|
مقالات مقالات
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقدمه : ذكر اين نكات براي فهم بهتر مفيد است : موضوعات مرتبط: مهندسی [ دوشنبه یکم آذر 1389 ] [ 23:58 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
استفاده از بتن اليافي در سيستم پوشش تك پوسته اي تونل ها
مهندس مصطفي زمانيان ، دانشگاه صنعتي شريف دکتر سيد حسن صحرانورد ، شرکت ساختماي بتون پاش
چكيده در اين مقاله سعي شده است كه با توجه بيشتر مشكلات ناشي از اجراي پوشش تونل ها به روش سنتي، با ارائه روشهاي نو در حذف اين نقايص تا حد امكان ضرايب ايمني در مقابل بارهاي زلزله فراهم آيد. در اين مقاله با مصرف شاتكريت اليافي انعطاف پذير بعنوان پوشش اوليه و ثانويه، علاوه بر فائق آمدن به مشكل خوردگي آرماتور در روشهاي سنتي با امكان ترخيص تنش زمين علاوه بر ايجاد اندركنش كامل ميان زمين و پوشش نهايي ، بخش قابل توجهي از بار به خود زمين واگذار مي شود. در پايان با بررسي سيستم پوشش تک پوسته اي تونل راه آهن دوراهان- لوداب ، مقايسه اي بين سيستم پوشش سنتي و سيستم تك پوسته اي پيشنهاد شده براي اين تونل، بعمل آمده است.
واژه هاي کليدي : تونل ، بتن اليافي ،پوشش تک پوسته اي ، پوشش دو پوسته اي
1- مقدمه: امروزه سازه هاي زيرزميني، بخش قابل توجهي از وظيفه نقل و انتقال و نگهداري به عهده گرفته اند با توجه به مدفون بودن اينگونه سازه و اندر كنش موجود در آنها با خاك اطراف، اثر زلزله روي اين سازه ها، خيلي مورد توجه قرار نمي گرفت. با افزايش حجم نقل و انتقال و نگهداري و همچنين كاهش عمق نسبت به سطح زمين (بعضي از موارد خاص) اهميت ايمني در مقابله زلزله در اينگونه سازه هايش از پيش مورد توجه قرار گرفت. در سالهاي اخير با ارائه توصيه ها و آئين نامه مقاوم سازي اينگونه سازه ها در مقابل زلزله گام مهمي در ايمن سازي اينگونه سازه ها برداشته شده است. در اين بين تونلها با توجه به ماهيت سازه اي خطي، گذر از شرايط مختلف زمين شناسي و نقش بسيار مهم آنها در صنعت نقل و انتقال و ترافيك اهميت ويژه اي پيدا كرده اند. با وجود رشد سريع تكنولوژي هاي نو در اجرا و ساخت تونل، متاسفانه روش هاي سنتي اجرا و لاينينگ تونل، هنوز در كشور جايگاه خود را حفظ نموده اند. استفاده از سيستم پوشش اوليه نسبتاً صلب مانع از امكان ترخيص تنش زمين با گذشت زمان شده و تنش هاي مخرب بالايي در اين پوشش ها ايجاد خواهد كرد. علاوه بر اين عدم امكان اتصال كامل ميان پوشش اوليه و ثانويه در سيستم هاي سنتي موجب كاهش كارايي اين سيستم در مقابله بارهاي ثانويه زمين و بارگذاري ناشي از زلزله خواهد شد. 2- بارگذاري در تونل در حالت كلي، در توده هاي سنگي موجود در اعماق زمين، تنش هايي موسوم به تنش هاي درجا اثر مي كنند. عامل اصلي تنش هاي درجا، وزن طبقات و فعاليتهاي تكتونيكي منطقه مي باشد. سپس از اجراي تونل (يا هر سازه زيرزميني) وضعيت تنشهاي درجا به هم ميخورد. و وضعيت تنش در اطراف حفره، آرايش جديدي پيدا مي كند كه با وظعيت اوليه آن متفاوت است. كه اين تنش ها که حاصل حفر تونل مي باشند به تنش هاي القايي معروف مي باشند. آگاهي از وضعيت تنش هاي درجا و القايي، از جمله ضرورتهاي اصلي طراحي تونل و ساير سازه هاي زيرزميني است. زيرا در بسياري از موارد، ممكن است اندازه تنش هاي القائي از حد مقاومت سنگ تجاوز كند و در صورت عدم اعمال تمهيدات ، خرابي سازه را در پي خواهد داشت. علاوه بر شكل و ابعاد تونل، شيوه و سرعت حفر تونل و همچنين مرحله بندي حفر اجزاي مختلف مقطع نيز در آرايش تنش هاي القايي موثراند. و سيستم حفاري بايد بگونه اي طراحي شود كه كمترين ناپايداري را در پي داشته باشد. با توجه به رفتار خزشي سنگ ها در عمق سازه و در مجاورت با تونل، بارگذاري در روي لاينينگ را مي توان به دو بخش اساسي تقسيم كرد: - تنش هاي ناشي از حذف المانهاي سنگ يا خاك درون تونل، كه اين تنش ها را مي توان در كوتاه مدت و بعد از حفاري مقطع كامل تونل در نظر گرفت. - تنش هاي ناشي از رفتار خزشي توده سنگ در طولاني مدت و همچنين بارگذاري هاي ناشي از زلزله. لاينينگ تونل بايد قابليت تحمل هر دو بخش بارگذاري را داشته و پايداري سازه تونل را در طولاني مدت تضمين نمايد.
3- سيستم سنتي پوشش تونل ها با توجه به نوع خاص بارگذاري در تونل ها، استفاده از يك لايه پوشش اوليه جهت پايداري اوليه و ممانعت از ريزش گوه هاي سنگي ناپايدار و بالطبع ناپايداري در سازه هاي حفاري شده، ضروري به نظر مي رسد. ضخامت اين لايه رابطه مستقيمي روش حفاري، نوع خاك يا سنگ، سرعت حفاري و امكانات موجود دارد. پس از حفاري كامل تونل و اجراي لاينينگ اوليه در سازه تونل ايجاد پايداري دراز مدت تونل توسط لاينينگ ثانويه كامل خواهد شد. لاينينگ اوليه عموماً بصورت مش و شاتكريت تر يا خشك مي باشد. و لاينينگ نهايي بسته به نوع خاك يا سنگ منطقه طيفي از انواع ساپورت ها را مي تواند در برگيرد. استفاده از قالب بتن و ميلگرد بعنوان روش مرسومي جهت پوشش ثانويه بكار مي رود. در مواردي كه اين سيستم جوابگو نباشد استفاده از قالب هاي فولادي يا لتيس ها ضروري بنظر مي رسد. در نهايت سيستم پوشش اوليه و نهايي بايد جوابگوي بارگذاري دراز مدت (رفتار خزشي سنگ يا خاك) و نيروهاي ديناميكي ناشي از زلزله باشند. معايب استفاده از پوشش سنگي تونل ها را مي توان بصورت زير دسته بندي كرد: الف) عدم اتصال كامل ميان لاينينگ اوليه ثانويه و عدم انتقال كامل تنش هاي برشي در اين سطح مشترك، اندركنش كامل بين پوشش اوليه و ثانويه را مختل خواهد ساخت. كه اين عدم امكان اندركنش بين پوشش اوليه و ثانويه موجب افزايش نيروهاي ديناميكي وارد بر پوشش ثانويه در حين زلزله خواهد شد. و بالطبع موجب كاهش كارايي لاينينگ در مقابله با بارهاي استاتيكي و ديناميكي خواهد شد.
ب) صلبيت بالاي اين پوشش ها موجب عدم امكان ترخيص تنشهاي موجود در سنگ و ايجاد نيروي مخرب بسيار بالايي در جداره تونل خواهد شد. همچنين بعلت صليبت بالاي اين پوشش ها، در هنگام زلزله نيروهاي زيادي در اين سيستم ذخيره شده و ممكن است آسيبهاي فراواني به آن تحميل نمايد.
ج) خوردگي آرماتورهاي موجود در لاينينگ نهايي علاوه بر كاهش مقاومت خمشي پوشش، افت مقاومت بتن را نيز در پي خواهد داشت. بدليل پديده هاي تبادل يوني و كلراسيون در هنگام خوردگي آرماتورها، مقاومت فشاري بتن لاينينگ بطور قابل توجهي كاسته خواهد شد كه اين پديده همراه خوردگي آرماتور بتن، موجب افت شديد مقاومت لاينينگ تونل مي شود.
د) عدم امكان ويبره كامل در هنگام بتن ريزي در قالب با بر جاي گذاشتن حباب هاي هوا درون بتن، علاوه بر افت مقاومت بتن موجب افزايش پتانسيل خوردگي آرماتورها نيز خواهد شد.
ﻫ) سرعت اجراي پايين، مشكلات اجرايي فراوان، هزينه هاي بسيار بالا جهت قالب گذاري و بتن ريزي از ديگر معايب روش سنتي به شمار مي روند.
4- سيستم پوشش تك پوسته اي تونل در اين روش با امكان ايجاد اتصال كامل ميان پوشش اوليه و ثانويه، امكان ايجاد پوششي يكپارچه در زمان تحويل لاينينگ نهايي فراهم مي آيد. اتصال كامل ميان لاينينگ اوليه و نهايي در اين روش با كمك مواد افزودني به بتن و جلوگيري از انقباض آن پس از اجرا فراهم خواهد آمد. استفاده از الياف پليمري با مقاومت كششي بالا علاوه بر كمك به يكپارچگي پوشش تونل مشكلات ناشي از خوردگي آرماتور نيز مرتفع مي سازد. در اين روش پس از حفاري مقطع تونل و شاتكريت اوليه، پوشش ثانويه بصورت شاتكريت روي پوشش اوليه اجرا خواهد شد و پوشش نهايي بصورت مقطعي يكپارچه از دو شاتكريت اوليه و نهايي بدست خواهد آمد. در مقايسه با معايب موجود در سيستم پوشش سنتي تونل ها مي توان موارد زير را بعنوان مزاياي استفاده از سيستم پوشش شات كريت اليافي در پوشش هاي تك پوسته اي نام برد:
الف) با توجه به اتصال كامل ميان پوشش اوليه ثانويه امكان انتقال تنش برشي بين پوشش اوليه و ثانويه فراهم آمده و اندركنش بين دو شاتكريت بصورت كامل تامين خواهد شد لذا کاهش ضخامت لايينگ نهايي امکان پذير خواهد بود. ب) انعطاف پذيري بالاي اين پوشش هاي اليافي امكان جابجايي ناچيز را در قطعات سنگي اطراف تونل و تنش هاي ذخيره شده در آنها را فراهم مي آورد. لذا بخش قابل توجهي از بارگذاري زمين به خود آن واگذار خواهد شد و به تناسب آن مي توان از پوشش كمتري جهت تحمل بارگذاري هاي زمين استفاده كرد. ج) استفاده از الياف پليمري در شاتكريت اليافي علاوه بر رفع شكل خوردگي آرماتورها، افت هاي مقاومت ناشي از عدم ويبره كامل قالب را نيز برطرف خواهد نمود. د) امكان اجراي سريع اين گونه پوشش ها با توجه به حذف قالب از اين روش ، از ديگر مزيت هاي پوشش هاي تك پوسته اي به شمار مي رود. ﻫ ) انعطاف پذيري بالاي اين پوشش ها موجب هماهنگي در تغيير مكان هاي پوشش با حركات زمين شده و از تجمع نيروهاي مخربي كه در پوشش هاي صلب، بعلت مقاومت در مقابل حركات زمين ايجاد مي شد جلوگيري خواهد کرد. و) ذوب رشته هاي پليمري در هنگام آتش سوزي موجب ايجاد حفرات ريز و به هم پيوسته اي درون پوشش تونل شده و از تجمع هوا و انفجار بتن در هنگام آتش سوزي ممانعت بعمل خواهد آورد. ز)کاهش چشمگير هزينه ها با توجه به حذف قالب ، حذف آرماتور ، سرعت بالاي اجرا وکاهش ضخامت ها در هر متر طول تونل از مهمترين مزيتهاي اين گونه پوشش ها به شمار مي رود.
5- سيستم پوشش جايگزين قطعه دوم راه آهن دوراهان – لوداب مسير قطعه دوم دوراهان لوداب از نظر توپوگرافي در حالت كوهستان شديد مي باشد. كه در آن مسير بصورت خاكريزي و خاكبرداري بصورت ترانشه و برجستگي و تيغه هايي وجود دارد كه مستلزم تونلزني مي باشد. راه اصلي پاتاوه دهدشت ارتباط استانهاي اصفهان و چهال مهال و بختياري و كهكيلويه و بويراحمد را با استان خوزستان تامين مي نمايد و راه اصلي دوراهان – لوداب در دو قطعه، قسمتي از راه اصلي پاتاوه – دهدشت مي باشد. بر اساس داده هاي طبقه بندي انجام شده از توده سنگ با روش RMR، روباره و ساختار زمين شناسي منطقه، پارامترهاي ژئومكانيكي توده سنگ ميزبان، از قبيل پارامترهاي چسبندگي زاويه اصطكاك داخلي و مدول شكل پذيري تعيين شده است، كه طراحي هاي انجام شده با ارائه ضخامت تيپ 35 سانتيمتر در شرايط مختلفي از روباره و مقاومت سنگ ارائه شده است.
جدول (5- 1) بحراني ترين مقطع را از نظر روباره و مقاومت سنگ ميزبان نشان مي دهد كه طراحي ها بر اساس اين مقطع صورت پذيرفته است.
قابل توجه است كه حفاري اين تونل بصورت دو مقطعي با گام هاي حفاري 2 متر در نظر گرفته شده است. نمودار اندركنش زمين در اثر حفاري بخش فوقاني تونل در ديواره ها و سقف تونل بصورت زير مي باشند. شكل (5-1) منحني اندركنش زمين در اثر حفاري بخش فوقاني تونل
شكل (5-2) منحني اندركنش زمين در اثر حفاري بخش فوقاني تونل
با توجه به گام حفاري 2 متري و عرض دهانه 5.8 متري در حفاري بخش فوقاني با استفاده از منحني پانه مي توان مقدار تغيير مكان ديواره به حداكثر تغيير مكان را پس از شاتكريت اوليه محاسبه نمود.
بنابراين مراحل مدلسازي حفاري و نصب پوشش در تونل و درصد اعمال بار براي مدل به صورت زير مي باشد: فاز 1: حذف المانهاي داخل مرز حفاري بخش فوقاني و آزاد سازي- نيروهاي نامتعادل گرهي فاز 2: فعال سازي المانهاي پوشش در بخش فوقاني تونل و آزاد سازي ما بقي نيروهاي نامتعدل گرهي فاز 3: حذف المانهاي داخل مرز حفاري بخش تحتاني و آزاد سازي- نيروهاي نامتعادل گرهي فاز 4: فعال سازي المانهاي پوشش در بخش تحتاني با توجه به حداكثر تغيير مكان بدست آمده از نمودارهاي (5-1) و (5-2) مي توان مقدار ترخيص تنش را در اثر حفاري بخش فوقاني بدست آورد. با استفاده از محاسبات انجام شده براي تحليل پايداري لاينينگ اوليه 15 سانتي متري توسط نرم افزار Plaxis v.7.2 ، مقادير تغيير مكان افقي و قائم مطابق با جدول (5-3) بدست آمد.
جدول 5-3 .درصد اعمال بار در مراحل مختلف بار گذاري مقادير نيروي برشي ، لنگر خمشي و نيروي فشاري حداكثر در لايينگ اوليه پس از پايان فاز دوم تحليل در جدول (6-4) نمايش داده شده اند. جدول (5-4) نيروي پوشش براي مدل تونل
تحليل لرزه اي تونل نيز با استفاده از نرم افزار SAP 2000 v.9 و اعمال اعوجاج حداكثر 00035.0 انجام شده است.پارامترهاي انتخابي جهت تحليل لرزه اي در جدول 5-5 ارائه شده اند.
جدول (5-5) پارامترهاي انتخابي براي تحليل لرزه اي تونل
نتايج تحليل ديناميكي پوشش نهايي در شرايط مختلف بارگذاري يز در جدول 5-6 ارائه شده است.
جدول (5-6) نتايج تحليل ديناميكي پوشش نهايي در شرايط مختلف بارگذاري
.6جمع بندي و نتيجه گيري: کنترل شاتکريت اوليه براي نيروها و لنگرهاي ايجاد شده در بدترين مقطع از لحاظ خصوصيات سنگ و روباره بيانگر کافي بودن 15 سانتي متر شاتکريت اليافي براي لاينينگ اوليه مي باشد . و چون سطح پوشش اوليه زير بوده و همچنين پوشش نهايي به وسيله تکنيک بتن پاشي با فشار زياد روي شات کريت اوليه پاشيده مي شود مي توان پوشش نهايي را يک مقطع يکپارچه در نظر گرفته و تحليل کرد . عدم استفاده از مصالح آب بند بين پوشش اوليه و ثانويه نيز دليلي ديگر بر اثبات اين مدعا مي باشد . با توجه به تحليل هاي انجام شده ضخامت 15 سانتي متر براي پوشش اوليه پيشنهاد شده است و با توجه به نتايج آناليز انجام شده مي توان ديد که استفاده از 15 سانتيمتر شاتکريت اليافي ضرايب اطمينان بالايي را در مقابل برش و خمش ايجاد خواهد کرد از اينرو استفاده از ضخامت هاي کمتر در پوشش اوليه، کاملاً منطقي به نظر مي رسد . لاينينگ نهايي که شامل خود لاينينگ اوليه نيز مي باشد ، تحليل استاتيک و ديناميکي شده است. لازم به ذكر است كه مقاومت بتن مورد استفاده در اين محاسبات kg/cm2 200 مي باشد، در صورتي كه بتن اليافي مورد استفاده داراي kg/cm2 250 خواهد بود. علاوه بر اين از مقاومت هاي كششي و برشي بالاي بتن اليافي در مقايسه با بتن معمولي نمي توان صرفنظر كرد. به عبارت ديگر با توجه به ضرايب اطمينان بسيار بالاي بكار رفته در اين تحليل، مقدار ضخامت نهايي 35 سانتي متر بتن اليافي علاوه بر كفايت در برابر بارهاي استاتيكي و ديناميكي ضريب اطمينان بسيار بالايي در اجرا ايجاد خواهد نمود. در مجموع به نظر مي رسد که استفاده از بتن اليافي براي پوشش هاي موقت و کم ميلگرد از نظر مقاومتي و صرفه جويي در مصرف بتن و در نتيجه سرعت اجرا بسيار توجيه پذير است . در حالت پوشش نهايي در برابر بارهاي دراز مدت به علت استفاده از ميلگرد سازه اي زياد در بتن مسلح ظرفيت ها به هم نزديکتر مي شود ولي بازهم بتن اليافي به ضخامت کمتري نياز دارد . البته بايد به دو نکته در حالت باربري دراز مدت توجه داشت . اول اينکه به علت مصرف بيشتر ميلگرد در بتن مسلح معمولي توجيه اقتصادي بتن اليافي بهتر مي شود و دوم و مهمتر اينکه دوام و عمر مفيد بتن اليافي بسيار بيشتر از بتن معمولي است اين مسأله خصوصاً در سازه هاي زير زميني که در معرض آب و رطوبت و خوردگي بيشتر قرار دارند اهميت بسياري دارد . علاوه بر موارد فوق بتن هاي اليافي در برابر بارهاي ديناميکي مانند زلزله ، سايش و ضربه نيز به علت خصوصيات جذب انرژي مناسب عملکرد بسيار مناسب تري از خود نشان داده اند . اين مساله در تغيير مد خرابي اين سازه ها نيز بسيار موثر بوده است به طوري که به راحتي مي توانند خواص شکل پذيري که با افزودن ميلگرد فشاري در مقطع تأمين مي شود را بدون هيچ تغييري به وجود آورد.
موضوعات مرتبط: مهندسی [ دوشنبه یکم آذر 1389 ] [ 23:41 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
مقدمه :
موضوعات مرتبط: مهندسی [ سه شنبه دهم فروردین 1389 ] [ 13:3 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
طراحی سیستم یکپارچه تغذیه خطوط تولیدی در صنایع خودرو سازی با استفاده از فناوری RFID در محیط تولید ترکیبی ( Mix Production )
علیرضا مقدمی شاد شرکت سایپا – معاونت برنامه ریزی جامع تولید – کیلومتر 15 جاده مخصوص کرج
واژگان کلیدی : کنترل موجودی – RFID - Mix Production – برنامه ریزی حمل – Picking Methods – سیستمهای همزمان ( پیوسته ) و غیرهمزمان ( گسسته ) – ERP
چکیده موجودی ها داشته است . در یک فرایند تولیدی خوب و کارا نقطه ارزش زمانی است که موجودی در لحظه ای که بدان نیاز است در محلی ( ایستگاهی ) که قرار است در آن مصرف شود حاضر باشد در غیر اینصورت عدم حضور موجودی در آن لحظه سبب توقف خط و تحمیل خسارات سنگین ناشی از آن و حضور آن در موعدی زودتر از زمان نیاز سبب خواب سرمایه شرکت , به بار آوردن ضایعات بدلیل ازدحام موجودی ها و ... می شود لذا آرمان یک سیستم تغذیه خطوط , تغذیه خط درست به موقع نیاز ( JIT ) می باشد. این مقاله به ارائه مدلی یکپارچه جهت تغذیه خطوط تولید صنایع خودرو سازی خصوصا در محیطهای تولید ترکیبی ( Mix Production ) می پردازد. 1- مقدمه
مفهوم تولید در اغلب شرکتهای تولیدی در قالب یکی از فرایند های مونتاژ ( Assembly ) , ساخت ( Manufacturing ) و یا ترکیبی از ایندو در سطح شرکت , شناخته می شود . صنایع خودرو سازی با توجه به پروسه تولید خود جهت بکارگیری حداکثر ظرفیت سعی نموده اند تا کلیه فرایند های ساخت و مونتاژهای فرعی وابسته به آن را در قالب برون سپاری به بیرون سازمان هدایت نمایند . تامین قطعات نیز به تامین کنندگان بیشماری سپرده گردیده و تنها فعالیتهای مربوط به مونتاژ در سایت ( Plant ) اصلی انجام می پذیرد . در چنین فضایی تحت کنترل بودن پیوسته و مداوم سطح موجودی ها بر خلاف سایر محیطهای تولیدی از اهمیت شایانی برخوردار است . اغلب در چنین محیطهایی بدلیل سرمایه گذاری بسیار سنگین انجام پذیرفته , خطوط تولید بایستی بطور پیوسته مشغول تولید بوده و هر لحظه توقف خط ( خصوصا در موارد قابل جلوگیری نظیر موارد ناشی از کمبود موجودی ) زیانهای سنگینی وارد نموده و هزینه فرصت از توقف خط ناشی از کمبود موجودی می تواند به دو دلیل به وقوع بپیوندد : الف – عدم وجود قطعه در انبارهای شرکت که این امر بایستی با برنامه ریزی های مناسب تامین و سفارشات که می تواند بر مبنای MRP[1][1] و یا الگوی VMI[1][2] باشد مرتفع شود . ب - عدم تغذیه مناسب خط با وجود وجود قطعه در انبارهای شرکت که ناشی از عدم وجود یک سیستم یکپارچه تغذیه خطوط تولیدی می باشد . در محیطهایی که تعداد قطعات محصول زیاد باشد ( نظیر خودرو سازی با حدود متوسط 4000 قطعه برای هر نوع خودرو ) پیچیدگی کترل فرایند توزیع قطعات بطور وحشتناکی افزایش خواهد یافت وکنترل موجودی قطعات در خطوط تولید اهمیت بسیاری خواهد یافت لذا وجود سیستمی جامع و یکپارچه که بتواند کلیه قطعات و وجود آنها با مشخصات مطلوب ( 3R ) را تحت کنترل مداوم داشته باشد اجتناب ناپذیر می نماید . در چنین سیستمهایی بدلایل زیر امکان نگهداری موجودی به مقدار زیاد در محیط تولید جهت جلوگیری از توقف خط وجود نداشته و موجودی حتما بایستی در حدود مشخصی نگهداری شود . 1 - اندک بودن فضای انبارش کنار خطوط بدلیل نوع تکنولوژی تولید خودرو که ایستگاهها بایستی کنار یکدیگر طراحی شوند. 2 - بالا رفتن میزان ضایعات بدلیل ازدحام قطعات در محیط درهم فشرده تولید 3 – افزایش پیچیدگی فرایند توزیع قطعات بدلیل وجود حالتهای خاص نظیر ضایعات یا مردود شدن قطعات در حین فرایند تولید و لزوم تغذیه مجدد آنها بصورت سریع[1][3] . ] 1 [ لذا موجودی بایستی به میزان و سیکل برنامه ریزی شده خاصی از انبار خارج و در خطوط تولید تغذیه گردد . این امر نیاز مند رعایت R 3 ( Right Quantity , Right Place , Right Time ) می باشد بدین منظور قطعه بایستی در مقدار صحیح خود ( مقدار مورد نیاز ) در زمان برنامه ریزی شده در محل مورد نظر ( محل مصرف ) قرار داشته باشد تا خط به هیچ عنوان تهدید به توقف نگردد .
جدول شماره 1 - اثرات و تهدیدات سازمان در اثر عدم تغذیه صحیح
فرایند کنترل موجودی خطوط تولیدی می تواند به عوامل انسانی سپرده شود اما خطاهای ناشی از اشتباههای عمکرد افراد بسرعت قابل شناسایی , ردیابی و پوشش نبوده و می تواند سبب توقف خط گردد. در چنین فضایی لزوم استفاده از سیستمهای شناسایی خودکار ضروری می نماید . بطور کلی شناسایی خودکار و نگهداری داده ها (AIDC ) روشی است که طی آن تجهیزات خواه سخت افزای یا نرم افزاری قادر به خواندن و تشخیص داده ها بدون کمک گرفتن از یک فرد هستند. یکی از جدید ترین مباحث مورد توجه جهت شناسایی افراد یا کالاها استفاده از سیستم شناسایی با استفاده از فرکانس رادیویی یا RFID میباشد. با استفاده از فناوری RFID براحتی می توان وضعیت موجودی ( سالم , ضایعاتی , مردود , حالت تعلیق کیفی[1][4] ) و مقدار آن در سالنهای تولیدی ( و همچنین کل سطح کارخانه ) را تحت نظر گرفت و برمبنای اطلاعات جمع آوری شده از این سیستم که خطایی بی نهایت اندک دارد نسبت به برنامه ریزی تغذیه خطوط تولید اقدام نمود.
