصول توليد شده به کار گرفته شده است. تمام انواع پنبه نسوز تمايل به خرد شدن به الياف بسيار ريز دارند. به دليل کوچک بودن، اين الياف پس از پخش شدن در هوا ممکن است به مدت چند ساعت يا حتي چند روز معلق بمانند. الياف پنبه نسوز تخريب‌پذير نبوده و در طبيعت پايدار مي‌باشند. اين الياف در مقابل مواد شيميايي پايدار هستند، تبخير نمي‌شوند، در آب حل نمي‌شوند و در طول زمان تجزيه نمي‌گردند. پنبه نسوز موجب ايجاد سرطان ريه و مزوتليوما مي‌شود که نوعي تومور خطرناك غشايي است که ريه را مي‌پوشاند . آلودگي ذره‌اي هوا در مشاغل ديگري همچون توليد و فرآوري کربن سياه و الياف مصنوعي نيز موجب ايجاد نگراني مي‌شود. آلودگي ذره‌اي هوا آلودگي هوا مخلوط كمپلكسي از تركيبات مختلف در فاز گاز، مايع و جامد است. خود مواد ذره‌اي مخلوطي ناهمگن از ذرات معلق هستند که ترکيب شيميايي و اندازه آنها متفاوت است. در مطالعات اپيدمي‌شناسي، انواع مختلفي از آلودگي‌هاي ذره‌اي هواي معـرفي شـده‌اند کـه از آن جمـله ميـتـوان بـه TPS (مجموع مواد معلق) و PM 10 (مواد ذره‌اي با قطر موثر آئروديناميک کمتر از 10 ميکرومتر) اشاره کرد. در سال‌هاي اخير مطالعات زيادي در زمينه مواد ذره‌اي ريز PM 2.5 (ذراتي با قطر آئروديناميک کمتر از 2.5 ميکرومتر) و فوق ريز (ذرات با قطر کمتر از 100 نانومتر) انجام گرفته است. با وجودي که ميزان خالص آلودگي‌ ذره‌اي هواي شهري (يعني مقدار PM 2.5)، با کم شدن نشر ذرات از صنايع و مراکز توليد انرژي کاهش يافته است، غلظت ذرات فوق‌ريز ناشي از ترافيک افزايش يافته است. هر چند غلظت اين ذرات کوچک معمولاً مهمتر است اما سهم آنها معمولاً پايينتر از غلظت کل است. بنابراين اندازه‌‌گيري توزيع اندازه ذرات تا چند نانومتر ، براي توصيف ذرات پخش‌شده از ترافيک ضروري است. با توسعه روش‌هاي اندازه‌گيري آثار روشن‌تري از ذرات با اندازه کوچک‌تر مشاهده گرديد. با اين‌حال، بسياري از مطالعات هنوز ادامه دارند و تعداد بسيار کمي از آنها تاکنون به نتيجه رسيده‌اند. پيشنهاد شده است که اثرات زيان‌آور آلودگي ذره‌اي هوا به طور عمده به غلظت ذرات کوچک‌تر از 100 نانومتر ارتباط دارد و به غلظت جرمي ذرات بزر‌گ‌تر بستگي چنداني ندارد. بنابراين معقول به نظر مي‌رسد که اطلاعات به دست آمده از اپيدمي‌شناسي محيطي را با داده‌هاي حاصل از مطالعات سم‌شناسي انجام گرفته بر روي حيوانات و يا ساير داده‌هاي تجربي ترکيب نماييم. مطالعات اپيدمي‌شناسي زيادي ثابت کرده‌اند که ارتباط مستقيمي بين افزايش مقطعي مواد ذره‌اي و افزايش بيماري و مرگ و مير ناشي از نارسايي‌هاي قلبي و عروقي وجود دارد. بيماران مسن‌تري که سابقه بيماري‌هاي قلبي و يا تنفسي دارند و همچنين بيماران ديابتي، در معرض خطر بيشتري قرار دارند. مدارک تجربي، مکانيسم‌هاي بيولوژيکي محتملي همچون تحريک دستگاه تنفسي و فشار اکسيدي جهازي را نشان مي‌دهند. در نتيجه اين تحريک‌ها، مجموعه‌اي از پاسخ‌هاي زيستي همانند موارد زير ممکن است ايجاد شوند: تغيير جريان خون به نحوي که موجب ايجاد انعقاد در قسمتي از رگ‌هاي خوني گردد، به هم خوردن آهنگ ضربان قلب، عملکرد نادرست و بحراني رگ‌ها، ناپايداري پلاکت‌هاي خوني، و در طولاني مدت توسعه تصلب شرايين، التهاب مزاجي و ريوي ناشي از ذرات، تصلب شرايين تسريع شده و عملکرد تغيير يافته ارادي قلب. اين موارد ممکن است بخشي از عوامل زيستي باشند که آلودگي ذره‌اي هوا را به مرگ و مير ناشي از بيماري‌هاي قلبي ارتباط مي‌دهند. همچنين نشان داده شده است که نشست ذرات در کيسه‌هاي هوايي شش‌ها منجر به فعال شدن توليد سيتوكين به وسيله ماکروفاژها و سلول‌هاي اپيتليال کيسه‌هاي هوايي گشته و موجب التهاب سلول‌ها مي‌شود. در نمونه‌هايي که به طور تصادفي از ميان بزرگسالان سالم در معرض آلودگي ذره‌اي هوا انتخاب شده بودند، افزايش ويسکوزيته پلاسما، فيبرينوژن و پروتئين فعال C مشاهده گرديد. خلاصه و چشم‌انداز بحث در مجموع مدارک بسيار زيادي حاصل از مطالعات اپيدمي‌شناسي وجود دارد که اثرات زيان‌آور ذرات فوق‌ريز را بر روي سلامتي نشان مي‌دهند. همچنين از مدت‌ها پيش مدارک زيادي مبني بر زيان‌آور بودن تنفس ذرات قابل تنفس در محيط‌هاي کاري وجود دارد. به طور کامل مشخص نيست که اين مسائل به نانومواد ساخت بشر مربوط است يا نه. با اين حال منطقي آن است تا زماني که بر اساس مطالعات بيشتر اپيدمي‌شناسي، همچنين مطالعات انجام شده بر روي حيوانات، اثرات زيان‌آور اين نانومواد کاملا مشخص نشده است، از اين داده‌ها چشم‌پوشي نکنيم. در حال حاضر هيچ قانوني در مورد توليد و کاربرد نانومواد براي سلامتي کارکنان و مصرف‌كنندگان و همچنين براي مسائل زيست‌محيطي وجود ندارد. همچنين در زمينه قانون‌گذاري براي مواد شيميايي، هيچ گزينه‌اي براي اندازه ذرات در هنگام ثبت يک ماده مدنظر قرار نمي‌گيرد. پيش از انجام هرگونه قانون‌گذاري در زمينه نانومواد، بايد اطلاعات بسيار زيادي راجع به اثرات فرآيندها و محصولات نانو، بر روي سلامتي انسان و همچنين محيط زيست به دست آيد. اما حتي با در نظر گرفتن عدم قطعيت علمي موجود، شواهد کافي براي انجام اقدامات پيشگيرانه در محيط‌هاي کاري و بسته وجود دارد  
[ سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 ] [ 17:28 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]

نانو الكترونیك

در سال ۱۹۵۶ گوردون مور بنیان‌گذار اینتل تحلیلی ارایه كرد كه بر طبق آن هر ۱۸ ماه تعداد ترانزیستورهای بكار رفته در ریزپردازهای اینتل دو برابر می شود كه نصف شدن ابعاد گیت ترانزیستورها با شرط ثابت بودن اندازه تراشه سیلیكونی در آن می‌تواند نتیجه این قوانین باشد. این قاعده به قانون مور موسوم شد. این نصف شدن در واقع پیام‌آور ابعاد اقتصادی بود یعنی هر چه گیت كوچكتر می‌شد ترانزیستور می‌توانست سریعتر سوئیچ كند و درنتیجه انرژی كمتری مصرف می‌شد و تعداد بیشتری ترانزیستور در یك تراشه سیلیكون جای می‌گرفت.

افزایش تعداد ترانزیستورها و بازدهی آنها، هزینه را كاهش می‌دهد بنابراین مقرون به صرفه‌تر این بود كه هر ترانزیستور تا حد امكان كوچكتر شود، این كوچك‌سازی بالاخره در نقطه‌ای متوقف می‌شد بنابراین برای ادامه رشد صنعت الكترونیك باید به فكر فناوریهای جایگزین بود، فناوری كه مشكلات گذشته را حل كرده و توجیه اقتصادی داشته باشد و اینبار نانو تكنولوژی بود كه توانست به كمك الكترونیك بیاید و فناوری الكترونیك مولكولی یا همان نانو‌الكترونیك بنا نهاده شد. نانو تكنولوژی یك رشته وابسته به ابزار است ابزارهایی كه به مرور در حال بهتر شدن است نانو تكنولوژی و شاخه‌های كاربردی آن مانند نانوالكترونیك درواقع تولید كارآمد دستگاهها و سیستم‌ها با كنترل ماده در مقیاس طولی نانو است و بهره‌برداری از خواص و پدیده‌های نوظهوری است كه در این مقیاس توسعه یافته است. صنعت الكترونیك امروزی مبتنی بر سیلیكون است سن این صنعت به حدود ۵۰ سال می‌رسد و اكنون به مرحله‌ای رسیده است كه از لحاظ تكنولوژیكی، صنعتی و تجاری به بلوغ رسیده است. در مقابل این فناوری، الكترونیك مولكولی قرار ارد كه در مراحل كاملاً ابتدایی است و قرار است این فناوری به عنوان آینده و نسل بعدی صنعت الكترونیك سیلیكونی مطرح شود. الكترونیك مولكولی دانشی است كه مبتنی بر فناوری نانو بوده و كاربردهای وسیعی در صنعت الكترونیك دارد. با توجه به كاربردهای وسیع الكترونیك در محصولات تجاری بازار می‌توان با سرمایه‌گذاری و تامل بیشتر در فناوری نانو الكترونیك در آینده‌ای نه چندان دور شاهد سود‌دهی كلان محصولاتی بود كه جایگزین فناوری الكترونیك سیلیكونی شده‌اند. میل، اشتیاق و علاقه مصرف‌كنندگان و نیاز بازار به محصولات جدید با قابلیتهای بالا سازندگان و صنعتگران را بر آن می‌دارد كه با سرمایه‌گذاری در این فناوری شاهد رشد و شكوفایی اقتصادی هر چه بیشتر باشند، ولیكن با توجه به اهمیت نانوتكنولوژی و نیز نانو الكترونیك كه به عنوان یك شاخه كاربردی از نانو تكنولوژی مطرح است لزوم سرمایه‌گذاری كلان در درازمدت و ریسك‌پذیری و تشكیل مراكز R&D توسط دولتمردان پیش از پیش احساس می‌شود.

برای پیشبرد فناوری نانو الكترونیك و نتیجه رساندن آن سه مرحله راهبردی پیشنهاد می‌شود كه با پیاده‌سازی این سه‌مرحله می‌توان نانو الكترونیك را جایگزین فناوری الكترونیك سیلیكونی كرد ونسل جدیدی از محصولات الكترونیكی را وارد بازار ساخت.


مرحله اول:
مولكولی در نظر گرفته می‌شود باید كاربردهایی ساده ارزان و غیر پیچیده‌ای باشند تا اطمینان نسبی به الكترونیك مولكولی ایجاد شده و سرمایه‌گذاری‌ها به سمت آن هدایت شود و از طرفی كارایی این فناوری ثابت شود. به بیان ساده وشفاف و مقایسه نسل جدید محصولات كه بر پایه این فناوری جایگزین شده‌اند، توجیه كاربرد این محصولات و ایجاد اطمینان در مصرف‌كنندگان می‌تواند به عنوان بهترین حامی اقتصادی در این مرحله باشد.
مرحله دوم: تولیدات اولیه الكترونیك مولكولی (نانو الكترونیك) باید مكملی برای فناوری سیلیكون باشند اینگونه نباشد كه انقلابی رااز همان آغاز و ابتدا شروع كرده و این ادوات و فناوریهای جدید تافته جدا بافته باشد و هیچ ربطی به فناوری سیلیكونی نداشته باشد زیرا فناوری سیلیكونی یك صنعت جا افتاده است. پس اگر نانوالكترونیك را بتوان مكملی برای فناوری سیلیكونی بكار برد شاهد پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در این فناوری نوپا بوده و جایگزین مناسبی برای نسل آینده محصولات الكترونیكی در نظر گرفته شده است.
مرحله سوم: مرحله سوم مبحث كاملاً جدیدی است كه اصلاً در دسترس فناوری سیلیكون نبوده و نانوالكترونیك می‌تواند بعد از طی مراحل اول و دوم به آن بپردازد، یك مثال ساده وروشن این موضوع، نمایشگرها هستند، نمایشگرهای متداول كاملاً سخت و غیرقابل انعطاف هستند ولی با استفاده از الكترونیك مولكولی ومولكول‌هایی كه در صفحه نمایش استفاده داشته باشد بنابر این كابرد‌هایی وجود دارد كه از دسترس فناوری سیلیكون، آن هم بخاطر جامد و كریستالی بودن ذاتی‌اش دور بوده و برای الكترونیك مولكولی قابل دستیابی است. وقتی كه نانو الكترونیك جا افتاد و وارد بازار محصولات الكترونیك شد آنگاه می‌توان نسل جدیدی از محصولات را به دست آورد كه شامل پردازندهایی ۱۰۰۰ مرتبه سریعتر از نوع امروزی باشند. اگر این مرحله با موفقیت طی شود حدوداً یك دهه طول خواهد كشید تا نسل جدید محصولات الكترونیكی مبتنی بر الكترونیك مولكولی یا الكترونیك در ابعاد نانومتر (نانو الكترونیك) ظهور یابد.
بررسی امكانات موجود: برای ساخت ابزارهای مولكولی باید دید از چه چیزهایی می‌توان استفاده كرد،‌وسایلی كه در اختیار است و تاكنون مدنظر بوده است به شرح ذیل هستند: ـ نانو لوله‌ها ـ حلقه‌های بنزنی ـ پلیمرها ـ DNA
نانو لوله‌ها: اگر یك صفحه تخت گرافیكی مدنظر باشد و به شكلی بتوان آن را به صورت نواری در نظر گرفت و لوله كرد یك نانو لوله مفروض به دست می‌آید كه ساختار آن همان ساختار گرافیت بوده و یك هگزاگونال است. این ماده در سال ۱۹۹۱ در ژاپن كشف شده و به علت خصوصیات جالب آن مورد توجه قرار گرفت. یك خاصیت جالب این مواد آن است كه بر حسب اینكه در چه جهتی خم شود دارای خاصیت نیمه‌هادی و یا فلزی می‌شود. قطر یك نانو لوله كمتر از ۲ نانومتر است و از این نانو لوله می‌توان به عنوان یك سیم كوانتومی یا یك سیم غیرفعال استفاده كرد به عنوان مثال این لوله می‌تواند به عنوان یك سیم انتقال هنگام اعمال اختلاف پتانسیل از یك الكترود به الكترود دیگر عمل كند كه این موضوع مثالی از اتصالات غیرفعال می‌تواند باشد. نانو لوله دارای خاصیت فلزی است این خاصیت رسانش نه فقط در طول بلكه در عرض نانو لوله نیز وجود دارد برای حالت سیمهای مولكولی غیرفعال، بهتر است كه نانو لوله دارای خاصیت رسانش باشد، اگر باشد، نانو لوله دارای گاف انرژی خواهد بود كه شبیه نیمه هادی خواهد شد. اگر نانو لوله كربنی روی سطحی قرار داده شود و نوك STM (مولكول نانو لوله‌های كربنی) رابه سطح آن نزدیك شود، چنانچه ولتاژی را بین بستری كه نانو لوله روی آن قرار دارد و نوك STM اعمال شود جریانی عبور خواهد كرد، بر حسب مقدار جریانی كه عبور می‌كند، می‌توان تشخیص داد كه گاف انرژی چقدر است.
حلقه بنزنی:
حلقه‌های بنزنی به خاطر چگالی حالت بالا كه بر روی حلقه‌های خود دارند جانشینی برای سیمهای كوانتومی در نظر گرفته می‌شود.
پلیمرها: از نمونه‌هایی كه به عنوالن سیمهای مولكولی فعال یا غیرفعال می‌توان نام برد پلی‌تیوفن (PT) یا پلی‌انیلین است كه داخل یك سیكلود كسترین۱ (CD) قرار گرفته باشد این دو ماده در اصل پلیمرهایی هستند كه به عنوان قسمتهای هادی سیم بكار می‌روند این پلیمرها شبیه حلقه‌ بنزنی است كه به همدیگر چسبیده‌اند و دو سر آن به دو الكترود طلا وصل شده است. اتصالات سیمهای مولكلولی به الكترودهایش توسط اتم‌های گوگرد برقرار می‌شود سطحی كه این پلیمر بر روی آن قرار می‌گیرد ممكن است قسمتی از جریان را بكشد یعنی اینكه یك جریان اتلافی داشته باشد برای اینكه مانع از این جریان اتلافی شد باید این سیم را داخل یك حفاظ مولكولی قرار داد این حفاظ نیز شبیه نانو لوله كربنی است اما دارای قطر بسیار بزرگتر و ساختار پیچیده‌تری است لذا این لوله مولكولی مانع عبور جریان اتلافی از دیواره‌های سیم و انتقال آن به سطح تماس می‌شود.