فناوری RFID : RFID که مخفف سه واژه Radio Frequency Identification است؛ قادر به تبادل داده ها بوسیله برقراری اطلاعات بین یک Tag که به یک کالا ، شئ یا .. متصل شده است و یک بازخوان ( Reader ) می باشد. سیستمهای RFID از سیگنالهای الکترونیکی و الکترو مغاطیسی برای خواندن و نوشتن داده ها بدون تماس بهره گیری می کنند. Tag ها وسیله شناسایی متصل شده به کالا , شی یا فردی است که ما میخواهیم آن را رد یابی کنیم وبازخوان ها ( Reader ) ها وسایلی هستند که حضور برچسب ها را در محیط تشخیص داده و اطلاعات ذخیره شده در آنها را بازیابی می کنند.
مزایای استفاده از فن آوری RFID مزایا استفاده از این تکنولوژی به شرح ذیل میباشد:
نمونه کاربردهای RFID
- مدیریت بار مسافران : شناسایی و کنترل بار و اثاثیه مسافران با استفاده از فرکانسهای رادیویی هدف از بکارگیری فرکانسهای رادیویی جهت شناسایی و کنترل بار و اثاثیه مسافران، ترویج و توسعه فناوری RFID به منظور بهبود مدیریت و سازماندهی فرآیندهای مختلف اداره بار نظیر جداسازی، دسته بندی و حمل و نقل اثاثیه مسافران و جلوگیری از خسارات احتمالی یا مفقود شدن این محموله ها می باشد.
- مدیریت دام و گوشت این Tag ها به منظور شناسایی حیوانات اهلی گم شده، مرتب کردن، مراقبت کردن و نگهداری پیشینه درمانی حیوانات اهلی بکار برده می شود.
- کنترل ورود و خروج وسایط نقلیه استفاده از فن آوری RFID کنترل ورود و خروج وسایط نقلیه در محلهایی است که امنیت ورود و خروج ماشینها بسیار مهم و ضروری بنظر می رسد. - مدیریت کتابخانه ها و کتاب ها الف- جلوگیری از سرقت کتاب های موجود ب- اجرای سیستم خودکار بازگشت و حتی خروج کتابها از کتابخانه ج- پیگیری و کنترل چیدمان صحیح کتابها در قفسه های مربوط به خودشان ج- پیگیری و کنترل چیدمان صحیح کتابها در قفسه های مربوط به خودشان
- کاربرد فن آوری RFID در مباحث پزشکی ثبت و یا ذخیره سازی اطلاعات بیمار از قبیل نام و آدرس، تاریخ پذیرش و بستری و نیز نوع بیماری ،پزشک معالج ،نوع عمل جراحی و .... در پایین آوردن اشتباهات و خسارات جبران ناپذیر در بیمارستان نقش حیاتی دارد.
2 – مرور ادبیات موضوع هدف از ایجاد سیستم تغذیه خطوط ارسال قطعات در دسته های کوچک و بدون نقص به خطوط تولیدی می باشد . " این کار در بهترین حالت زمانی است که هر محموله با حواله مربوطه به همان حمل تغذیه گردد . " [1][5] حواله مجوزی است که به انبار داده می شود تا قطعه بتواند طبق مقررات سازمانی از انبار خارج شود و حسابداری سازمان بر حسب قطعات خارج شده از انبار با حواله فوق الذکر قیمت تمام شده محصول را محاسبه خواهد نمود . در صورتی که کالایی مغایر با حواله صادر شده از انبار خارج و مصرف شود پدیده انحراف مصرف به وقوع خواهد بست . انحراف مصرف اغلب ناشی از نقص در سیستم اطلاعاتی می باشد و این بدین معناست که اطلاعات ثبت شده در سیستمهای اطلاعاتی با اطلاعات واقعی همخوانی ندارد . در نهایت سازمان به هنگام انبارگردانی با مغایرتهای وحشتناک در مورد موجودی کالاهای خود در انبار مواجه خواهد شد . انحراف مصرف سبب ایجاد موجودی کاذب در سیستمهای اطلاعاتی و ایجاد اختلال در برنامه ریزی تغذیه خواهد شد .
فرایند های تغذیه فرایندهایی که در راستای دستیابی به هدف فوق بایستی توسط نیروهای عملیاتی تغذیه خطوط انجام پذیر عبارت است از : بارگیری محموله جمع آوری شده در انبار ( Load ) ( بار انداز انبار ) - لیفتراک ترانسفریا انتقال محموله بارگیری شده ( مسیر انبار تا سالن مربوطه ) – یدک کش تخلیه محموله در فضای انبارکها ( Unload ) ( کنار خطوط تولیدی ) – لیفتراک پخش و توزیع اقلام محموله در نواحی ایستگاهی ( درون سالن و جایگزینی در انبارکهای داخلی ) – لیفتراک تغذیه هر ایستگاه بطور متوالی ( Feeding ) ( تعویض پالتهای خالی با پر در ایستگاهها ) – لیفتراک , دستی جمع آوری و بازگرداندن ظروف و پالتهای درگردش به انبارها جهت استفاده مجدد ( لیفتراک – یدک کش – لیفتراک ) ] 1 [
اغلب جهت بالابردن کارایی سیستم تغذیه و حذف فشار بار کاری از انبارها فضایی نزدیک به خطوط تولیدی در نظر گرفته می شود که این فضا ناحیه لجستیک یا Logistics Area نامیده می شود . یک کارخانه بسته به تعداد خطوط تولیدی خود , میزان تولید هر خط , پراکندگی انبار ها و تعداد ناوگان حمل ونقل و تغذیه خود می تواند نواحی لجستیک متعددی داشته باشد . نقش و تاثیر و کارآمدی نواحی LA در سیستم های تولید مختلط بطور فزاینده ای افزایش می یابد. الگوهایی که در این حالت می توانند مورد استفاده تغذیه خط قرا ربگیرند به وجود یا عدم وجود نواحی LA وابسته می باشند که عبارتند از :
1 – متمرکز [1][6] در این حالت انبارها مواد را در بچهای بزرگ به درون ناحیه LA تغذیه نموده و در این ناحیه عمل بسته بندی مجدد ( Repacking ) صورت می پذیرد . انبار ها می توانند شارز موجودی نواحی LA را طبق یک سیکل کانبان و یا بر مبنای مدل VMI انجام دهند . در این حالت مرزهای سیستم تغذیه خطوط محدود به ناحیه ( نواحی ) فوق و خطوط تولید شده و عملا سیستم تغذیه خطوط هیچ نوع ارتباطی با انبار های مادر نخواهد داشت . این نواحی در اصل به عمل Cross Docking اختصاص دارد .
شکل شماره 1 - مدل شماتیک حوزه فعالیتهای تغذیه خطوط با وجود نواحی LA
2 – غیر متمرکز[1][7] در این حالت به دلیل عدم وجود فضا جهت تخصیص نواحی LA سیستم تغذیه خطوط به طور مستقیم مواد را از انبار به خطوط تولیدی حمل خواهد کرد . در این حالت مواد حمل شده در انبارک های بیرون سالنهای تولیدی تخلیه شده و به تدریج در درون خطوط تغذیه می گردد . در این حالت عمل Repacking در انبار های مادر صورت پذیرفته و محموله به صورت Repack شده در مقیاس بار واحد ( پالت ) حمل و توزیع می گردد . عمل تفکیک ( Detach ) در این حالت پس از حمل بار واحد شده به انبارکهای داخل سالنهای تولیدی نزدیک محدوده ایستگاههای مربوطه صورت پذیرفته و بر مبنای آن عمل فیدینگ صورت می پذیرد .
شکل شماره 2 - مدل شماتیک حوزه فعالیتهای تغذیه خطوط بدون وجود نواحی LA
در بسیاری خطوط بدلیل خاص بودن انبارهای نگهدارنده قطعات هر محصول , حجم بالای فعالیتهای هماهنگی و عدم وجود سیستم یکپارچه به ناچار هر خط تولید ( هر محصول ) ناوگان تغذیه مختص به خود را دارا می باشد . در کل با توجه به وجود یا عدم نواحی LA و بسته به نحوه تخصیص ناوگان حمل جدول زیر بدست خواهد آمد . در نهایت طراحی سیستم یکپارچه تغذیه خطوط و طراحی فرایندهای برنامه ریزی آن بر حسب انتخاب یکی از تصمیمات استراتژیک جدول زیر خواهد بود .
جدول شماره 2- گزینه های استراتژیک انتخاب مدل تغذیه خط
انواع سیستمهای تغذیه : 1 – سیستمهای سنکرون – همزمان ( پیوسته ) : در این سیستم حمل و جابجایی مواد از طریق سیستم بهم پیوسته تجهیزات حمل ونقل و جابجایی مواد ( نظیر نقاله ها ) صورت می پذیرد .
2 – سیستمهای آسنکرون – غیر همزمان ( گسسته ) : در این گونه سیستمها جابجایی مواد توسط تجهیزات غیر متمصل صورت می پذیرد . این سیستم نیازمند بارگیری و تخلیه های متعدد می باشد اما در عوض انعطاف پذیری بالایی ایجاد می کند .
تولید مختلط ( ترکیبی ) : حالتی است که در آن دو یا چند محصول بطور همزمان روی خطوط تولید ( یک یا بیش از یک خط ) تولید می شوند . در صورتی که یک خط قابلیت تولید چند محصول را داشته اما نیازمند Setup سازی مجدد باشد و مرحله تولید قبلی مدت زیادی طول بکشد این سیستم Batch Production نامیده می شود . در صورتی که تنیاز به آماده سازی خاصی وجود نداشته باشد و توالی خاصی بین محصولات متنوعی که بر روی یک خط قرار گرفته اند برقرار نباشد و Batch ها ( در بهترین حالت ) به مقیاس یک عدد برسد حالت تولید مختلط Mix Production برقرار است .
جدول شماره 3- نمونه حالتهای تولید دسته ای و تولید مختلط
جهت حالت اول یا تولید دسته ای بهتر است از سیستم غیرهمزمان ( گسسته ) که بصورت Batch خط تولید را تغذیه می کند استفاده نمود . در صورتی که جهت تغذیه حالت دوم ( تولید مختلط ) وجود سیستم سنکرون ( همزمان ) مناسب تر می نماید . با این حال استفاده از هر دوسیستم امکان پذیر است .
جدول شماره 4- ارتباط مدل تولید و سیتمهای تغذیه
از دیدگاه پروسه تغذیه خطوط تفاوت ساختاری مابین دو حالت تولید فوق وجود ندارد . در هر دو حالت تعدادی محصول بر روی یک خط تولید می شوند و کلیه قطعاتی که برای تولید آن محصول نیاز است بایستی تامین شود . تنها نکته موقعیت زمانی است که قطعه بایستی درایستگاه مورد نظر وجود داشته باشد .
جدول شماره 5- انواع حالتهای تولید مختلط از دیدگاه تغذیه خطوط در صنایع خودرو سازی
OBB : One Big Batch MSB : Many Small Batches
در صنایع خودرو سازی وقتی حالت Mix Prod. در خطوط مونتاژ ایجاد می شود که خط از Skid های انعطاف پذیر استفاده کند .در حالت OBB هر محصول Skid خاص خود را دارد ولی در حالت MSB محصولات از Skid مشترک استفاده می کنند . ] 3 [
قاعده جمع آوری سفارشات ( Order Picking ) در انبار : 1 - میزان سفارش به اندازه یک پالت ( واحد بار ) باشد ( Pallet picking ) 2 – میزان سفارش کوچکتر از واحد بار و متناسب با یکی از بسته بندی های داخلی واحد بار باشد ( Case Picking ) 3 – میزان سفارش کمتر از کوچکترین واحد بسته بندی داخلی واحد بار باشد . ( Piece Picking ) در صورتی که سفارش بیشتر از اندازه یک بار واحد باشد با الگوی فوق شکسته شده و حسب توانایی انبار جمع آوری خواهد شد . مثال : در صورتی که قطعه ای که در کارتنهای 10 عددی در پالتی که 20 کارتن درون آن طبق یکی از الگوهای چینش بار واحد قرار دارد دارای سفارشی به اندازه 257 عدد از طرف خط تولید باشد حالتهای اتخاذی جهت جمع آوری و حمل می تواند بصورت یکی از موارد زیر باشد : 1 - دو پالت 200 عددی – در مجموع معادل 400 عدد – در این حالت بازگشایی پالتی مقرون به صرفه نبوده و هزینه ضایعات قطعه در صورت بازگشایی بیشتر از هزینه حمل اقلام اضافی به سالن ها خواهد بود . 2 – یک پالت 200 عددی و 6 کارتن 10 عددی – در مجموع معادل 260 عدد – در این حالت بازگشایی کارتنی مقرون به صرفه نبوده و هزینه نگهداری کارتنهای خرده برداری شده بیش از هزینه حمل اقلام اضافی به سالنها خواهد بود . 3 – یک پالت 200 عددی , 5 کارتن 10 عددی و 7 عدد قطعه منفصله – در مجموع معادل 257 عدد . در این حالت از سبدهای پلاستیکی در گردش جهت حمل اقلام منفصله به سالن استفاده می شود . ] 1 [
قاعده خروج کالا از انبارها : FIFO در صورتی که قطعه دارای Shelf life باشد FIFO بر حسب تاریخ انقضاء EX.D ( Expiration Date ) و در غیر اینصورت بر حسب تاریخ ورود En.D ( Entrance Date ) خواهد بود .
قاعده تغذیه : بهترین حالت تغذیه قطعات حالت به موقع می باشد . در این سیستم قطعه همزمان در ایستگاهی که بدان نیاز است ظاهر می شود . این الگو بر روی خطوط دارای تولید مختلط طراحی گردیده است و حد آرمانی سیستمهای تغذیه خطوط می باشد . در صورتی که خط تولیدی مختلط نبوده و هر خط اختصاص به یک محصول داشته باشد یک الگوی توزیع قطعات می تواند بصورت موجودی کنارخط به اندازه 4 ساعت تولید یا دو پالت از هر قلم تعریف گردد .
برنامه ریزی عملیاتی : این نوع برنامه ریزی , پایینترین سطح برنامه ریزی است که باید همه فعالیتها را به صورت دستور العمل تفصیلی برای اجرا و کنترل فوری مشخص کند . مدلهای برنامه ریزی عملیاتی به بالاترین درجه از جزئیات و دقت نیاز دارند ] 4 [ . برنامه ریزی حمل یک نوع برنامه ریزی عملیاتی می باشد .در مساله تغذیه خطوط برنامه ریزی عملیاتی حمل شامل تعیین سیکل و توالی حمل ها , میزان حمل از هر قطعه در زمان مشخص شده می باشد .
3 – تعریف و تشریح مساله
یک سیستم تولیدی را در نظر بگیرید که در آن تعدادی خطوط تولید که توانایی تولید مختلط دارند و تعدادی انبار وجود دارد . هر خط توانایی تولید محصول با پلت فرم مشترک را داراست . حمل قطعات به خطوط توسط دپارتمان تغذیه که بخشی از سیستم لجستیک داخلی است صورت می گیرد . دپارتمان تغذیه تعدادی وسیله نقلیه در سیکلهای ثابت تولید ( شیفت ) در اختیار دارد . برنامه ریزی حمل قطعات بر مبنای برنامه تولید و نیاز خط صورت می پذیرد . برنامه تولید بر اساس برنامه پیش فروش و تحلیل بازار طراحی گشته و کوچکترین واحد زمانی برنامه تولید شیفت کاری می باشد . ضریب مصرف هر قطعه در هر خودرو مشخص کننده سیکل مصرف و نیاز هر قطعه می باشد .
هدف این سیستم ایجاد برنامه ریزی منظم و یکنواخت تغذیه خطوط تولیدی در حالت تولید مختلط برای استفاده بهینه از وسایل نقلیه موجود در بازه زمانی مشخص ( شیفت کاری ) می باشد بطوری که نرخ بکارگیری وسایل حمل ونقل در طول افق برنامه ریزی حداکثر بود ه و علاوه بر آن حداقل موجودی ممکنه در خطوط تولید نگهداری شود .
در طراحی مدل پیشنهادی فرضیات زیر در نظر گرفته شده اند :
بطور کلی مساله طراحی سیستم تغذیه خطوط را می توان بصورت زیر بیان نمود : تغذیه مداوم و پیوسته خطوط تولیدی تحت شرایط 3R با توجه به حداقل بودن تعداد دفعات حمل به سالنها تولید حداکثر استفاده از ظرفیت تجیهزات حمل ونقل حداکثر استفاده از فضای انبارش کنار و درون خطوط حداقل بودن سطح موجودی هر یک از قطعات ( با توجه به در رنج تعیین شده بودن آن ) بطوری که < Ii < Maxi Mini که Ii موجودی قطعه i ام و Mini حداقل سطح موجودی قطعه i ام ( با توجه به قوانین کنترل موجودی دیداری ) Maxi حداکثر سطح موجودی قطعه i ام ( با توجه به قوانین کنترل موجودی دیداری )
4 – مدل پیشنهادی
مدل پیشنهادی بر مبنای بکارگیری سیستم RFID در یک محیط یکپارچه سازمانی ( مبتنی بر ERP ) طراحی گردیده است . در این مدل از فرضیات مطرح شده جهت ساده سازی مدل اجرایی و ارائه یک مدل کلان قابل پیاده سازی در کلیه شرکتهای خودرو ساز استفاده گردیده است .شمای کلی مدل پیشنهادی بصورت زیر می باشد :
شکل شماره 3 - مدل یکپارچه برنامه ریزی در سیستمهای تغذیه خطوط
حداقل اطلاعاتی که سیستم RFID دراین مدل برمی گرداند عبارت است از : 1 – موقعیت ( Location ) قطعه 2 – تعداد قطعه در بسته بندی در صورتی که انبار از سیستم AS/RS استفاده نماید اطلاعات از طریق سیستم یکپارچه مدیریت انبار ( WMS ) به ماژول برنامه ریزی راه خواهد یافت . در غیر اینصورت اطلاعات سیستم WMS از طریق RFID بایستی تهیه و تامین گردد.
جدول شماره 6- تعاملات سیستم مرکزی برنامه ریزی تغذیه
برنامه ریزی حمل : 1 – تخصیص قطعات مورد نیاز به وسیله ایکه در نوبت است . 2 – تعیین نحوه چیدمان قطعات در حمل کننده مورد نظر ( یدک کش ) 3 – تعیین نوبت و زمان حمل
الگوریتم مدل پیشنهادی بصورت زیر می باشد :
شکل شماره 4- الگوریتم برنامه ریزی فعالیتهای تغذیه خطوط مراحل برنامه ریزی حمل :
مرحله 1 : Palletize کردن محموله ( مقادیر + Q برای W+ ) در این مرحله عمل ادغام[1][9] برای کلیه قطعاتی که توانایی ترکیب و تبدیل به پالت شدن داشته باشد انجام می پذیرد این کار جهت استفاده از حداکثر ظرفیت وسیله حمل کننده ( Carrier ) ضروری بوده و در عین حال فرایند حمل را بسیار ساده تر , کم هزینه تر کرده و امکان ضایعات شدن قطعات در حین حمل و توزیع را به نحو محسوسی کاهش می دهد .
2 – قطعاتی که بصورت Case ( کارتن ) هستند ------------------------------ ç پالت 3 – قطعاتی که بصورت قطعات تکی Piece هستند -------ç سبد پلاستیکی --------ç پالت
مرحله 2 : تخصیص قطعات به وسایل حمل کننده ( یدک کش ها ) خروجی این مرحله جدول حمل ( لیست اقلام قابل حمل در هر مرحله حمل ) می باشد .
مرحله حمل j ام
جدول شماره 7- جدول حمل اقلام i=1…m که m تعداد قطعات مورد برنامه ریزی j=1…n که n تعداد دفعات حمل در شیفت مورد نظر
مرحله 3 : تهیه الگوی چینش قطعات هر حمل در وسیله حمل کننده در این مرحله مدل سه بعدی چینش محموله با توجه به ابعاد و فضای وسیله حمل کننده و ابعاد پالتهای تخصیص یافته به این مرحله حمل توسط رایانه تهیه می گردد . این مدل پرینت شده و به اپراتور بارگیری کننده محموله , جهت چینش محموله بر روی وسیله حمل کننده تحویل می گردد . از آنجا که در این سیستم نوع و تعداد قطعات حمل شده در هر مرحله حمل متفاوت از بقیه خواهد بود احتمال وقوع حالتهای تکراری و بدست آوردن الگوهای ثابت و مشخص تا حدود زیادی متنفی خواهد بود . مرحله 4 : تعیین کوتاه ترین مسیر جهت حمل به سالن مربوطه ( در صورت وجود مسیرهای متعدد ) در صورت وجود مسیرهای متعدد جهت حمل کوتاهترین و کم ترافیک ترین مسیر از انبار مربوطه به سالن مربوطه با استفاده از الگوریتمهای شبکه انتخاب و به اپراتور حمل کننده قطعات ( راننده یدک کش ) اعلام می گردد . شروع حمل قطعات بر مبنای مقدار تولید انجام شده بوده و هر حمل زمانی اتفاق می افتد که تعداد تولید مشخصی از زمان حمل قبلی انجام شده باشد .
در صورتی که در مدل عملیاتی این الگو از یک بانک اطلاعاتی مرکزی استفاده شود و تمامی سیستم های فوق الذکر بخواهند از طریق این دیتا بیس فرایند های برنامه ریزی را انجام دهند اطلاعات زیر می بایست در این بانک اطلاعاتی نگهداری و بطور مداوم بروز رسانی شود : 1 – اطلاعات بسته بندی هر قلم ( کدینگ و ... ) 2 – الگوی جمع آوری سفارشات اقلام در انبار برای هر قطعه ( Picking Method ) 3 – مسیرهای تردد 4 – موقعیت مکانی انبارها 5 – اطلاعات تعلق هر قطعه به انبار مربوطه 6 – موقعیت و فضای انبارش انبارکهای کنار و درون خطوط تولیدی 7 – محدودیتها و نحوه چینش قطعات در حمل کننده ( Carrier )
در نهایت پس از بارگیری محموله در بارانداز , صحت اقلام از نظر تطابق با حواله صادر شده توسط سیستم RFID چک می شود و در صورت OK بودن مجوز خروج کالا از انبار ( حواله ) نهایی می شود . پس از رسیدن وسیله حمل کننده به کنار خطوط , محموله توسط نیروهای توزیع ( Distribution Workers ) در ایستگاههای مربوطه توزیع می گردد.
شکل شماره 4- یک نمونه برنامه کامپیوتری توسعه یافته بر مبنای مدل فوق جهت سیستم تغذیه خطوط شرکت سایپا ] 3 [
5 – نتیجه گیری
دغدغه توزیع مواد در خطوط تولیدی همواره یکی از پرتنش ترین فعالیتها در سیستمهای تولیدی انبوه می باشد .زیرا تغذیه در این گونه صنایع بایستی دارای یک جریان پیوسته بوده و هرگونه وقفه در آن می تواند سبب به بار آوردن خسارتهای مالی و زیانهای هنگفت شود یک سیستم تغذیه کارآمد در چنین محیطی نیازمند آن است که کلیه قطعات و مواد مصرفی دارای طرحهای بسته بندی استاندارد و مصوب که به کلیه تامین کنندگان آن قطعه ابلاغ گردیده است باشد . علاوه بر این برای دستیابی به سرآمدی بایستی پدیده انحراف مصرف تحت کنترل کامل قرار گیرد لذا با توجه به پدیده انحراف مصرف مقادیر خارح شده از انبار بایستی کاملا منطبق با مقدار مجوز صادر شده باشد و کنترل چنین وضعیتی با تکنولوژیهای موجودی تنها در اختیار RFID می باشد . در مدل طراحی شده فوق در انجام برنامه ریزی حمل جهت تخصیص پالتها به یدکها می توان از الگوریتمهای OR استفاده نمود اما بدلیل پر اهمیت نبودن جواب کاملا بهینه و نیز سرعت بالاتر در دستیابی به جواب توسط الگوریتمهای ابتکاری و فوق ابتکاری می توان به جوابهای خوب و نزدیک به بهینه توسط این الگوریتمها نظیرGA (Genetic Algorithm) بسنده نمود . در نهایت جهت دستیابی به یکپارچگی سیستمی و استفاده از مزایای آن مجموعه فعالیتهای فوق می تواند بعنوان یکی از زیر سیستمهای ERP در ماژول SFC ( Shop Floor Control ) قرار گیرد .
مراجع: ] 1 [ علیرضا مقدمی شاد , حمل و نقل درون کارخانه ای , انتشارات شباهنگ , 1383 ] 2 [ سعید مقدسی , شناسایی از طریق فرکانس رادیویی ( RFID ) , 2006 , www.itbuzzer.net ] 3 [ مستندات تحلیلی و راهنمای نرم افزار OMPP Ver3.19 , سایپا , معاونت برنامه ریزی جامع تولید , مدیریت کنترل تولید و تغذیه خطوط ] 4 [ رضا زنجیرانی فراهانی , نسرین عسگری , مدیریت زنجیره تامین و برنامه ریزی پیشرفته , انتشارات ترمه , 1382 [1][1] Material Requirements Planning [1][2] Vendor Managed Inventory [1][3] Quick Response [1][4] Pending [1][5] بر اساس ایده آقای مهندس شیخ کبیر – مدیر محترم کنترل تولید و تغذیه خطوط شرکت سایپا [1][6] Centralized [1][7] Decentralized [1][8] Warehouses Management System [1][9] Consolidation
موضوعات مرتبط: مهندسی [ شنبه سی ام آذر 1387 ] [ 18:57 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
انواع راهها
آزاده راه (freeway) : هيچ مانعي بر سر حركت وسايل نقليه وجود ندارد . راههايي با حداقل چهار خط عبور و حايلهاي وسط راه اين راهها بدون تقاطع مي باشند . بزرگ راه (Exqressway) : مسير هايي باحداقل 4 خط عبور كه حداقل تقاطعات ترافيكي را داشته و بريدگي ها با هم حداقل km2 فاصله دارند . مراحل طرح و اجراي پروژه هاي مسير يابي در راه سازي : 1- جمع آوري اطلاعات مورد نياز شامل عكس هاي هوايي, تردد مسافر و حجم كالا , نقاط مورد نظر مسير , موقعيت پلها و آبروها و … نقشه هاي منطقه و آمارهاي لازمه از جمعيت . 2- طرح مقدماتي و شناسايي محلي ( تعيين مناسب ترين مسير از بين واريافت هاي مختلف) اين بخش بر روي نقشه هاي 25000/1 تا 200000/1 انجام مي شود امكان سنجي واريافت ها شامل نكات اجتماعي و تكنولوژيكي در اين بخش تحت عنوان فاز صفر انجام مي شود پس از آن چند گزينه مناسب و در مرحله فاز 1 انتخاب واريافت بهينه فاز 2 3- تهيه نقشه هاي بزرگ مقياس نواري از مسير اوليه به عرض 100 تا 600 متر با مقياس 500/1 تا 10000/1 4- مطالعه مسير و تهيه طرح بر اساس نقشه هاي توپوگرافي و ارائه مشخصات فني 5- تهيه نقشه هاي بزرگ مقياس از ابنيه مسير با مقياس 50/1 يا 100/1 6- ميخكوبي بر روي زمين در فواصل مورد نياز برداشت پروفيل طولي و عرضي و شمارهگذاري ميخها فاز 3 ß 7- در مراحل ساخت راه آزمايشات و كنترل هاي كيفي و كمي مصالح و لايه ها انجام مي پذيرد . فاز 4ß 8- بهره برداري از راه و سرويس و نگهداري مسير عمليات خاكي : عمليات خاكي شامل كليه كارهاي لازمه براي تميز كردن بستر و حريمه راه خاكبرداري و خاكريزي خاك , سنگ و يا ساير مصلالح از مسير و محدوده راه در منطقه عمليات طرح مي باشد. - هرگونه مصالح ساختماني كه از تخريب ابنيه بدست مي آيد پس از دور كردن از بسته و حريمه راه بايد طبق تشريفات قانوني تحويل صاحبان آن گردد . - سطوحي كه پائين تر از خط زمين طبيعي قرار گرفته اند طبق نظر دستگاه نظارت بايد ريشه كني كامل تا عمق لازمه انجام شده در بقاياي ريشه ها , علف ها , رستني ها و هرگونه مواد و مصالح نامناسب ديگر نيز از زمين كنده و بدور ريخته شود تا احتمال مدفون شدن زير خاكريز حريمه راه را نداشته باشد . - چنانچه مسير راه از داخل باغ , قلمستان , منطقه جنگلي عبور نمايد كليه درختان نهال ها و هرگونه رستني ها بايد از تمامي حريمه و بستر راه قطع و ريشه كني شده و مسير پاك گردد . - چنانچه شاخه درختانيكه در مجاورت مسير قرار گرفته يا شاخه درختاني كه دستور حفظ وحراست آنها داده شده حدود پنج متر داخل حريمه راه شده باشند اين قبيل شاخه ها بايد از نزديك تنه درخت قطع شوند . - چاله هايي كه در اثر ريشه كني درختان بوجود مي آيند بايد با مصالح مناسب بصورت لايه لايه پر شده و متراكم گردد . - تمام منطقه عمليات خاكي با حريم مقدار بايد از هر حيث تميز بوده و زيبايي ديد راه بعد از خاتمه عمليات حفظ گردد . خاكبرداري و خاكريزي برداشت هرگونه مصالح ومواد خاكي , شن وماسه اي , قلوه سنگي و سنگي, ريزشي و لغزشي صرف نظر از جنس و كيفيت آنها از مسير راه بمنظور تسطيح , شيب بندي وآماده كردن مسير اصلي راه و يا راه هاي ورودي و خروجي و جاده هاي ارتباطي موضوع عمليات خاكبرداري است. احداث خاكريز و يا بالا آوردن بستر راه با خاك و سنگ حاصله از برشها و يا با مصالح قرضه موضعي و يا جانبي و يا قرضه منتخب آماده سازي بستر زمين طبيعي براي ريختن و پخش و كوبيدن مصالح بر روي آن و نيز خاكريزي پشت پيها وشالوده ها , اطراف ابنيه فني و پر كردن اطراف لوله ها , چاهها وچاهكها وگودال هاي موضعي مشمول عمليات خاكريز است . خاك هائي كه در خاكريزي مصرف مي شود بايددر لايه هاي يكنواخت و با ضخامت ثابت درعرض خاكريز هاريخته شود . ترتيب لايه هاي خاكريزي 1-زمين طبيعي دكوپاژ مي شود ( كندن علف هاي هرز و گياهان نباتي ) به ضخامت cm20 2- در قسمتهايي كه خاكريزي عمق زيادي دارد . از مخلوط با سنگهاي درشت دانه ( راكفيل ) استفاده مي گردد كه به عنوان مثال اگر كه عمق m8/1 باشد (راكفيل ) m 3/0=5/1-8/1 3- 5 لايه 15 سانتي متري خاكريزي مي گردد با تراكم 95% 4- دو لايه 15 سانتيمتري ساب گريد با تراكم 100% طبق مشخصات فني راه 5- يك لايه 15 سانتيمتري ساب بيس از مصالح رودخانه اي طبق مشخصات فني راه . 6- يك لايه 15 سانيمتري بيس از مصالح رودخانه اي طبق مشخصات فني راه 7- دو لايه بيندر به ضخامت 5 سانتيمتر كه جمعا لايه بيندر 10 سانتيمتر ميگردد در قسمت هايي كه تعريضي داريم لايه اول بيندر با آسفالت جاده اوليه فيكس مي گردد كه به اين حالت لايه دوم بيندر و لايه توپكا روي جاده اصلي اوليه و قسمتهاي تعريضي قرار مي گيرد . 8- يك لايه توپكا به ضخامت 4 سانتي متر در صد شكستگي 80% (شن) در قسمتهاي خاكبرداري داريم و ياارتفاع خاكريزي 80 سانتي متري مي باشد (دولايه ساب گريد يك لايه ساب بيس يك لايه بيس و آسفالت اجرا ميگردد) حداكثر ضخامت راكفيل درهر لايه 30 سانتيمتر ميباشد تمام خاكريزها و همچنين ترانشه ها و بسته زمين طبيعي بايد با غلطكهاي مكانيكي متراكم شوند. براي تامين تراكم يكنواخت در تمامي لايه ها عمل مرطوب كردن و اختلاط خاكها را بايد در زمان مناسب وكافي و قبل از غلطك زني با وسايل مكانيكي انجلام داد تا فرصت توزيع يكسان رطوبت در تمام خاك وجودداشته باشد ميزان رطوبت مصالح خاكي چسبنده براي حصول تراكم مطلوب بايد در محدوده يك تا دو درصد كمتر از رطوبت مناسب و براي خاكهائي كه به تورم و انبساط گرايش دارند يك تا دودرصد بيشتر از رطوبت مناسب انتخاب شود. عمل تراكم و كوبيدن لايه هاي سنگريزي بايد آنقدر ادامه يابد تا احتمال هيچگونه نشست , تقليل حجم , جابه جايي و يا كاهش ضخامت قشرهاي كوبيده شده وجود نداشته باشد. عمليات پخش و تراكم لايه هاي خاكريز كف ترانشه ها و بستر زمين طبيعي بايد بترتيب برنامه ريزي واجرا شوند كه هر لايه و يا سطح متراكم شده در حداقل زمان ممكن بالايه بعدي پوشيده شود تا همواره لايه ها و يا سطوح متراكم شده مشخصات وميزان تراكم مورد نظر حفظ نمايند. - در محلهائي كه خاكريزي روي سراشيبي تند قرار مي گيرد و يا عمل خاكريزي روي خاكريزي موجود صورت مي گيرد پله هائي روي شيب مزبور تعبيه مي شود تا از لغزش احتمالي خاكريز جديد روي بدنه سراشيبي جلوگيري بعمل آيد و خاكريزي جديد و قديم خوب با همه قفل و بست گردد. - در شيرواني ها و ترانشه ها نبايد آثار غير منظم ابزار آلات خاكبرداري ديده شود. مقاطع عرضي وطولي بايد دقيقا طبق قواره هاي لازمه اجرا شود و ناهمواريها در محور طولي در طول شمشه 5 متري نبايد از 3 سانتيمتر تجاوز نمايد . بلوكاژ : سنگهائي كه براي بلوكاژ مصرف خواهد شد بايد به طور متوسط 05/0 متر مكعب حجم داشته باشد سنگها را طوري دست چين مي كنند كه حداقل فضاي خالي را داشته باشد و بايد سنگها كاملا روي همه قفل و بست گردند . قشر زير اساس sub base قشري از مصالح سنگي با مشخصات فني در معين و به ضخامت محاسبه شده مشخص كه بر روي بستر روسازي راه (سابگريد) به منظورتحمل بارهاي وارده از جانب قشر اساس قرار گيرد قشر زير اساس ناميده ميشود اين قشر معمولا اولين لايه از ساختمان روسازي راه را تشكيل ميدهد . قبل از اجراي عمليات بستر روسازي راه بايد عاري ازهرگونه موادزائد و اضافي بوده و طبق پروفيهاي طولي وعرضي آماده شده باشد همواري سطح ساب گريد با استفاده از شمشه كنترل مي گردد در صورتيكه شمشه 4 متري در جهات مختلف بر روي سطح سابگريد قرار گيرد ناهمواريهاي آن نبايد از cm3 تجاوز نمايد . براي كنترل رقوم سطح لايه هاي قشر زير اساس قبل از هرگونه عمليات در طرفين بستر راه و به فاصله كافي از محور ميخ هاي چوبي و يا فلزي به فواصل مشخص جهت برقرار نمودن ارتفاع كوبيده مي گردد . پخش مصالح و آبپاشي مصالحي كه طبق مشخصات فني داده شده تهيه مي گردد و به پاي كار حمل و بر روي بستر روسازي راه به فواصل مساوي و يكنواخت تخليه و سپس پخش مي گردد دانه بندي مصالح بايد قبل از حمل تنظيم شده باشد چنانچه دانه هائي درشت ترا ز حداكثر اندازه دانه هاي درشت تر از حداكثر اندازه دانه بندي مجاز باشد بايستي از سطح راه برداشته به خارج از حريم راه حمل گردد . بهنگام پخش مصالح نبايد دانه هاي درشت و ريز ازهمه جدا شوند بوسيله گريدر يا هر وسيله ديگر مصالح پخش شده بايدآنچنان پروفيله شود كه پس از آبپاشي و كوبيدن ابعاد آن برابر با رقوم ابعادو شيب داده شده در نقشجات باشد . پس از پخش و پروفيله كردن مصالح آبپاشي بوسيله تانكر آب پاش با فشار يكنواخت آغاز ميگردد . آبپاشي طوري بايستي انجام شود كه تمام دانههاي مصالح به طور يكنواخت مرطوب گردد توقف تانكر آبپاش بهنگام آبپاشي لايه زير اساس مجاز نمي باشد آبپاشي نبايد به نحوي انجام گيرد كه موجب صدماتي به بدنه خاكي راه گردد . مقدار آب لازم براي آبپاشي بر مبناي درصد رطوبت بهينه كه قبلا در آزمايشگاه بدست آمده است مي باشد تفاوت مجاز آب مصرفي 5/1± درصد جذبي آب مورد لزوم براي رطوبت بهينه ميباشد. كوبيدن لايه زير اساس پس از آبپاشي بلافاصله غلطك 10 تا 12 تني استوانه اي فلزي آغاز ميگردد علاوه بر غلطك هاي نامبرده مي توان از غلطك هاي لرزشي نيز استفاده نمود ولي قبل از استفاده از غلطك لرزشي, غلطك زني بايد با غلطكهاي استاتيكي انجام شود نوع ووزن غلطك ها بايد متناسب با تنوع مصالح مصرفي باشد ووزن غلطك مورد استفاده نبايد طوري باشد كه سبب خرد شدن دانه هاي مصالح زير غلطك گردد . عمليات غلطك زني از كناره هاي راه شروع و به محور آن ختم مي گردد و در پيچ ها غلطك زني از داخل قوس و يا پست ترين نقطه شروع شده و به بلندترين نقطه خارج از قوس ختم مي گردد. غلطك زني و در صورت لزوم توام با آب پاشي بايد آنقدر ادامه يابد تا اينكه يك لايه كوبيده شده و منسجم مطابق ابعاد و شيب داده شده در نقشه هاي تيپ بدست آيد لايه كوبيده شده قشر زير اساس در هر روز بايد به قسمتهاي مساوي و به طول 150 تا 200 متر در هر خط عبور تقسيم گردد ودرهر قسمت يك آزمايش دانسيته در جا طبق روش آشتو انجام گيرد . در صورتي كه تراكم نسبي بدست آمده كمتر از حد مجاز باشد بايد لايه كوبيده شده شخم و سپس با آب پاشي و غلطك زني آنقدر كوبيده گردد تا تراكم نسبي قيد شده تامين گردد . سطوحي كه كوبيدن آنها باغلطكهاي خودرو امكان پذير نباشد ميتوان از وسايل كوبنده موتوري كوچك استفاده نمود مشروط به اينكه تراكم مورد نظر تامين گردد . هر نوع ناهمواري كه بهنگام و يا بعداز غلطك زني ظاهر شود با برداشتن قسمتي از مصالح در نقاط مرتفع و يا اضافه نمودن مصالح در نقاط پست بايداصلاح گردد. حداكثر ضخامت هر لايه كوبيده شده از قشر زير اساس برابر با 15 سانتي متر مي باشد رقوم سطح تمام شده هر لايه از قشر زير اساس و قبل از پوشش با لايه بعدي با توجه به نميرخ هاي طولي وعرضي اندازه گيري ميشود در هر نقطه اختلاف بين رقوم هاي مورد نظر و آنچه ساخته شده نبايد از 2± سانتيمتر تجاوز نمايد . حفاظت سطح راه بهنگام اجراي عمليات بمنظور حفاظت مشخصات قشر زير اساس پيمانكار بايد برنامه اجرايي عمليات قشر زير اساس را طوري تنظيم كند كه پس از پخش و كوبيدن قشر زير اساس و حصول اطمينان از دارا بودن مشخصات مورد نظر روي آن با مصالح قشر بعدي پوشيده شود وهمچنين از عبور و مرور وسايل نقليه و ماشين آلات راه سازي روي آن بايد جلوگيري نمود . اساس : Base قشري از مصالح سنگي و يا مخلوطي از مصالح سنگ و مواد چسبنده قير و يا سيمان (اساس قيري، سيماني) با مشخصات فني معين و به ضخامت محاسبه شده مشخص كه بر روي بستر آماده شده راه و يا قشر زير اساس به منظور تحمل بارهاي وارده از جانب قشر رويه قرار ميگيرد . قشر ناميده ميشود. اساس شني يا سنگي اساس شني يا سنگي استخوان بندي است از مصالح سنگي با مشخصات فني معين را به ابعاد هندسي مورد نظر بر روي قشر زير اساس و يا بسته رو سازي راه قرار گرفته و طبق شرايط فني قيد شده با رطوبت مناسب كوبيده شود. از عبور و مرور وسائل نقليه پس از اتمام عمليات بر روي قشر اساس بايد بشدت خودداري نمود زيرا باعث ميشود كه بيس شن زده گردد و در اين صورت بايد دانههاي جدا شده را تيغ زده و بعداز آب پاشي و كوبيدن آن توسط غلطك و پس از خشك شدن بيس علميات قير پاشي انجام گردد ضخامتهاي بيس ـ ساب بيس – ساب گريد به صورت استاندارد 15 سانتي متر ميباشد هر چه كه ارتفاع خاكبرداري زياد باشد عرض بستر زياد ميشود به علت اينكه عرض پاشنه خاكريزي بيشتر ميگردد. هر چه كه ارتفاع خاكريز بيشتر باشد عرض پاشنه خاكريزي اضافه ميگردد عرض پاشنه خاكريز بر اساس شيب شيرواني خاكريزي كه توسط مشاور ابلاغ ميشود تعيين ميگردد. اندود سطحي (تك كت) پخش يك لايه بسيار نازك آمولسيون قير روي سطح آسفالتي يا بتني به منظور آغشته نمودن سطوح مزبور و ايجاد چسبندگي با قشر آسفالتي كه متعاقباً روي آن پخش ميشود اندود سطحي يا تك كت ناميده ميشود. پاك كردن سطح راه: قبل از پخش آمولسيون قير جهت تك كت ميبايستي با جا روي مكانيكي تماسه سطح راه يا قسمتي كه آلوده به گرد و غبار ميباشد نموده بطوريكه سطح راه عاري از هرگونه گرد و غبار و خاك و مواد زائد ديگر باشد چنانچه در بعضي از قسمتهاي سطح راه گل آلود باشد ميبايستي قبلاً با آب شسته شود. چنانچه دو يا چند قشر آسفالت در فاصله كوتاه بطور متعالي روي يكديگر پخش گردند بشرط اينكه باران روي سطح آسفالته نباريده و آلوده به گرد و غبار نباشد با نظر دستگاه نظارت ميتوان از پخش شده داراي انعطاف پذيري كافي بوده و چسبندگي بين لايه ها به واسطه وجود فيلم قير در سطح دانهها آسفالت امكانپذير است. وسائل اجراي كار: 1ـ جا روي مكانيكي و يا هواي فشرده و در صورت لزوم ماشين آبپاشي 2ـ دستگاه پخش آمولسيون قير پخش كن آمولسيون قير بايد كاملا مجهز و بدون عيب و تنظيم شده باشد بطوريكه بتوان آمولسيون قير را بطور يكنواخت و به مقدار معين در عرض تعيين شده پخش نمايد. براي اين منظور بايد دستگاه پخش كن مجهز به سرعت سنج باشد از سرعت دستگاه را به حسب متر يا فوت در دقيقه نشان دهد پمپ دستگاه پخش كن بايد داراي تاكو متري باشد كه بوسيله آن بتوان مقدار آمولسيون بتوان مقدار آمولسيون قير كه از لولههاي پخش كن خارج ميگردد بر حسب ليتر در دقيقه كنترل نمود. در صورت لزوم و با توجه به درجه حرارت هوا ، دستگاه پخش آمولسيون قير بايد مجهز به گرمكن بوده تا بتواند آنرا به حدود درجه حرارت لازم براي پخش برساند طول لولههاي پخش شده بايد به طور عادي حدود 4 متر بوده و براي عرضهاي كمتر يا بيشتر قابل تنظيم باشد. دستگاه پخش آمولسيون قير هر روز پس از خاتمه كار بايد با نفت سفيد يا مواد مشابه كاملا شسته گردد. مخازن آمولسيون قير بايد در مقابل سرما محافظت شود تا آمولسيون قير يخ نزد مخازن مزبور بايد در بسته باشد تا آمولسيون قير در معرض هوا قرار نگرفته و گلبولهاي آن در سطوح آمولسيون قير دلمه نشود. در موقع پخش امولسيون قير بطوريكه نبايد درجه حرارت هوا در محل كار كمتر از 10درجه سانتيگراد است ضرورت يابد پخش امولسيون قير بايد با موافقت دستگاه نظارت و پيشبيني هاي لازمه بعمل آيد ولي به هر حال اندود سطحي در مواقعي كه درجه حرارت كمتر از 5 درجه سانتيگراد است نبايد انجام شود. اندود نفوذي (پريمكت) پخش يك لايه قير مخلوط با گرانروي كه در سطح شني راه اندود نفوذي يا اصطلاحاً پريمكت ناميده ميشود . اندود نفوذي به منظور آماده نمودن سطح راه شني جهت پخش قشر آسفالت انجام مي گردد قير پريمكت كه در سطح راه شني پخش ميگردد. در داخل خلل و فرج آن نفوذ نموده و علاوه بر تحكيم سطح شني راه سبب تسهيل چسبندگي قشر آسفالت به بدنه راه ميگردد. بيش از 10 درجه و موقعي كه هوا رو به سردي ميرود بيش از 15 درجه سانتيگراد باشد. آسفالت سطحي يك لايه اي و دو لايه اي پخش يك لايه قير روي سطح آماده راه كه بلافاصله روي آن مصالح شكسته و تميز پخش گردد آسفالت سطحي ناميده ميشود. اين نوع آسفالت معمولا در دو لايه و در مواردي در يك لايه بندرت در سه لايه پخش ميشود. كه بترتيب آسفالت سطحي يك لايه اي و دو لايه اي و سه لايه اي ناميده ميشود. ضخامت آسفالت سطحي يك لايهاي تقريباً معادل اندازه ماكزيمم اسمي مصالح ميباشد. و ضخامت آسفالت سطحي دو لايه معادل اندازه ماكزيمم اسمي مصالح لايه اول است. كليه نقاط ضعيف سطح راه شني (قشر اساس) مانند چاله يا نشست بايستي با مصالحي كه در ساختمان قشر اساس بكار رفته است مرمت شود بهر حال تمامي سطح راه بايستي پروفيله و ضمنا فاقد هرگونه مواد سست يا شل باشد . بطوريكه قسمت هاي مرمت شده و ضعيف مشابه ساير قسمتهاي راه را داشته باشد. در مورد راههاي شني ميبايستي عمليات بترتيبي برنامه ريزي گردد كه بالافاصله پس از آماده شدن قشر اساس و قبل از عبور ترافيك از روي آن عمليات آسفالت سطحي انجام گيرد به نحوي كه راه كاملا پروفيله و شيبهاي طولي و عرضي آن تامين شده باشد. وسائل اجراي كار وسائلي كه براي اجراي آسفالت سطحي لازم ميباشد به شرح زير است. جاروي مكانيكي و يا هواي فشرده و در صورت لزوم ماشين آبپاش غلطك چرخ لاستيكي سه تن ، عرض كوبيده غلطك چرخ لاستيكي بايد بيش از 150 سانتي متر بوده و وزن آن قابل تغيير و فشار سطح تماس آن حداقل 40 پوند بر اينچ مربع باشد. پخش كن مكانيكي براي مصالح سنگي كه بتوان دقيقاً آنرا براي پخش مقدار معيني از مصالح در متر مربع ميزان كرد. دستگاه پخش آمولسيون قير و يا قير پاش. پخش و كوبيدن مصالح سنگي پخش مصالح سنگي بايد با وسائل پخش كن مكانيكي كه در شرح وسائل اجراي كار قبلا ذكر شده است انجام گيرد قبل از ريختن قير كاميونهاي حاصل مصالح سنگي بايد در محل كار آماده باشند كاميونهاي حاصل مصالح سنگي بايد از عقب به جود حركت كنند تا ابتدا مصالح سنگي روي قير پخش شود و سپس چرخ كاميون از روي آن عبور كند. مصالح سنگي بايد بلافاصله پس از پاشيدن قير يا آمولسيون روي سطح راه پخش شود بالافاصله بعداز پخش مصالح سنگي بايد عمل غلطك زني شروع شود تا دانه هاي مصالح سنگي كاملاً به قير و سطح راه بچسبد. براي هر پخش كن مصالح سنگي لاقل بايستي دو غلطك چرخ لاستيكي بكار برده شود عمل غلطك زني نبايد پس از عمل آمدن قير ا دامه يابد زيرا دانههاي مصالح سنگي در جاي خود لق شده و از سطح راه كنده ميشود در هر حال فاصله زماني بين پخش مصالح سنگي لايه اول و پاشيدن قير لايه دوم نبايد از 48 ساعت كمتر باشد قبل از پخش قير لايه دوم بايد با جارو مكانيكي خرده سنگهاي اضافي لايه اول از سطح راه پاك گردد. لكه گيري قسمتي از جاده را كه خراب شده است ابتدا با مشخصات هندسي شخص مربع و يا مستطيل يا كمپرسور كنده و سپس با جارو كردن و تميز كردن سطح آن قير را در كف و ديوارههاي لكه مي ريزيم و بايد ديواره لكه و كف آن به هم عمود باشند پس با دو غلطك لاستيكي و فلزي روي آن تردد شود تا كاملاً متراكم گردد. قالب بندي طبقه بندي قالب ها قالب ها به طور كلي به سه دسته تقسيم ميشوند. قالب هاي معمولي ـ قالب هاي دقيق ـ قالب هاي مخصوص قالب هاي معمولي : اين گونه قالب هاي از تختهها يا صفحات چوبي كنار هم قرار داده شده ساخته ميشود كه بايد همسطح و به همچسبيده باشد و حداكثر درزها 2 ميليمتر و اختلاف سطح دو تخته يا صفحه كنار هم از 3 ميليمتر بيشتر نباشد و بايد شرايط آب بندي را داشته باشند. قالب هاي دقيق : قالبهاي دقيق از تخته هاي رنده شده يا صفحات چوبي ساخته مي شود درز و اختلاف سطح دو تخته يا دو صفحه كنار هم نبايد به ترتيب از 5/0 و 1 ميليمتر بيشتر باشد قالب هاي دقيق ممكن ا ست فلزي باشند و دقت اين قالب ها بايد حداقل مانند نوع چوبي آنها باشد اگر لازم باشد ميتوان درز قالبهاي را با نوار ژسب پوشاند يا بين دو درز را نوار لاستيكي قرار داد. آب بندي قالب ها: آب بندي قالب ها بايد به نحوي باشد كه شيره سيمان از قالب خارج نشود و چنانچه بتن ريزي در مجاورت آب انجام شود مانع از نفوذ آب به داخل بتن گردد. مقاومت : قالبها و داربست ها بايد در برابر بارها و سربارها و اثرات مختلفي كه تا پايان عمليات برچيدن آنها وارد مي شود مقاومت كافي داشته باشند. تغيير شكل تغيير شكل قالب ها و داربست ها تحت اثرات مختلفي كه به آنها وارد مي شود نبايد به ابنيهايكه تازه بتن ريزي شده ا ست يا در حال گرفتن و سفت شدن است لطمه وارد آورد. بعلاوه اين تغيير شكل نبايد اثرات سوئي در ايستائي و حالت ظاهري بنا در وضعيت نهائي آن داشته باشد. خيز معكوس چنانچه دستگاه نظارت درخواست نمايد پيمانكار موظف است خير معكوس لازم براي قالب ها و داربست ها را قبل از شروع عمليات محاسبه و ارسال نمايد. آماده كردن قالبها پاكيزگي : قالب ها بايد به اندازه كافي تميز باشد تا اثري روي سطح خارجي بنا باقي نگذارند. تميز كاري قبل از روغن مالي قالب ها بايد به دقت تميز شوند تا عاري از گرد و خاك و هر نوعه آلودگي باشند روغن مالي : كليه انواع قالبهائي كه فاقد رنگ مخصوص قالب هستند بايد روغن مالي شود روغن اضافي باقيمانده در كف قالب را بايد با اسفنج تميز نمود. روغنهاي استفاده شده به روغن مخصوص قالب بندي معروف اند و اثراتي روي سطح بتني باقي نميگذارند و نبايد اثر اسيدي داشته باشند. استفاده مكرر : اگر يك قالب چندين بار مورد استفاده قرار گيرد پس از هر بار استفاده بايد تميز شود و قبل از استفاده مجدد به حالت قابل قبول در آيد. قالب برداري : قالب برداري بتن بايد با احتباط و بدون ضربه و فقط به كمك نيرو استاتيك انجام پذيرد. كارخانه آسفالت براي انجام دادن روسازي پروژه هاي راهسازي بايد حتما كارخانه آسفالت در نزديكي كار وجود داشته باشد تا براي رساند آسفالت از كارخانه تا محل پخش آسفالت خاصيت چسبندگي خود را از دست نداده و سرد و سخت نشود و براي تهيه مصالح آسفالت بايد معدني را اختيار داشت و براي در اختيار گرفتن معدن بايد از امور اراضي ـ مناب طبيعي ـ محيط زيست ـ امور رودخانههاي سازمان آب مجوز رسمي دريافت كرد و تست هاي لازمه براي مصالح آسفالت بايد انجام گيرد و ميزان افت وزني ـ سايش ـ مقاومت در برابر عوامل جوي ـ ويد مورد نياز تعيين گردد. طريقه توليد آسفالت در كارخانه آسفالت پاركر ابتدا مصالح از محل دپو به سيلوهاي شمار يك (ماسه) و شماره دو (نخودي) و شماره سه (بادامي و درشت دانه) ريخته ميشود و از آن به نوارهاي مادر هدايت ميشود و سپس بعداز عبور از سرند به روي نوار دراير مي ريزد و به سوي دراير گرم هدايت ميشود وبعداز جذب حرارت مورد نياز گرد و غبار آن توسط اگزوز فن گرفته و ما بقي همراه حرارت خارج ميگردد و سپس توسط الواتور گرم يا بالابر به سمت بالا هدايت ميشوند و از سرند چهار طبقه كه جدا كننده مصالح مي باشد به داخل بين ها هدايت مي شوند و طبق نوع مصالح مورد نياز در آسفالت مصالح داخل باسكول مصالح ميگردد وهمزمان با قير مورد نياز وارد ميكسر ميگردد و بعداز 45 ثانيه از ميكسر تخليه مي گردد. درجه حرارت مصالح (150-140) و درجه حرارت قير (130-120) مي باشد طرح اختلاط آسفالت بيندر در كارخانه آسفالت پاركر براي تهيه آسفالت توپكا درشت دانه كاملا حذف و بادمي حدود 10%مورد نياز مي باشد . كارخانه آسفالت پاركر 120 كه در ساعت بايد 120 تن آسفالت توليد نمايد كه در حال حاضر به علت فرسودگي ميكسر درايد ضعيف بودن فن روزانه در هر ساعت 80 تن بيشتر توليد نمي كند . مصالح در تهيه آسفالت بايد خشك باشدو درصد شكستگي (80%) در كارخانه آسفالت براي روشن كردن مشعل جهت داغ كرد قير شير گازوئيل را بازكرده تا گازوئيل جريان يابد و سپس مشعل آتش را نزديك لوله فن برده و فن را روشن مي كنيم و موقع خاموش كردن شير گازوئيل را بسته و فن را خاموش مي كنيم . موقع روشن بودن كارخانه مهمترين چيزهايي بايد كنترل گردد عبارت است از درجه حرارت مصالح و درجه حرارت قير و آمپر كليه دينامها و در صورت بالا رفتن درجه حرارت آسفالت بايد گازوئيل مشعل را كم كرد. تعداد ماشين هاي مورد نياز براي حمل آسفالت بستگي به مسافت حمل دارد كه هر چقدر مسير طولاني تر باشد ماشين هاي بيشتري براي حمل مورد نياز مي باشد و در هر ماشين ده چرخ تقريبا 22-20 تن آسفالت بارگيري ميشود و در هر ساعت چهار ماشين مي توان بارگيري نمود . در صورتي كارخانه به فعاليت ادامه مي دهد كه حداقل 2 ماشين در كارخانه باشند در غير اين صورت كارخانه به صورت موقتي خاموش مي گردد (مشعل خاموش – توزيع بار قطع) و براي روشن كردن تمام دينامها روشن – مشعل روشن و توزيع بار شروع مي گردد . در هنگام خاموش كردن كلي دستگاه بايد بارهاي درايه – الواتور گرم - سرندها - بين ها كاملا تخليه گردد و به مقدار يك بچ مصالح داخل باسكول مصالح نگهداري مي شود كه در جهت شستشوي ميكسر مي باشد و مقدار 90-100 ليتر گازوئيل با يك بچ مصالح كه حدود 1785 كيلو گرم مي باشد . در ميكسر تركيب و بعد از يك دقيقه تخليه مي گردد و كليه دينامها و مشعل خاموش مي گردند .