● DND:
DNA
نمونه‌ای از سیم‌های فعال است. ساختمان DNA كاملاً شناخته شده است و به طور خودكار این ساختمان ایجاد می‌شود، برای تولید آن مانند پلیمرها مشكلی وجود ندارد فقط باید خواص آن مورد بررسی قرار گیرد تا متوجه چگونگی تغییرات آن شد برای این منظور به ذكر مثالی پرداخته می‌شود: به منظور استفاده از DNA برای محاسبه جریان بر حسب ولتاژ، یك فاصله ۸ نانومتری بین دو الكترود پلاتین مفروض می‌شود، پس با اعمال یك ولتاژ می‌توان جریان را محاسبه كرد. نكته‌ای كه از شكل بالا برداشت می‌شود این است كه نمودار جریان بر حسب ولتاژ نموداری نامتقارن است، یعنی اینكه جریان برای ولتاژی مثلاً بین ۱- و ۲ ولت اجازه عبور ندارد در حالی كه برای ۲- و ۱- جریان می‌تواند عبور كند و این یعنی اینكه DNA می‌تواند عمل یكسوسازی را انجام دهد. در مورد هدایت از داخل DNA سه نظریه مد نظر است، یكی اینكه DNA یك نیمه هادی با گاف خیلی بزرگ است. دیگر اینكه DNA یك نیمه هادی با گاف كوچك ونیز اینكه DNA دارای خاصیت فلزی است. موضوع در اصل این است كه DNA ماده بسیار پیچیده‌ای است كه شرایط محیطی به شكل بسیار زیادی می‌تواند بر روی خواص آن تاثیر بگذارد یكی از این شرایط محیطی موثر حضور آب است، DNA‌یی كه در محیط خشك باشد با DNAیی كه در محیط مرطوب باشد بسیار متفاوت است. لذا با توجه به شرایط محلی حاكم بر DNA نمی‌توان یك نتیجه قطعی در مورد اینكه DNA فلز است یا نیمه فلز بیان كرد اما آنچه كه مسلم است این است كه DNA یك نیمه هادی با گاف بزرگ است. در حالت عادی یونهایی وجود دارد كه با دستكاری آنها می‌توان خواص هدایتی DNA را تغییر داد یعنی می‌توان امید داشت كه با افزودن یونهایی بتوان حتی آن را به فلز تبدیل كرد یك نكته جالب دیگر این است كه می‌توان از DNA به عنوان قالب استفاده كرد و در مكانهای مشخصی روی DNA یكسری فلزات را قرار داد تا یك سیم فلزی دور DNA ایجاد شود. در این حالت DNA به عنوان قالبی برای پایدار نگه داشتن سیم مورد نظر استفاده قرار گیرد. بررسی پایداری DNA با توجه به شرایط محلی حاكم بر سیستم نیز امكان‌پذیر است. هدایت DNA در دو مسیر مشخص صورت می‌گیرد. وقتی DNA را به عنوان هدایت‌كننده جریان در نظر گرفته شده یك بار می‌تواند در جهت موازی محورش جریان را عبور دهد و یك بار نیز می‌تواند عمود بر محورش جریان را عبور دهد، حال برای هدایت در جهت عمود بر محور می‌توان اینگونه فرض كرد كه وقتی نوك STM (مولكول نانو لوله‌های كربنی) در بالای DNA قرار می‌گیرد جریان به شكل عمود از جفت‌های بازی كه وجود دارد وارد نوك STM می‌شود این كار می‌تواند هم به عنوان آزمایشی برای دیدن تصویر DNA و هم برای اندازه‌گیری عبور جریان جفت‌های بازی به كار رود ومی‌توان بدین شكل رسانش AT و CG (جفت‌های بازهایی كه در مارپیچ DNA وجود دارند) را محاسبه كرد.
DNA
می‌تواند یك ابزار در تولید محصولات نانو‌الكترونیك كاربرد‌های فراوانی داشته باشد، با توجه به اینكه DNA به طور طبیعی در طبیعت و سلولهای موجودات زنده وجود دارد می‌توان از آن در تولید دیگر محصولات نانوتكنولوژی همانند نانوموتورها سود جست. كنترل و پایداری DNA نیز با توجه به خواص ذاتی و محلی آن امكان‌پذیر بوده و جای تامل و بحث دارد.
نتیجه‌گیری: ۱ـ آنچه كه مسلم است، الكترونیك مولكولی دارای آینده‌ای درخشان است و با آهنگ بسیار سریعی در حال رشد و تكامل است. از این رو توجه خاصی را می‌طلبد.
۲
ـ نتایج عملی رشد و توسعه شاخه‌های نانوتكنولوژی مانند نانوالكترونیك سبب ساخت تجهیزاتی خواهد شد كه در مقایسه با گذشته اختلاف فاحش داشته و نسل كاملاً جدیدی با قابلیت‌های منحصر به فرد خواهد بود.
۳-
نانو لوله‌ها و DNA به عنوان دو ابزار كارآمد در تولید محصولات نانوالكترونیك از اهمیت خاصی برخوردارند، ولیكن در این میان DNA به دلیل داشتن خواص محلی و وجود آن در بدن موجودات زنده از اهمیت بیشتری برخوردار است.
۴-
با توجه به دو شاخص تعداد مقالات علمی و اختراعات ثبت‌شده، در نانو تكنولوژی می‌توان نتیجه گرفت كه این شاخصها می‌توانند اطلاعاتی مفید در مورد تكامل این فناوری را نشان دهند و برای طرح برنامه‌ها و استراتژیها مناسب باشند.
۵-
نانوتكنولوژی و شاخه‌های كاربردی آن در علوم مختلف مانند نانوالكترونیك به عنوان پدیده‌هایی نوظهور هنوز قبل از تجاری سازی محصولاتشان، احتیاج به پیشرفت در هر دو زمینه علمی و تكنولوژیكی را دارد. با توجه به اینكه هم‌اكنون برخی از محصولات این فناوری در بازار وجود دارد پیش‌بینی اینكه كدامیك از محصولات آینده بهتری دارند (از نظر رقابتی) نیاز به بررسی بیشتر شاخصهای این فناروی در بخشهای صنعت و زیرمجموعه‌های این فناوری دارد.
۶-
با توجه به اهمیت فناری نانو و كاربردهای روزافزون آن در دنیا باید تحقیقات دانشگاهی و دولتی تواماً صورت گیرد و به علت اینكه اهداف تحقیقاتی این فناوری پایه‌ای و درازمدت است بخش صنعت توان سرمایه‌گذاری بر روی تحقیقات درازمدت و مخاطره‌آمیز را نداشته، از این رو حمایت دولتمردان به عنوان پشتوانه‌ای مهم در این فناوری خواهد بود علاوه بر این ایجاد ساختارهای جدید در دانشگاهها و آزمایشگاههای ملی برای توسعه این فناوری لازم است نیازمندیها و انتظارات فناوری نانو و شاخه‌های كاربردی آن در علوم مختلف مانند نانوالكترونیك فراتر از تمامی چیزهایی است كه مقررات سنتی دانشگاهی، آزمایشگاهی ملی و یا حتی تمام صنعت می‌تواند فراهم كند و به خاطر همین مشكلات است كه یك حركت و اندیشه ملی پایه‌ریزی و با حمایت دولتی در زمینه این فناوری حیاتی به نظر می‌رسد. با توجه به پتانسیل‌های موجود ایران در زمینه مهندسی الكترونیك، لزوم یك مركز R&D دولتی كه به حمایت محصولات تولیدی الكترونیكی صنایع پرداخته و بتواند در آینده بازار تجاری محصولات نانو‌الكترونیك را به دست بگیرد به شدت حس می‌شود و اگر تدبیری اندیشیده نشود متاسفانه باید گفت كه همانند گذشته باید مصرف‌كننده خوبی بوده و شاهد سودهای كلان تجاری دیگر كشورها و سرمایه‌گذاران بود.

 

[ سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 ] [ 17:25 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
سلام

چکيده

در اين مقاله علل تخريب ، تثبيت و ترميم ريختگي مرکّب ، بازسازي مرکّب ها ، سنجش ميزان آهن مرکّب و تثبيت کننده‌هاي مرکب همراه با توضيحات لازم درباره پرداختن به ترميم خطوط نسخه‌هاي خطي بحث شده است .

مقدمه

در برخي از اوراق کتب و اسناد ، مکرر مشاهده شده است که قسمتي از کاغذ به دلايلي از بين رفته است . دربارة تکميل نسخه ها يا اسناد خطّي ، بحث‌هاي زيادي صورت گرفته که منتج به نتيجة زير شده است :

در صورتي که بتوان از ترکيبات کاغذ و مرکب نگارشي مورد نظر آگاهي دقيق بدست آورد ، مي‌توان کاغذ به شيوه دست‌ ساز و مرکب مناسب به شيوة سنتي توليد کرد . سپس به شيوة وصالي لبه به لبه ، کاغذ تهيه شده را به کاغذ متن وصل کرد . آنگاه با مرکب ساخته شده و توسط خوشنويسي که قادر به خوشنويسي مشابه خط متن باشد ، نوشته‌ها را از روي نسخه مکرر موجود نگارش کرد . در مرحلة ساخت و تهية کاغذ و مرکب بايد متوجه رنگ‌ها بود . قاعدتاً رنگ کاغذ وصّالي ، طبق آيين نامه‌هاي موجود مي‌بايست قدري با رنگ کاغذ متن متفاوت باشد و در ساخت رنگ مرکب بايد دقت لازم مبذول گردد تا از پايداري لازم برخوردار باشد . علي‌رغم دقّت زياد ، در دراز مدت با گذشت زمان ، تغيير رنگ احتمالي نسخه به وضوح روشن خواهد شد .

دليل اقدام به اين عمل ، احياء قسمت‌هاي از بين رفته است . در واقع با اين عمل نه تنها از نظر کاغذ قسمتهاي از بين رفته ، مرمت گرديده است ، بلکه نوشته‌ها نيز تکميل شده و نسخة مورد نظر قابل استفاده شده است و هيچگونه تغييري در هويت نسخه صورت نگرفته و خدشه‌اي به نوشته‌هاي موجود وارد نشده است . در صورت تغييرات فيزيکي و واکنشهاي احتمالي شيميايي ، اگر با خطر از بين رفتن نسخه يا نوشته‌ها مواجه شديم مي‌توان قسمتهاي اضافه شده را به راحتي جدا کرد . اعتقاد ما در رابطه با اين عمليات تکميل شدن اثر است در غيراينصورت نسخة مرمت نشده ، با توجّه به در دست بودن نسخة مکرر ، از اعتبار و کيفيت چنداني برخوردار نيست .

دربارة مرمت خطوط نوشته شده بر پوست حيوانات نيز ، نظرات متعددي وجود دارد .

مهمترين نکته‌اي که بايد در نظر داشت تأثير منفي مواد شيميايي بر پوست مي‌باشد . قبل از هر اقدامي ، بايد از سالم ماندن نسخه درصورت استفاده از اين مواد اطمينان حاصل کرد .

تخريب خطوط در نسخ پوستي بر دو گونه است : 1) در تعدادي از نسخ ذرات مرکب تا حد 50% ريزش کرده است که براي جلوگيري از ريزش مابقي ذرات ، بايد آنها را تثبيت کرد . تثبيت کردن بايد به صورت موضعي و به صورت قلم‌مو کشيدن انجام شود . 2) در برخي ديگر از اين نسخ ، ذرات مرکّب به کلي ريزش کرده و فقط آثار خط باقي مانده است که اغلب تا حدودي خوانا مي‌باشد . دراين نوع تخريب ، با تجزية مرکّب و آگاهي يافتن از مواد تشکيل يافته آن ، مرکّب ساخته مي‌شود و با استفاده از ميکروسکوپ ، قسمتهاي ريزش کرده پُر مي‌شود . بايد در نظر داشت قسمتهايي ، با مرکبِ ساختهِ شدة همگن ، پرگردد که ريزش صورت گرفته است و ساير قسمتهاي نوشته شده ، براي جلوگيري از ريزش مجدد تثبيت شود . مشاهده شده است که بعضي از کلمات يا حروف در روي پوست سوراخ شده است . به علّت مشکلات وصّالي پوست ، آن قسمتها به صورت فضاي خالي باقي مي ماند . البته اگر پرکردن قسمتهاي سوراخ شده ممکن باشد بهتر است قبل از تثبيت ، فضاي سوراخ شده ، مرمت شود . در اين مورد نيز نظر کارشناسان و صاحبنظران مربوطه حائز اهميّت و قابل توجّه است . اين نوع تخريب به دليل آنکه احتمال گسترش دارد با اهميّت است و شايسته است از تخريب و پيشرفت ضايعه جلوگيري و سپس اقدام به تثبيت آن کرد .

. . . عمل مداد که به فارسي مرکّب نامند ، يک جزو مازو را کوبيده ، در آب خيسانده ، بجوشانند ، تا مُهرّا گردد ( يعني خوب و کامل ، پخته شود ) . سپس صاف نموده ، يک جزء زاج سياه ، يک جزء دودة روغن تخم کتان و مساوي مجموع ، صمغ عربي اضافه نموده ، بجوشانند تا يکسان شود و بسيار بايد برهم زد ، به حدّي که بسيار غليظ گردد . پس بقدر احتياج به آب رقيق کنند و اگر با مازو بجوشانند و بعد از آنکه به حدّ لايق رسد ، صاف نمايند بهتر است . دودة روغن تخم کتان و نفت و روغن بيد ، انجير و امثال آن ، بدل يکديگرند .

. . . و بايد دوده را در کيسة کاغذي پهن ، تو بر تو کرده ، کيسه را به خمير گرفته ، در تنور خبّازي يا در زير خاکستر گرم گذراند تا خمير پخته شود و به حدّ نيم سوز رسد و چربي دوده در کاغذ نفوذ نموده ، خالص گردد . چه اندک چربي ، مفسد مداد است .

در رسالة ضياء الدّين محمّد يوسف ، درباب ساختن مرکّب چنين آمده است :

. . . در مداد ساختن 3 ملاحظه لازم است : يکي چربي گرفتن از دوده و آن چنانست که دوده را در ميان کاغذ گذارد و کاغذ را در خمير گرفته ، در تنور گرم بر روي خشت پخته نهد تا خمير بسته شود . دوّم ، مازو را بايد در آب جوشانيده و چند گاه به حال خود گذاشت و هر روز از آنچه بر روي آن بسته شود ، بايد برداشت ، چندانکه ديگر نبندد و صاف شود . سوّم صلايه کردن بسيار ، که گفته‌اند از صد ساعت کمتر نباشد . بايد متصل سَحق کنند و اين عمل در هاونِ روئين کنند ، نه هاون سنگين (سنگي ) که مداد ، روشن و برّاق نمي‌آيد و البته تيره و غليظ مي‌شود و اين ممنوع است[1][4] .