( براي ورود گازوئيل ابتدا شير قير را بسته و سپس شير گازوئيل را باز مي كنيم كه آمدن گازوئيل باعث شسته شدن لوله رفت قير ميگردد و لوله برگشت با توجه به شيب لازم خود به خود تخليه ميگردد . موضوع آزمايش دانه بندي مصالح شني بتن ( شن بتن ) ابتدا (4-5/3) كيلوگرم مصالح را به صورت كوپه درآورده و بعداز مخلوط كردن كامل آن را به چهار قسمت مساوي تقسيم مي كنيم و از آن دو قسمت مساوي را برداشته و در دو ظرف جداگانه قرار ميدهيم اگر كه مصالح زياد خاك داشته باشد يك آزمايش SE هم بدان انجام ميدهيم كه براي آزمايش SE ابتدا مصالح را از 16/3 عبور داده و مصالح را در سيني به صورت يك كوپه در آررده و كاسه مخصوص SE را به صورت چرخشي در كوپه مصالح پرس مي كنيم و پس 10 ضربه به ته آن زده ميشود تا فضاي خالي آن پر گردد و سپس با كارتك روي آن را صاف كرده و كاسه SE را درون استوانهاي كه تا 10 (محلول استوك پر شده است مري ريزيم و بعداز زدن چند ضربه به تدان به مدت 10 دقيقه صبر مي كنيم و سپس درپوش لاستيكي را روي آن قرار داده و در دستگاه چيكر قرار ميدهيم و بعداز زدن 127 ضربه با دستگاه ابتدا درپوش را با محلول استوكس شسته و سپس ديوارهها و شلنگ را به ته استوانه آورده و به صورت چرخشي به بالا ميآوريم تا استوانه تا 38 سانتي متر از محلول پر گردد و بعداز گذشتن 20 دقيقه پيستون SE را وارد استوانه كرده قبل از اين كه پيستون را وارد نمائيم عدد فيلر را ياداشت مي نمائيم و بعداز وارد كردن پيستون جاي را كه لاستيك پيستون مشاهده ميگردد در فيلر مي خوانيم. و عدد دو را به عدد اول تقسيم كرده و بعنوان SE آن بدست مي آيد. و براي دانه بندي مصالح را در الكهاي رو به رو عبور داده و وزنهاي مصالح مانده در روي الك را خوانده در روي ترازو و پس درصد مانده و درصد رد شده را حساب كرده و جدول را تكميل مي نمائيم . موضوع آزمايش : دانه بندي مصالح شسته طبيعي در بتن ابتدا مصالح ماسه شسته طبيعي را به مقدار (5/2 – 8/1 )كيلوگرم برداشته و آن را به صورت يك كوپه در آورده و به چهار قسمت مساوي تقسيم ميكنيم كه يك قسمت آن را براي آزمايش دانه بندي و قسمت ديگر آن براي تعيين SE موجود در مصالح استفاده كرده و دو قسمت ديگر را استفاده نميكنيم و اين عمل براي آن است كه مصالح تقريبا به صورت مساوي مخلوط شدند و هر دو ظرف مصالح را درون آون قرار داده تا جايي كه كاملا مصالح خشك گردد و براي آزمايش SE ابتدا مصالح را از 16/3 عبور داده و مصالح را در سيني به صورت يك كوپه در آورده و كاسه مخصوص SE را به صورت چرخشي در كوپه پر ميكنيم و سپس 10 ضربه به ته آن زده ميشود تا فضاي خالي آن پر گردد و سپس با كارتك روي آن را صاف كرده و كاسه SE (مصالح آن) را درون استوانهاي كه تا cm10 (محلول استوكس پر كردهايم ميريزيم و بعداز زدن چند ضربه به ته آن به مدت 10 دقيقه صبر ميكنيم و سپس درپوش لاستيكي را روي آن قرار داده و در صورت موجود بودن دستگاه چيكر 127 ضربه به آن زده مي شود و در غير اينصورت 90 ضربه رفت و برگشت با دست به آن زده و سپس آن را برداشته و بعد از شستن درپوش لاستيكي با محلول استوكس و ديواره آن از ته استوانه به صورت چرخشي و به سمت بالا با محلول استوكس استوانه را تا cm 38 پر مي كنيم و سپس بعد از گذشتن 20 دقيقه پيستون SE را داخل آن كرده و قبل از اين كار ابتدا خط بالايي فيلر را مي خوانيم و بعد از داخل كردن پيستون به دورن استوانه آن را آرام پايين آورده تا پيستون از بيرون ديده شود بدون اعمال كردن فشار زياد و پس عدد فيلر در روي پيستون (حلقه لاستيكي آن) را مي خوانيم و عدد كوچك را به عدد بزرگ تقسيم كرده و ميزان SE بدست ميآيد و الكهاي ماسه شامل الكهاي 200- 100- 50 - 30- 8- 16/3 – 8/3 وزن كرده و در جدول مربوطه يادداشت مي نمائيم طبق جدول درصد مانده و درصد رد شده را بدست ميآوريم و در انتها مقدار فيلر موجود در آنرا نيز بدست ميآيد. موضوع آزمايش : تعيين ميزان استحكام و نرمي و دانه بندي آسفالت براي تعيين ميزان استحكام ونرمي آسفالت از آزمايش مارشال استفاده ميگردد كه در آن ابتدا 1265 گرم آسفالت رادر آون قرر داده تا به دماي ْ140-130 برسد و سپس ديواره قالب مارشال را با روغن آغشته كرده و آسفالت را در قالب مارشال ريخته كه در اين عمل سعي مي گردد كه در ته و روي آن آسفالت ريزدانه تري ريخته شده و 15 ضربه به كناره و 10 ضربه به وسط آن توسط كارتك اعمال مي گردد و سپس چكش مارشال را به مقدار كمي حرارت داده تا گرم گردد و سپس ته آن را با روغن آغشته و 75 ضربه توسط چكش مارشال به قالب مارشال از رو و 75 ضربه از زير اعمال ميگردد و قالب مارشال را با يك پارچه نمناك پوشانده تا سرد شود و سپس در جك مارشال آسفالت را از قالب بيرون آورده و بعد از گذشت 24 ساعت آن را درداخل حمام آسفالت كه آب آن بايد در دماي ْ61-59 باشد به مدت 30 دقيقه قرار مي دهيم و بعد از آن كه آسفالت را از حمام آسفالت بيرون آورديم آن را با يك پارچه خشك – خشك كرده و در قالب دستگاه فشار مارشال قرار داده و با اعمال فشار به آن ميزان استحكام و نرمي آسفالت را بدست مي آوريم و معمولا ميزان فيلر آسفالت بين (8-2) و ميزان قير (4/2-2/4) و ميزان Gagg آن 675/2 و ميزان ويد آن (6-3) كه مناسب ترين ميزان ويد بين (5-5/4) ميباشد. - براي تعيين دانه بندي ابتدا يك كوپه آسفالت را به چهار قسمت مساوي تقسيم كرده و سپس دو قسمت آن را مجددا به چهار قسمت مساوي تقسيم مي كنيم و از يك قسمت از ان براي آزمايش دانه بندي استفاده مينمائيم كه ابتدا آسفالت را وزن كرده و يادداشت مينمائيم و سپس وزن فيلتر را يادداشت مينمائيم و بعد از آن آسفالت را در داخل كاسه استراكشن قرار داده و بعد از آن فيلتر را روي كاسه قرار داده و روي آن را محكم بسته و آن را در داخل قالب استراكشن قرار ميدهيم و از روي قالب يك ليتر بنزين به آن اضافه مي نمائيم و سپس بعد از 20 دقيقه با دسته استراكشن به آن ضربه زده تا زماني كه كلاً بنزين و قير شسته شده خارج گردد و سپس مجدداً به آن يك ليتر بنزين اضافه كرده و بعد از گذشت 10 دقيقه مجدداً با دسته استراكشن به آن ضربه زده تا زماني كه بنزين و قير شسته شده خارج گردد و اين كار را در دو زمان 10 دقيقهاي ديگر انجام ميدهيم و در مرحله آخر ديگر رنگ بنزين به صورت طبيعي ميباشد و نشان دهنده آن است كه قير كاملا شسته شده و خارج گرديده است و مصالح باقي مانده در كاسه استراكشن را در ظرفي ريخته و آن رادر آون قرار ميدهيم تا كاملا خشك گردد و سپس آنرا با ريكا شسته تا چربي آن از بين رفته و اين كار را براي اين مي باشد كه فيلر به راحتي از سنگدانه ها جدا گردد در هنگام الك كردن و سپس آن را مجددا در آن خشك كرده و مصالح باقي مانده را در الك هاي (1 – ً4/3- ً8/3 – ً16/3-8-50-200) عبور داده و ميزان دانه بندي را تعيين مي نمائيم . تعريف نقشه نقشه تصويري افقي و قراردادي از تمام يا قسمتي از سطح زمين مي باشد كه عوارض مورد نظر را در مقياس كوچكتر از اندازه واقعي بر روي صفحه كاغذ نشان ميدهد و وسيله اي است كه عوارض زمين را با دقت مشخص مينمايد نقشه اي كه قرار است مبناي مطالعات جهت اجراي پر وژه اي قرار گيرد بايد دقيق و درست باشد و اطلاعات موجود در آن به آساني قابل فهم همگان بوده و به آساني قرائت شود. هدف از نقشه برداري : مشخص كردن شكل زمين بطور كلي يا قطعه اي از سطح زمين و عوارضي است كه بر سطح آن ديده مي شود و در كارهاي سطحي تعيين حدود قطعات زمين هدف كار نقشه برداري است و نيز در كارهاي مهندسي مطالعه و پياده كردن مسير شامل راه آهن – جاده ها – كانالهاي آبياري – فاضلاب لوله كشي آب و نفت و … كاربرد دارد . طريقه مستقيم اندازه گيري الف ) قدم زدن – وقتي كه دقت زيادي براي اندازه گيري فاصله مور نظر نباشد ساده ترين و كم بهاترين روش اندازه گيري بوسيله قدم زدن و شمارش كردن آن وداشتن متوسط اندازه قدمها امكن پذير است . ب) كيلومتر شمار : معمولا مي توان از كيلومتر اتومبيل و يا وسايل شبيه دوچرخه موتور سيكلت مسافت بين دو نقطه را اندازه گيري نمود يعني با حركت چرخ اتومبيل و يا دوچرخه در روي امتداد و انتقال مسافت طي شده از محيط چرخ به صفحه كيلومتر شمار مسافت را تا دسيمتر اندازهگيري كرد . ج) نوار فلزي مدرج : نواري است كه از فولاد به عرض يك سانتي متر و به طول هاي 10-20-30-50-100 متري كه به تقسيمات ساده تري مدرج شده و 10 سانتي متر اول آن داراي تقسيمات ميليمتري مي باشد . د) نوار يا سيم انواري : سيم انوار از آلياژ فولاد و نيكل ساخته شده و تغييراتش خيلي كم بوده وبراي اندازه گيري فواصل خيلي دقيق در مثلث بندي و ژئودزي بكار برده مي شود اين نوار هميشه تعليق و روي سه پايه بكار برده شده . شناخت وسايل اوليه نقشه برداري 1-ژالون : ميلهاي است استوانه اي شكل از جنس چوب يا فلز يا پلاستيك به قطر دوسانتيمتر و طول دو متر كه بعضي از آنها رو قسمتي اند و قابل اتصال به همه ساخته مي شوند و براي اينكه ژالون راحت به حالت قائمه قرار گيرد ونيز در زمين فرو رود در يك سران نوك تيز سنگي از جنس فولاد يا مشابه آن تعبيه مي نمايند و معمولا مورد استفاده ژالون به جهت امتداد يابي يا تعيين سمت جهت حركت روي زمين بوده و براي مشخص شدن به دو رنگ سفيد و قرمز به فواصل نيم متري رنگ آميزي مي شود . 2- تعريف شاغول : عبارت است از يك قطعه فلز مخروطي شكل كه به نخي آويزان شده كه در امتداد اثر وزن خود در امتداد قائم مي ايستد ومورد استفاده شاغول براي قائم كردن ژالون مي باشد . 3- شيب سنج دستي : از سه قسمت لوله – قوس مدرج تراز لوله اي تشكيل شده است كه جباب تراز آن توسط آينه اي در داخل لوله دستگاه منعكس ميگردد . 4- گونياي ساعي : چون در نقشه برداري در مورد بسياري از زاويه قائم استفاده مي شود كه آن جمله گونياي ساعي است . عمليات با وسايل ساده نقشه برداي طرز ژالوان گذاري يك امتداد با وسايل ساده نقشه برداري مي توان با دقت فواصل افقي نقاط را كه بسيار به آن نياز داريم اندازه گيري كنيم همان گونه كه مي دانيم فاصله دونقطه يعني كوتاهترين راه بين آن دو امتدادي است مستقيم و قبل از اندازه گيري هر فاصله در نقشه برداري اين امتداد و مستقيم را با چند ژالون مشخص مي كنيم و به اين كار ژالون گذاري امتداد گويند چنانچه طول خيلي كوتاه باشد طوري كه بتوان با يك بارمتر كشي آن را اندازه گرفت ديگر احتياج به اين كار نيست عمل ژالون گذاري به اين ترتيب انجام مي گيرد كه ابتدا روي دو ژالون به طور قائم مي گذاريم و يك نفر پشت يكي از دو ژالون به فاصله حدود 2 متر مي ايستد در حالي كه يك چشمي را بسته و با چشمي ديگر به ژالون نگاه مي كند بطوري كه دو ژالون را روي همه ببندد و بعد نفر ديگري ژالوني را بطور قائم در امتداد تقريبي دو نقطه مذكور به چپ و راست حركت مي دهد تا نفر اول هر سه ژالون را در يك امتداد ببيند ا ين كار براي هر چند نقطه كه لازم باشد تكرار مي گردد تا براي متر كشي كاملا مشخص گردد . علامت دادن با دست : وقتي كه فاصله بين افراد كه با يكديگرعمل ژالون گذاري را انجام مي دهند زياد باشد ديگر صدا به طور رسا به گوش نمي رسد در اين حالت پشت ژالون ابتدايي قرار ميگيرند براي فرمان دادن به فنر دوم كه ژالون ديگر را جا به جا مي كند به وسيله علامت دادن با دست منظور خود را مي فهماند بنابراين لازم است اين دونفر علائمي بصورت قراردادي تعيين نمايند تا هنگام عمل از آن استفاده نمايند . تعيين محل تقاطع دو امتداد با ژالون گذاري چنانچه بخواهيم محل تلاقي دو امتداد AB و CD را بر روي زمين مشخص كنيم بر روي هر كدام از نقاط A و B و C و D يك ژالون بطور قائم ميگذاريم و سپس يك نفر در پشت ژالون نقطه A و B و نفر دوم پشت نقطه C يا D قرار مي گيرد به كمك نفر ا ول نفر سوم ژالون قائمي را روي امتداد AD حركت مي دهد و نفر دوم وقتي آن را در امتداد CB ديد اطلاع مي دهد نقطه O بدين صورت محل تلاقي دو امتداد مورد نظر بدست مي آيد . تعيين امتداد موازي امتداد معلوم اگر امتداد AB روي زمين داشته باشيم وبخواهيم امتدادي به موازات آن به فاصله d مشخص نمائيم به اين ترتيب عمل مي كنيم كه نقطه اي مانند m بر روي AB انتخاب كرده و با گونيا از اين نقطه َm بدست آيد از َm نيز عمودي ديگر با گونيا بر امتداد َmm مي سازيم بدين ترتيب CD بدست مي آيد كه امتدادي موازي AB و به فاصله d از آن است . تراز ياب و تراز يابي : (اندازه گيري ارتفاع) تعيين ارتفاع نقاط به طور كلي بر اين فرض استوار است كه سطحي را بعنوان مبناي ارتفاع در نظر گرفته و فاصله قائم نقاط از اين سطح پيدا ميكنيم ولي به طوري كه خواهيم ديد نمي توان ارتفاع همه نقاط را مستقيما نسبت به اين سطح مبنا بدست آورد ومجبوريم ارتفاع هر نقطه را نسبت به ارتفاع نقطه معلوم ديگري درنزديكيهاي آن بدست آوريم به اين ترتيب است كه ارتفاع نقاط مختلف يك منطقه به تدريج يكي نسبت به ديگري تعيين ميگردد در واقع اندازه گيري اختلاف ارتفاع پايه تعيين ارتفاع را تشكيل ميدهد. عملياتي كه براي تعين ارتفاع و يا اختلاف ارتفاع صورت مي گيرد ترازيابي مينامند . موضوعات مرتبط: مهندسی [ جمعه بیست و یکم دی 1386 ] [ 23:9 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
تحقیر زن در فرهنگ و ادبیات!؟ در داستان ها، اشعار، مقالات، کتاب های مذهبی، مباحث و دیالوگ های روزمره، ضرب المثل ها، کلمات، صفات و مفاهیمی که به زن نسبت داده می شوند، آشکارا تحقیر زن و جنس دوم شمردن آن را به نماش می گذارند. حتی اگر تصویر مثبتی نیز از زنان داده شود: «دست کمی از مردان» ندارند پسوندی اضافه می شود. متاسفانه ضرب المثل هایی هم چون «چند کلمه از مادر عروس بشنو»، «زن که رسید به بیست باید به حالش گریست»، «توی سر سگ بزنی زن پیدا می شه»، «اگر زن خوب بود خدا هم یکی می گرفت»، « خاله سوسکه، خانم موشه، خانم خرگوشه» و... در جامعه عمومیت دارد، همه تحقیر و توهین آشکاری به زن است. بسیاری از کلمات که بار جنسی ندارند اما عموما صفات زنانه محسوب می شوند. از همین رو ضروری است که مفاهیم و واژه های مردسالارانه را در عرصه ایدئولوژی، فلسفه، اقتصاد، سیاست، جامعه و فرهنگ به چالش کشید. این طرز تفکر و عدم درک زن به عنوان انسان مستقل، تاثیرات روانی و رفتاری و ارزش های ارتجاعی مردسالارانه در جامعه دارد. دنیایی که بر پایه چنین ارزش ها و داوری هایی بنا شده، جامعه ای وارونه است و آن را باید زیرورو کرد و ارزش ها و معیارهای انسانی را به جای آن قرار داد. جدا از این که مرد است یا زن، در گام نخست انسان است و باید حقوق همه انسان ها برابر و یک سان به رسمیت شناخته شود و هرگونه برتری به مثابه توهین به بشریت مورد اعتراض قرار گیرد. توهین به زن نه تنها در فرهنگ و ادبیات فارسی، بلکه در کلیه زبان ها صورت می گیرد. در ادبیات کتبی و شفاهی به ویژه ادبیات قدیم، اشعار شاعرانی چون فردوسی و سعدی و نظامی و...، زن ستیزی خود را در کلام های شاعرانه به نمایش می گذارند. شاعر معروف سعدی، در یکی از شعرهایش زن را چنین به تصویر می کشد: زن خوب فرمانبر پارسا کند مرد درویش را پادشا (...) چو زن راه بازار گیرد بزن وگرنه تو در خانه بنشین چو زن اگر زن ندارد سوی مرد گوش سَراویلِ کُحلیش - در مرد پوش چو در روی بیگانه خندید زن دگر مرد گو لاف مردی مزن ز بیگانگان چشم زن دور باد چو بیرون شد از خانه در گور باد- در اثر معروف شاهنامه، هر چند زنان سنت شکنی می کنند، اما در این اثر، نگرش ارتجاعی به زن مشمئز کننده است. رستم، درباره زنان به کاوس می گوید: کسی کو بود مهتر انجمن کفن بهتر او را ز فرمانِ زن سیاوش ز گفتار زن شد به باد خجسته زنی کو ز مادر نزاد بدین ترتیب، نگرش کلی نسبت به زن در شاهنامه غیرانسانی و تحقیرآمیز است. در حالی که در حماسه «کوراوغلو» بر عکس شاهنامه، زن و مرد حقوق برابر دارند و زنان نیز دوش به دوش مردان، در راه منافع محرومان و زحمتکشان جامعه با خان ها و فئودال ها می جنگیدند. در «چنلی بئل»، مرکز تجمع دلاوران کوراوغلو، فرقی بین زن و مرد نبود. «زنان چنلی بئل معمولا در پس پرده مانده خان ها بودند که از زبان عاشیق ها و صف پهلوانی و زیبایی اندام پهلوانان را می شنیدند و عاشق آن ها می شدند و آن گاه به پهلوانان پیغام می فرستادند که به دنبال شان آیند. این زنان خود در پهلوانی و جنگجوئی دست کمی از مردان خویش نداشتند.» (1) حماسه کوراوغلو، عموما مبارزه بر حق و عادلانه و برابری طلبانه، آزاداگی و آزاداندیشی و آگاهی تاکید دارد. اساسا مشروعیت نگرشِ نابرابر بین زن و مرد را بیش تر باید در داستان مذهبی آفرینش مورد بحث و بررسی قرار داد که قرن های متوالی بر افکار عمومی جوامع تاثیر مخربی گذاشته است. کم نیستند پژوهشگرانی که معتقدند اولین بشر زن نیست، بلکه مردی است به نام «آدم». «خداوند» حوا را بعدا به خاطر آدم آفرید تا او را از تنهایی به در آورد. تمام مذاهب نسبت به حقوق زن و آزادی هایش نگرشی ارتجاعی دارند و زن را به عنوان انسان مستقل به رسمیت نمی شناسند. در قرآن، انجیل و تورات و غیره، زن شدیدا مورد حقارت و بی حرمتی قرار گرفته است. در انجیل آمده است: «زن را اجازت نمی دهیم که تعلیم دهد. یا بر شوهر مسلط شود، بلکه در سکوت بماند، زیرا که آدم اول ساخته شد و بعد حوا، و آدم فریب نخورد، بلکه زن فریب خورده، در تقصیر گرفتار شد.» (2) در جای دیگری از انجیل آمده است: «شوهر سر زن است، چنان که مسیح نیز سر کلیسا و نجات دهنده بدن است. لیکن هم چنان که کلیسا مطیع مسیح است، همچنین زنان نیز شوهران خود را در هر امری مطیع باشند.» (3) فرمان یهوه به زن چنین است: «چشمت باید به شوهرت باشد و وی بر تو حکومت خواهد کرد.» یهوه، در آخرین بند از وصایای دهگانه اش که به قول مشهور به موسی فرستاده است، زنان را در ردیف چارپایان و اموال منقول ذکر می کند.» (4) «خدایا ترا سپاسگزارم که مرا کافر و زن نیافریدی. ولی یهودیان در این عقیده تنها نبودند... در سرتاسر شرق زن تا پسر نزاده بودند، منفور بودند.» (5) بدین ترتیب، نخست آن که آدم مرد و حوا زن است. حوا، از دنده چپ آدم آفریده شده است. حوا، باعث و بانیِ رانده شدن انسان از بهشت شده است. در این مورد روایت های گوناگونی وجود دارد. روایت تاریخ بلعمی، از داستانِ آفرینش مرد و زن چنین است: «خدای عزو جلّ از پهلوی چپ وی «آدم - مرد» حوا (زن) را بیافرید... خلقی به صورت چون ماه... (آدم) چون چشم باز کرد، او را «حوا» را به بالین خویش دید نشسته بر تخت. گفت: «تو کیستی؟» حوا گفت: «من جفت توام، و مرا خدای تعالی آفرید و از پهلوی تو بیرون آورید تا دل تو به من بیارامد». «ابلیس... چون از آدم نومید شد، نزدیک حوا شد - و فریب بر زنان زودتر روا گردد، و مردان را نیز هم بر زنان توان فریفتن... پس حوا «از میوه ممنوع» بخورد، او را زیان نداشت... پس چون آدم یکی بشکست و به دهن اندر نهاد و به گلوش اندر شد، هر دو جامه از تن ببَرید و عورت هاشان برهنه شد... هر دو از یکدیگر شرم داشتند: هر یکی برگ درختی برگرفتند و عورت بدان بپوشیدند... خدای عزوجل هر چهار از بهشت بیرون کرد؛ آدم را و حوا را و ابلیس را و مار را. پس مار را عقوبت کرد به خاک خوردن و به شکم رفتن، حوا را عقوبت کرد به حیض و کودک زادن و سختی و پلیدی دیدن، از بهر آن که دلیل آدم بود به خوردن بر آن درخت؛ هر چهار اندرین جهان فرستاد.» نظام الملک، می نویسد: «خدای عزوجل فرموده است: «... مردان را بر زنان گماشتم تا ایشان را می دارند اگر ایشان خویشتن بتوانستندی داشتن، مردان را بر سر ایشان نگماشتمی. پس هر که زنان را بر مردان گمارد، هر خطایی و ناسزایی که پدیدار آید، جرم آن کس را باشد که این رخصت داد و عادت بگردانید». (6) در قرآن، آمده است: «مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانیِ است. به واسطه آن برتری (نیِرو و عقل) که خدا بعضیِ را بر بعضیِ مقرر داشته و هم به واسطه آن که مردان از مال خود بایِد به زنان نفقه دهند پس زنان شایِسته و مطیِع آن هایِند که در غیِبت مردان حافظ حقوق شوهران باشند و آنچه را که خدا به حفظ آن امر فرموده نگه دارند و زنانیِ که از مخالفت و نافرمانیِ آنان بیِمناکیِد بایِد نخست آن ها را موعظه کنیِد اگر مطیِع نشدند از خوابگاه آن ها دوری گزیِنیِد باز مطیِع نشدند آن ها را به زدن تنبیِه کنیِد چنانچه اطاعت کردند دیِگر بر آن ها حق هیِچ گونه ستم