علّت ريزش مرکّب

خُرد شدنِ مواد ، به دليل از دست دادن آب يا از دست رفتن حالتِ سيّالي آن مواد است . در مرکّب خوشنويسي که ترکيبي از دوده و صمغ و مواد تثبيت کننده مي باشد . خاصيّت سيّالي صمغ ، از دست رفته و به همراه دوده و ساير موادِ موجود ، سخت مي‌گردد . اين سخت شدن تا از دست رفتن آب ، ادامه مي‌يابد . در نتيجه کاغذي که بر روي آن مرکّب بکار گرفته شده ، جمع مي‌شود و اگر اين کاغذ مجدداً در فضاي مرطوب قرار گيرد ، عکس العمل نشان داده و ازدياد حجم پيدا مي‌کند . از آنجا که اين ازدياد و انبساط حجم ، هم سنگ و هم اندازه با برگشت حالت يا پلاستيسيتة مرکب نيست ، موجب ترک خوردگي مرکّب مي‌گردد . دفعات مکررِ اين عمل ، موجب ريختگي مرکّب از روي کاغذ ، در نقاطي که مقدار مرکب مصرف شده ، زياد باشد مي‌گردد .

در کتاب آفت‌ها و آسيب‌هاي مواد کتابخانه[2][5] در باب مرکب چنين اظهارنظر شده است :

. . . قديمي‌ترين مرکب که به مرکب هنري معروف است ، ترکيب ساده‌اي است از کربن    (دوده) ، روغن صمغِ يا سريش ، که حدوداً از سال 2500 قبل از ميلاد براي نوشتن به کار مي‌رفته است .

چون دوده (کربن ) در مقابل نور ثابت و در مقابل عوامل شيميايي مقاوم است ، بنابراين در ترکيب اين نوع مرکّب ، علايم تقريباً محو نشدني و دايمي روي سطوح پر خلل و فرج مخصوص نوشتن بجاي مي‌گذارد . زيرا صمغ و روغن و يا سريش در مادّة کاغذ نفوذ مي‌کند و فقط کربن جذب نمي‌شود و روي بافت‌ها باقي مي‌ماند . از اين نوع مرکب تا قرن نوزدهم ميلادي در مغرب زمين استفادة بسيار مي شده و هنوز هم خوشنويسان آن را بر ساير مرکب‌ها ترجيح مي دهند .

. . . در شرق ، اين مرکّب را با دوده‌هاي خاصي ، از سوختن ناقصِ چوب صنوبر با روغن تهيه مي‌کنند . دودة حاصل را با سريشم سگ ماهي ( مادة ژلاتيني که از سگ ماهي مي گيرند ) مخلوط کرده ، با کافور يا مشک ، معطّر مي‌کنند و سپس در قالب مي‌ريزند تا خشک شود . در موقع نوشتن ، اين مادة خشک را در آب حلّ کرده ، به کار مي‌برند .

. . . دوده و صمغ عربي هيچ يک براي کاغذ زيان‌آور نيست . براي تهية مرکبِ رسم ، بهتر است کمي روغن جلاء به مرکبِ سياه افزود ، تا خاصيت ضد آب پيدا کند و دراثر نفوذ آب ، پخش و محو نشود .

. . . ولي بعدها به تدريج دريافتند که تاننِ موجود در مازو با سولفات آهن ترکيب شده ، تنات فرّو توليد مي‌کند که محلول آن تقريباً بي‌رنگ است ، ولي پس از خشک شدنِ روي کاغذ‌ مرکّب اکسيد شده ، به تنات فرّيک تبديل مي‌شود که جسمي است سياهرنگ . مرکب مازو و آهن حتي پس از گذشت چندين قرن نيز واضح و خوانا باقي مي‌ماند ولي اغلب ، رنگهاي آن از سياه به قهوه‌اي تبديل مي‌شود .

خسارات نگارشي : مرکّب عنصر دروني ، جدا ناپذير از کاغذ و گاهي موجب زوال کاغذ مي‌باشد .

مرکّب‌ها اجزاء وابسته به نگارش هستند بدون اينکه ، کاغذ ارزش سندي يا تأليف داشته باشد .

اجزاء اسيد مانند يک لاية خيلي نازک ، براي ايجاد ثبات رنگ در مرکب‌ها ، بکار مي‌روند . نمک اجزاء فلزي ، مانند يک کاتاليست عمل مي‌کند و اسيد سولفوريک که بيشترين اثرات تخريبي را دارد ، آزاد مي‌شود . در نتيجه جوهر به کاغذ صدمه مي‌رساند و آن را تا مرز از بين بردن ، پيش مي‌برد . تمام خطوط و صفحه‌هاي کتاب بي‌رنگ و رو مي‌شوند . حتي به قسمتهاي سفيد مجاور هم سرايت مي‌کند .

همينطور در مورد خسارات نگارش چنين آمده است[3][6] :

. . . نوشته‌ها در اثر تماس با آب ، ممکن است شسته شده يا روي صفحه پخش شوند . ميزان خسارت وارده به نوشته‌ها ، به نوع مرکّب بستگي کامل دارد . در صورت ضرورت مي‌توان نوشته‌هاي کم‌رنگ شده يا مرکّب خورده را بازنويسي کرد . امّا اين کار نياز به استفاده از تشعشعات ماوراي بنفش دارد . همانند بازسازي اسناد نيم سوخته . اين اسناد را نيز بايد براي بازسازي به يک آزمايشگاه کاملاً مجهز منتقل کرد .

تثبيت کردن و ترميم ريختگي مرکّب

در مورد تثبيت و ترميم ريختگي مرکّب ، اظهار نظرهاي متفاوتي از سوي کارشناسان و صاحب نظران مطرح گرديده ، که هر کدام به جاي خود قابل بررسي است . شايد به دليل اين است که يک نسخة خطّي ، ارزش تاريخي و هنري دارد و قدمت نسخه براهميّت آن مي‌افزايد . لذا اکثر کارشناسان در اين مورد احتياط نموده و اظهار داشته‌اند که بازسازي و ترميم ريختگي‌هاي مرکّب ، در اصالت نسخه ترديد بوجود مي‌آورد و کار جديد روي نسخة خطّي قديمي نه تنها برارزش نسخه نخواهد افزود ، بلکه برعکس از اصالت و اهميّت نسخه مي‌کاهد. البته چنانچه ريختگي مرکب در حدّي باشد که بتدريج امکان استفاده از نسخه ميّسر نباشد ، لازم است که براي ترميم اقدام کرد و در اينصورت مي‌توان با تجزية مرکّب نگارشي ، جنس و مواد مرکّب مورد نظر را مشخص کرد و سپس از همان نوع مرکب و با همان عناصر و مواد ، محل ريختگي را پُر کرد . براي پُر کردن محل ريختگي ، بايد کمال دقّت و توجّه را نمود که فقط قسمت‌هاي خالي و ريخته ، پُر شده و به قسمتهاي ديگر نسخه ، لطمه‌اي وارد نيايد . براي جلوگيري از نفوذ مرکب در زمان پُر کردن محل ريختگي ، مي‌توان اطراف خط مورد نظر را با مواد تثبيت کننده ، تثبيت کرد .

اولين اقدام در اين مورد که ابتدايي‌ترين تجربه است ، تعيين ثبات مرکّب در روش مرمت خشک و تر مي‌باشد . انتخاب بين اين دو روش ، بعد از آزمايش‌هاي استحکام ، خصوصاً مايعات ، امکان‌پذير است . يعني اگر زوال کاغذ و کمرنگي يا انتشار مرکّب بوجود آيد ، بايد دست از مرمّت کشيد ، يا بعد از ارزيابي کامل از فوايد ، اثرات و نيروهاي نهاني مواد ثابت کننده ، مرکب را با آنها تقويت کرد .

اين اثرات مي‌توانند در بافت کاغذ ، رنگ‌ها و مواد مشابه ، در نتيجة ترکيب مواد رنگي و مرکّب‌ها مؤثر باشند . خصوصاً آنها مي‌توانند منجربه ايجاد هاله‌هايي که رنگ اصلي را تغيير مي‌دهند ، بشوند . پس با گذشت زمان ، آنها مي‌توانند موجبات زرد شدن سطح ، از طريق اکسيداسيون تدريجي را فراهم سازند . مقدار استفاده از مواد ثابت کننده در تشديد اين اثرات ، دخيل است . به اين دليل حداقل مقدار مواد ثابت کننده بايد بکار رود و در طول مدت زمان مرمّت ، فقط يک بار از آن استفاده شود .

مواد ثابت کننده بايد با روشها و اهداف خاصّي مورد استفاده قرار گيرد تا هيچ صدمه‌اي به هويت نسخه وارد نياورد . گاهي عدم استفاده از تثبيت کننده‌ها ، بهتر است ، خصوصاً زماني که مراقبت طولاني در جريان است . در اين مورد خطر تأثيرات جانبي کاهش خواهد يافت . در هر صورت اگر تثبيت کننده‌ها با مرکّب نگارش در دست مرمّت سازش و هماهنگي ندارند ، لازم است در استفاده از آنها در صورت لزوم ، دقّت بيشتري بعمل آيد .

اکثر مواد ثابت کنندة سنتي مانند مرکّب‌هاي جديد چسب‌دار يا مانند پوشش‌هاي جديد عمل مي‌کنند ، يعني عمل‌شان بي‌شباهت به عمل مکانيکي نيست .

مهمتر از همه انتخاب مواد تثبيت کننده مي‌باشد که از اثرات آنها در مراحل بعدي مرمت مطمئن باشيم که آثار اين مواد ثابت مي‌ماند يا سبب ايجاد لک‌هاي مختلفي مي‌گردد .

مواد ثابت کننده ، معمولاً به صورت موضعي يا مانند يک لاية حفاظتي در تمام سطح مورد نظر بکار مي‌رود اين مواد بهتر است SPRAY شود يا بر روي سطوح مورد نظر به وسيلة قلم مو کشيده شود .

درصد غلظت مواد تثبيت کننده به طور زيادي با يکديگر اختلاف دارند و ارتباط مستقيم با تعداد سوراخ‌هاي حفاظ و قدرت چسبندگي مورد نياز دارد . به همين دليل و چون ترکيبات مواد تثبيت کننده اغلب فرّار هستند ، محلول هايي با غلظت خاص تهيه مي‌گردد و به لحاظ سرعت تبخير ، بايد غلظت محلول را افزايش داد ، بنابراين کنترل عمل را مشکل‌تر مي‌کند . عمل رقيق‌سازي و افزايش غلظت محلول‌ها ، معمولاً در موارد خاص انجام مي‌شود .

  

بازسازي مرکّب‌ها

 

الف ـ معيارها :

معيارهاي قابل قبول براي مرمّت نوشته‌ها ، مستلزم رعايت بي‌عيب نگهداشتن اسناد و خصوصاً دست خط‌هايي که منحصر بفرد هستند ، مي‌باشد . هيچ کوششي براي بازسازي يا مرمت خطوط از بين رفته يا مخدوش شده ، بدون اراية دلايل مناسب منطقي و علمي ، نبايد انجام گيرد .

اولين اقدام عکسبرداري از قسمتهاي در دست مرمت مي‌باشد . در واقع عکسبرداري در طول پروسة مرمّت براي تمامي کارها يک اصل اجتناب‌ناپذير است . سپس در صورت بودن امکانات آزمايشگاهي ، بايد از ترکيب مرکّب دست نوشته مطلع شد . جمع‌آوري هر گونه اطلاعات دربارة کاغذ و نوشته‌ها به منظور ساخت و استفاده از مواد همگن ضروريست . اگر امکان ساختن مواد همگن ميسر باشد مي‌بايست مواد مورد نياز را به همان صورت سنتي‌اش تهيه کرد تا بازسازي متون از بين رفته يا مخدوش شده ، به طور دقيق انجام پذيرد و خطوط ، شرايط و کيفيت اولية خود را باز يابد . بخش‌هاي مرمّت شده بايد به روشي صورت گيرد که هيچ شکي در ماهيت بازسازي شده و اصل نوشته‌ها ، باقي نگذارد . شايان ذکر است که کارشناسان بازسازي‌هاي انجام شده بر روي خطوط را نمي‌پسندند ، چون معتقدند نبايد مرتکب اشتباه مجدد شد .

ب ـ متون بي‌رنگ شده :

اصولاً نبايد يک خط بي‌رنگ شده را به منظور افزايش رنگ ( پررنگ کردن ) دست کاري کرد ، چون اين عمل سبب صدمات جبران ناپذيري خواهد شد . در واقع هنگامي که نوشته‌اي خواناست ضرورتي براي تقويت و پررنگ شدن رنگ آن وجود ندارد .

سابقة پررنگ کردن خطوط در بعضي عمليات مرمتي ، حاکي از استفادة برخي معرفهاي شيميايي است . که مي‌تواند رنگ متون کم‌رنگ شده را پررنگ کند . اين معرف‌ها از طريق اکسيداسيون عمل مي‌کنند و اثر زياد آنها به لحاظ تعداد فراوان ذراتي که اکسيد مي‌شوند ، مي‌باشد . گرچه در ابتدا ، عمليات با موفقيت شروع و با کيفيت خوبي پايان يافته است ، ولي متأسفانه ، اين تأثير عمر کوتاهي داشته و ذرات اکسيد شده ، به سرعت از بين مي‌روند . به همين دليل استفاده از اين معرف‌ها ، اصولي نمي‌باشد .

در شرايطي که مجبور باشيم از اين معرف‌ها استفاده نماييم بايد شرايط زير را رعايت کنيم :

براي عکسبرداري ، استفاده از نور ماوراي بنفش در مرمت خطوط بسيار مؤثر است . عکسبرداري در نور U.V دقت اطّلاعات اوليه در زمينة تخريب را افزايش مي‌دهد . مؤلفان کتاب ترميم و نگهداري اسناد و مواد کاغذي[4][7] نيز اين روش عکسبرداري را براي مرمت خطوط توصيه کرده‌اند .

به منظور جلوگيري از کوتاهي عمر و بازگشت خطوط به حالت اوّل ، بايد از وسايل ايمني بر عليه تجزية احتمالي مرکب و کاغذ استفاده کرد .

بررسي مرکّب

هويت مرکّب از موارد مهم در جرم‌شناسي و موضوع تحقيق قابل ملاحظه‌اي است . قابليت حلّ شدن مرکّب را با ريختن يک قطره آب روي آن مي‌توان سنجيد . همچنين مي‌توان آن را از کاغذ صافي براي اين منظور عبور داد و يا اين قابليت را با الکل آزمايش کرد . وجود لکّه‌هاي رنگ ، خود دليل بر محلول بودن مرکّب است .

سنجش ميزان آهن مرکّب

1 ـ يک قطره اسيد استيک را بر روي نوشته ريخته ، پس از پنج دقيقه آن را با کاغذ خشک‌کن بر‌مي‌داريم .

2 ـ يک قطره فروسيانيد پتاسيم 1% را روي کاغذ خشک‌کن مي‌چکانيم .

3 ـ ظاهر شدن رنگ آبي بر روي کاغذ خشک‌کن دليل بر وجود آهن است ، براي اين کار از يک قطره سولفوسيانيد پتاسيم 1% در روي کاغذ خشک‌کن خيس مي‌توانيم استفاده کنيم . رنگ قرمز دليل وجود آهن در مرکّب است . يا اينکه مي‌توان با ريختن يک قطره محلول هيدروکسيد سديم 4% روي نوشته و برداشتن آن با کاغذ خشک‌کن ، اين آزمايش را انجام داد . ظهور رنگ قهوه‌اي دليل بر وجود آهن در مرکّب است .