نداریِد که همانا خدا بزرگوار و عظیِم الشان است.» (7) اگر امروز در جوامع مدرن غرب، کسی این کلمات را بر علیه زن به کار گیرد و شاکی خصوصی هم پیدا کند به لحاظ قانونی و به دلیل تهدید و توهین قابل پیگیری است. اما چون آیه قرآن است جامعه موظف است آن را بپذیرد و حتی انتقاد به آن، احتمالا خطر جانی و ترور نیز به دنبال دارد. پیِغمبر گقته است: «حکم خدا در حق فرزندان شما ایِن است که پسران دو برابر دختران ارث برند.» (8) در ادامه سلطه گری مرد، او مجاز است که چند همسر داشته باشد: «پس آن کس از زنان را به نکاح خود آریِد که شما را نیِکو و مناسب با عدالت است دو، یِا سه، یِا چهار.» (9) اما اگر زنی حجاب خود را رعایت نکرد و یا با مرد «نامحرمی» هم سخن شد، حکم سنگسار در انتظارش است؟! بنابراین، ناعدالتی و زن ستیزی ریشه در تمام مذاهب دارد. حتی در دین اسلام، مردان مجازند بچه در قنداق را به عقد خود درآورند و در 9 سالگی با او هم خوابگی بکنند، در حالی که در جوامع مدرن چنین عملی به عنوان تجاوز به کودک جرم بزرگی محسوب می شود. تا زمانیِ که خدیِجه زنده بود محمد تک همسر بود. ولی پس از مرگ خدیِجه در ٦١٩ میِلادی و ورود پیِغمبر به مدیِنه و تحکیِم حاکمیت اش، دوران چند همسری اش آغاز گردید. و از میِان یِازده زن پیِغمبر، عایِشه دختر ابوبکر که از شش سالگیِ برای محمد در نظر گرفته شده بود بالاخره در سن 8.5 یا ٩ سالگیِ به عنوان سومیِن زن به ازدواج محمد که بیِش از پنجاه سال داشت، درآمد. ایِن امر نیِز نشان می دهد که حب قلبیِ مورد نظر قرآن حداقل در دوران اولیِه بیِن ایِن دو فرد بیِانگر مناسبات عاشقانه متقابل نبوده است و ملاحظات سیِاسیِ و خانوادگیِ و قومیِ و تمایِلات جنسی محمد نقش مهمیِ داشته اند. (10) در مورد امتیِازات ویژه محمد، در قرآن چنیِن آمده است: «ای پیِغمبر ما زنانیِ را که مهرشان را ادا کردی بر تو حلال کردیِم و کنیِزانیِ که به غنیِمت، خدا تو را نصیِب کرد و ملک تو شد و نیِز دختران عمه و دختران خالو و دختران خاله آن ها که با تو از وطن خود هجرت کردند و نیِز زن مومنه ای که خود را به رسول بیِ شرط و مهر ببخشد و رسول هم به نکاحش مایِل باشد که ایِن حکم (هبه و بخشیِدن زن و حلال شدن او) مخصوص تو است... ایِن زنان همه را که بر تو حلال کردیِم و ترا مانند مومنان امتت به احکام نکاح مقیِد نکردیِم بدیِن سبب بود که بر وجود عزیِز تو در امر نکاح، هیِچ حرج و زحمتیِ نباشد.» (11) خدا، قرآن و پیغمبر، به مردان این قدرت مطلق را داده اند که: «زنان شما کشتزار شمایِند پس برای کشت بدان ها نزدیِک شویِد هرگاه مباشرت آنان خواهیِد.» (12) و یِا «مردان را بر زنان افزونی و برتری است.» (13) اگر امروز ما شاهد این واقعیت هستیم که دست کلیسا از دخالت در زندگی خصوصی مردم به ویژه زنان کوتاه شده است، نه خواست کشیشان، بلکه در اثر مبارزه پیگیر زنان و مردان برابری طلب و عدالت خواه و جنبش کارگری کمونیستی و با روشنگری روشنفکران سکولار و آزادی خواه و چپ میسر شده است. این تجربه به ما می آموزد که برقراری یک جامعه آزاد و برابر و انسانی در ایران، تنها از مسیر حضور فعال در جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی امکان پذیر و عملی است. در این میان روشنفکران سکولار و چپ می توانند در روشنگری جامعه و تغییر فرهنگ حاکم، نقش مهمی را ایفا کنند. البته فیلسوفان معروفی نیز مانند ارسطو نسبت به انسان زن دید و نظر ارتجاعی داشتند. ارسطو، معتقد بود: «نسبت زن به مرد مثل نسبت غلام به مولی و بدن به روح و قوه مفکره و مثل نسبت اقوام وحشی به یونانیان است. زن، مرد ناقصی است که مرحله پایین تری رشد و نمو می کند. به حسب طبیعت، جنس نر مافوق و جنس ماده زیردست است. نر حاکم و ماده محکوم است و این قاون بالطبیعه شامل تمام افراد بشر نیز هست. زن از حیث اراده ضعیف است و به همین جهت نمی تواند در صفات و احوال مستقل بماند. بهترین وضع برای زن آن ست که زندگی خانوادگی آرامی داشته باشد. زنان نباید مانند مردان تربیت شوند، همچنان که افلاطون می خواهد در جمهوری خود عمل کند. باید اختلاف و فرق زن و مرد را در تریبت در نظر آورید، نه تشابه آن دو را. سقراط می پنداشت، شجاعت در مرد و زن یکی است ولی چنین نیست. شجاعت مرد در فرماندهی و شجاعت زن در اطاعت و فرمانبری است و همچنان که شاعر می گوید: سکوت، افتخار زن است.» (14) یا نیچه، فیلسوفی است با عقاید متغیر و متناقض. نیچه، همچنین نقش محوری در تحلیل فرهنگ غربی داشته و هم در پیشرفت فلسفه غرب. او، به عنوان نخستین متفکر پست مدرن معروف است. در نوشته های نیچه، استعاره های مادرانه و تقسیم بندی های زنانه موج می زند: گروه مادران، خواهران، پیر دختران، بیوه ها، معلم های سرخانه، روسپی ها، دختران باکره، مادر بزرگ ها، دختران کوچک و بزرگ و... ژاک دریدا، گونه های مختلفی از زنان را در نوشته های نیچه مشخص می سازد، او به طور کلی سه نوع از موقعیت هایی را که زن می تواند در آن قرار گیرد، چنین بیان می کند: 1 - زن یک دروغ است؛ او اخته شده است. 2 - زن با حقیقت بازی می کند؛ او اخته کننده است. 3 - زن دیونیزوسی خود - تاییدگر؛ او یک زن تایید کننده است. (15) نیچه، می نویسد: «... زن را با حقیقت چه کار! از ازل چیزی غریب تر و دل آزارتر و دشمن خوتر از حقیقت برای زن نبوده است - هنر بزرگ او دروغ گویی است، و بالاترین مشغولیتش به ظاهر و زیبایی. بیایید ما مردان نیز اقرار کنیم که درست همین هنر و همین غریزه را در زن دوست می داریم و ارج می نهیم - مایی که کار و بار دشواری داریم و برای سبک کردن خویش نیاز به آمیزش با موجوداتی داریم که در زیر دستان و نگاه ها و حماقت های ظریف شان، جدیت و گرانی و ژرفی ما جنون آسا به نظرمان آید.» (16) کانت، می گوید که ویژگی های زنان در مقابل ویژگی های مردان، به طور کلی با نیازهای طبیعی تعریف می شود. طبیعت تجربی زنان فقدان اختیار را در آن ها نشان می دهد، در تضاد با نیروی بالقوه عقلانی که در ذات انسانیت آن هاست. در انسان شناسی از یک نقطه نظر کاربردی می نویسد: «طبیعت برای محافظت از جنین ترس را در شخصیت زنان قرار داده است. ترس از آسیب فیزیکی و بزدلی نسبت به خطرات مشابه. براساس این ضعف زنان به طور مشروع طالب حفاظت مردان هستند.» کانت زنان را به علت ترس و حجب طبیعی شان برای کار علمی نامناسب می بیند. او با تمسخر زنان دانشمند را کسانی توصیف می کند که کتاب هایشان را تا اندازه ای شبیه ساعت به کار می برند، یعنی «آن ها ساعت می بندند برای این که اطلاع بدهند که ساعت دارند، اگرچه ساعت شان اغلب خراب است یا زمان صحیح را نشان نمی دهد.» و او می افزاید: «من به سختی می توانم معتقد باشم که جنس ضعیف توانایی قانونگذاری داشته باشد.» (17) «نباید تعجب کرد که تحت این شرایط زنان بدون پرده پوشی آرزو کنند که ای کاش مرد بودند، در این صورت زن می توانست آزادی و وسعت عمل بیش تری در طبیعتش داشته باشد؛ اما هیچ مردی نمی خواهد که زن باشد.» (18) تعجب آور این است که بسیاری از فمینیست های آکادمیک، مطالعه کانت را توصیه می کنند، در حالی که کانت زن ستیز و تفکر مردسالاری را به ویژه در فلسفه رواج داده است. احمد کسروی، از روشنفکران صاحب نام ایران، از جمله در عرصه زنان مجموعه مقالات و سخنرانی هایی دارد. نخستین نوشته او، درباره زن در نخستین کتاب اجتماعی او، یعنی آیین، چاپ شد. از آذر 1312 ماهنامه پیمان آغاز به انتشار کرد و در همان سال نخست از شماره 1 به نشر گفتارهایی درباره زنان پرداخت. از آن زمان تا هنگام مرگ بارها در این باره گفتگو کرد. عنوان نوشته های کسروی، در سال های نخست پیمان «خواهران و مادران ما» و در سال های دیرتر «خواهرن و دختران ما» بود. تنها کتاب او، در این زمینه که در 1323 چاپ شد «خواهران و دختران ما» است. کسروی در کتاب آیین، با تاکید به این که دختران باید درس بخوانند، ولی هر درسی را برای آنان مناسب نمی داند: «زن باید آن درس ها را یاد بگیرد که در کار خانه داری و بچه پروری کمک به او کند از طبابت و قابله گی و آداب تندرستی و درزیگری و آشپزی و بافندگی و مانند این ها.» (19) کسروی، در کتاب «خواهران و دختران ما، نقش زن در اجتماع ایران، می نویسد: «2 - خدا زنان را برای کارهایی آفریده و مردان را برای کارهایی. چیزی دیگر که باید دانسته شود آن ست که زنان چنان که در ساختمان تنی و مغزی از مردان جدایند کارهایشان در زندگانی توده ای نیز جداست. خدا زنان را برای کارهایی آفریده و مردان را برای کارهایی. زنان برای خانه آراستن و بچه پروردن و دوختن و پختن و این گونه کارهایند. چنان که گفتم از سال ها کسانی برای زنان ایران نمایندگی در پارلمان و داوری در دادگاه ها و وزیری در کابینه و این گونه کارها را آرزومندند و گاهی آوازی درمی آورند. برخی از زن ها نیز با آنان هم آوازی نموده چنین می پندارند که داشتن آن کارها از «حقوق» ایشان ست، و این که نمایندگی پارلمانی یا وزیری به آن ها داده نمی شود از خوار داشتن ایشان می باشد و به هر حال به خود بایا می شمارند که بکوشند و به آن ها برسند. رسیدن به نمایندگی پارلمان بزرگ ترین آرمان برخی از آن هاست. این هم از چیزهایی ست که از اروپا یاد گرفته اند. در اروپا در برخی از کشورها زنان نماینده توانند بود. به وزارت هم توانند رسید. در برخی از کشورها دیگر زنان خواهان آن کارها می باشند و در آن باره دسته بندی ها می دارند. پنداشته می شود که یکی از نشانه های پیشرفت یک توده رسیدن زنان به این کارهاست. ولی این ها همه خام ست. دوباره می گویم: خدا زنان را برای کارهایی آفریده و مردان را برای کارهایی. نمایندگی در پارلمان و داوری در دادگاه و وزیری و فرماندهی سپاه و این گونه چیزها کار زن ها نیست، بدو شوند: یکی آن که این ها به دوراندیشی و رازداری و خونسردی و تاب و شکیب بسیار نیازمند است و این ها در زن ها کم ست. زن ها چنان که از ساختمان تنی نازک و زود رنجند درک هایشان نیز چنان می باشند. دیگری آن که این ها با خانه داری و بچه پروری که بایاهای ارج دارتر زن هاست نتواند ساخت. زنی که هر دو سال و سه سال یک بار بارور خواهد شد و بچه خواهد آورد چه سازش دارد که داور دادگاه یا نماینده پارلمان یا وزیر کابینه باشد؟! آن گاه درآمدن در سیاست و کوشش در راه نمانیدگی از زنان آنان را به آمیزش ها خواهد کشانید و چه بسا ناستودگی ها که رخ خواهد نمود. اگر این در را باز نماییم زنان خودآرا و خودنما میدان خواهند یافت. روی هم رفته کاری ناپسندیده است. زنان زود توانند فریفت و زود توانند فریفته گردند. پای ایشان از کارهای کشورداری هر چه دورتر بهتر.» (20) جلال آل احمد، که تفکر توده ایستی داشته و زمانی نیز عضو حزب توده بود، هر چند مذهبى نبود، اما بعدها یکی از مبلغین پر و پا قرص اسلام سياسى و تحکيم عقب ماندگى شد. کتاب «غربزدگى» آل احمد، گويای این واقعیت است. جلال، تا جایی در تبلیغ مذهب پیشروی کرد که سرانجام به سفر حج نیز رفت. او از موضع عقب ماندگی، غرب ستيز بود. این قبیل از روشنفکران مسلمان و غيرمسلمان در جوامع آسیایی، نقد خرافات ملی و مذهبی را استعمارگرانه و در جهت حفظ منافع غرب استعمارگر توصیف می کردند. در واقع اگر گرایش مذهبی در انقلاب مشروطیت شکست خورد، اما پس از آن با تلاش روشنفکرانی هم چون جلال آل احمدها، علی شریعتی ها، مهدی بازرگان ها، عبدالکریم سروش ها و غیره جان تازه ای گرفت که سرانجام به قدرت گیری حکومت اسلامی منجر گردید. حتی فیلم های سینمای دوران شاه عمدتا زن ستیز و مبلغ خرافات مذهبی و مردسالاری بودند. از سوی دیگر، روشنفکرانی نظير ميرزا فتحعلی خان آخوندزاده، از آزادی زن، تحصيل زن و پايان تعدد زوجات دفاع می کرد. یا اعتصام الملک، پدر پروين اعتصامی و سردبير مجله بهار در تبريز، که تحريرالمراه، اثر قاسم امين را با عنوان تربيت نسوان در 1279 به فارسی به چاپ رساند. انقلاب 1905 روسيه، تاثیر به سزایی در راديکاليزه شدن مبارزه بخش مهمی از جامعه ايران داشت. از همان آغاز انقلاب مشروطیت، گروهی از زن های تهران به طرفداری از انقلابيون در جنبش مشروطه فعال شدند. رهبران جنبش مشروطه، در اين مرحله از جنبش، نه تنها از شرکت زن ها در مبارزه ممانعت نكردند، بلکه تلاش نمودند تعداد هر چه بیش تری از آن ها را به میدان مبارزه بکشانند. شرکت فعال زن ها در انجمن ها و مبارزه روزمره آگاهی سياسی آن ها را به سرعت بالا برد. مدارس دخترانه تشکیل شد. در بهمن 1285 که يکی از اولين تجمعات زنان در تهران تشکيل شده بود، قطعنامه ای را در مورد «لغو جهيزيه سنگين و حق تحصيل زنان» صادر کرد. هم زمان با اين تجمع انجمن های زنان نیز در تهران و برخی شهرستان ها تاسیس شد. از آن ميان «انجمن آزادی زن» بود. اين انجمن يکی از اولين انجمن های زنان بود که در 1285 تشکیل شد. انجمن ديگر «اتحاديه غيبی نسوان» بود که از دولت و مجلس اول انتقاد می كرد و مدافع حقوق کارگران و زحمتکشان بود. «انجمن نسوان» نيز در دوره اول و دوم مجلس مشروطه فعال بود. اين انجمن، برای شناسايی انجمن های زنان، لايحه ای پیشنهادی را به مجلس اول فرستاد. «انجمن مخدرات وطن» نیز يکی دیگر از انجمن های دوره دوم مشروطه بود که در 1289، فعالیت خود را آغاز کرده بود. اين انجمن، که بسياری از زنان عضو آن از خانواده های مشروطه خواه بودند، در ايجاد مدارس، پرورشگاه و بيمارستان زنان تهران فعالیت داشتند. در زمستان 1285، يکی از انجمن های زنان تبريز با 150 عضو بر ضد آنچه «رسوم کهنه و ضد ترقی اجتماعی» می نامیدند اعلام موجودیت کرد. زنان اصفهان، هيئت نسوان اصفهان را به وجود آوردند که در تظاهرات 1289، فعال بودند. باز شدن مدارس دخترانه با مخالفت برخی روحانيون به خصوص شيخ فضلالله نوری روبرو شد. نوری، ضمن فتوايی تاسيس مدارس دختران را «خلاف شرع اسلام» نامیده بود، با مخالفت های زنان مبارز روبرو شد. برخی زنان روشنفکر دیدگاه های روحانیون مرتجع را به نقد کشیدند. برای مثال، اتحاديه غيبی نسوان، که در انتقاد به دولت و مجلس از حقوق کارگران و محرومان دفاع می کرد، تفکر روحانيون را نیز به نقد می کشید. در بهار 1286، انجمن نسوان تقاضای شناسايی انجمن های زنان را به كمك يکی از وکلا در مجلس شورای ملی مطرح كرد. برخی از نمايندگان، مثل آقا ميرزا محمود و آقا سيدحسين، اعتراض كردند که: «اين مسئله قابل مذاکره در مجلس نيست و بايد به وزارت داخله نوشته شود که قدغن نمايند چنين انجمنی تشکيل شود». برخی ديگر از جمله وکيل رعايا، نماينده ليبرال مجلس، پاسخ دادند: «چه ضرر دارد که جمعی از نسوان دور هم جمع شده از يکديگر کسب اخلاق حسنه نمايند. درصورتی که معلوم شود از آن ها مفسده که راجع به دين و دنيا باشد بروز نمايد البته بايد جلوگيری کرد و الا نبايد اساسا اين مسئله بد باشد.» سيدحسن تقی زاده، وکيل سوسيال دموکرات مجلس و از آزادی خواهان مجلس اول، گفت: «هيچ ايراد شرعی از برای اين اجتماع نيست و زن های اسلام هميشه و در همه جا دور همديگر جمع می شدند و می شوند و به موجب قانون اساسی هم هيچ ايرادی وارد نيست. وقتی که می گويند ايرانی اين لفظ شامل مرد و زن هر دو هست. مادامی که اجتماعات مخل دينی و دنيوی نباشد ضرری ندارد و ممنوع نيست.» سرانجام مجلس اجبارا وجود انجمن های زنان و حق تجمع آن ها را پذيرفت، بدون آن که بر فعاليت های انجمن ها و اهدافشان صحه بگذارد يا از آن ها حمايت علنی كند. يک ماه بعد، به دستور محمدعلی شاه، نيروی قزاق مجلس را به توپ بست و استبداد صغير بر سر کار آمد. تبريز به رهبری ستارخان، انجمن تبريز، و همراهی گروهی از مبارزان قفقازی در مقابل لشکر شاه مقاومت كرد. در تبريز، بر حسب شواهد متعدد از روزنامه های آن زمان، در ميان مجاهدين انقلابی که از گيلان به تهران حرکت کردند گروهی از زن ها با لباس مردانه جنگيدند و تعدادی از آن ها نيز جان باختند. در دوران دوم مشروطه، فعاليت های زنان شدت بيش تری يافت و در بسياری از موارد علنی شد. در اين زمان، برخی زنان روشنفكر نيز جامعه سنتی را، که تعدد زوجات و طلاق آسان را می پذيرد در روزنامه های وقت به نقد كشيدند. گروهی از انقلابيون، روزنامه نگاران، شعرا و حتی برخی از نمايندگان مجلس از زمره طرفداران جنبش زنان در انقلاب مشروطه بودند. نوشته های علی اکبر دهخدا، سردبير صوراسرافيل، حمايت وکيل الرعايا، نماينده مجلس، اشعار ايرج ميرزا و لاهوتی و عشقی نقش مهمی را در برجسته كردن مسئله آزادی زن در ابتدای قرن بيستم ایفا نمودند. بسياری از نشريه های مترقی و پیشرو وقت هم چون ملانصرالدين قفقاز، صوراسرافيل، حبل المتين و ايران نو در مقالات و نامه هايشان از حقوق زن دفاع كردند. در بهار 1290، وکيل الرعايا، نماينده مجلس دوم، مسئله حق رای برای زنان را در مجلس مطرح کرد. پس از این که مقاله ای در این باره در تايمز لندن، چاپ شد، مجلس شورای ملی ناچار شد به اين مقاله در مجامع اروپايی پاسخ دهد. شيخ اسدالله، يکی از علمای مجلس، در اين جوابيه اظهار کرد که زنان در قدرت قضاوت از مردان ضعيف ترند و بر اين اساس بايد از رای محروم شوند: «علت حذف زنان آن است که خداوند به آنان کفايت لازم برای شرکت در امور سياسی و انتخاب نمايندگان مجلس را نداده است. زن ها جنس ضعيف هستند و قدرت قضاوت مردان را ندارند. اما حقوقشان نبايد پايمال شود و اين حقوق بايد توسط مردان، بر طبق قرآن کريم حفاظت شود.» با بسته شدن مجلس دوم در 1290، فعالیت های برابری طلبانه و آزادی خواهانه زنان ادامه یافت. در این ایام انقلاب عظیم کارگری سوسیالیستی اکتبر 1917 روسيه به پیروزی رسید که پشتوانه عظیمی را برای گسترش جنبش های آزادی خواهانه در جهان و ایران، به ویژه جنبش زنان به ارمغان آورد. مسلم است که نقش زنان در انقلاب مشروطیت را باید به تفصیل در مقالات جداگانه ای مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد. در این جا فقط اشاره ای بود به گوشه هایی از مبارزه زنان و نقش برجسته آن ها در انقلاب مشروطیت. از سوی دیگر دیدیم که روشنقکرانی هم چون آل احمد، شریعتی، کسروی و غیره نیز نه تنها دهه ها پس از انقلاب مشروطیت از حقوق برابری زن و مرد دفاع نکردند، بلکه مبلغ و مروج خرافات ملی و مذهبی و عقب ماندگی و زن ستیز نیز شدند. در لغت نامه پنج جلدی «دهخدا»، که جامع ترین و کامل ترین فرهنگ نامه موجود در زبان فارسی است، شش و نیم ستون برای تعریف واژه «زن» و ده و نیم ستون برای تعریف واژه «مرد» اختصاص یافته است. علاوه بر آن، تعریف «مردان» در ستونی مستقل، و زنانه مستتر در تعریف «زن»، فقط در شش خط آورده شده است. در تعریف مرد، ابتدا چنین آمده است: «مرد انسان نرینه» و تعریف «زن»، چنین است: «زن، نقیض مرد باشد. مطلق فردی از افراد اناث خواه منکوحه باشد و خواه غیرمنکوحه.» می بینیم که تعریف ارانه شده از زن، در ارتباط با مرد است و نه انسانی مستقل. تعریف نخستین مرد نیز در دهخدا، این چنین است: «آدم، نخستین پدر، در تداول امروزی مرادف مردم. آدمی. آدمیان. انس. ناس.» در داستان های فارسی نیز نگاه های تحقیرآمیز نسبت به زن کم نیست. برای مثال کلیدر با 2836 صفحه بلندترین رمان ایرانی نوشته محمود دولت آبادی است که زندگی و قدرت ایلات ناحیه سبزوار خراسان پس از سال 1325 را به تصویر می کشد. «ایلیاتیانی که از شهر و نظمیه و عدلیه و قدرت مرکزی گریزان اند.» (21) و با این قدرت در می افتند. اما روند تاریخ شکست را به دنبال دارد، بنابراین باید تسلیم شوند و یا تا حد مرگ بجنگند. گل محمد، قهرمان داستان کلیدر است. در کلیدر، گل محمد به اسطوره تبدیل میشود. اسطورهای که به استقبال مرگ می رود اما تسلیم حکام ستمگر نمی شود. گل محمد، که غمش «غم همگان بود.» (22) غم یک ایل. گل محمد برعلیه حکومت مرکزی و برای محفوظ داشتن قدرتهای ایلی عشیرتی می جنگد. رمان کلیدر دو نیروی خوب و بد را توصیف می کند. نیروی حکومت ستم گر مرکزی که شهرها و حتی روستاها را زیر سلطه خود دارد و از ایلیاتیان فقیر مالیات می طلبد. اما در مقابل نیروی تحت ستم و زحمتکش ایلیاتی که برای احقاق حق خود مرگ را بر تسلیم و تمکین ترجیح می دهد. عشق در این رمان جایی ندارد. مردان ایلیاتی، عموما دخترانی را که دوست دارند، می دزدند. اگر هم دزدی در کار نباشد، حتی کسی از دختر نمی پرسد که چه مردی را دوست دارد. این پدران و مردان هستند که مطلقا برای دختران تصمیم می گیرند. مارال در خانواده عمه به خوبی پذیرفته می شود و روز بعد برای درو کردن کشتگاه کوچک خانواده با آن ها همراه می شود. همان روز گل محمد (پسر بلقیس) با دایی خود مدیار و چند تن دیگر از اعضای خانواده همراه می شود تا صوقی خواهرزاده حاج حسین چارگوشلی را که مدیار عاشق اوست، از خانه حاج حسین بدزدند. صوقی نامزد نادعلی پسر حاج حسین است. در این ماجرا مدیار و حاج حسین چارگوشلی کشته میشود. در غیبت مردان خانواده، شیرو (دختر جوان بلقیس) طبق قراری که با ماه درویش - جوانی که هرسال برای روضه خوانی و شمایل گردانی به سیاه چادرها میآید- دارد، فرار میکند. وقتی گلمحمد به سوزن ده برمی گردد برای پیدا کردن شیرو تا نیشابور می رود و در آن جا باخبر می شود که آن دو باهم ازدواج کرده اند و به قلعه چمن رفته اند. مارال، دختر عمه و زن دوم گل محمد نیز در یک آبتنی رویایی در نخستین دیدارِ دورادور ... با اندام برهنه و زیبایش دل از گل محمد ربوده است. ماجرا مارال زیبا با اسب سواری آغاز می شود که پس از زندانی شدن پدر و نامزدش به عمه اش پناه آورده است، به سرعت جای خود را به مردان مبارز ایلیاتی ای می دهد که حرف اول و آخر را می زنند. اگر شیرو خواهر گل محمد با معشوقش فرار می کند، نشان دهنده این است که عشق برای دختران حقی نیست. و نیز اگر شیرو شوهر را ترک کرده و به خانه مادری باز می گردد و زنان با گریه و زاری از مردان خانه می خواهند که شیرو بماند، حرف مادر نیز ارزشی ندارد و این مردانند که حکم رفتن شیرو را پیشاپیش داده اند. داستان «سووشون»، نوشته سیمین دانشور، از رمان های مطرح دهه چهل شمسی در حوالی جنگ دوم جهانی و اشغال ایران از سوی متفقین روی می دهد. نخستین فصل رمان، زری را همراه یوسف در مجلس عقدکنان دختر حاکم توصیف می کند. در حین توصیف عروسی، فضای اجتماعی سال های 1320، بیان می شود؛ سال هایی که انگلیس در فارس نیرو پیاده کرده و جنگ ناخواسته با خود قحطی و بیماری آورده است. حاکم ایرانی منطقه، دست نشانده اشغالگران است و خان ها و تاجران با فروش آذوقه مردم به ارتش بیگانه، قحطی ایجاد کرده اند. در سراسر داستان شاهد درگیری یوسف - قهرمان رمان - با آدمهای خود فروختهایم. ستیز پرتلاش خانواده او با ریزهکاری های روانی و عاطفی، بر زمینه ای از زندگی مردم یک منطقه در یک دوره خاص تاریخی، گسترده می شود. داستان در نظرگاه زری روایت می شود و شیوه گسترش طرح آن کلا تابع مساله دیدگاهی است که نویسنده برای روایت داستان برگزیده است. همه زنان سووشون، هر یک به نوعی وجوه گوناگون ستم دیدگی، بی پناهی، ناکامی، فداکاری و تحمل زن ایرانی را به نمایش می گذارند. رمان از دید زری در شکل سوم شخص حکایت می شود. زری و یوسف، دوقلوهای دختری دارند و نیز پسری بزرگ تر. داستان با روز عقدکنان دختر حاکم آغاز می شود. خانواده حاکمی که از خودکامگی دست کمی از بیگانگان اشغالگر ندارد. در دوره گرسنگی و قحطی جنگ جهانی دوم، صنف نانوا نان بزرگی به حکمران شیراز هدیه داده است. از همان صفحه نخست داستان برخورد تند یوسف به این تشریفات آغاز می شود و زری نیز می بیند که همان حرف های شوهرش را زیر لب با خود تکرار می کند. (23) با شدت گرسنگی و بیماری یوسف در برابر بیگانگان فعالتر می شود و با دوستان عمده مالکش هم پیمان می شوند تا نان شهر را تامین کند و نیز با نمایندگان شورشی عشایر نیز مذاکراتی انجام می دهد تا جبهه آنان را به سود خود عوض کند. در تمام این دید و بازدیدهای سیاسی مردانه محرمانه، زری تنها برای پذیرایی به اتاق وارد می شود و اگر کمی بیش تر پیش مهمانان بماند، شوهر محترمانه عذر زنش را میخواهد. و زری با خود می اندیشد: «آن ها با هم حرف می زدند. با هم شوخی می کردند انگار نه انگار که زنی هم کنارشان نشسته. کار او این بود که نمکدان جلوشان بگذارد، یا جام شان را پر کند...» (24) از سوی دیگر زری نشان می دهد که خانواده چطور از او موجودی نرم و ترسو ساخته که به خاطر حفظ جان شوهر و آرامش خانواده او نیز در برابر خواست های بی جای خانواده حاکم ایستادگی نمی کند، چراکه دیگر تنها نیست و خانواده دارد. مدارایی که ابتدا در برابر همسرش آموخته و آن را با این جملات برای یوسف بازگو می کند: «پس بشنو، تو شجاعت مرا از من گرفته ای... آنقدر با تو مدارا کردهام که دیگر مدارا عادتم شده.» (25) «شوهر آهوخانم»، داستان عشقی سه نفره در کرمانشاه ۱۳۱۳ است. کتابی که در سال ۱۳۴۰ به چاپ رسیده و علی محمد افغانی نویسنده آن، تقابل سنت و مدرنیسم را در قامت عشق به تصویر می کشد. رمان 900 صفحهای شوهر آهوخانم، خیلی زود نویسنده اش را به شهرت رساند. «انجمن کتاب ایران» آن را به عنوان داستان برگزیده سال 1340 انتخاب کرد. داستان در زمستان 1313 در شهر کرمانشاه - زادگاه نویسنده - به وقع می پیوندد. پس از توصیفی کوتاه از شهر آرام - که گویی حادثهای در بطن خود دارد - به نانوایی سیدمیران سرابی میرسیم. «کاسبکاری 50 ساله و رو به ترقی، رئیس صنف نانوایان است و با پختن نان قشون، خود را به قدرت حاکمه نزدیک کرده. مردی است مذهبی، خانوادهدوست و دست و پا به خیر.» هما، زن زیبارو و مطلقه، از همان آغاز مرد را شیفته خود می کند. اما سیدمیران جرات ابراز این واقعیت را، حتی به خویش ندارد. عشق خود را محبتی نوع دوستانه می انگارد. آهوخانم - همسرش - و چهار فرزندش هم دارد. آهوخانم ، - زن زحمتکش و بردبار - نمونه واقعی زن ایرانی است: زنی بزرگوار که حق و حقوقی ندارد، و همین سبب خواری اوست. تصویر واقعگرایانه افغانی، تصورات اغلب نویسندگان این دوره نسبت به زن ایرانی را به نمایش می گذارد. در فصل سوم با خصلتها و گذشته هما آشنا میشویم: زنی بلهوس، سرکش و «متجدد». زنی که می خواهد از پیله ای که جامعه و سنت ها بر دورش تنیده اند درآید، اما به علل متعدد گمراه می شود. هما در سراشیب سقوط اخلاقی به دسته مطرب ها می پیوندد و رقاص می شود. سیدمیران به نجات او از ابتذال می اندیشد. عشق جوانانه پیر مرد را سودایی کرده است. عاقبت بنیه مالی و توجیه های اخلاقی کار را آسان می کند: در صبحی آرام، هما همراه سیدمیران وارد خانه می شود. از آن پس، خانه صحنه تنازع بقایی وحشیانه می شود؛ تنازع بقایی که در جریان آن آهو خانم تغییر می کند و به آگاهی ارزشمندی دست می یابد. هما به عقد سیدمیران درمیآید و هووی رسمی آهو خانم می شود. آهو خانم صبورانه از کانون خانوادگی اش دفاع می کند و هما با حوصله به راندن او از صحنه مشغول می شود. اما دفاع یأس آمیز آهوخانم - توسل به همسایگان و دوستان، دعا ونذر و جادو - نتیجه ای نمی دهد و او روز به روز بیش تر عقب نشینی می کند. سیدمیران مذهبی و متعصب که زن را از دنده چپ مرد می داند و بهترین پوشش زن را شوهر، آنچنان در عشق هما که سی سالی از وی جوان تر است، غرق می شود که نه تنها به مشروبخواری که حتی به خانه مطرب ها نیز راه می یابد. و همای خودخواه و حسود که حتی برای فرزندان خود نیز حس مادری ندارد، با عشوه ها و تن نازی هایش سیدمیران را چون مومی در اختیار می گیرد. تا جایی که سیدمیران دل از کار و خانواده می کشد و سرمایه زندگی خود و خانوادهاش را به پای معشوقه می ریزد. آهوی سنتی عاشق شوهرش است، اما شوهر عاشق همای مدرن، تا جایی که نه تنها آهوی سنتی را به فراموشی می سپارد، بلکه از او بی زار می شود. داستان با زبان و تفکر مردسالارانه اش، آهوی درمانده را می ستاید که نه تنها نمی داند غرور چیست، بلکه با ازدواجش نقش سایه ای از مرد را پذیرفته است که برای گوشه نگاه همسر به هر حقارتی تن می دهد، کتک می خورد، اما باز هم دیوانه شوهرش است. این داستان هما را به عنوان رنی عشوه گر که مرد را طلسم می کند، در حالی که آهوی فداکار، زنی که نه تنها هر تحقیر و خواری و توهینی را از سوی شوهر و هووی خود در طول هفت سال می پذیرد، بلکه شاهد غارت هستی مادی و معنوی خود نیز می باشد... (26) «بامداد خمار»، به قلم فتانه حاج سیدجوادی، پرفروش ترین رمان دهه هفتاد در ایران است. بامداد خمار، داستان سیاه بختی محبوبه در زندگی با عشق اش رحیم است که تمام کتاب را در برمیگیرد. ماجرای داستان به اوایل سلطنت رضاشاه برمی گردد. محبوبه، دختر بصیرالملک از خانواده اشرافی است. محبوبه خواستگارانش را یکی پس از دیگری رد می کند رد میکند. زیرا او عاشق یک شاگرد نجار است. او در برابر خانواده آنقدر ایستادگی می کند تا خانواده با ازدواج او موافقت می کند. تنها دایه دختر اجازه دارد که ماهی یک بار سری به محبوبه بزند و مقداری خرجی از سوی پدر به محبوبه برساند. رحیم او را کتک می زند. مادر رحیم، آنچنان رفتار خشونت آمیز و تحقیرآمیزی با او دارد که زندگی زناشویی آنان را به یک جهنم تبدیل کرده است. دختری که در زندگی اش دست به سیاه سفید نزده بود، حال باید همه کارهای خانه را انجام دهد. محبوبه پسری به دنیا آورد. فرزند دومش را سقط کرد و برای همیشه عقیم ماند. او، پسر پنج ساله اش را در اثر حادثه ای از دست داد. محبوبه، پس از هفت سال از دست شوهر و مادر شوهرش فرار می کند و دوباره به پدرش پناه می برد. از عشق به جز نفرت چیزی برجای نمانده است. طلاق می گیرد و با پسر عمویش منصور که سال ها پیش خواستگار او بود و حال همسر و فرزندانی دارد، ازدواج می کند و همسر دوم او می شود. پس از ازدواج آهسته آهسته عاشق منصور می شود. هر چه معالجه می کند، حامله نمی شود. داستان از زبان راوی سوم شخص بیان می شود. عمه سودابه، یعنی محبوبه، رشته کلام را به دست می گیرد و عمه به راوی اول شخصی تبدیل می شود که داستان زندگی خودش را برای سودابه تعریف می کند. شخصیتهای داستان یا خیلی خوبند یا خیلی بد. یا با فرهنگ و یا بی فرهنگ. اشراف با فرهنگ و طبقات پایین بی فرهنگ هستند. شخصیت های اشراف به جز یکی دو مورد همه خوب و با فرهنگند، در حالی که شخصیت های طبقه پایین جامعه، حتی اگر هم چون رحیم همسر محبوبه، سواد هم داشته باشند، بی فرهنگ و بی تمدن هستند. محبوبه، هیچ حقی را برای خودش تصور نمی کند. حتی یک بار هم به این فکر نمی کند که عشق و عاشق شدن حق اوست، به طور کلی به خانوادهاش حق می دهد که او را طرد کنند و حتی یک بار در تمام هفت سال زندگی با همسر نجارش به او سری هم نزنند. او باعث سرافکندگی و ننگ خانواده اش شده است. محبوبه، هم طرد خانواده اش را می پذیرد و هم به آنان حق می دهد که با او چنین رفتار کنند. و هم ستم و تحقیر همسری را که خود برگزیده است و چون می گوید که «خود کرده را تدبیر نیست»، تقصیر را از خود می داند. محبوبه، سنت مادر و پدرش می پذیرد و تایید می کند که ازدواج های از پیش تعیین شده برای فرزندان از سوی والدین، بهترین گزینه برای خوشبختی و تضمین آرامش و سعادت زندگی فرزندان خواهد بود. فرزندانی که عاقل باشند و سودای اهریمنی هوس عشق را در خود بکشند و در زندگی مشترک ذرهذره به همسر خود علاقمند شوند و در طی سال ها عاشق شوهرانشان شوند. پسرعمو به محبوبه میگوید: «عشق مثل شراب است محبوبه. باید بگذاری سال ها بماند تا آرام جا بیفتد و طعم خود را پیدا کند. تا سکرآور شود.» (27) نمادهای فرهنگ مردسالاری در آثار «صادق هدايت»، برجسته تر از ساير نويسندگان معاصر است. نتايج يك پژوهش كه در سال 1383، توسط «سكينه مرادی»، كارشناس ارشد تاريخ و ادبيات و با تاكيد بر يافتن جلوه های فرهنگ مردسالارانه در داستان های پنج نويسنده معاصر ايرانی انجام شده است، نشان دهنده آن است كه: به ترتيب صادق هدايت، صادق چوبك، بزرگ علوی، جمال مير صادقی، جلال آل احمد، بيش ترين جلوه های فرهنگ مردسالارانه را در داستان های خويش به كار برده اند. اين پژوهش سعی دارد جامعه شناسی زندگی زنان ايرانی را از لابلای اين آثار زبان و تفکر مردسالاری بیرون بکشد. در اين پژوهش صادق هدايت، با به كارگيری 146 مورد از نمادهای مردسالاری در رتبه اول به كارگيری اين مفاهيم، صادق چوبك با 100 مورد رتبه دوم، بزرگ علوی با 79 مورد رتبه سوم، جمال ميرصادقی با 72 مورد رتبه چهارم و جلال آل احمد با 63 بار اشاره به جلوه های مردسالارانه رتبه پنجم را به خود اختصاص داده است. سکینه مرادی، با بررسی جلوه های شاخص مردسالاری هم چون تاكيد بر نقش مادری زن به معنای اين كه تنها وظيفه زن مادری و زايش است، محروميت زنان از منابع ارزشمند به معنی بررسی امكان حضور زن در جامعه، امكان تحصيل و مشاركت زنان در فعاليت های اجتماعی، اقتصادی، سياسی و همچنين بررسی تاكيد بر جنبه های جسمانی زن اين تحقيق را انجام داده است. بررسی اعمال خشونت آميز هم چون كتك زدن، فحش، تهديد و تحكم و بررسی شاخص های جدايی و طلاق و اثرات آن بر زندگی زنان از ديگر جنبه های مورد بررسی اين پژوهش است. اين پژوهش تاكيد دارد: ... فرهنگ مردسالاری حاكم در جامعه در آثار اين نويسندگان بارها خودنمايی می كند و هر بار به شكل و شيوه ای خاص خود را نشان می دهد. در بررسی برخی از كتاب های صادق هدايت كه در اين پژوهش بر آن ها تاكيد شده است، 13 بار الفاظ و جملاتی كه به شی انگاری و تملك جويی زنان اشاره دارد يافت شده، همچنين جملاتی كه دال بر محروميت زنان از منابع ارزشمند بود 60 بار، خشونت عليه زنان 33 بار، جدايی و طلاق و اثرات آن بر زندگی زنان 13 بار، و تاكيد بر نقش مادری زن و جنبه های جسمانی زن به ترتيب 15 و 38 بار مشاهده شده است. بدين ترتيب، با فراوانی 146 مورد از شاخص های مردسالاری صادق هدايت در ميان چهار نويسنده ديگر بيش ترين اشاره را به فرهنگ مردسالاری جامعه داشته است. همچنين بررسی شاخص های مردسالارانه در ميان اين پنج نويسنده معاصر به تفكيك شاخص ها به شرح زير است: محروميت زنان از منابع ارزشمند 210 بار، خشونت عليه زنان 74 بار، تكيه بر ابعاد جسمانی زن 50 بار جدايی و طلاق و اثرات آن بر زنان 43 بار، شی انگاری و تملك جويی زن بر زنان 39 بار و تاكيد بر نقش های مادری 38 بار يافت شده اند. طبق نتايج اين پژوهش، و با بررسی شاخص های مردسالاری در ادبيات معاصر می توان گفت كه: سلطه نظام مردسالار در جامعه ايران كاملا قابل مشاهده است و آنچه بيش از همه ذهن نويسندگان ايرانی را به خود مشغول داشته، انعكاس اين محروميت و ظلم به زنان است. در بخشی از نتايج اين پژوهش، آمده است: محروميت زنان از منابع ارزشمند بيش از ساير شاخص های مردسالارانه در اين آثار به چشم می آيد كه نشان دهنده آن است كه زنان ايرانی همواره از امكان استفاده از منابع اقتصادی، اجتماعی، سياسی و فرهنگی محروم بوده و فقط مردان از آن بهره مند بوده اند. و به اين دليل زنان امكان كسب بسياری از موقعيت های برتر اجتماعی خود را از دست داده اند. اين پژوهش همچنين به تفصيل به توضيح داستان های نمونه پرداخته و نمادهای مردسالارانه را كه در داستان های مورد بررسی يافته است به صورت مجزا و با ذكر صفحه آن يادآور شده است. اين محقق، وجود شاخص های مردسالارانه در ادبيات معاصر را اين گونه تفسير كرده است: «همه اين موارد حكايت از وضعيت بد و نامطلوب زندگی اجتماعی و فرهنگی زنان ايرانی در طول تاريخ دارند. وضعيتی كه نوع نگاه جامعه به زن و تسلط فرهنگ مردسالارانه برای زنان به ارمغان آورده است همچنين سنت ها، آداب و رسوم غلط و دست و پا گير حق زندگی مطلوب را از زنان سلب كرده است.» (28) یک مسئله مهم دیگر، این است که برخی از روشنفکران ایرانی و غیرایرانی، به «نسبی گرایی فرهنگی» در مورد مسئله زنان تاکید دارند. این تفکر را باید عمیقا مورد نقد قرار داد، زیرا مردسالاری حاکم بر فرهنگ جامعه، قوانین زن ستیز و تبعیض آمیز، خشونت علیه زنان را با تکیه بر نسبی گرایی فرهنگی توجیه می شود و فرهنگ و سنت بومی توصیف می گردد. حتی سیستم قضایی کشورهای غرب، با اتکا به نسبی گرایی فرهنگی، گاها جرم مردان ستم گر و حتی جانی را سبک تر در نظر می گیرند. البته ناگفته نماند براساس قوانین کشورهای شرقی، بدون این توجیه نیز می توان مرد متجاوز را تحت تعقیب قرار نداد. بنابراین، تفکر نسبی گرایی فرهنگی، تفکری به غایت عقب مانده و زن ستیز است. حقوق زنان، نه بومی و سنتی، بلکه حقوقی جهان شمول است. براین اساس، هیچ تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد و برتری یکی بر دیگری پذیرفتنی نیست. همچنین هیچ توجیه علمی و اجتماعی برای فرودست نشان دادن زن در جامعه، وجود ندارد. اساسا سرمایه داری با مذهب، مردسالاری، نسبیت فرهنگی، سنت و صدها توجیه دیگر را برای این می تراشد که نصف جامعه، یعنی زنان را از حقوق اقتصادی، سیاسی، انسانی و اجتماعی خویش محروم سازد تا بتواند سیاست های اقتصادی و اجتماعی خود را با دردسر کم تر بر جامعه تحمیل کند. برای مثال، چند ماه پیش در آلمان، یک حادثه خبری به روزنامهها درز کرد و به یک جنجال اجتماعی در جامعه آلمان منجر شد. حادثه این بود که یک زن شهروند آلمانی، زاده شده در یک خانواده مراکشی، از همسرش که او را کتک میزده، تقاضای طلاق می کند. پرونده به دادگاه خانواده در شهر فرانکفورت واگذار می شود. خانم قاضی، که نخواسته نامش فاش شود و در روزنامهها فقط با نام کریستا دال از او اسم برده میشود، از صدور حکم طلاق فوری خودداری میکند و در پاسخ اعتراض زن متقاضی طلاق اظهار میدارد: «در این حوزه فرهنگی تنبیه زن از طرف شوهر امری غیرعادی نیست. بنابراین، این زن متولد آلمان باید موقع ازدواج با یک مرد تربیت شده در مراکش، حساب اینجا را هم کرده باشد.» و در توجیه تصمیم خود به آیه ٣٤ از سوره ٤ قرآن استناد می کند. در جامعهای که سیستم حقوقی آن بر اساس جدائی از دین و همچنین برابری حقوقی زن و مرد بناشده، دور از انتظار نبود که عملکرد قاضی کریستا با اعتراض روبرو شود. بسیاری آن را سرپیچی از سیستم حقوقی آلمان دانستند. این نمونه، فقط به آلمان ختم نمی شود و در دیگر کشورهای اروپایی و اسکاندیناوی نیز چنین حوادثی در روزنامه ها درج شده است. علاوه بر این ها، در نظام کالائی مورد نظر نئوليبرال ها، بسیاری از زنان نیز به عنوان کالا مورد بهره برداری قرار می گیرند. در واقع، کالا شدن همه چيز و تسلط بازار بر زیست و زندگی انسان ها، چهره کریه سیستم سرمایه داری هر چه بیش تر عیان می سازد. عموما اقتصاد به نفع پولدارها و سرمايه دارانی است که اقليت شهروندان جامعه را تشکيل می دهند. این اقلیت از طریق حکومت ها و نیروهای سرکوبگر تحت اختیارشان، بر همه شئونات زندگی و نيازمندی های اوليه شهروندان را تحت کنترل و نظارت دایمی دارند. در شرايط سلطه اقتصاد نئوليبرالی و بازار، در پناه آشکار و نهان قانون، زنان زیادی را از سر فقر به تن فروشی کشانده است. از این کارگران جنسی، به وحشیانه ترین شکلی بهره کشی و کسب سود می شود. علاوه بر این ربودن و فروش دختران و پسران از جمله ايرانی در بازارهای برده فروشی شیخ نشین های حاشیه خلیج، پاکستان و افغانستان و ترکیه و غیره، بازار بزرگ دیگری برای سرمایه داری است. براساس آمارهای بین المللی، از طریق فحشا و قاچاق موارد مخدر سالیانه میلیاردها دلار به جیب شرکت ها و سرمایه دارانی که با این بازار وسیع و جهانی سر و کار دارند و همه چیز را در پول خلاصه می کنند، سرازیر می گردد. با نيم نگاهی به گزارش ها و آمارهای مربوط به قاچاق زنان و دختران به فروش رفته در جهان، به عمق این فاجعه انسانی پی می بریم. اگر به این لیست مانکن ها، کلوب های شبانه سکس، سوء استفاده کارفرمایان از کارگران و کارمندان زن و... را نیز اضافه کنیم فاجعه با ابعاد هولناک تری در مقابل ما قد علم می کند. آنچه که در بالا اشاره کردیم فقط گوشه هایی از دیدگاه های زن ستیز در ادبیات و فرهنگ است. در چنین شرایطی، واقعا پرسیدنی است که اگر بینان گذاران سوسیالیسم علمی، یعنی مارکس و انگلس نبودند و جنبش کارگری کمونیستی در مقابل همه ستم ها و استثمار غیرانسانی سیستم سرمایه داری و تلاش برای تغییر آن نبود سرنوشت بشریت به ویژه زنان چه سرنوشت تراژیک و فاجعه باری پیدا می کرد؟! بررسی های «مورگان» و دیگر محققان کاملا اثبات کرده است که زمان پیدایش ستم اجتماعی بر زنان با آغاز مالکیت خصوصی در جامعه هم زمان بوده است. تضاد موجود در خانواده بین مرد که دارای مالکیت خصوصی و زن که فاقد مالکیت خصوصی است بنیان وابستگی اقتصادی و شرایط اجتماعی را تشکیل می دهد که باعث پایمال شدن حقوق اجتماعی زن می گردد. انگلس، بر این اعتقاد بود که در درون خانواده، مرد بیش تر نقش بورژوا و زن نیز نقش کارگر را ایفا می کند. تنها در شیوه نوین تولید سرمایه داری است که زمینه دگرگونی شرایط اجتماعی فراهم می آید و باعث پیدایش مسئله زن به مفهوم امروزی اش می گردد. تا زمانی که شرایط کهن اقتصادی خانواده وجود داشت زن از طریق فعالیت اقتصادی برای زندگی خویش دارای حقوقی بود. در جامعه امروزی، یعنی در عصر سلطه سرمایه داری، مسئله زن براساس نیاز سرمایه در استثمار نیروی کار و جست و جوی مدام در یافتن نیروی کار ارزان تر مطرح است. بنابراین، مبارزه زن کارگر برای رهائی خویش نمی تواند با مبارزه زن بورژوا علیه مرد هم طبقه اش یکسان باشد، بر عکس، مبارزه زن کارگر مبارزه ای است به همراه و دوش به دوش مرد هم طبقه اش علیه طبقه حاکم سرمایه داری. زن کارگر برای نابودی همه عواملی که استثمار زن و مرد کارگر را به بار آورده است، مبارزه می کند. پس زن کارگر، دوش به دوش مرد هم طبقه اش بر علیه جامعه سرمایه داری مبارزه می کند. یعنی زن کارگر حامی طبقه کارگر و مبارزه طبقاتی و زن بورژوا حامی طبقه بورژوا و مبارزه اش نیز در امور حقوقی به چارچوب سیستم سرمایه داری محدود است. بر این اساس، افراد و جریاناتی که مبارزه زنان را به طور عمومی طرح می کنند و مرزی بین زن کارگر و زن بورژوا قائل نیستند، چه بخواهند و چه نخواهند آب در آسیاب بورژوازی می ریزند. در این راستا شکی نیست که روشنفکران برابری طلب و عدالت خواه با ترویج و تبلیغ دایمی فرهنگ انسانی و برابری زن و مرد در همه عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی وظیفه سنگینی به عهده دارند. اساسا تغییر فرهنگ، آداب و رسوم و سنت ها بسیار جان سخت تر از تغییر حکومت هاست، بنابراین، باید فرهنگ جامعه را طوری رشد و گسترش داد که نه تنها هیچ آثاری از مردسالاری و فرودستی زن در فرهنگ و ادبیات باقی نماند، بلکه در کوچه و خیابان نیز کسی کلمات و صفات زن ستیز را به زبان نیاورد. مسلم است که تنها با استراتژی سوسیالیستی و فعالیت در جنبش کارگری کمونیستی و برابری طلبانه می توان بساط سیستم سرمایه داری ستم گر و استثمارگر را برچید و یک جامعه نوین بی طبقه ای را بر پا کرد که در آن انسان ها بدون توجه به ملیت و مرام و جنسیت شان در کنار هم در سعادت و بهروزی و برابری زندگی کنند. از این رو ضروری است که بحث را به روابط و مناسبات سرمایه داری که مردسالاری نیز نمودی از آن است تعمیق داد و نقد و بررسی و پژوهش و مبارزه را همواره بر علیه هرگونه ستم و تبعیض و استثمار سرمایه داری متمرکز کرد. منابع: 1 - صمد بهرنگی، کوراوغلو و کچل حمزه، چاپ سوم، تبریز، انتشارات شمس، 1348، ص 13؛ 2 - عهد جدید - انجیل -، باب دوم، رساله پولس به تیموتاوس، چاپ انگلستان، ص 336؛ 3 - همان منبع، ص 313؛ 4 - ویل دورانت، لذات فلسفه، چاپ 2، تهران، نشر اندیشه، 1350، ترجمه عباس زریاب خویی، ص 156؛ 5 - همان منبع، ص 156؛ 6 - نظام الملک (سیرالملوک؛ نظام الملک؛ 484 هجری قمری؛ 7 - آیِه ٣۴ سوره نساء، ترجمه دکتر حسیِن الهیِ قمشه ای؛ 8 - سوره نساء آیِه ١١؛ 9 - سوره نساء آیِه ٢؛ 10 - منبع: «محمد، زندگیِ پیِامبر»، روژه کاراتیِنیِ، چاپ ارشیِپل، پاریِس، ٢٠٠٢؛ 11 - سوره احزاب آیِه ٥٠؛ 12 - سوره بقره آیِه ٢٢٣؛ 13 - سوره بقره آیِه ٢٢۸؛ 14 - ویل دورانت، تاریخ فلسفه، جلد اول، چاپ 3، تهران، شرکت سهامی کتاب های جیبی، 1348، ترجمه عباس زریاب خویی، ص 121؛ 15 - ژاک دریدا، 1998، ص 62؛ 16 - فراسوی خیر و شر، 232، زن در تفکر نیچه، نوشین شاهنده، نشر قصیده سرا، تهران، چاپ اول 1382، ص 103؛ 17 - کانت1960، صص32-3؛ 18 - کانت، 1978، ص 222؛ 19 - آیین، بخش یکم، گفتار چهاردهم؛ 20 - احمد کسروی، «خواهران و دختران ما«، نقش زن در اجتماع ایران، کتابفروشی ایران، نخستین چاپ آمریکا، 1371، ص 35 و 36؛ 21 - کلیدر، محمود دولت آبادی، نگارش 1357 تا 1363، م.ک. ص40؛ 22 - همان منبع، ص 1038؛ 23 - «سووشون»، نوشته سیمین دانشور، 1348، م.ک. ص 9؛ 24 - همان منبع، ص 198؛ 25 - همان منبع، ص131؛ 26 - شوهر آهوخانم، علی محمد افغانی، چاپ دهم ۱۳۷۲، انتشارات نگاه، چاپ اول ۱۳۴۰، ص ۶۹؛ 27 - بامداد خمار، فتانه حاج سیدجوادی (پروین)، چاپ پنجم، نشر البرز، تهران ۱۳۷۴، ص ۳۹۷؛ 28 - پژوهش «سكينه مرادی»، كارشناس ارشد تاريخ و ادبيات، 1383. * بر گرفته از نشریه «گاهنامه تریبون زن»، سال دوم، شماره 4، شهریور 1386 - سپتامبر 2007 موضوعات مرتبط: فرهنگی [ سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ] [ 12:22 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
بررسي روايات ترتيب نزول قرآن
چكيده روايات ترتيب نزول سورههاي قرآن از جمله روايات متفيضي است كه شيعه و سني آن را نقل و بدان استناد كردهاند. با اين روايات ميتوان روايات ديگري نظير روايات اسباب نزول، ناسخ و منسوخ، سيره و مكي و مدني را ارزيابي و تصحيح كرد. همچنين به كمك اين روايات ميتوان تاريخ نزول سورههايي كه در آن تصريح يا اشارهاي به رخداد زمانمند نشده است. تخمين زد. اين روايات به لحاظ سندي از چارده تن از صحابه و تابعان نقل شده و در آثار فراواني آمده است. قريب به تمام اين روايات در اصل به عليu و ابن عباس ميرسد و از نظر متن تقريباً همساناند و پارهاي از تعارضات ظاهري آن قابل رفع است. كليد واژهها: ترتيب نزول،تفسير تاريخي، تفسير نزولي، اسباب نزول، ترتيب سورهها.