تثبيت کننده‌ها ( ثبوت مرکّب )

اگر مرکب مستعد جذب رطوبت باشد ، بايد قبل از کاربرد آن ، به صورت مرکّب ثابت در آيد . رايج‌ترين ثابت کننده‌ها و محلول‌هاي مورد استفاده در ترميم خطوط نسخ و اسناد خطي به شرح زير است :

1 ـ پلي وينيل استات ( PVA ) 2% مخلوط با تولوئن به صورت موضعي ، توسط قلم موي ظريف روي نوشته‌ها کشيده مي‌شود . اين عمل را آنقدر تکرار مي‌کنيم تا ديگر اثري از لکّه‌اندازي مرکّب در روي پنبة خيس ديده نشود[5][8] .

2 ـ استات آميل 50% و استن 50% همراه با پنج گرم فيلم سلولوئيد به روش ذکر شده در بند يک[6][9] .

3 ـ ژلاتين يا سريشم آزمايشگاهي : که امروزه از آن استفاده نمي‌شود .

4 ـ ژلاتين آزمايشگاهي سفت شدة 3% مخلوط با فرمالدئيد 5/1% ، شايان ذکر است که گاهي اوقات گليسيرين يا گليکول به آن مي‌افزايند تا انعطاف پذيري کاغذ را افزايش دهند .

5 ـ پولارويد ( POLAROID ) : پولارويد درمحلول نيترات پتاسيم اکسيلين { XULENE به فرمول شيميايي ( C6H4CH3 )2 } يا تولوئن ( TOLUENE ) .

6 ـ نايلون حلّ شده : نايلون حل شده در الکل گرم را بايد در درجه حرارت ملايم مورد استفاده قرار داد .

7 ـ مويليت ( MOWILITH ) : مويليت در استون اکسيلين يا تولوئن حل شده باشد .

8 ـ بسياري از مواد ثابت کننده در بازار به صورت تجاري وجود دارد . موادي که کمترين زردي را روي سند ايجاد مي‌کند رايج‌ترين آنها ، گرد پليکان ( SPRAY PELICAN ) و تاکر (AKER REGNAL , KRILAC , KRYLAN  ) هستند .

9 ـ محلول استات سلولز در استون : اين مادة ثابت کننده ، يک پردة محافظ نازک را تشکيل مي‌دهد . وقتي که محيط بيش از حد مرطوب است يا استون داراي آب زياد مي‌باشد يا لفاف سفيد رنگي بوجود آيد نبايد از اين ماده استفاده کرد[7][10] .

لازم به تذکر است که در مورد حفاظت و مرمّت آثار و احياناً بازسازي آن ، نکاتي بايد مدّنظر قرار گرفته و به عنوان اصل کار حفاظت و نگهداري آثار هنري بايد مورد نظر و دقّت قرار گيرد . اين مواد بشرح زير مي‌باشند :

1 ـ مرمّت کردن آثار به منظور حفظ آنها و حفظ آنچه از آثار باقي مانده ، بايد در نظر گرفته شود .

2 ـ کمترين دخالت بايد در اثر هنري انجام و حداقل بازسازي بايد انجام پذيرد .

3 ـ نقاط حساس در اثر ( به عنوان مثال صورت ) يا محل‌هاي اصلي ، حتي‌الامکان دستکاري نشود .

4 ـ چنانچه مقرر گردد بخشي از اثر خطّي بازسازي شود ، دقيقاً بايد از همان مصالحي استفاده گردد که در آن اثر خطّي ، قبلاً بکار برده شده باشد .

5 ـ محل ترميم و بازسازي و محدودة عمليات مرمتي ، دقيقاً مشخص و ميزان کار در دست اقدام معين گردد .

6 ـ تمام اقداماتي که انجام مي‌پذيرد ، همراه عکسبرداري ، ثبت و ضبط گردد .

7 ـ هر گونه اقدامي که هويت اصلي اثر را مخدوش مي‌نمايد و يا به عبارت ديگر باعث از بين رفتن شخصيت اصلي اثر باشد يا به قدمت اثر لطمه وارد نمايد ، قابل قبول نيست و اصل عدم دخالت بايد رعايت شود .

بنابراين در مرمت بخشي از اثر هنري يا خطّي ، که ريختگي مرکب يا تخريب‌هاي نگارشي ديگر وجود دارد ، بايد حتماً مرمت و بازسازي ، محدود و منحصر به همان قسمتي باشد که از بين رفته ( طبق نظر کارشناسي ) و ثانياً جنس مرکّبي که براي بازسازي آن قسمت در نظر گرفته مي‌شود ، حتماً بايد از همان جنس مرکّب سنتي موجود در آن اثر هنري باشد . اين امر بايد همراه تجزية آزمايشگاهي مرکّب باشد و مرکّب مورد نظر ، بايد توسط مرمتگر بعمل آيد . در واقع اقدامات برنامه‌ريزي شده ، بايد جنبة پيش‌گيري داشته باشد تا بازسازي و مرمت . همانطور که قبلاً اظهار شده است حتي الامکان بايد اثر هنري و نسخة خطي در معرض بازسازي ، زير نظر کارشناس ، دستکاري و مرمت شود و مرمت در صورتي قابل قبول است که در کيفيت و ارزش نسخة خطي و اثر هنري تأثير منفي نداشته ، بلکه سعي شود که نسخه را از زوال و انهدام نجات بخشد .

 

 



 

 

 

 

 

 

 

[ چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 ] [ 23:2 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
سلام:

روشهاي بهينه سازي در پروژه هاي عمراني

يكي از مهمتـرين مســائل و مشـكلات پروژه هاي عمراني در سطح كشور مبحث »طراحي دست بالا يا دست پايين« و معضلات ناشي از آنها يعني افزايش زمان و هزينه تكميل اينگونه پروژه هاست، به طوري كه براساس آمار سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور متوسط زمان راه اندازي طرحهاي ملي و سرمايه بر، در حال حاضر هشت سال است. 54 درصد از طرحهاي عمراني داراي مشكلات طراحي هستند. 27 درصد از طرحهاي عمراني ناقص اجراء مي شوند و 28 درصد از طرحهاي عمراني در مرحله بهره برداري داراي مشكل هستند. طراحي دست بالا يا دست پايين در قاموس مهندسي عمران به مطالعه و طراحي طرحها به صورت غير بهينه اطلاق مي شود.

پروژه هايي دست بالا (
OVER DESIGN) تلقي مي شوند كه در مرحله مطالعه و طراحي بالاتر از حد و ظرفيت مورد نياز مطالعه و طراحي شوند. در اين حالت ظرفيتهاي پروژه در مرحله بهره برداري مورد استفاده قرار نمي گيرند. به عنوان نمونه در هنگام مطالعه و طراحي مسير راه يا راه آهن بخشهايي نظير خاكريزي ، خاكبرداري و ابنيه فني نظير پلها و تونلها وجود دارند كه بايستي مدنظر قرار گيرند. اگر در مرحله مطالعه، كريدور مسير به خوبي انتخاب نشود، مطمئناً‌حجم عمليات خاكي و ابنيه فني افزايش چشمگيري مي يابد. در مرحله طراحي نيز اگر مشخصات فني و اجراي پروژه از قبيل ابنيه فني نظير پل ها و تونل ها براي بارهاي بالاتر از حد بهره برداري طراحي و محاسبه شوند؛ در مرحله اجرا شاهد هدر رفتن مصالح و نيروي انساني بوده و هزينه ها و زمان اجراي طرح افزايش خواهد يافت. در يك پروژه صنعتي نظير يك كارخانه توليدي نيز اگر مشخصات فني و ظرفيت كارخانه بالاتر از حد موردنظر طــرح شــود، در فــاز بهره برداري ظرفيت آن به طور كامل مورد استفاده قرار نمي گيرد.

بــر عكس پــروژه هايي دست پايين (
Under design) تلقي مي شوند كه در فاز مطالعه و طراحي پايين تر از حد و ظرفيت مورد نياز (حداقل آيين نامه ها) مطالعه و طراحي شوند. در اين حالت پروژه پاسخگوي نيازهاي بهره بردار نيست. به عنوان نمونه اگر در مرحله مطالعه يك پروژه راهسازي به ظرفيت بار و مسافر عبوري از مسير توجه نشود، پس از احداث راه، پروژه پاسخگوي ظرفيت بار و مسافر نخواهد بود و يا در مهندسي سازه اگر ابنيه فني نظير پلها و تونلها كمتر از حد مورد نياز بهره برداري، مطالعه، طراحي و محاسبه شوند، در اين صورت سازه و اجزاي آن همواره بيش از توان و محدوده بهره برداري آن بارگذاري شده، در آن صورت، بايستي نسبت به ترميم و تقويت اينگونه سازه ها، به منظور رساندن مقاومت سازه و اجزاي آن به مقاومت مورد نياز اقدام كرد. اين حالت طراحي نيز موجب افزايش هزينه هاي ناشي از دوباره كاريها، مصرف مصالح اضــافي و به كـــارگيري مجدد نيروي انساني مي شود. مشابه شرحي كه در خصوص طراحي دست بالا و دست پايين از ديدگاه مهندسي عمران بيان گرديد، از ديدگاه ديگر تخصصها نيز قابل طرح است، مثلاً از ديدگاه معماري تناسب فضاها با كاربريها، تناسب هزينه هاي نماسازي و محوطه سازي با كاربرد پروژه مطرح مي شود يا از ديدگاه مهندسي تاسيسات متناسب بودن ميزان تجهيزات و مشخصات آنها با شرايط كاري پروژه داراي اهميت است.

باتوجه به حجم انبوه اعتبارات مالي كه ساليانه صرف مطالعات و اجراي پروژه هاي عمراني وزارت راه و ترابري مي گردد، و اثراتي كه پديده طراحيهاي غيربهينه در افزايش هزينه ها و اغلب افزايش زمان تكميل اينگونه پروژه ها در طول مراحل مطالعه، طراحي و اجراي آنها روي مي دهد و همچنين كمبـود كارايي كه در دوره بهره برداري در پروژه ها ظاهر مي شود، بررسي موضوع پيش گفته را ضروري مي سازد.

1 - علل غير بهينه شدن پروژه هاي عمراني

انجام مطالعات و طراحي به وسيله مشاوران صورت مي گيرد و كنترل پروژه هاي واگذار شده به آنها بر عهده كارفرماست كه نقص در هر مرحله بر پروژه و بهينه بودن آن اثر مي گذارد كه علل آن عبارتند از:

! نبود آمار و اطلاعات دقيق و مناسب مورد نياز طراحان و مشاوران كه موجب ضعف در مراحل مطالعات و طراحي پروژه هاي عمراني مي شود؛
! عدم مستندسازي در مراحل مختلف پروژه هاي عمـرانــي كه قبلا تكميل و به بهره برداري رسيده اند؛

! عدم توجه به مبحث »ارزيابي عملكرد« به منظور ارزيابي مراحل مختلف پروژه هاي عمراني به وسيله تيمي از كارشناسان مجرب؛

! ضعف بهره بردار به صورتي كه از پروژه ها به شكل بهينه بهره برداري به عمل نمي آيد؛

! نقــايص مـوجود در قوانين، مقررات و بخشنامه ها پيرامون امــور قراردادها، شرح خدمات قراردادهاي مطالعات، نظارت و اجرا و حق الزحمه هاي مشاوران و پيمانكاران؛

! ضعف و نقص در مراحل مطالعات مقدماتي كه مشاوران و طراحان مراحل بعدي را كه بر اطلاعات آنها اتكا مي كند، دچار اشتباه مي سازد.

! نبود استانداردها و آيين نامه هاي مناسب و مصوب كه با شرايط اقليمي، جغرافيايي و... كشور همخواني داشته باشند؛

! نقايص موجود در دستورالعملها و روشهاي ارزيابي، درجه بندي و انتخاب مشاوران و پيمانكاران پروژه هاي عمراني؛

! نبود چك ليست هاي مناسب به منظور كنترل و تصويب طرح هاي عمراني؛

! عدم بهره گيري مناسب از تيم هاي كارشناسي مجرب در مراحل مختلف مطالعه، طراحي و اجراي پروژه هاي عمراني؛

! كمبود رشته هاي تخصصي به ويژه در زمينه روشهاي اجرايي در كادرهاي فني و اجرايي مشاوران و پيمانكاران؛

! عدم توجه و بهره گيري از روشهاي جديد طراحي و اجرا در پروژه هاي عمراني؛

! ضعف مديريت و كادر كارشناسي كارفرما و مجريان طرحهاي عمراني.

2 - روشهاي بهينه سازي

! انجام مهندسي ارزش در طرحها از بدو مرحله مطالعاتي تا زمان بهره برداري از پروژه به منظور كاهش هزينه ها، بهبود روشها و بهينه سازي پروژه هاي عمراني؛

! تــوجه به امر بهره برداري و نيازها وامكانات بهـره بردار در مرحله مطـالعات و طــراحي پروژه هاي عمراني؛

! نقايص موجود در قوانين وبخشنامه هاي سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور پيرامون قراردادها، شرح خدمات، حق الزحمه ها، روشهاي ارزيابي، رتبه بندي و انتخاب مشاوران و پيمانكاران پروژه هاي عمراني با هماهنگي دستگاههاي ذيربط؛

! تدوين و نهادينه كردن استانداردهاي مناسب در امر مطالعات، طراحي و اجراي پروژه هاي عمراني و به روز نگاه داشتن استانداردها؛

! مستندسازي اسناد، مدارك و تجـــربه هاي پروژه هاي قبلي به منظور بهره گيري مناسب از آنها در پروژه هاي جاري و آتي؛
! بهره گيري از روشهاي جديد در امر مطالعه، طراحي و اجرا كه نمونه آن روش طرح و اجراست كه در كشورهاي توسعه يافته از آن استفاده مي شود؛

! توجه و بهبود تشكيلات سازماني كارفرمايان و مجريان پروژه هاي عمراني؛

! بهره گيري از تيم هاي كارشناسي مجرب به منظور بررسي و كنترل پروژه هاي عمراني در دستگاههاي اجرايي و متوليان پروژه هاي عمراني؛

! تشكيل معاونت طرح و برنامه در سطح معاون وزير به منظور ساماندهي به طرحها و پروژه هاي عمراني وزارتخانه و سازمانهاي تابعه؛

! بهبود و تقويت تشكيلات مشاوران و پيمانكاران به ويژه در بخش كادر فني و اجرايي آنها به منظور كاهش طراحي هاي غيربهينه و هزينه هاي تحميلي ناشي از آنها بر پروژه؛

! بهره گيري مناسب از شيوه هاي مدرن و سودمند، همچون مهندسي مجدد فرايندها به منظور بهبود روشهاي كنوني مطالعات، طراحي، اجرا و بهره برداري پروژه هاي عمراني؛

! برگزاري دوره هاي آموزشي مناسب و مرتبط در حين خدمت براي كارشناسان دستگاههاي دولتي متولي پروژه هاي عمراني؛

! توجه به موضوع خصوصي سازي و اهميت آن در بهبود روشها و بهينه سازي مراحل مختلف پروژه هاي عمراني؛

 

[ سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 ] [ 2:11 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
با سلام:

بتن و فولاد دو نوع مصالحی هستند که امروزه بیشتر از سایر مصالح در ساختمان انواع بناها از قبیل ساختمان پلها،ساختمان سدها، ساختمان متروها،ساختمان فرودگاه ها و ساختمان بناهای مسکونی و اداری و غیره به کار برده می شوند.و شاید به جرأت می توان گفت که بدون این دو پیشرفت جوامع بشری به شکل کنونی میسر نبود.با توجه به اهدافی که از ساخت یک بنا دنبال می شود،بتن و فولاد به تنهایی و یا به صورت مکمل کار برد پیدا می کنند. فولاد به لحاظ اینکه در شرایط به دقت کنترل شده ای تولید می شود و مشخصات و خواص آن از قبیل تعیین و با آزمایشات متعددی کنترل می شود،دارای کاربری آسانتر از بتن است. اما بتن در یک شرایط کاملا متفاوتی با توجه به پارامتر های مختلف از قبیل نوع سیمان،نوع مصالح و شرایط آب و هوایی تولید و استفاده می شود و عدم اطلاع کافی از خواص مواد تشکیل دهنده بتن و نحوه تولید و کاربرد آن می تواند ضایعات جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد.

با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی در قرن اخیر، علم شناخت انواع بتن و خواص آنها نیز توسعه قابل ملاحظه ای داشته است، به نحوی که امروزه انواع مختلف بتن با مصالح مختلف تولید و استفاده می شود و هر یک خواص و کاربری مخصوص به خود را داراست.هم اکنون انواع مختلفی از سیمانها که حاوی پوزولانها ،خاکستر بادی،سرباره کوره های
آهن گدازی،سولفورها،پلیمرها،الیافهای مختلف،و افزودنیهای متفاوتی هستند،تولید می شد. ضمن اینکه تولید انواع بتن نیز با استفاده از حرارت،بخار،اتوکلاو،تخلیه هوا،فشار هیدرولیکی،ویبره و قالب انجام می گیرد.

بتن به طور کلی محصولی است که از اختلاط آب با
سیمان آبی و سنگدانه های مختلف در اثر واکنش آب با سیمان در شرایط محیطی خاصی به دست می آیدو دارای ویژگیهای خاص است.

اولین سؤالی که پیش می آید این است که چه رابطه ای بین تشکیل دهنده بتن باید وجود داشته باشد تا یک بتن خوب به دست آید و اصولا بتن خوب دارای چه شرایط و ویژگیهایی است. رابطه بین اجزاء تشکیل دهنده بتن،در خواص فیزیکی و شیمیایی و همچنین نسبت اختلاط آنها با هم است.چه اگر مصالح یا آب و سیمانی با خواصی مناسب بتن با هم مخلوط گردند و در شرایط و محیطی مناسب به عمل آیند،یقینا بتن خوبی حاصل می شودو اصولا بتن خوب، بتنی است که دارای مقاومت فشاری دلخواه و رضایت بخشی باشد. رسیدن به یک مقاومت فشاری دلخواه و رضایت بخش بدین معناست که سایر خواص بتن مانند مقاومت کششی، وزن مخصوص، مقاومت دربرابر سایش، نفوذ ناپذیری، دوام، مقاومت دربرابر سولفاتها و ... نیز همسو با مقاومت فشاری، بهبود یافته و متناسب می شوند.

اگر چه شناخت مصالح مورد مصرف در ساخت بتن و همچنین خواص مختلف بتن کار آسانی نیست اما سعی می شود به خواص عمومی مصالح و همچنین بتن پرداخته شود.

بتن اینک با گذشت بیش از 170 سال از پیدایش
سیمان پرتلند به صورت کنونی توسط یک بنّای لیدزی، دستخوش تحولات و پیشرفتهای شگرفی شده است.در دسترس بودن مصالح آن، دوام نسبتاً زیاد و نیاز به ساخت و سازهای فراوان سازه های بتنی چون ساختمان ها، پل ها، تونل ها، سدها، اسکله ها، راه ها و سایر سازه های خاص دیگر، این ماده را بسیار پر مصرف نموده است.

اینک حدود سه تا چهار دهه است که کاربرد این ماده ارزشمند در شرایط ویژه و خاص مورد توجه کاربران آن گشته است. اکنون کاملاً مشخص شده است که توجه به مقاومت تنها به عنوان یک معیار برای طرح بتن برای محیطهای مختلف و کاربریهای متفاوت نمی تواند جوابگوی مشکلاتی باشد که در درازمدت در سازه های بتنی ایجاد می گردد. چند سالی است که مسأله پایایی و دوام بتن در محیط های مختلف و به ویژه خورنده برای بتن و بتن مسلح مورد توجه خاص قرار گرفته است.مشاهده خرابی هایی با عوامل فیزیکی و شیمیایی در بتن ها در اکثر نقاط جهان و با شدتی بیشتر در کشور های در حال توسعه، افکار را به سمت طرح بتن هایی با ویژگی خاص و با دوام لازم سوق داده است. در این راستا در پاره ای از کشورها مشخصات و دستورالعمل ها واستانداردهایی نیز برای طرح بتن با عملکرد بالا تهیه شده و طراحان و مجریان در بعضی از این کشورهای پیشرفته ملزم به رعایت این دستورالعمل ها گشته اند.

در مواد تشکیل دهنده بتن نیز تحولات شگرفی حاصل شده است. استفاده از افزودنی های مختلف به عنوان ماده چهارم بتن، گسترش وسیعی یافته و در پاره ای از کشورها دیگر بتنی بدون استفاده از یک افزودنی در آن ساخته نمی شود. استفاده از سیمان های مختلف با خواص جدید و سیمان های مخلوط با مواد پوزولانی و نیز زائده های کارخانه های صنعتی روز به روز بیشتر شده و امید است که بتواند تحولی عظیم در صنعت بتن چه از نقطه نظر اقتصادی و چه از نظر دوام و نیز حفظ محیط زیست در قرن آینده بوجود آورد. در سازه های بتنی مسلح نیز جهت پرهیز از خوردگی آرماتور فولادی از مواد دیگری چون
فولاد ضد زنگ و نیز مواد پلاستیکی و پلیمری (FRP) استفاده می شود که گسترش آن منوط به عملکرد آن در دراز مدت گشته است. با توجه به نیاز روز افزون به بتن های خاص که بتوانند عملکرد قابل و مناسبی در شرایط ویژه داشته باشند،سعی شده است تا در این مقاله به پاره ای از این بتن ها اشاره گردد. کاربرد مواد افزودنی به ویژه فوق روان کننده ها و نیز مواد پوزولانی به ویژه دوده سیلیس در تولید بتن با مقاومت زیاد و با عملکرد خوب مختصراً آورده می شود. بتن های خیلی روان که تحولی در اجرا پدید آورده است و نیز بتن های با نرمی بالا برای تحمل ضربه و نیروهای ناشی از زلزله نیز از مواردی است که باید به آنها اشاره نمود. کوشش های فراوان برای مبارزه با مسأله خوردگی آرماتور در بتن و راه حل ها و ارائه مواد جدید نیز در اواخر سالهای قرن بیستم پیشرفت شتابنده ای داشته است که به آنها اشاره خواهد شد.

[ دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 ] [ 3:27 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
با سلام

دوران کودکی محمد(ص)

خانواده حارث آماده وداع با آن کودک خوش یمن شدند ،ولی آن وداع دردناک بود.

سکوت سنگین وغم باری بر خانه سایه افکنده بود. محمد دوست داشتنی ونزدیک ترین افراد به آنان ،خانه آنها را ترک می کرد ،آیا آنان طاقت دوری او را داشتند؟

حلیمه وارد مکه شد وبه خانه آمنه رفت.مادر با شوق فرزند خود را در آغوش

کشید و خوشحالی کرد و نمیدانست چگونه از حلیمه تشکر کند ،سپس حلیمه را در آغوش کشید و از او قدردانی کرد.

وفات آمنه،مادر محمد(ص)

با وجود پذیرایی گرم و صمیمانه اقوام ،از آمنه و فرزندش،او مدت کمی را در

یثرب ماند و تصمیم گرفت به مکه باز گردد و در کنار حامی خود و جد محمد ،عبدالمطلب ،زندگی کند ،به خصوص اینکه می دانست عبدوالمطلب نمی تواند دوری محمد راتحمل کند.درنتیجه ،او با اقوام خود ،خداحافظی کرد واین آخرین دیدار با آنان بود.

آمنه در راه برگشت به مکه بیمار شد ودر محلی به نام ابوا،میان مکه ومدینه,از دنیا رفت ودر همان جا دفن شد.آمنه ،مادر محمد وفات یافت.بله،مرگ این مادرپاک را در کام خود کشید.آمنه،رحلت کرد،در حالی که محمد،شش ساله بود.

جد محمد ،همواره مراقب او بود وبهترین ودوست داشتنی ترین فرد در قلب او بود. عبدوالمطلب،او را نوه خود صدا نمی زد,بلکه او را فرزند خود میدانست واکثراوقات وقتی به خانه می آمد ومحمد را نمی دید نگران می شد ،ولی هرگز اورا ملامت   نمی کرد،بلکه همیشه تلاش می کرد،او را هدایت وراضی کند.

ولی فضای حاکم بر زندگی محمد طوری بود که این عقده برای او هرگز به وجود نیامد وحسرت نداشتن پدر ومادر در دل اوجای نگرفت,زیرا او در سایه جدبزرگوارش به سر می برد که برای او ارزش ویژه ای قائل بود . او عزیز ترین فرزندان عبدوالمطلب بود واحساس جد خود را درک می کرد.

 

 

 

 

ابو طالب سرپرستی محمد را برعهده می گیرد

 عبدوالمطلب از دنیا رفت وابو طالب سرپرستی محمد را برعهده گرفت.اوبرای این کار بهترین اقدامات را به عمل می آورد وبه محمد بسیار مهربانی می کرد وبیشتر ازفرزندان خود به او رسیدگی می کرد,همان طور که عبدوالمطلب عمل می کرد.

حضرت موسی،داوود وشعیب علیهم السلام-چوپان بودندواولین کسانی که اطراف مادر حضرت عیسی جمع شدندنیز چوپانان بودند.بنابراین ،سنت الهی این بود که محمدبن عبدوالله(ص)هم،ازکودکی چوپانی را تجربه کندتا روزی رهبری امت اسلامی را بردوش کشدوبزرگترین وبهترین مبلغ دین الهی شود.

 

[ شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 ] [ 14:58 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]

شب به نيمه خود نزديک می شد. آمنه تنها در اتاقش خفته بود که ناگاه از خواب بیدار شد.نخست ندانست که چه بیدارش کرده بود. دقایقی بیش نگذشته بود که حالتی خاص در درون خویش احساس کرد. این احساس برای او کاملاً تازه بود.

امّا با آن چه که پیش تر در این باره شنیده بود،یقین کرد باید حالت زایمان باشد.سه بانوی بلند قامت که از سیمایشان نور می تافت ،به اتاق آمدند وبا ورودشان فضای اتاق از بوی مُشک وعنبر انباشته شد.

       نخستین زن گفت:من هاجر،همسرابراهیم خلیل الله ومادر اسماعیل        ذبیح الله ام.

دومین زن گفت :من آسیه ،همسر فرعون ومادر خوانده موسی کلیم الله ام.

سومی گفت :من نیز مریم ،دختر عمران ومادر عیسی روح الله ام.

چون آمنه به خود آمد،آن زنان را دید که اورادر بستر خواباندندوشادمان ،به وی مبارک باد گفتند.

نوزادی که آسمان وزمین آمدنش را لحظه شماری می کردند ،سرانجام در آن شب از نیمه های ربیع الاول سال فیل ،جهان را به وجود خویش متبرک کرده بود.

چندی بعد  آمنه  شنید که آن شب ،در برخی دیگر از سرزمین ها نیز وقایعی شگفت و رازآمیز روی داده بود :در یثرب ,یکی از یهودیان شهر بر بام خانه اش رفته وهیجان زده بانگ بر آورده بود:ای قوم یهود؛برخیزید که ستاره احمد طلوع کرد.

دوران شیر خوارگی محمد (ص)

در سرزمین حجاز ،بعضی از قبایل صحرا نشین از راه شیر دادن کودکان درآمد کسب می کردند و به این کار نیز مشهوربودند.

چند ماه بعد از تولد پیامبر،گروهی از زنان قبیله بنی سعد برای گرفتن کودکان شیر خوار به مکه آمدند که همه آنها بجز زنی بنام حلیمه سعدیه کودکی را پذیرفتند .

ورفتند و حلیمه که از همه فقیر تر بود ،نتوانست کودکی را بیابد .

حلیمه و همسرش حارث ،امیدوار بودند که کودک شیرخواره ای را بیابند تا بتوانندبرای رفع گرسنگی درآمدی بدست آورند.

ام ایمن سر پرستی زنان شیرده را به عهده داشت و محمد را به هرکه میسپرد،او را نمی پذیرفتند چون پدر و مادر محمد مالی نداشتند ،ام ایمن به

آنها می گفت :  (جداو عبدالمطلب از بزرگان مکه و قریش است ) ولی زنان از پذیرفتن محمد امتناع می کردند,زیرا او یتیم بود.

با ورود محمد به میان خانواده حلیمه،آنها شش نفر شدند که شامل زن وشوهر ،دو دختربه نامهای انسیه و شیما و عبدالله برادر رضاعی محمد,بود.

روزها سپری شد و محمد و عبدالله کم کم بزرگ شدند . روزهای آسایش فرا رسید

پروتمندان بنی سعد ،گله خود را برای چراندن به حارث سپردو مزد زیادی به او داد که بیشتر از نیاز آنان بود و حارث با مالی که به دست آورد گوسفندانی خرید وکم کم خود ،صاحب گله شد.

وضع زندگی خانواده حلیمه تغییر کرد و آنها دیگر برهنه و گرسنه نبودند وحلیمه و حارث فهمیدند ،نعمتهایی که نصیب آنان شده است ،از وجود مبارک ان طفل شیرخوار است . ان خانواده ,بزرکی و فضایل محمد را فهمیده بودند و شیر خواردیگری را نپیذیرفتند . هر چه محمد بزرگتر می شد ،آرامش بیشتری در خانه حکم فرما می شد.حلیمه به او شیر میداد وفرزندانش نیز اورا سیراب میکردند و هر کدام سعی می کرد او را در آغوش بگیرد و کسی که بیشتر به او رسیدگی می کرد ،خوشبخت تر بود .

ان طفل ،تنها مورد محبت حلیمه و خانواده اش نبود ،بلکه قبیله بنی سعد نیز محبت او را در دل داشتند و همه می دانستند که از وقتی این طفل ,وارد خانه حارث شد ،اوضاع زندگی آنان هم دگرگون شد و بعد از فقر سختیهایی که آن خانواده داشتند ،خیر و برکت به آنان روی آورد .

همچنین ،قبیله بنی سعد ،فهمید که آن طفل ,علاوه بر داشتن خیر و برکت برای خانواده حلیمه،برای قبیله هم برکت داشته و باعث شده است که خشک سالی به آنقبیله وارد نشود و در زمانهایی باران باریده بود که آنها فکرش را هم نمی کردند .

به برکت وجود آن کودک ، درختان نخل میوه های فراوان داده و چراگاهها پر از علف شده بودند و بنی سعد به فضل خداوند و وجود پر برکت محمد ،اعتراف کردند. آنها نمی دانستند که خیر و برکت این طفل تنها به محیط قبیله بنی سعد و عربستان  اختصاص ندارد ،بلکه تمام دنیا از خیر و برکت او بهره مند خواهند شد.

روزها سپری شد و دو سال از زمان شیرخواری محمد ،به پایان رسید و حلیمه  می دانست که طبق معمول باید کودک را به مادرش لر گرداند.

 

[ شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 ] [ 1:49 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]

احداث ديوار آب بند در پي سد :

اگر به دليل سست بودن و تخلخل زياد لايه‌هاي ريزپي از نظر زمين شناسي، روش پرده تزريق كارايي لازم را نداشته باشد ذيل عمل خواهیم کرد :

ابتدا مقدمات كار يعني احداث حوضچه گل، ديوارهاي راهنما و سكوي حفاري مي بايست انجام شود.

احداث حوضچه ها : ابتدا حوضچه‌هاي گل تازه، گل كاركرده، آب تازه و ايستگاه پمپاژ ساخته مي شوند . ابعاد حوضچه‌هاي گل براساس عمق پانل ومشخصات خاك بستر تعيين مي‌گردد. باتكميل حوضچه‌ها كار نصب لوله وپمپ انجام مي شود .

ساخت ديوارهاي راهنما : به منظور هدايت وكنترل كاتر دستگاه حفاري ، ديوارهاي زوج راهنمابا بتن ساخته مي شوند .

براي سكوي حفاري نيز يك پلتفرم يا محل صافي را خاكبرداري يا خاكريزي كرده با غلطك مي كوبند تا دستگاه حفار در آنجا قرار گيرد .