1ـ مقدمه روايات ترتيب نزول رواياتياند كه ترتيب نزول يكايك سورههاي قرآن از علق تا توبه را ارائه ميدهند . اين روايات تقريباًمتن واحدي دارند و به چهارده تن از صحابه و تابعان ميرسند. روايات ترتيب نزول از جمله رواياتي است كه در حد استفاضه نقل تابعان ميرسند. روايات ترتيب نزول از جمله رواياتي است كه در حد استفاضه نقل شده و مورد توجه بسياري از دانشمندان اسلامي قرار گرفته است؛ به علاوه ثمرات علمي فراواني نيز بر آن مترتب است؛ از اين رو تحقيق درباره آن ضروري مينمايد. در اين مقاله اهميت، پيشينه و اعتبار اين روايات بررسي ميشود.
2ـاهميت روايات ترتيب نزول از اين روايات استفادههاي متعددي ميتوان كرد كه سه مورد عمده آن به قراري است كه در پي ميآيد.
2ـ1ـ تصحيح روايات چهارگانه ديگر نظر به اين كه روايات ترتيب نزول سورهها نسبت به ساير روايات از قوت سندي و صراحت محتوايي بيشتري برخوردار است، ميتوان آنها را وسيله شناخت صحت و سقم روايات چهارگانه ديگرـ يعني اسباب نزول، مكي و مدني، ناسخ و منسوخ، و سيره نبوي ـ قرارداد؛ البته در مواردي كه قوت سندي و صراحت محتوايي اين روايات به پايه روايات ترتيب نزول نرسد. براي مثال در روايتي از ابن عباس آمده است كه وقتي « وَأَنذِرْ عَشِرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» [سوره شعرا(26) ، آيه 125]نازل شد، r به فراز [كوه] صفا رفت و فرياد ياري خواهي برآورد . پرسيدند:اين كيست فرياد ميكند؟ پاسخ دادند: محمد است: آنگاه نزد او گرد آمدند. اگر كسي خود نميتوانست، كسي را ميفرستاد كه بنگرد، چه خبر است. ابولهب و قريش آمدند. فرمود: بگوييد اگر به شما خبر دهم كه گروهي در درهاند و ميخواهند به شما شبيخون بزنند، آيا[سخن] مرا تصديق ميكنيد؟ گفتند :آري ما جز صدق از تو سراغ نداريم. فرمود : من شما را بيم ميدهم: عذابي سخت در پيش است. ابولهب گفت: روزت سياه! آيا ما را براي اين گردآوردي، كه نازل شد: « تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ » [سوره مسد(111)، آيه1].1 ظاهر اين روايت بر نزول سوره مسد بعد از سوره شعراء دلالت دارد؛ ولي به دليل مخالفت آن با روايات ترتيب نزول پذيرفتني نيست. طبق اين روايات سوره تبت، ششمين سوره نازله است و آن بايد حدود سه سال قبل از سوره شعراء نزول يافته باشد . بهعلاوه روايت مورد بحث با ظاهر آيه شعراء و نيز روايات اسباب نزول ديگري كه ذيل اين آيه آمده و مستفيضاند ـ يعني از افراد متعددي مثل براء بن عازب، ابورالع، ابن عباس و ربيعة بن ناجذ رسيدهاند2 ـ منافات دارد. آن روايت از دعوت عام سخن ميگويد و حال آن كه ظاهر آيه شعراء و روايات مستفيض بر دعوت خاص خويشاوندان پيامبر r دلالت دارد. دعوت عام به نحوي كه در آن روايت آمده، بسا واقع شده و مجعول نباشد؛ لكن با آيه مذكور مناسبتي ندارد3. احتمالا قصه مندرج در آن روايت مربوط به آيه « فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ » [سوره حجر(15) آيه 94] است.
2ـ2ـ تمييز سورههاي مكي از مدني در روايات ترتيب نزول سور ميان سورههاي مكي و مدني تفكيك به عمل آمده است؛ لذا به وسيله آنها ميتوان اين دو دسته از سورهها را از يكديگر بازشناخت. طبق اكثر اين روايات، 86 سوره ـ يعني از علق تا مطففين ـ در مكه و 28 سوره ـ يعني از بقره تا پايان سورههاي مدني ـ در مدينه نازل شده است. سورههاي مدني عبارتند از : بقره، انفال، آلعمران، احزاب، ممتحنه، نساء زلزله، حديد، محمدr ، رعد، رحمن، انسان، طلاق، بينه، حشر، نصر، نور، حج، منافقون، مجادله، حجرات، تحريم، جمعه، تغابن، صف، فتح، مائده و توبه. اين برابر روايات ابن مسيب از امام علي u، امام صادق u از امام علي u، عطاء از ابن عباس، مجاهد از ابن عباس، كريب از ابن عباس، جابر بن زيد، مجاهد،امام صادق u و حسين بن واقد است؛ ليكن معدودي از روايات در تعدادي از سورهها با روايات مذكور اختلاف دارند. روايات ابوصالح از ابن عباس، امام سجادu، عكرمه و حسن بصري و مقاتل سوره مطففين را نيز افزودهاند. نيز روايات امام سجادu و ضحاك سورههاي سجده، طور، ملك، حاق، معارج، نبأ، نازعات، انفطار، انشقاق، روم و عنكوبوت را جزو سورههاي مدني آوردهاند. همچنين روايات ابوصالح از ابن عباس و مقاتل سورههاي سجده، واقعه، عاديات و معوذتين را به سورههاي مدني افزوده و در مقابل سورههاي رعد و رحمن را از آنها كاستهاند. همين طور روايات زهري و مجاهد سوره حمد را هم مدني به شمار آوردهاند؛ لكن اين موارد شاذ و غير قابل اعتنايند.
2ـ3ـ تخمين تاريخ نزول سورهها اگر چه دقيقترين و اطمينانبخشترين شاخص براي تاريخگذاري سورههاي قرآني تصريحات يا اشارات قوي آيات آنها به رخدادهاي زمانمند عهد رسول خداr است،ليكن نظر به اين كه سورههاي حاوي چنين تصريحات و اشاراتي بسيار اندك است، ناگزير بايد براي تكميل تاريخگذاري قرآن به شاخصهاي ديگري كه از دقت و اطمينان كمتري برخوردارند،روي آورد. يكي از آن شاخصها روايات ترتيب نزول است. از طريق اين روايات ميتوان تا حدودي تاريخ نزول سورههاي فاقد تصريحات و اشارات مذكور را تخمين زد؛ به اين نحو كه زمان نزول سورههاي تاريخ دار درنظر گرفته شود، سپس با توجه به تقدم يا تأخري كه سورههاي فاقد تاريخ نسبت به آنها دارند، زمان تقريبي نزول آنها معين گردد. براي مثال، سوره حجر از معدود سورههاي تاريخ دار مكي است؛ چون در آن، آيه « فَاصْدَعْ بِمَاتُؤْمَرُ»[سوره حجر(15)، آيه 94] آمده كه اشاره قوي به زمان شروع دعوت علني رسول خداr دارد . امام باقر u و امام صادق u و ابن اسحاق آوردهاند كه دعوت علني آن حضرت پس از سه سال دعوت سري بوده است4؛ بنابراين سوره حجر در آغاز سال چهارم بعثت نازل شده است. بر اساس آن ميتوان زمان نزول سورههاي قبل يا بعد از آن را كه فاقد تصريحات يا اشارات قوي به رخدادهاي زمانمندند،تخمين زد؛ مثلاً اظهار داشت سورههاي يونس، هود و يوسف كه بلافاصله قبل از سوره حجرات قرار دارند، در حدود سال سوم بعثت نازل شدهاند يا سورههاي انعام، صافات و لقمان كه بلافاصله بعد از آن قرار گرفتهاند،در حدود سال چهارم بعثت نزول يافتهاند.
3ـ پيشينه روايات ترتيب نزول چنان كه آمد، اين روايات به چهارده تن از صحابه و تابعان ميرسند. آنان عبارتند از : 1ـ حضرت عليu (23 ق . هـ ـ 40)؛ 2ـ ابن عباس (3 ق. هـ ـ 68 ق) ؛ 3ـ امام سجاد u (35 ـ 93 ق)؛ 4ـ جابرن زيد (21 ـ 93 ق ) ؛ 5ـ محمد بن نعمان (م. ح 110 ق)؛ 6ـ مجاهد (21 ـ 104 ق) ؛ 7ـ ضحاك (م ب 100 ق)؛ 8ـ عِكْرِمَه (20 ـ 105 ق)؛ 9ـ حسن بَصْري (21ـ110 ق)؛ 10ـ زُهْري(50 ـ 123 ق)؛ 11ـ عطاء خراساني (50 ـ 135 ق)؛ 12ـ امام صادق u (م 148 ق)؛ 13ـ مُقاتِل بن سليمان (م 150 ق)؛ 14ـ حسين بن واقد(م 159 ق). درباره متون اين روايات گفتني است، از ميان چهارده روايت مذكور تنها نه روايت متن كامل آنها به دست آمده است و آن به اين جهت است كه اولاً اين روايات در اصل سيزده روايت است؛ زيرا عِكْرِمَه و حسن بصري متن واحدي را روايت كردهاند؛ ثانياً در روايات امام سجادu، محمد بن نعمان،مجاهد و عطاء خراساني ترتيب بيش از چند سوره نيامده است. به نظر ميرسد نقصان در اين روايات از سوي راويان متأخر مانند حَسْكاني (م ب 470 ق) و طَبْرِسي (469 ـ 548 ق) پديد آمده است. آنان به لحاظ آن كه معرفي نخستين سوره منزل در مكه يا مدينه و يا تأييد مدني بودن سوره انسان را منظور داشتند، از آوردن متن كامل روايات مذكور خودداري كردهاند.5 در خصوص راويان اين روايات، از قرائتي كه به دست آمده، چنين آشكار ميشود كه قريب به اتفاق آنان شاگردان يا شاگردانِ شاگردان ابن عباس هستند و بر اين اساس بايد همه آنان ترتيب نزول سورهها را از وي نقل كرده باشند. ابن عباس نيز از شاگردان صحابه سالخوردهتري چون علي u و ابي بن كعب بوده است؛ لذا او نيز بايد آن را از همانان نقل كرده باشد. روايات ترتيب نزول سور به ترتيب تاريخي در آثار ذيل آمده است: 1ـ كتاب ابن عباس ( م 68 ق) : كريب بن ابي مسلم هاشمي مدني ابورشدين مولي ابن عباس در روايت خود آورده كه ترتيب نزول سور را در كتاب ابن عباس يافته است6. پنهان نماند در هيچ يك از تفاسير موجودي كه به ابن عباس نسبت داده شدهاند، روايت ترتيب سور نيامده است؛ لذا معلوم نيست كتابي كه كريب از آن سخن گفته، چه سرانجامي داشته است. 2ـ نزول القرآن ـ خ، صحاك (م 105 ق) : اين كتاب كهنترين اثري است كه در ترتيب نزول سور به دست آمده است7. 3ـ نزول القرآن عن ابن عباس: عكرمه (25ـ105 ق ) 8. 4ـ نزول القرآن، حسن بصري(21 ـ 111 ق)9. 5ـ تنزيل القرآن ـ ط، محمد بن مسلم زهري (50 ـ 123 ق )10. 6ـ تنزيل القرآن، عطاء خراساني (50 ـ 135 ق)11. 7ـ التفسير ـ خ، مقاتل بن سليمان (م 150 ق): بيهقي پس از آوردن روايت عكرمه و حسن بصري و روايت مجاهد از ابن عباس گويد: « اين حديث و (حديث) مرسل صحيحي كه پيش از آن آمد، شاهدي در تفسير مقاتل و مفسران ديگر دارد12». 8ـ تاريخ اليعقوبي ـ ط : يعقوبي (م ب 292 ق9: او روايت ابوصالح را از ابن عباس در كتاب خود آورده است13. 9ـ فضائل القرآن و مانزل من القرآن بكمة و ما نزل بالمدينة ـ ط، ابن الضربين (ح 200 ـ 294 ق) : او روايت عطاء خراساني را از ابن عباس در اثر خود آورده است14. 10ـ كتاب فيه ما فيه، ابوسهل انماري: او در اثر خود روايات ابن مسيب از عليu و ابوصالح و عطاء خراساني از ابن عباس آورده است15. 11ـ التفسير، عبدالله بن محمشاذ (ح قرن 5 ق): او روايات ابن مسبب از علي u و ابوصالح از ابن عباس را در تفسيرش آورده است16. 12ـ كتاب في عدد سور القرآن و آياته و كلماته ـ خ، عمربن محمد بن عبدالكافي (م. ح 400 ق): او روايت عطاء خراساني از ابن عباس را در آن آورده است17. 13ـ كتاب التنزيل و ترتيبه ـ خ، حسن بن محمد نيشابوري (ت 406 ق): او روايت حسين بن واقد را در آن آورده است18. 14ـ المباني لنظم المعاني (م 425 ق): آرتور جفري مقدمه اين كتاب را كه در تفسير قرآن بوده و مؤلفش مجهول است،همراه مقدمه تفسير ابن عطيه با نام مقدمتان في علوم القرآن چاپ رسانده است. در اين اثر روايات ابن مسيب از علي u و ابوصالح و عطاء خراساني از ابن عباس آمده است19. 15ـ الفهرست ـ محمد بن اسحاق نديم (م 438 ق) : در اين كتاب روايات محمد بن نعمان (چهار سوره نخست مكي)، مجاهد(سورههي باقيمانده مكي) و عطاء از ابن عباس (سورههاي مدني ) آمده است20. 16ـ دلائل النبوة ـ ط، احمد بن حسين بيهقي (384 ـ 458) : در اين اثر روايات عكرمه و حسن بصري و نيز مجاهد از ابن عباس آمده است21. 17ـ اسباب النزول ـ ط، علي بن احمد واحدي (م 468 ق): در آن روايات امام سجادu ( اولين و آخرين سوره مكي و اولين و آخرين سوره مدني) و عكرمه و حسن بصري (اولين سوره مكي) آورده شده است22. 18 ـ شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ـ ط، عبيدالله بن عبدالله حسكاني(م ب 470 ق) : در اين كتاب كه متعلق به يك عالم سني است و حاوي آيات نازله بر اهل بيت u و روايات مربوط ميباشد، به جهت تأييد مدني بودن سوره انسان و نزول آن در خصوص حضرت علي u و فاطمه و حسنين u بخشي از روايات ترتيب نزول به شرح ذيل آمده شده است: روايات عطاء از ابن عباس( در روايتي : سورههاي نخست مدني از بقره تا طلاق، مجاهد از ابن عباس ( نخستني سوره مكي و سورههاي مدني از بقره تا بيَّنه )، ابوصالح از ابن عباس ( هفت سوره نخست مكي و سورههاي نخست مدني از مطففين تا طلاق)، عكرمه و حسن بصري (نخست مكي و سورههاي نخست مدني از مطففين تا بينه در روايتي ، و در روايتي ديگر: دو سوره نخست مكي و سورههاي نخست مدني از مطففين تا طلاق)، عطاء (نخستين سوره مدني، يعني سوره بقره و سوره انسان در روايتي، و در روايت ديگر: سورههاي نخست مدني از بقره تا انسان) و حسين بن واقد (دو سوره نخست مكي و سورههاي نخست مدني از بقره تا حشر)23. 19ـ الايضاح، الاستاذ احمد الزاهد (ح قرن 5 ق9: در آن روايات ابن مسيب از علي u و عطاء از ابن عباس، و عكرمه و حسن بصري آمده است24. 20ـ مجمع البيان في علوم القرآن ـ ط، فضل بن حسن ابوعلي طبرسي: در آن روايات ابن مسيب از علي u ( سه سوره نخست مكي و سورههاي نخست مدني از بقره تا انسان)، عطاء از ابن عباس(فهرست كامل سور9، و عكرمه و حسن بصري (سه روايت نخست مكي و سورههاي نخست مدني از مطققين تا انسان25) . وي اين روايات را ذيل سوره انسان براي تأييد مدني بودن آن آورده است. 21ـ مفاتيح الاسرار و مصابيح الابرارـ ط، محمد بن عبدالكريم شهرستاني (467 ـ 548 ق): او در مقدمه تفسيرش متن كامل روايات مقاتل از عليu، ابوصالح از ابن عباس، مقاتل و ابن واقد را آورده است26. 22ـ البرهان في علوم القرآن ـ ط، محمد بن عبدالله زركشي (745ـ794 ق): در آن روايات ابن عباس، ضحاك، عطاء و مقاتل را به طور كامل و تلفيقي و با ذكر اختلافات در پايان آمده است27. اينها مهمترين آثاري است كه در آنها روايات ترتيب نزول به اختصار يا به طور كامل آمده است؛ بدون آن كه متن يا سند آنها دقيقاً مورد نقد و ارزيابي قرار بگيرد.
4ـ حجيت روايات ترتيب نزول اين روايات كه جملگي، تقريباً متن واحدي دارند، به هر دو لحاظ سند و متن قابل اعتنا به نظر ميرسند.
4ـ1ـ حجيت سند اين روايات روايات ترتيب نزول به چهارده تن از صحابه و تابعان ميرسد. اگر چه تمام اين راويان جز امام علي u خود شاهد نزول همه سورههاي قرآن نبوده اند و بنابراين به ظاهر نقل آنان مرسل تلقي ميشود، لكن از پارهاي از قراين اطمينان حاصل ميگردد كه سند آنان نيز در اصل به امام علي u يا صحابه ديگري كه خود شاهد نزول همه يا اغلب سورههاي قرآن بودهاند، ميرسد. اين قراين بدين قرارند: الف ـ عبدالله بن عباس علاوه بر آن كه خود حدود سيماه شاهد نزول بخشي از قرآن بوده است، اعتراف كرده كه بيشتر دانش تفسير خويش را از امام علي u فرار گرفته است29 ؛ لذا با عنايت به اين كه ترتيب نزول سورهها از آن امام نيز روايت شده بايد گفت به احتمال قوي ابنعباس ، ترتيب خود را در اصل از آن بزرگوار نقل كرده است؛ به علاوه ابن عباس گفته است: من با اصحاب سالخورده رسول خداr از مهاجر و انصار همراه بودم و از آنها درباره جنگهاي رسول خداr و آنچه از قرآن درباره آنها نازل شده بود، ميپرسيدم و نزد هر يك از آنان ميرفتم ، به جهت خويشاونديم با رسول خداr از آمدنم شادمان ميشدند. روزي از ابيبن كعب ـ كه از راسخان در دانش [ قرآن] بود ـ درباره آنچه در مدينه نازل شده بود، پرسيدم. پاسخ داد: بيست و هفت سوره در آنجا و بقيه در مكه نازل شد30. از ذيل اين روايت بوضوح معلوم ميشود كه ابي بن كعب يكي از اصحاب سالخوردهاي بوده است كه ابن عباس ترتيب نزول سورهها را از او آموخته است. ابي بن كعب، شاهد نزول همه سورههاي مدني بوده است؛ زيرا او از اولين كساني بود كه در مدينه به اسلام گرويد31. گفتني است،پارهاي قراين نشان ميدهد كه نه راوي از راويان چهارده گانه شاگرد بيواسطه يا با واسطه ابن عباس بودهاند. شاگردان بيواسطه،جابر، مجاهد،ضحاك، عكرمه و حسن بصري، و شاگردان با واسطه، زهري، ابن واقد، عطاء و مقاتل هستند؛ به علاوه برخي از آنان خود در طرق روايات ترتيب ابن عباس قرار دارند؛ مثل مجاهد، ضحاك،عكرمه و عطاء . نيز ابن واقد در طريق روايت عكرمه و حسن بصري واقع است. بنابراين ميتوان گفت: نه راوي مذكور به احتمال قوي، ترتيب خود را از ابن عباس نقل كردهاند و او از امام عليu، ابي بن كعب و ديگر صحابه سالخورده روايت نموده است. ب ـ دو راوي از راويان چهاردهگانه ـ يعني امام سجادu و امام صادق u ـ از وارثان آثار امام علي u هستند و آنان خود تصريح كردهاند كه روايات خود را از روي آثار آن امام نقل ميكنند32؛ بنابراين ترتيب آن دو در اصل به آن بزرگوار ميرسد. ناگفته نماند كه در طريق روايت ابوصالح از ابن عباس و نيز طريق زهري شماري افراد متهم به كذب وجود دارد و در بيشتر طرق افرادي مجهول به چشم ميخورند؛ مگر در طريق روايت عطاء از ابن عباس و روايت كريب از ابن عباس كه همه افراد آن معروف و موثقاند؛ مع الوصف طرق اين روايات غيرقابل اطمينان به نظر نميرسد. مؤيدا اين نظر به شرح ذيل است: اولاً افرادي كه در بعضي از اين اساتيد، به خصوص سند ابوصالح از ابن عباس، به كذب متهم شدهاند،اين اتهام را رجاليون اهل سنت از روي تعصب مذهبي به آنان زدهاند. رجاليون اهل سنت معمولا راوياني را كه گرايش به اهل بيت دارند و روايات مربوط به آن بزرگواران را نقل ميكنند، منكر الحديث و دروغگو ميخوانند. ابوصالح محمد بن سائب كلبي و محمد بن مروان كه در طريق روايت ابوصالح از ابن عباس، قرار دارند، از آن جملهاند؛ بنابراين به اتهان آنان نبايد اعتنا كرد. ثانياً مجهول بودن بعضي از روايان اين روايات هرگز به اين معنا نيست كه آنان افرادي موهوم يا غيرموثقاند؛ چون استادان مشاهير موثقي چون طبرسي و حسكاني در ميان آنان قرار دارند و آنان در كتب رجال معرفي نشدهاند و كاملاً بعيد است كه كساني چون آن دو از افرادي موهوم و ناموثق روايت كرده باشند. جهت اين كه مجاهيلي در اسانيد اين روايات ملاحظه ميشود، اين است كه رجاليون و محدثان عمده همت خود را به نقل روايات احكام و معرفي راويان آنها مصروف ميكردند. شهرستاني در خصوص روايات ترتيب نزولي كه در مقدمه تفسيرش آورده ، مينويسد: [اين روايات] از رجالي موثق و از كتبي معتبر.... نقل شده است و شايد آنها در ديگر تفاسير يافت نشود؛ چرا كه اساساً آنها از چنين رواياتي خالياند. اين امر، نه از آن روست كه مفسران به آنها دست نيافتهاند يا بر آنها اعتماد نداشتهاند؛ بلكه از آن روست كه در آنها فايده اندكي بوده و امور مهمي كه آنان را از [توجه به ] اين روايات باز دارد، فراوان بوده است33. زركشي نيز در زمينه ترتيب سور كه در اثر خود آورده، مينويسد: « اين ترتيب، روايت از موثقان مبتني است34». ثالثاً كثرت طرق اين روايات به حدي است كه هرگز احتمال تباني راويانشان بر كذب و جعل نميرود؛ به خصوص آن كه راويان انها هرگز گرايش مذهبي و سياسي واحد نداشتهاند؛ به علاوه طرق اين روايات هرگز در يك واسطه مشتركي به هم پيوند نميخورد تا احتمال جعل آن روايات توسط او برود؛ بنابراين احتمال مجعول بودن اين روايات منتفي است. ممكن است گفته شود، از ميان راويان چهارده گانه تنها امام علي u شاهد نزول همه سورههاي قرآن بوده است، لكن در طريق او مجاهيل متعددي قرار دارند. ديگر راويان نيز هيچ يك شاهد وحي تمام سورهها نبودهاند؛ لذا آنان يا از كساني كه خود شاهد وحي بودهاند، روايت كردهاند كه در اين صورت روايت آنان مرسل و نامعتبر خواهد بود يا از راه نظر و اجتهاد بدست آوردهاند كه در اين صورت تنها براي خودشان حجيت دارد؛ بنابراين هرگز اين روايات قابل اعتماد نيستند35.