حفاري پانلهايي به عمق حداكثر 87 متر وعرض حدود 8/0 متر وطول 4/2 متر توسط دستگاه هيدرو فرز انجام مي‌شود . پانلها بصورت اوليه وثانويه حفاي مي شوند به اين طريق كه بين پانلهاي اوليه حفاري شده، پانلهاي ثانويه حفاري مي‌شوند تا يكپارچگي ديوار آب بند تامين گردد يعني به صورت يك در ميان اوليه وثانويه حفر مي شوند . در هنگام حفاري، مصالح حاصل از حفاري بهمراه گل حفاري به واحد تصفيه گل هدايت شده و پس از جدايش مصالح از گل حفاري، دوباره گل حفاري به داخل پانل هدايت مي‌شود. گل حفاري در اصل كار تامين پايداري ترانشه حفاري شده را انجام مي دهد .

در حين حفاري مشخصات گل دائما توسط آزمايشگاه كنترل مي‌گردد. با اتمام عمليات حفاري عمليات بتن ريزي توسط لوله ترمي آغاز مي‌شود. بتن ريزي در شرايطي صورت ميگيرد كه پانل از گل حفاري پر است. براساس مشخصات طرح پانلها براساس بتن پلاستيك (بتن بنتونيت‌دار) يا بتن سازه‌اي پر مي‌شوند . بتن پلاستيك از مقاومت فشاري كم ولي مدول ارتجاعي و نفوذناپذيريي بالايي برخوردار است .

در پروژه‌هايي كه از ديوار باربري بالايي انتظار مي‌رود قبل از بتن ريزي ابتدا قفسه آرماتور نصب مي شود در غیر این صورت در ديوار آرماتور به كار نمي رود.

اجراي پرده آب بند يا پرده تزريق :

1- در اكثر پروژه‌هاي سد سازي ابتدا چالهاي اكتشافي حفاري مي شود وپس از كرگري و بررسي جنس لايه‌هاي زمين اقدام به تصميم گيري درخصوص احداث پرده تزريق مي‌شود.

2- تزريق يكي از رشته‌هاي تخصصي ژئوتكنيك محسوب مي شود .

3- تعيين جزئيات روش اجرايي معمولا" از ابتكار پيمانكار نشأت مي گيرد .

4- پيمانكار لازم است در طي آزمايشهايي دوغابهاي مختلف را مورد بررسي قرار دهد.

5- طبيعت پنهان كارهاي تزريق اقتضاء مي كند كه پيمانكار از كارهاي انجام شده در هر مرحله نتيجه گيري وارزيابي داشته باشد و با هماهنگي نظارت كارهاي بعدي را با نتايج بدست آمده برنامه ريزي كند.

6- براي اجراي پرده تزريق ابتدا مقدمات آنرا فراهم مي كننداین مقدمات شامل موارد زیر میباشد:

آماده سازي سكوي تزريق ـ تجهيزات آزمايشگاه صحرايي جهت انجام آزمايشات دوغاب سيمان ـ تهيه دبي سنج و فشارسنج ثابت جهت بالا بردن دقت آزمايش لوژن (نفوذپذيري آب و ترزيق دوغاب سيمان)، خريد سیمان با استعلام از كارخانه‌هاي سازنده بصورت بسته بندي شده.

پس از فراهم آوردن مقدمات ابتدا شروع به حفاري گمانه‌هاي تزريق مي نمايند. براي جلوگيري از ريزش ديواره گمانه‌ها روشهاي مختلفي وجود دارد كه بستگي به شرايط پروژه و قطر گمانه وجنس زمين دارد. يكي از كاربردي‌ترين روشها كيسينگ گذاري گمانه است .

پس از حفاري گمانه‌ها دستگاههاي تزريق در محل شروع به تزريق مي نمايند. هرچه بلين سيمان بيشتر باشد براي تزريق مناسبتر است. چون در شيارها وحفره ها بهتر نفوذ مي كند . البته انتخاب بلين سيمان بستگي به شرايط زمين شناسي دارد . در هنگام تزريق مشخصات سيمان مانند بلين و ميزان سياليت دوغاب كنترل مي گردد. دوربين‌هاي تلويزيوني براي مشاهده اندازه ، تعداد ، كيفيت درزها و نيز دستگاه اتوماتيك اندازه‌گيري دوغاب مصرفي از ابزارهاي مهم در عمليات اجرايي تزريق محسوب مي شود .

خاكريزي بدنه سد :

يكي از مهمترين مسائل در پروژه‌هايي كه حجم خاكريزي زيادي نياز دارد تامين محل قرضه مناسب مي باشد تا حدي كه ممكن است به دليل عدم وجود تامين مصالح پروژه را غيراقتصادي كند. وجود معادن مانند معدن رس در سدهاي خاكي در نزديكي محل پروژه مي‌تواند به توجيه پذير بودن پروژه از لحاظ اقتصادي كمك كند. براي تامين ساير انواع مصالح در سدهاي خاكي مانند فيلتر ، درين ، كوبل و سنگريزه و ريپ راپ راههاي مختلفي موجود است بعنوان مثال براي تامين فيلتر احداث پلانهاي ماسه شويي معمولا" اجتناب ناپذير است . همچنين ممكن است مثلا" براي تامين سنگريزه از مصالح حاصل از انفجارات سرريزها و آبگيرها استفاده شود كه اين موارد بستگي به نوع مصالح بدنه سد و جنس زمين اطراف سد دارد .

يكي از مبناهاي اصلي شروع خاكريزي سدها اجراي خاكريز آزمايشي است كه مي تواند همزمان با حفاريهاي پي سد انجام شود. هدف از اجراي خاكريز آزمايشي مشخص نمودن مقدار Max تراكم مصالح موجود به وسيله تغييرات درصد رطوبت، ضخامت لايه، تعداد عبور غلطك، نوع غلطك، سرعت غلطك، وزن غلطك مي باشد .

قبل از اجراي خاكريزي، بستر وپي بايد از نظر مشخصات فني به تاييد دستگاه نظارت برسد وهر قسمت از بستر آماده خاكريزي شده توسط پيمانكار تحويل بستر به نظارت انجام شده و صورتجلسه شود. سپس دستگاه نظارت اقدام به دادن مجوز خاكريزي مي‌كند. قبل از اجراي هسته رسی لازم است تا چاله‌ها توسط بتن پركننده پر شود. عيار بتن پركننده بسته به نوع پروژه از 150 تا 200 كيلوگرم سيمان در مترمكعب متغير

است . سپس به جهت محافظت از هسته رسي بتن ريزي هسته رسي كه به بتن پلنيت معروف است اجرا مي شود كه عيار آن بين 200 تا 300 مي باشد .

در برخي پروژه‌ها با توجه به نوع پروژه ممكن است تكيه گاه در محل هسته رسي نيز بتن پاشي (شاتكريت) شود. رعايت مشخصات مصالح و رسيدن به تراكم لازم خاكريزي از مهمترين مشخصات فني سدهاي خاكي است. نوع مشخصات فني مصالح با توجه به جنس مصالح متفاوت است بعنوان مثال در هسته رسي مشخصاتي مانند دانه بندي ، PI و LL ،در صد نفوذپذيري مصالح ، مقاومت قطعات سنگ،درصد ريز الك 200،ارزش ماسه‌اي SE و PI مد نظر می باشد.

رس اتصال يعني رسي كه در مجاورت پي يا تكيه‌گاهها است نيز مشخصات خاصي دارد خصوصا" حد خميري آن بايد طبق مشخصات فني رعايت گردد .

روش اجرا با توجه به نوع مصالح متفاوت است به اين ترتيب كه محل آبدهي مصالح ، نوع غلطك، ارتفاع لايه‌هاي خاكريزي، درصد تراكم لازم، نوع آزمايش دانسيته .

رسي كه بعنوان هسته نفوذناپذير سد اجرا مي شود ابتدا بايد عمل آوري شود يعني يكسري كارهايي روي رس انجام شود تا آماده ريختن وتراكم گرفتن حداكثر شود افزودن آب به رس در محل عمل آوري بتن از نظر اقتصادي به صرفه‌تر است . در عمل آوري ابتدا محل كرت‌هاي عمل آوري توسط نقشه‌بردار پياده مي شد. سپس رس از معدن به محل عمل آوري توسط كمپرسي‌ها حمل شده در عمل آوري دپو مي شد. بعد با بلدوزر خاك رس را پخش مي‌كردند آبدهي به مصالحي مانند سنگريزه در محل خاكريزي به دو شكل مي تواند انجام شود :

تانكر آبپاش

علمك‌هايي كه در ايستگاه پمپاژ احداث شده‌اند وتوسط پمپ و لوله به روي باند خاكريزي هدايت شده و شلنگ آبپاشي انجام مي شود .

مقدار اختلاف ارتفاع در باندهاي خاكريزي بستگي به نظر نظارت ومشاور دارد. بعنوان مثال در سدهايي كه هسته رسي مايل دارند لايه‌هاي پايين دست بايد حدود 5/0 متر بالاتر از لايه‌هاي بالادست خود باشند تا مصالح هسته رسي روي فيلتر بخوابد .

در ادامه عمل آوري :

حوضچه‌هايي درست مي كنند و آب را داخل آنها مي اندازند و آب آنقدر در اين كرت‌ها مي ماند تا ته نشين شود. سپس توسط بلدوزر خاك رس را ميكس مي‌كنند بعد از اينكه ميكس كامل انجام شد رس عمل آوري شده، دپو مي شودو توسط لودر بارگيري و توسط كمپرسي به محل خاكريزي هسته رسي سبز انتقال داده مي شوند با اين اقدام ديگر نيازي به آبدهي در محل خاكريزي براي رس وجود ندارد .

قبل از خاكريزي هرلايه بايد بر آن لايه Order يا مجوز خاكريزي صادر شود. در مجوزهاي خاكريزي بايد تاريخ ، نوع مصالح، شماره لايه يا عرض وضخامت لايه، وضعيت ابزار دقيق، وضعيت مصالح در اتصال به تكيه‌گاه ، محل دقيق خاكريزي مشخص شده، نتيجه آزمايش دانسيته در آن ثبت مي‌گردد و اگر نتيجه آزمايش مثبت بود مجوز خاكريزي لايه بعدي توسط نظارت صادر گردد . اگر نتيجه آزمايش دانسيته مثبت نباشد بستگي به مقدار دانسيته دو حالت اتفاق مي‌افتد يا بايد غلطك چند پاس ديگر لايه بكوبد يا مصالح نامرغوب بايد جمع‌آوري شود و مصالح جديد با مشخصات فني مطلوب ريخته و كمپكت شوند . شيب لايه‌هاي خاكريزي دائما" توسط نقشه بردار كنترل مي گردد .

نصب ابزار دقيق سدها

ابتدا پیمانکار شركت های تأمین کننده ابزار دقيق را به دستگاه نظارت معرفي مي نمايد و از بين آنها يك شركت برگزيده مي شود و سفارش به آن شركت ارسال مي گردد. قبل از خاكريزي نصب ابزار دقيق انجام مي شود.برای نصب بعضي از ابزار دقيق ها مانند RP لازم است تا گمانه‌هائی در پي حفر شوند و همزمان با بالا آمدن لايه‌هاي خاكريزي،لوله ابزار دقيق هم بالا بیاید.

زماني كه ابزار دقيق در سنگريزه قرار مي‌گيرد دور لوله آنرا با مصالح نرم‌تر مانند ساب بيس پر کرده وبا كمپكتورهاي دستي مي كوبند .

در هنگام خاكريزي بايد از كابلهاي ابزار دقيق مراقبت كرد تا در اثر عبور ماشين‌آلات قطع نشود. انواع ابزار دقيق با توجه به مشخصات پروژه سدسازي عبارتند از :

EP (Electric Piezometer )

SP(Stand pipe piezometer)

RP(Rock piezometer)  

بتن ريزي سرريز و آبگير :

پس از حفاري وتحكيمات ابتدا بايد طبق نقشه آرماتورهاي سازه سرريز (ديواره‌ها وكف) در سوله مربوط به آرماتورها طبق ليستوفر خم وبرش شده به پاي كار حمل شوند. سپس نقاط قالبها توسط نقشه‌بردار مشخص مي شود و بعد اكيپ آرماتوربند اقدام به جاگذاري و بستن آرماتورها طبق نقشه مي نمايد. وجود دستگاه جرثقيل يا تاوركرين جهت جابجايي آرماتورهاي دپو شده و رساندن به داخل مقطع آرماتوربندي سرعت كار را افزايش مي دهد .       با توجه به نوع شبكه آرماتور كه آرماتور كف باشد يا ديوار،ساپورت يا خرك (در صورت نياز) تعبيه مي شود. براي اينكه كاور آرماتورها رعايت شود اقداماتي را بايد انجام داد كه اين اقدامات با توجه به نوع شبكه آرماتور متفاوت است. البته شايع‌ترين اين اقدامات قرار دادن لقمه سيماني بين آرماتور و قالب است. پس از بستن شبكه آرماتور نوبت به قالب بندي مي‌رسد .

برخي قالبها در محل كار ساخته مي‌شوند مانند قالبهاي تخته‌اي پركننده يا قالبهاي كوچك چوبي نما يا قالبهاي فلزي نما كه در محل كار مونتاژ مي‌شوند و برخي قالبها در نجاري يا آهنگري ساخته شده به محل نصب حمل مي‌شوند. قالبها بايد طبق نقشه ليفت بندي بسته شوند. نقشه ليفت‌بندي و ليستوفر آرماتوربندي معمولا" توسط دفتر فني پيمانكار از روي نقشه‌هاي اصلي مشاور تهيه و ريز شده جهت تاييد به نظارت ارسال مي شود و پس از اصلاح وتاييد توسط نظارت به پرسنل اجرايي پيمانكار داده مي‌شود. 

انواع قالبها چه قالب نما باشند چه قالب بتن پركننده بايد خوب مهار شوند تا در برابر فشار بتن‌ريزي مقاومت كافي را داشته باشند.

طريقه مهار قالب در برابر بتن ريزي وابستگي زيادي به ارتفاع بتن ريزي دارد. هرچه ارتفاع بتن بيشتر باشد فشار آن به قالب بيشتر است . پس از بستن قالب نوبت تميزكاري مقطع وتحويل آن به نقشه‌بردار وپس از آن به پرسنل نظارت كه اين تحويل براساس مجوزهاي بتن‌ريزي مكتوب مي شود. در مجوزهاي بتن ريزي تاريخ، محل بتن ريزي، رقوم بتن‌ريزي، وضعيت جوي هوا ، ساعت شروع وخاتمه نوع بتن، حجم تقريبي، كنترل پي، نقشه‌برداري، قطعات مدفون ، آرماتوربندي، قالب بندي ، نوار آب بند (واتراستاپ) ، پمپ بتن، جرثقيل، ويبراتور، شمشه ماله ، آزمايشگاه ، تميزكاري، كروكي ومختصات، سيمان ، مصالح سنگي، بتن ساز مركزي، تراك ميكسر، دماي بتن ، دماي محيط ثبت میشود

[ جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 ] [ 16:22 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
باسلام

مقدمه :

پس از انتخاب پيمانكار و دريافت اطلاعات كاملي از پروژه اولين گام، تحويل زمين با حضور نمايندگان كارفرما ، نظارت مقيم و پيمانكار مي باشد كه بين آنها صورتجلسه مي‌شود . پس از آن پيمانكار برنامه زمانبندي خود را با توجه به شرايط پروژه وامكانات خود به دستگاه نظارت ارائه مي دهد .

در قدم اول پيمانكار بايد به بررسي وشروع عمليات اجرايي راههاي دسترسي اقدام نمايد. روش كار به اين طريق است كه نقشه‌هاي جزئيات را پيمانكار براساس نقشه‌هاي اصلي مشاور و برداشتهاي نقشه‌برداري تهيه و به دستگاه نظارت جهت تاييد ارسال مي شود. احداث راههاي دسترسي بايد به نحوي باشد كه محل جاده‌ها در طول اجراي كل پروژه تغيير نكند چون دوباره كاري است و هزينه اضافي را موجب مي شود حتي الامكان بهتر است جاده‌ها يكطرفه باشند تا به اين وسيله تصادفات كمتر شود.

بلدوزر ، لودر ، گريدر ، غلطك و تراك ميكسر از معمول ترين ماشين آلات راهسازي هستند كه بكارگيري مي شوند. با توجه به شرايط پروژه ، توپوگرافي و جنس زمين در صورت نياز بايد از ماشين آلات ديگري مانند بيل مكانيكي ، Jack hammer يا پيكور ، دريل واگن وغيره استفاده كرد .

در طول اجراي پروژه اگر پيمانكار هنگام اجرا به مواردي برخورد نمايد كه در نقشه‌ها ديده نشده باشد، موارد را به اطلاع دستگاه نظارت مقيم رسانده و درخصوص نحوه اجراي هماهنگي لازم صورت مي‌گيرد و با نظارت صورتجلسه مي‌شود .

نحوه پرداخت هزينه پروژه به اين صورت است كه پيمانكار صورت وضعيت ماهانه را تنظيم وبه دستگاه نظارت تحويل مي دهد و دستگاه نظارت پس از بررسي اعلام نظر مي نمايد. پيمانكار نيز نظرات خود را به همراه مدارك مستند مانند صورتجلسات، برداشتهاي نقشه‌برداري وغيره ارائه نموده نتيجه به كارفرماي طرح ارائه مي شود .

تجهيز كارگاه :

در پروژه‌هاي بزرگ تجهيز كارگاه، خود پروژه‌اي محسوب مي شود. در مرحله تجهيز كارگاه از اولين كارها احداث كانكس‌هاي موقت است. احداث اتاقك نگهباني وفنس كشي دور محوطه پيمانكار نيز در ابتدا انجام مي شود .

فضاهاي كه در مرحله تجهيز كارگاه براساس نقشه‌هاي مشاور بايد احداث گردند طبق روال ابتدا ريز شده و در نقشه‌هاي جزئيات به تاييد نظارت مي رسد و سپس اجراي آنها شروع مي‌شود . فضاهاي معمول تجهيز كارگاه در يك پروژه سدسازي عبارتند از :

- كانكس‌هاي اداري شامل دفاتر رياست كارگاه، رياست دستگاه نظارت، دفتر فني نظارت، دفتر فني پيمانكار ، اتاق جلسات، سالن اجتماعات، نمازخانه ، سرويسهاي بهداشتي ، دفاتر امور اداري ، امور مالي ، امور پشتيباني، دبيرخانه ، مخابرات و ...

- كانكس‌هاي كمپ مسكوني شامل خوابگاه مديران ومهندسان ، خوابگاه كارمندي و كارگري ، انبار كمپ ، آشپزخانه و كلوپ (سالن تلويزيون)

- كانكس‌هاي ساختمانها و تاسيسات اجرايي شامل : رختكن و اتاق استراحت مهندسين وكارگران ـ انبارها ـ آزمايشگاه ـ تعميرگاه ماشين آلات ـ كارواش ـ بچينگ وتاسيسات وابسته مانند كولينگ و يخ‌سازها ـ كانكس‌هاي واحد برق ، تراشكاري، كارگاه چوب، كارگاه فلز ، سوله آرماتوربندي، انبار ناريه واتاق پرسنل آتشباري، پمپ بنزين، اتاقهاي پرسنل ماسه شويي و سنگ شكن وپست برق، باسكول ، سيلوي سيمان و انبار آن، كمپرسورخانه، سايبان ديزل ژنراتور، منبع آب ، منبع سوخت، ساختمان بهداري، ايمني وآتش نشاني، تيرهاي چراغ برق، سپتيك‌ها وغيره .

محل هر يك از آيتمهاي فوق كه در پلان جانمايي كارگاه مشخص مي شوند بايد به نحوي باشند كه در مسير جاده يا محل احداث سازه‌هاي وابسته قرار نگيرند .

عمليات اجرايي سد:

با توجه به اسناد ارزيابي آيتمهاي اجرايي یک سد عبارتند از : حفاري پي و تكيه گاه سد وتحكيمات ، احداث ديوار آب بند و پرده آب بند، حفاري سرريز و آبگير ، خاكريزي بدنه سد ونصب ابزار دقيق، بتن ريزي سرريز و آبگير كه در ذيل روش اجراي آنها خواهد آمد .

حفاري پي سد وتكيه‌گاههاي جناحين :

كلا" عمليات خاكي مانند خاكبردراي وحفاري وابستگي زيادي به ماشين آلات دارد. بلدوزر ، لودر ، كمپرسي، بيل مكانيكي، بيل شاول، داپتراك، دريل واگن ، جك هَمِر، از انواع ماشين آلات كاربردي در عمليات خاكي هستند .

يكي از مسائلي كه در اجراي پروژه‌ها باحجم خاكبرداري زياد مطرح است تعيين محل دپوي خاكهاي حاصل از حفاري وخاكبرداري است كه بايد قبل از شروع عمليات با هماهنگي دستگاه نظارت، محل دپو مشخص گردد .

الف ـ‌ خاكبرداري پي :

حفاري وخاكبرداري پي تا جايي ادامه پيدا مي كند كه به لايه نفوذ ناپذير مانند سنگ برسيم. با توجه به اينكه در پروژه‌هاي سدسازي معمولا" سطح آبهاي زيرزميني بالا مي‌باشد اگر در حين خاكبرداري به آب رسيديم با تعريف ايستگاههاي پمپاژ و اجراي زهكش‌ها و سپس لجن برداري توسط بيل مكانيكي يا بلدوزر با تلاقي عمليات حفاري را ادامه مي دهيم. اگر در كار لجن برداري با مشكل مواجه شديم مي توان اندكي خاك خشك به لجن اضافه كرد و سپس آنرا با لجن ميكس كرد و بعد اقدام به بارگيري وحمل نمود .

در حفاري پي سنگهاي سست بايد برداشته شود كه بسته به حجم سنگ مي توان از جك همر يا دريل واگن و انفجار نسبت به برداشتن سنگ اقدام كرد .

ب ـ حفاري تكيه‌گاه :

خاكبرداري وحفاري تكيه‌گاه نيز معمولا" تا رسيدن به جنس مناسب مصالح ادامه پيدا مي‌كند. در احداث سدها خاكبرداري تكيه‌گاه با شيب مناسب ومطابق طرح از مسائل مهم به شمار مي رود .

در زمينهاي خاكي عمليات خاكبرداري با بلدوزر و با هدايت مباشر عمليات خاكي براساس سرشيبهاي پياده شده توسط نقشه‌بردار انجام مي‌شود تا شيب مناسب در خاكبرداري حاصل آيد .

در زمينهاي خاكي با حجم سنگي پايين وحفاري با جك همر بايد همر دستگاه در زاويه مناسب قرار داشته باشد و در زمينهاي سنگي كه حجم سنگ بالا است و نياز به انفجار دارد چالهاي حفر شده توسط دريل واگنها بايد زاويه مطلوب را داشته باشد .

در خاكبرداري همواره بايد توجه داشته باشم كه مسيرهاي دسترسي را قطع نكنيم. همچنين بايد مراقب بود تا با كسر حفاري مواجه نشويم چرا ممكن است بعدا" اصلاح كم حفاري‌ها به دليل عدم وجود دسترسي غيرممكن گردد و عمليات اجرا نظم خود را از دست بدهد .

در جاهايي كه حفاري وخاكبرداري بيشتر به علت محدوديتهاي توپوگرافي مقدور نباشد يا هزينه بيشتري را موجب شود يا به هر دليل ديگري نخواهيم حفاري ادامه پيدا كند با توجه به جنس ونوع مصالح ترانشه بايد آنرا تحكيم كرد. تحكيمات با توجه به نوع پروژه، جنس مصالح و زمين، موقعيت سنگها و واريزه‌ها انواع مختلفي دارد :

استفاده از بتن پاشي در يك يا دو لايه يا بيشتر ، بستن مش در لايه‌هاي شاتكريت (بتن پاشي) توسط سيم انتظار استفاده از راك بولتها وانكرها و تزريق تحكيمي دوغاب سيمان (در صورت نياز جهت مهار قطعات سنگي ترانشه) استفاده از ديوار حائل بتني يا سنگي وغيره .

در پروژه‌هاي سدسازي براي اينكه جلوي آبهاي نشتي از زير بدنه سد را بگيرند بايد پي سد را در برابر آب درحد قابل قبول نفوذ ناپذير نمايند. اين كار معمولا" بوسيله تزريق دوغاب سيمان به لايه‌هاي زير پي سد در زيرهسته رسي انجام مي شد كه به احداث پرده آب بند يا پرده تزريق معروف مي باشد.

در سد خاكي با هسته رسي و ديوار آب بندي، اگر منظور احداث ديوار آب ‌بند به منظور آب بندي پي سد باشد مي توان از مطلب زير استفاده كرد .

 

[ پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 ] [ 1:37 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
سلام به همگی

فولاد

 

اطلاعات اولیه

محصول کوره ذوب آهن ، چدن است که معمولا دارای ناخالصی کربن و مقادیر جزئی ناخالصی‌های دیگر است که به نوع سنگ معدن و ناخالصی‌های همراه آن و همچنین به چگونگی کار کوره بلند ذوب آهن بستگی دارد. از آنجایی که مصرف عمده آهن در صنعت بصورت فولاد است، از این رو ، باید به روش مناسب چدن را به فولاد تبدیل کرد که در این عمل ناخالصی‌های کربن و دیگر ناخالصی‌ها به مقدار ممکن کاهش ‌یابند.

روشهای تهیه فولاد روش بسمه:

در این روش ناخالصی‌های موجود در چدن مذاب را به کمک سوزاندن در اکسیژن کاهش داده و آن را به فولاد تبدیل می‌کنند. پوشش جدار داخلی کوره بسمه از سیلیس یا اکسید منیزیم و گنجایش آن در حدود 15 تن است. نحوه کار کوره به این ترتیب است که جریانی از هوا را به داخل چدن مذاب هدایت می‌کنند، تا ناخالصی‌های کربن و گوگرد به صورت گازهای SO2 و CO2 از محیط خارج شود و ناخالصی‌های فسفر و سیلیس موجود در چدن مذاب در واکنش با اکسیژن موجود در هوا به صورت اکسیدهای غیر فرار P4O10) و (SiO2 جذب جدارهای داخلی کوره شوند و به ترکیبات زودگداز Mg3(PO4)2 و MgSiO3 تبدیل و سپس به صورت سرباره خارج شوند. سرعت عمل این روش زیاد است، به همین دلیل کنترل مقدار اکسیژن مورد نیاز برای حذف دلخواه ناخالصی‌های چدن غیرممکن است و در نتیجه فولاد با کیفیت مطلوب و دلخواه را نمی‌توان به این روش بدست آورد.

روش کوره باز (یا روش مارتن) : در این روش برای جدا کردن ناخالصی‌های موجود در چدن ، از اکسیژن موجود در زنگ آهن یا اکسید آهن به جای اکسیژن موجود در هوا در روش بسمه (به منظور سوزاندن ناخالصی‌هایی مانند کربن ، گوگرد و غیره) استفاده می‌شود. برای این منظور از کوره باز استفاده می‌شود که پوشش جدار داخلی آن از MgO و CaO تشکیل شده است و گنجایش آن نیز بین 50 تا 150 تن چدن مذاب است. حرارت لازم برای گرم کردن کوره از گازهای خروجی کوره و یا مواد نفتی تأمین می‌شود. برای تکمیل عمل اکسیداسیون ، هوای گرم نیز به چدن مذاب دمیده می‌شود. زمان عملکرد این کوره طولانی‌تر از روش بسمه است. از این نظر می‌توان با دقت بیشتری عمل حذف ناخالصی‌ها را کنترل کرد و در نتیجه محصول مرغوب‌تری به دست آورد.

روش الکتریکی : از این روش در تهیه فولادهای ویژه‌ای که برای مصارف علمی ‌و صنعتی بسیار دقیق لازم است، استفاده می‌شود که در کوره الکتریکی با الکترودهای گرافیت صورت می‌گیرد. از ویژگی‌های این روش این است که احتیاج به ماده سوختنی و اکسیژن ندارد و دما را می‌توان نسبت به دو روش قبلی ، بالاتر برد. این روش برای تصفیه مجدد فولادی که از روش بسمه و یا روش کوره باز بدست آمده است، به منظور تبدیل آن به محصول مرغوبتر ، بکار می‌رود. برای این کار مقدار محاسبه شده‌ای از زنگ آهن را به فولاد به دست آمده از روشهای دیگر ، در کوره الکتریکی اضافه کرده و حرارت می‌دهند. در این روش ، برای جذب و حذف گوگرد موجود در فولاد مقدار محاسبه شده‌ای اکسید کلسیم و برای جذب اکسیژن محلول در فولاد مقدار محاسبه شده‌ای آلیاژ فروسیلیسیم (آلیاژ آهن و سیلیسیم) اضافه می‌کنند.

انواع فولاد و کاربرد آنها

از نظر محتوای کربن ، فولاد به سه نوع تقسیم می‌شود:

فولاد نرم : این نوع فولاد کمتر از 2/0 درصد کربن دارد و بیشتر در تهیه پیچ و مهره ، سیم خاردار و چرخ دنده ساعت و ... بکار می‌رود.

فولاد متوسط : این فولاد بین 2/0تا 6/0 درصد کربن دارد و برای تهیه ریل و راه آهن و مصالح ساختمانی مانند تیرآهن مصرف می‌شود.

فولاد سخت : فولاد سخت بین 6/0 تا 6/1 درصد کربن دارد که قابل آب دادن است و برای تهیه فنرهای فولادی ، تیر ، وسایل جراحی ، مته و ... بکار می‌رود.

صطلاح فولاد (Steel) برای آلیاژهای آهن که تا حدود 1،5 درصد کربن دارند و غالبا با فلزهای دیگر همراهند، بکار می‌رود. خواص فولاد به درصد کربن موجود در آن ، عملیات حرارتی انجام شده بر روی آن و فلزهای آلیاژ دهنده موجود در آن بستگی دارد.

کاربرد انواع مختلف فولاد 

از فولادی که تا 0.2 درصد کربن دارد، برای ساختن سیم ، لوله و ورق فولاد استفاده می‌شود. فولاد متوسط 0.2 تا 0.6 درصد کربن دارد و آن را برای ساختن ریل ، دیگ بخار و قطعات ساختمانی بکار می‌برند. فولادی که 0.6 تا 1.5 درصد کربن دارد، سخت است و از آن برای ساختن ابزارآلات ، فنر و کارد و چنگال استفاده می‌شود.

ناخالصی‌های آهن و تولید فولاد

آهنی که از کوره بلند خارج می‌شود، چدن نامیده می‌شود که دارای مقادیری کربن ، گوگرد ، فسفر ، سیلیسیم ، منگنز و ناخالصی‌های دیگر است. در تولید فولاد دو هدف دنبال می‌شود:

1.
سوزاندن ناخالصی‌های چدن

2. افزودن مقادیر معین از مواد آلیاژ دهنده به آهن

منگنز ، فسفر و سیلیسیم در چدن مذاب توسط هوا یا اکسیژن به اکسید تبدیل می‌شوند و با کمک ذوب مناسبی ترکیب شده ، به صورت سرباره خارج می‌شوند. گوگرد به صورت سولفید وارد سرباره می‌شود و کربن هم می‌سوزد و مونوکسید کربن (CO) یا دی‌اکسید کربن (CO2) در می‌آید. چنانچه ناخالصی اصلی منگنز باشد، یک کمک ذوب اسیدی که معمولا دی‌اکسید سیلسیم (SiO2) است، بکار می‌برند:

MnO + SiO2 -------> MnSiO3

 

(MgO + SiO2 -------> MgSiO2

6MgO + P4O10 -------> 2Mg3(PO4)2

کوره تولید فولاد و جدا کردن ناخالصی‌ها 

معمولا جداره داخلی کوره‌ای را که برای تولید فولاد بکار می‌رود، توسط آجرهایی که از ماده کمک ذوب ساخته شده‌اند، می‌پوشانند. این پوششی مقداری از اکسیدهایی را که باید خارج شوند، به خود جذب می‌کند. برای جدا کردن ناخالصی‌ها، معمولا از روش کوره باز استفاده می‌کنند. این کوره یک ظرف بشقاب مانند دارد که در آن 100 تا 200 تن آهن مذاب جای می‌گیرد.

بالای این ظرف ، یک سقف مقعر قرار دارد که گرما را روی سطح فلز مذاب منعکس می‌کند. جریان شدیدی از اکسیژن را از روی فلز مذاب عبور می‌دهند تا ناخالصی‌های موجود در آن بسوزند. در این روش ناخالصیها در اثر انتقال گرما در مایع و عمل پخش به سطح مایع می‌آیند و عمل تصفیه چند ساعت طول می‌کشد، البته مقداری از آهن ، اکسید می‌شود که آن را جمع‌آوری کرده، به کوره بلند باز می‌گردانند.

روش دیگر جدا کردن ناخالصی‌ها از آهن

در روش دیگری که از همین اصول شیمیایی برای جدا کردن ناخالصی‌ها از آهن استفاده می‌شود، آهن مذاب را همراه آهن قراضه و کمک ذوب در کوره‌ای بشکه مانند که گنجایش 300 تن بار را دارد، می‌ریزند. جریان شدیدی از اکسیژن خالص را با سرعت مافوق صوت بر سطح فلز مذاب هدایت می‌کنند و با کج کردن و چرخاندن بشکه ، همواره سطح تازه‌ای از فلز مذاب را در معرض اکسیژن قرار می‌دهند.
اکسایش ناخالصی‌ها بسیار سریع صورت می‌گیرد و وقتی محصولات گازی مانند CO2 رها می‌شوند، توده مذاب را به هم می‌زنند، بطوری که آهن ته ظرف ، رو می‌آید. دمای توده مذاب ، بی آنکه از گرمای خارجی استفاده شود، تقریبا به دمای جوش آهن می‌رسد و در چنین دمایی ، واکنشها فوق‌العاده سریع بوده ، تمامی‌این فرایند ، در مدت یک ساعت یا کمتر کامل می‌شود و معمولا محصولی یکنواخت و دارای کیفیت خوب بدست می‌آید.

تبدیل آهن به فولاد

آهن مذاب تصفیه شده را با افزودن مقدار معین کربن و فلزهای آلیاژ دهنده مثل وانادیم ، کروم ، تیتانیم ، منگنز و نیکل به فولاد تبدیل می‌کنند. فولادهای ویژه ممکن است مولیبدن ، تنگستن یا فلزهای دیگر داشته باشند. این نوع فولادها برای مصارف خاصی مورد استفاده قرار می‌گیرند. در دمای زیاد ، آهن و کربن با یکدیگر متحد شده، کربید آهن (Fe3C) به نام «سمانتیت» تشکیل می‌دهند. این واکنش ، برگشت‌پذیر و گرماگیر است:

Fe3C <-------گرما + 3Fe + C

هرگاه فولادی که دارای سمانتیت است، به کندی سرد شود، تعادل فوق به سمت تشکیل آهن و کربن ، جابجا شده ، کربن به صورت پولکهای گرافیت جدا می‌شود و به فلز ، رنگ خاکستری می‌دهد. برعکس ، اگر فولاد به سرعت سرد شود، کربن عمدتا به شکل سمانتیت که رنگ روشنی دارد، باقی می‌ماند. تجزیه سمانتیت در دمای معمولی به اندازه‌ای کند است که عملا انجام نمی‌گیرد.فولادی که دارای سمانتیت است، از فولادی که دارای گرافیت است، سخت‌تر و خیلی شکننده‌تر است. در هر یک از این دو نوع فولاد ، مقدار کربن را می‌توان در محدوده نسبتا وسیعی تنظیم کرد. همچنین ، می‌توان مقدار کل کربن را در قسمتهای مختلف یک قطعه فولاد تغییر داد و خواص آن را بهتر کرد. مثلا بلبرینگ از فولاد متوسط ساخته شده است تا سختی و استحکام داشته باشد و لیکن سطح آن را در بستری از کربن حرارت می‌دهند تا لایه نازکی از سمانتیت روی آن تشکیل گردد و بر سختی آن افزوده شود.

و چنانچه ناخالصی اصلی سیلسیم یا فسفر باشد (و معمولا چنین است)، یک کمک ذوب بازی که معمولا اکسید منیزیم (MgO) یا اکسید کلسیم (CaO) است، اضافه می‌کنند:

آجر- اتصال به سازه- نماو...

ـ اتصال به سازه : درمواردي كه ديوار چيني درمجاورت ستون هاي فلزي يا بتني قرار گيرد بايد ديوار به نحو مناسب به سازه متصل گردد . دراين گونه موارد ميلگردي به قطر حداقل 8 ميليمتر و طول 500 ميليمتر در فواصل هريك متر , ستون فلزي را به صورتي كه 350 ميليمتراز ميلگرد درداخل ملات ديوار چيني قرار گرفته و بقيه به ستون جوش شده است , به ديوار آجري متصل مي نمايد .

چنانچه سازه بتني باشد , د رهر متر طول ,‌دو عدد شاخك U شكل از ميلگرد 10 به طول 600 ميليمتر كه هر بازوي آن 250 ميليمتر طول داشته باشد وبقيه به صفحه فولادي كه به همين منظور درجداره سازه بتني پيش بيني شده است جوش شده , درداخل ملات ديوار چيني قرار مي گيرد .

ـ پيش بيني باز شو: چنانچه ديوار آجري محل عبوركانال و يانور گير و ورودي در آن در نظر گرفته شده است بايد با پيش بيني لازم ديوار چيني به اجرا در آيد و از تخريب ديوار پس ازچيدن جلوگيري به عمل آيد , قطعات اضافي مانند چار چوب در و پنجره و نعل درگاه نيز درهنگام ديوار چيني بايد به صورت همزمان به اجرا در آيند .

ـ شرايط محيطي : عمليات بنايي با آجر دردرجه حرارت كمتر از 5 درجه سانتيگراد مجاز نيست و در شرايط آب و هوايي سرد , ديوارهاي تازه چيده شده بايد با پوشاندن و گرم كردن محافظت شوند .

ـ نگهداري : ملات موردمصرف در آجر چيني در شرايط متعارف بايد برحسب نياز , حداقل تا 3 روز مرطوب نگه داشته شود واز خشك شدن آن جلوگيري به عمل آيد .

درهنگام ديوار چيني بايدمندرجات آئين نامه ها طرح ساختمان ها در برابر زلزله رعايت شود.

 

 

نماسازي آجري

همانگونه كه قبلا گفته شد مهم ترين بخش استفاده از آجر در ساختمان اجراي نماهاي آجري مي باشد . براي طراحي نماهاي آجري به علت قابليت هاي شگفت آور و همچنين تنوع رنگ و بافت آن الگوهاي متنوع و بي شماري قابل طراحي و اجرا مي باشند كه هر يك جلوه خاصي به ساختمان خواهند داد . با استفاده از زمينه طراحي نماهاي آجري ابتدا الگوي مادر تنظيم ميشود و سپس شكل آجرچيني در طول ديوار به دست مي آيد . الگو بر اساس طول يك كله و يك راسته آجر به علاوه دو عرض بند كشي درطول ودر عرض بر اساس يك عرض آجر به علاوه يك عرض بند كشي تنظيم مي گردد . براي مثال اگرطول و عرض آجر جمعا برابر 325 وعرض هر بند كشي 10 ميليمتر باشد , طول هر خانه الگو 335 و عرض آن مساوي ارتفاع آجر به علاوه ي يك عرض بند كشي است كه برابر 65 مي گردد .

لازم است درطراحي ديوار هاي آجري به نحوي پيش بيني لازم به عمل آيد كه نياز به قطعات كوچك تر آجر يا آجر نيمه نباشد .

نكاتي كه در اجراي نماسازي آجري بايد پيش بيني عبارتند از : استفاده از آ‍جر مناسب نما وهمچنين رعايت بند كشي به صورت شاقولي و افقي و اجراي هم زمان ديوار سفتكاري و سطح نما به نحوي كه آجر ها در يكديگر قفل وبست شوند . چنانچه آجرهاي نما پس از اجراي قسمت هاي باربر و يا ديوار به صورت دو جداره چيده شود بايد براي تامين پيوستگي نما وقسمتهاي باربر از اتصالات فلزي استفاده شود در اين حالت براي انتقال بار نماسازي به اسكلت بنا بايد تدابير سازه اي مناسب اتخاذ شود .

· بند كشي

نقش بند كشي , پذيرش انبساط وانقباض سطحي وموضعي و توزيع آن به طور يكنواخت در نماي ساختمان است علاوه بر آن بند كشي بايدمانع دخول آب و نفوذ رطوبت به قشر هاي داخلي ديوار ها و ساير قطعات ساختمان گردد از اين رو ملات بند كشي بايد ريز دانه و پرمايه بوده و از تراكم كافي برخوردار باشد تامانع ايجادخاصيت جاذبه مويي شود . بند كشي به عنوان كا رنهايي بايد جذابيت نما و منظر را كامل و به اتمام برساند .

عمق بند كشي براي نماهاي آجري برابر 15 ميليمتر مي باشد كه بايد قبلا محل اجراي آن با برس تميز گردد و پيش از شروع كار مرطوب و آب پاشي شود .

حداقل عيار ملات ماسه سيمان بند كشي شامل 400 كيلوگرم سيمان درهر متر مكعب مي باشد قطر سنگدانه نبايد از يك ميليمتر بيشتر باشد . شكل بند كشي بايد نحوي باشد كه به سرعت رطوبت را ازخود دور نمايد . در مورد بند كشي نماهاي آجر فشاري بهتر است از بندكشي توپر استفاده شود .

 

· انواع محصولات رسي

ازخاك رس محصولات متعددي ازجمله موزاييك كف و نماي ساختمان كه داراي تخلخل كمتر از 5% مي باشند وهمچنين سفال هاي پوش سقف هاي شيبدار سقف هاي راتشكيل
مي دهند ,تهيه مي كنند . از ديگر محصولات خاك رس مي توان از مصالح زير نام برد :
تنبوشه هاي سفالي براي زهكشي زمين , لوله هاي سفالي كه براي هدايت آب استفاده مي شوند ,آجرهاي مخصوص فرش خيابان و پياده رو وديوارهاي پيش ساخته بتني كه به كمك آجرعايق حرارتي مناسب تهيه شده و ضمنا استفاده از آن اقتصادي است .

ازديگر محصولات رسي پوكه صنعتي است . اين مصالح , سبك و بسيار متخلخل است وداراي ساختار سلولي با حفره هاي نزديك به هم مي باشند ومعمولا براي ساخت بتن سبك به عنوان سنگدانه به كار مي رود .

آجر هاي نسوز

يك گروه از توليدات رسي فرآورده هاي نسوز مي باشند و خطوط توليد درصنايع سنگين وسبك بي نياز ازبخش كوره و حرارت دهي نيستند اجرهاي نسوز به عنوان بخش غيرقابل حذف كوره ها به عنوان آستر مقاوم , ساختار كوره را درمقابل حرارت زياد حفظ ميكند مواد اوليه وروند توليد آ‍جر نسوز بر حسب محل مصرف , حرارت كوره , محيط شيميايي , فشار و سايش وتغييرات درجه دما متغير است وبا حداقل موادگداز آور انتخاب ميشوند . بنابراين خواص نسوزها عبارتند از :

ـ ضريب انبساط وانقباض : اندكي داشته باشند .

ـ مقاومت حرارتي : نسوزها بايدبتوانند حداقل 1580 درجه سانتيگراد را درمحيط شيميايي ومكانيكي كوره تحمل كنندوشكل و ظاهر خود را از دست ندهند .

ـ مقاومت شيميايي : تركيبات موجود در كوره ونوع سوخت , محيط شيميايي خاصي رادرحرارت بالا ايجادمي كند كه نسوزها بايد پايداري لازم را دربرابر آنها داشته باشد .

ـ مقاومت مكانيكي : حجم كوره , نوع بار گيري وسايش ناشي از خرد شدن و ذوب اجسام درداخل كوره بايد توسط پوشش نسوز تحمل شود .

ـ ترد نباشد, ترك نداشته باشد وهمچنين ظاهر آن دقيقا برابر مشخصات مورد نظر باشد .

ـملاتي كه براي چيدن جداره هاي نسوز انتخاب مي شود بر اساس حرارت كوره با ضريب انقباض وانبساط مشابه آجر سوز وازمواد نسوز انتخاب مي شود .

آجرهاي ماسه ـ آهكي

آجر هاي ماسه ـ آهكي كه از ديدگاه علمي بر اساس مواد تشكيل دهنده به آنها « آجر هاي سيليكات كلسيمي » نيز مي گويند درسال 1866 م . اختراع شده اند و مصالح به كار رفته براي ساخت آنها شامل آهك وماسه سيليسي مي باشد ودر شرايط فشار و بخار شكل مي گيرند وبه صورت قابل توجهي درشكل مقاومت ,‌اندازه ورنگ و بافت يكسان مي باشند .

در شرايط عادي , مقاومت ,‌سختي و دوام آجر هاي ماسه آهكي براي تقريبا كليه مصارف مناسب مي باشند , ولي آنها نبايد در محيط هاي اسيدي ويا نمك هاي محلول قوي قرار گيرند مقاومت دربرابر آتش دراين نوع آجرها راميتوان بامقاومت آجرهاي رسي برابر دانست . ضريب هدايت صوت و حرارت از ضخامت ديوار نيز تقريبا با آجر هاي رسي با چگالي مساوي برابر است . آجر هاي ماسه آهكي نمكهاي محلول همراه خود ندارند لذا عكس العملي كه آجرهاي رسي همين علت به شكل شوره وعدم چسبندگي ملات واندوه و حمله سولفات هاي درون سيمان پرتلند ازخودنشان مي دهند ,‌د رآجر هاي ماسه آهكي بروز نميكند .

برخلاف آجرهاي رسي تازه كه ميل به انبساط دارند , آجرهاي ماسه آهكي درهنگام خشك شدن منقبض ميشوند و اين نكته درهنگام طراحي به منظور جلوگيري از ترك خوردگي بايد مد نظر قرارگيرد .

درمجموع آجر هاي ماسه آهكي مشخصات مشابهي با آنچه درمورد آجر هاي سفالي گفته شدپيدا مي كنند . ولي محدوديت هايي را نيز به همراه دارند . به علت تاثير بيشتر آب بر اين نوع آجرها نسبت به نوع رسي استفاده از آنها درپي سازي وكرسي چيني توصيه نمي شود . به دليل اينكه تداوم تماس باحرارت مستقيم و زيادموجب د ي هيدراته شدن هيدروسيليكات كلسيم مي شود , براي پوشش داخلي كوره ها مناسب نيستند , ولي ازنظر اجرايي اين نوع آجرها بسيار برتر ازآجرهاي سفالي مي باشند .

آجر سيماني

آجر سيماني به كمك سيمان , شن و ماسه ساخته ميشود و از نقطه نظر خواص ومشخصات فني برابر بلوك هاي بتني هستند . آجرهاي سيماني در اشكال و اندازه هاي مختلف ساخته مي شوند و روند توليد آنها نيز مشابه بلوك بتني است .

آجر دركارگاه

عمليات آجركاري شامل انتخاب نوع آجر , ملات مصرفي و روش اجراي كار بايد بر اساس مشخصات فني باشد و به كار بردن آجرهاي غير استاندارد به هيچ وجه مجاز نيست .

 

[ چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 ] [ 1:42 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
.: Weblog Themes By civiltect.com :.

درباره وبلاگ

برچسب‌ها وب
مطالب خواندنی عمران و معماری
امکانات سایت
a target= ] a target=div class=TopPost2