موضوعات مرتبط: دینی [ سه شنبه دوم مرداد 1386 ] [ 14:54 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
مظلوم ترين امام معصوم
شب از نيمه گذشته است , ساعت يك و ده دقيقه بامداد را نشان مي دهد; سكوت شبانه را گاهي صداي زوزه اتومبيلي كه شتابنده مي گذرد , درهم مي شكند. اهل خانه در خوابند و من به انبوه كتابهائي مي نگرم كه پيرامون زندگي و ظهور امام همام , حضرت اباصالح المهدي (ع ) نوشته شده است . آنها را از ميان كتابخانه جمع آوري كرده ام تا در نوشتن مقاله اي كه مي خواهم بنويسم , ياريم دهند. اما چه بايد بنويسم مستاصل مانده ام . پيش از اين چند ورقي را سياه كرده ام , اما هيچكدام چنگي به دلم نمي زند. مي خواهم در كوتاهترين و زيباترين جملات , بهترين و رساترين تصوير را از وجود مقدس او ارائه كنم .
درد و داغ دوازده قرن انتظار را در سينه دارم . ساعتي قبل سخت گريسته ام . صداي پاي دختركم را كه از پله ها بالا مي آمد , شنيدم . اشك را از صورتم پاك كردم . نمي خواستم شاهد گريه ام باشد. دختركم چه مي داند كه گريه من براي چيست ! شايد او هم روزي در خلوت خود با ياد امام مهدي (ع ) بگريد. همچنانكه پدرانمان در ماتم فراق او گريسته بودند. حالا نوبت نوشتن است . بي جهت نيست كه قدما مي گفتند :
گريه بر هر درد بي درمان دواست
روزگار عجيبي است . واژه ها را نيز مانند اسم كوچه ها و خيابانها و شهرها عوض مي كنند. به جاي گريه كه مظهر سوگ شكوهمند شرقي ماست , واژه خنده را گذاشته اند كه مظهر جلافت و غفلت غربي است . به راستي كه خنده , نماد غفلت است و گريه نماد معرفت .
بگذريم ; مي خواهم در مورد سرور جهان , اميد محرومان , صاحب الزمان (ع ) مقاله اي بنويسم . مي دانم كه خاندان پيامبر(ص ) هر يك به تنهائي مظهر تمام فضايل و كمالاتند , آنهم در حدي كه از درك و فهم عقول انساني بيرون است . با اينحال چه بايد بگويم ! كدام زبان را ياراي آن است كه بزرگيها و بزرگواريهاي آنان را ـ آنچنان كه بايد و شايد ـ باز گويد
ذهن خسته ام روي واژه « مظلوميت » متوقف مي ماند. آيا مظلوم بودن , در نفس خود فضيلت است نمي دانم , اما اين واقعيت را مي دانم كه سيره پيشوايان معصوم (ع ) نشان مي دهد كه همگان همواره مظلوم بوده و هرگز ظالم نبوده اند! آيا به راستي اميرمومنان علي مرتضي (ع ) نمي توانست مانند ديگران , سفاك و هتاك باشد(1 ) آيا او نمي توانست مانند باند غاصبان سقيفه به ايجاد گروهي براي احراز پايگاه خلافت (كه حق مسلم خود او بود) دست يازد(2 ) و تزوير را به جاي صداقت بنشاند همچنانكه غدر و فجور را به جاي دها وكياست (3 ) و آيا فاطمه (س ) نمي توانست چنان سلوك كند كه محبوب خليفه دوم قرار گيرد تا آن مرواريد بسيار گرانبهائي را كه از سواحل عمان به مدينه آورده بودند , فرزند خطاب به او ببخشد(4 )
آيا امام ابوعبدالله الحسين (ع ) (آخرين يادگار آل عبا) نمي توانست با تهديد و ترغيب و تحبيب دنياپرستان , زمام قدرت را بدست گيرد بي ترديد پاسخ اينگونه پرسش ها براي همگان روشن است . دوست و دشمن معترفند كه اگر رعايت جانب حق از سوي آن گراميان نبود , و پرهيز از آلودگي به فجور و ستم و نيز مراعات حق ـ آنچنانكه اميرمومنان (ع ) فرمود ـ آنان را در موضع مظلوميت نگه داشت و شد آنچه شد , و مظلوميت آنها براي جانهاي حق طلب , معيار و ميزاني گرديد كه توانستند پس از آن حق و باطل , ارزش و ضدارزش , تقوي و هوي , غدر و دها و درنهايت تزوير و صداقت را از يكديگر تميز دهند. اينك به راستي آيا كداميك از پيشوايان معصوم مظلومترند رسول خدا(ص ) كه فرمود : « هيچ پيامبري به سان من آزار نديده است » (5 ) يا اميرمومنان علي (ع ) كه فرمود : « به تعداد ريگهاي زمين و ستاره هاي آسمان در حق من ستم رواداشته اند » (6 ) و يا ابامحمدمجتبي و اباعبدالله الحسين (ع ) , كه هركدام با مصائبي سنگين تر از آسمانها مواجه گشتند تصور مظلوميت يكايك ائمه اثني عشر(كه نمي خواستند حقيقت را فداي مصلحت نمايند و دنيا را به بهاي دين بدست آورند) جان آشوب است . به راستي چرا دنيا چنين دجال فعل است كه نيكان و صالحان را در چنبر هزاران ابتلا مي گدازد و « ولا » را با « بلا » قرين مي سازد تا دردمندي چون قاآني شيرازي بنالد كه :
زمانه نيست مگر رذل جوي و رذل پرست
ستاره نيست مگر دون نواز و دون پرور
و حافظ بگويد كه : آسمان , كشتي ارباب هنر مي شكند
و يا: جز دود اهل فضل به كيوان نمي رسد
بگذريم , مصائب و مظلوميت اهل بيت پيامبر(ع ) از دامنه و ژرفايي برخوردار است كه اگر هريك را به تمام اهل عالم تقسيم كنند , چيزي افزون بجا خواهد ماند. فاجعه عاشورا , عقل ها را حيران مي كند و تنهائي و غربت امام علي (ع ) دلها را به آتش مي كشد. در اين كهكشان درد و داغ بايد نظاره گر خون پاك هزاران هزار شهيدي بود كه از خاندان علوي و فاطمي و حسني وحسيني و در يك كلام فرزنداني از اهل بيت رسول خدا(ص ) به جرم دفاع از اعتقاد به حقانيت ولايت معصوم به خاك ريخته شد و نيز بايد شاهد شهادت و زجر و تبعيد و تحقير و... خيل عظيم مردان و زنان و كودكاني بود كه فقط به دليل شيعي بودن , تازيانه قساوت اذناب اموي , عباسي و اتباع وهابي و صهيوني آنان را از قرنها پيش تا هم اكنون در جاي جاي زمين متحمل شده اند و مي شوند. با اينهمه اگر مدار مظلوميت را از دير و دور تاكنون بازنگريم و در ژرفا و دامن آن تامل كنيم , به گمان راقم اين سطور هيچ كس مظلومتر از وجود مقدس اباصالح المهدي , حجه بن الحسن العسكري ارواحناله الفدا نبوده و نخواهد بود.
پيش از آنكه دلايل اين ادعا را بر شمارم , سخن آن عالم رباني , استاد پدرم مرحوم آيت الله شيخ علي اكبر اللهيان را به ياد مي آورم كه فرمود : تحمل زندگي با مشقت , از مرگ و شهادت سخت تر است ! » و چرا چنين نباشد! دلاور مردي كه براي دفاع از حق , در خون خود فرو مي غلطد و به آني يا ساعتي زندگي دنيا را بدرود مي گويد تا در نعيم جاودان الهي متنعم گردد , بارها آسوده تر از فرزندي است كه بايد سالهاي سال در غربت و انزوا با لحظه لحظه عمر خويش يادآور شهادت و رسالت او باشد. به راستي كدام دشوارتر است آنكه مي ميرد و اجل محتوم را به سعادت مطلوب بدل مي كند , يا آنكه مي ماند و در همه عمر درد و داغ صبوري را به جان مي خرد بي حهت نيست كه شاعري مي گويد :
من كه از هستي ده روزه به تنگ آمده ام
واي بر خضر كه محكوم به عمر ابد است
اينك بيش از يازده قرن از عمر مقدس حضرت اباصالح المهدي (ارواحناله الفدا) مي گذرد. هيچ نيازي نيست كه در اثبات چگونگي و راز طول عمر آن امام يگانه , ذهن را با كندوكاو در دلايل عقلي و نقلي خسته كنيم . هركس به حقانيت كلام خداوند ايمان دارد و قدرت الهي را به تصريح قرآن در شكافتن دريا براي موساي كليم و سخن گفتن عيسي مسيح در لحظه ولادت و تكلم سليمان با حيوانات و زنده ماندن يونس در شكم ماهي و طول عمر نوح علي نبينا و آله و عليهم السلام (7 ) و صدها نظير اين گونه خرق عادتها مي پذيرد , به راحتي خواهد پذيرفت كه عمر طولاني امام عصر(ع ) به اذن الهي امري بسيار ساده و پذيرفتني است . و اگرچه در اثبات امكان اين امر , دلايل متعددي را دانشوران ايماني در كتب مختلف بيان كرده اند , اما آنهمه دليل و برهان براي كساني است كه همواره سبب ها را ديده اند و سبب ساز را نديده اند. اين سخن را نيز از استادم به يادگار دارم كه , يكي از اهل معرفت ابياتي را در توصيف قدرت بي پايان خداوند سروده بود كه مضمون آن چنين است :
« اي خدا , تو آني كه از زمين مرده و سرد , ساقه سبز و تازه مي روياني , و از ساقه سبز , برگهاي لطيف بيرون مي آوري و بر برگها شكوفه هاي ظريف و بر شكوفه ها پنبه سفيد و نرم را مي نشاني , آنگاه ما آدميان با نيروي ادراك و تعقل از پنبه نخ و از نخ لباس تهيه مي كنيم . خداوندا! تو خود را در پس و پشت اين وسايل و اسباب پنهان نموده اي , و اگر اراده فرمايي مي تواني درخت و بوته و گياهي از خاك برآوري كه به جاي پنبه , لباس آماده بر آن روئيده باشد! » باري , سخن ما بر سر راز طولاني بودن عمر و حيات امام (ع ) نيست , كه اين مهم در پرتو قدرت لايزال الهي معماي ناگشوده اي نباشد , سخن در اين است كه وجود مقدس او در طي اين ادوار طولاني چه مصائبي را تحمل نموده اند. اين است كه در دعاي ندبه مي خوانيم : « عزير علي ان تحيط بك دوني البلوي و لاينالك مني ضجيج ولاشكوي . بر من گران و ناگوار است كه رنج و بلا ترا احاطه كند و ناله و شكوايي از من به تو نرسد... »
و انتظار در نفس خود از سخت ترين حالات انساني است . با آنكه مي دانيم در طي اين قرون چشم هاي مقدس او شاهد و ناظر چه فجايع سخت و صعبي بوده است , مشاهده آن همه و نيز اين همه قتل عام ها , تجاوزها , حق كشي ها , آوارگي ها و... به تنهائي كافي است تا سخن صائب تبريزي را بپذيريم كه گفت :
گرم است آفتاب روز قيامت وليك نيست
سوزنده تر زسايه ديوار انتظار
انتظار جانسوزي كه بيش از همه شيعيان و حق طلبان , وجود مقدس او را آزرده و هر لحظه و هر روز آن , برگي تازه بر كتاب مظلوميت او افزوده است . مظلوميتي كه دامنه اش از سالهاي ماقبل تولد آن يگانه , آغاز مي شود. توضيح آنكه در تاريخ , چهره منفور كساني را مي يابيم كه با استفاده از فرمايش رسول خدا و ائمه هدي (ع ) درباره ظهور حضرت مهدي (ع )(8 ) , داعيه مهدويت داشته و پرچم اين ادعا را برافراشتند تا به يمن آن , به آرزوهاي قدرت طلبانه خود نائل شوند! كساني چون مغيره بن سعيد (9 ) و عبيدالله المهدي (10 ) از اين گروهند. اينك تا آنجا كه وسع صاحب اين قلم است , وجوه مظلوميت امام همام اباصالح المهدي (ع ) را درپي مي آورم و به اين دعا تمسك مي جويم كه : « اللهم ادفع عن حجتك و وليك و خليفتك شرالجن و الانس بمنك و كرمك » .
1 ـ اولين ستمي كه در حق آن گرامي رواداشته اند , از ناحيه اعتقاد پيروان سقيفه است كه مي گويند : در آخر زمان خداوند مرد مصلحي را بوجود مي آورد و او مهدي موعود است . بنابراين عقيده امام عصر(ع ) در آخر زمان متولد خواهد شد و البته معلوم و معين نيز نيست كه از نسل كيست . جلال الدين مولوي رومي در مثنوي خويش با پذيرش و تبليغ همين ايده ابيات زير را مي آورد :
پس به هر دوري وليي قائم است
تا قيامت آزمايش دائم است
پس امام حي قائم آن ولي است
خواه از نسل عمر خواه از علي است
مهدي هادي وي است اي راه جو
هم نهان و هم نشسته پيش رو(11 )
ملاحظه مي شود كه از نگاه مولوي رومي استبعادي ندارد كه آن جهاندار عدل گستر و آن برپا دارنده قسط و برهم زننده بساط جور از نسل عمر بن خطاب باشد. در حالي كه اصحاب حديث متواترا از رسول خدا(ص ) نقل نموده اند كه حضرتش وجود مقدس حضرت مهدي (امام حي غائب قائم « ع » ) را مشخصا از نسل امامان پاك و از صلب حضرت اباعبدالله الحسين و نهمين نواده او و فرزند حضرت ابا محمد عسكري پيشواي يازدهم دانسته و معرفي فرموده است . و همين احاديث طمع كساني چون عبيدالله المهدي را بر انگيخت تا دعوي مهدويت كند.
2 ـ همچنانكه گفته شد پيش از تولد حضرت وليعصر (ارواحنا له الفدا) كساني بپا خاسته , خود را مهدي موعود خواندند. اينان اگر چه جان بر سر اين ادعا نهادند و خداوند با افشا تزوير و ناكام ساختن ايشان , خط بطلان بر ادعاي نابجايشان كشيد , اما به هر حال اين داعيه زمينه را براي ديگر مدعيان مهدويت فراهم آورد , و ديگر شيادان و راهزنان فكر و انديشه را جرات بخشيد تا با اين حربه , خلق خدا را به گمراهي بكشانند و موجبات تفرقه هر چه بيشتر امت را فراهم آورند.
3 ـ در نخستين سالهاي زندگي آن سرور , عموي حضرتش , جعفر بن محمد الهادي ادعاي امامت و جانشيني حضرت ابا محمد عسكري (ع ) رانمود و كوشيد با استفاده از حمايت خلفاي عباسي , شيعيان را به خود جلب كند اما خدعه و فريبش بر ملا شد و به كذاب شهرت يافت .
4 ـ در دوران غيبت صغري كه امام (ع ) به ترتيب عثمان بن سعيد و فرزند وي محمد بن عثمان و نيز حسين بن روح نوبختي و سرانجام علي بن محمد سمري را به عنوان نواب خاص خود تعيين فرموده بود , جمعي منافق , نوبت به نوبت با ادعاي نيابت امام به جلب توجه مردم پرداخته , در اين راه به ترويج عقايد سخيفي چون تناسخ و حلول و نهايتا ايجاد انحراف ب و كژانديشي در جامعه اسلامي دست يازيدند. از زمره اين مدعيان مي توان از شلمقاني , محمد بن نصير نميري , احمدبن هلال كرخي , حسين بن منصور حلاج , ابومحمد شريعي و محمد بن بلال نام برد(12 ) . اگر چه برخي از اينان مستقيما توسط امام (ع ) مورد طعن و لعن قرار گرفته و برخي ديگر توسط بزرگان شيعه از جمله جناب بابويه و حسين بن روح نوبختي رسوا گرديدند(13 ) , اما به هر حال طرح ادعا از سوي اين مدعيان دروغين , زمينه ساز گشايش بستري از خطا و اعوجاج گرديد , به گونه اي كه از آن زمان تا هم اكنون نيز برخي از اهل قلم و همچنين گروهي از مستشرقين به سهو يا غرض با نام و ياد آنها كتاب مي نويسند و مهملات و مجهولاتي را بنام فرهنگ اسلامي به جامعه جهاني عرضه مي دارند(14 ) و اين سخن بگذار تا وقتي دگر;
5 ـ اگر بپذيريم كه هرگونه تهمت و افترائي بر عقايد حقه شيعه , در نفس خود ستمي به شيعيان محسوب مي شود , بطور قطع و يقين اين افتراها و تهمت ها بدوا ستم مضاعفي به ساحت مقدس امام عصر ارواحنا فداه است كه پيشواي شيعيان مي باشد. دست پليد وهابيان كه به تصريح مدارك تاريخي ساخته و پرداخته صهيونيسم جهاني مي باشد , در نوشتن كتب متعدد و البته تكراري بر عليه عقايد منور شيعه چنان هتاك و بي باك است كه گاه از شدت عصبيت و عناد مورد اعتراض برخي از عالم نمايان وهابي مسلك نيز قرار مي گيرد. اين اقدام در شرايطي صورت مي گيرد كه « سگ ها را گشوده اند و سنگ ها را بسته اند » ! صدها عنوان كتاب توسط « وعاظ السلاطين » بر عليه شيعه انتشار مي يابد و در مقابل از طبع و نشر كتاب گرانسنگ الغدير تاليف علامه اميني هنوز در برخي از كشورهاي تسنن زده ممانعت بعمل مي آيد!(15 )
والبته از آن جا كه نمي توان براي هميشه آفتاب را در حجاب ابرنگاه داشت , خداوند متعال گاه بدست برخي از ايادي دشمن , سند حقانيت تشيع را افشا مي فرمايد , نظير پاسخي كه يكي از مدرسين دانشگاههاي حجاز بنام عبدالمحسن العباد به كتابي از شيخ عبدالله بن زيدآل محمود (رئيس دادگاههاي شرعي كشور قطر) داده است . « العباد » با آن كه خود شيعي مذهب نبوده و از نزديكان « بن باز » (مفتي بزرگ وهابيت در كشور سعودي و دشمن آشكار تشيع ) است , با اين حال در پاسخنامه خويش عدم اعتقاد مولف كتاب به وجود مقدس امام مهدي (ع ) و آرمان مهدويت را مورد نقد و نكوهش قرار مي دهد . (16 ) در هر حال هرگونه تهمت , دروغ و افترا به شيعه و باورهاي اصيل و الهي آن را بايد وجهي از وجوه مظلوميت مولايمان اباصالح المهدي (ع ) بدانيم .
6 ـ وجود مدعيان مهدويت در دوران غيبت كبري , بارزترين وجه ستم به ساحت مقدس امام (ع ) مي باشد. اينان كه غالبا دست پرودگان دواير جاسوسي استكبار جهاني بوده و هستند , هر چند با استفاده از آرزومندي امت اسلام در مورد ظهور پيشواي غائب و بهره برداري از ساده لوحي جمعي عوام , داعيه خود را آغاز كرده و بدون استثنا رسوا و منكوب گرديده اند , اما به هر حال گروهي را به خود خوانده و مقاصد استعماري را در ايجاد تنش و تفرقه امت اسلامي جامه عمل پوشانده و مهمتر كوشيده اند تا با حركات سخيف خود , امت شيعي را نسبت به اصل ظهور و تحقق حضور امام غائب دلسرد نموده مقدمه اي براي انكار وقوع و يا استبعاد حكومت جهاني امام (ع ) فراهم آورند. بازي بابيگري و بهائي گري (كه تا هم اكنون مورد حمايت دول استعماري است (17 )) در ايران و ماجراي سفيهانه جهيمان و محمد بن عبدالله قحطاني در حجاز نمونه اي از اين گونه ادعاهاي واهي است (18 ) . جالب آن كه اين مدعيان بدون استثنا سر سالم بگور نبرده اند و هر كه با اين ادعا سربرافراشته پس از رسوايي و بي آبرويي و ثبت نام خود در تاريخ به ننگ , در راه اين ادعا سر خود به باد داده است . چنانكه علي محمد باب در « بيت الخلا » به گلوله بسته شد و مدعيان مهدويت در حجاز نيز با تمام اتباعشان به قتل رسيدند , آنهم بدست نيروهاي فرانسوي !!! ولي تحقق فرجام تيره براي اين مدعيان , اصل ستم نسبت به ساحت قدس مهدوي را نفي نمي كند. ناصرالدين شاه قاجار با سركوب بابيان سلطنتش را تحكيم بخشيد و آل سعود در حجاز با سركوب « جهيماني » بر سلطه خويش ادامه دادند و در اين ميان آنكه نام و ياد و اعتبارش دستمايه جمعي دنيا طلب قرار گرفت , ولي معصوم خداوند است كه در اوج اقتدار , مظلوم مي باشد.
7 ـ يكي از بارزترين انواع ستمي كه در حق شيعه و بخصوص در حق امام عصر ارواحناله الفدا روا داشته و مي دارند , حركت ناجوانمردانه تحريف در آثار است . از سالهاپيش خاصه از زمان وقوع انقلاب اسلامي ايران , دشمنان شيعه بويژه پيروان وهابيت و نيز متعصبان اهل تسنن در هند و پاكستان و عربستان و... در چاپ كتب مرجع خود هر جا كه نام مقدس حضرت مهدي (ع ) در ضمن روايتي به تاييد آمده , يا در هر موضع كه محققين شان از ازمنه قديم در آثار خود حديث ياسخني را آورده اند كه تصريح به حقانيت شيعه و ائمه اثني عشر دارد , در طبع هاي جديد آن آثار , نكات مزبور را حذف مي كنند تا مورد استناد و استفاده نسلهاي آينده قرار نگيرد! و اين در حالي است كه مطابق برخي از تحقيقات , اين گونه افراد كه در واقع حقيقت را تاب نمي آورند و آنچه را كه رهبرانشان در آثار و تاليفات خود بدان اعتراف نموده مورد انكار قرار مي دهند. با پشتيباني قدرتهاي شيطاني و هزينه كردن مبالغ گزاف , نسخ خطي ماخذ دست اول را خريداري نموده مي سوزانند , تا به پندار باطل خود نخست عالمان و دانشوران و آنگاه نسلهاي جستجوگر و پژوهنده نتوانند به معارف مذكور دست يابند. اينك به تناسب بحث فقط به يك نمونه از اين رفتار (كه من آن را خيانت به فرهنگ و مواريث فرهنگي مي نامم ) در رابطه با وجود مقدس حضرت بقيه الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف اشاره مي كنم :
محي الدين عربي كه از بزرگان اهل سنت است , در كتاب فتوحات مكيه كه به سال 1307 در مطبعه « الازهريه » مصر چاپ شده در مبحث 65 به تصريح تمام مي گويد : « مهدي كه از اولاد امام حسن عسكري است , در نيمه شعبان سال 255 هجري به دنيا آمده و زنده خواهد ماند تا با عيسي بن مريم اجتماع كند , پس عمر آن حضرت اكنون كه سال 958 هجري مي باشد 703 سال است ... » اين عبارات را در چاپ جديد فتوحات , دست متعصبان عامه و وهابي حذف نموده است . (19 ) . خاتمه سخن در اين سر فصل اينكه توطئه تحريف فقط به حذف مناقب اهل بيت (ع ) از كتب و آثار , توسط متعصبان اهل سنت محدود نمي شود بلكه روي ديگر اين سكه حذف مطاعن اعداالله از كتب شيعه را نيز شامل مي شود كه به بهانه پاسداشت وحدت بين فرق , بدست برخي از ساده انديشان شيعي مذهب صورت مي پذيرد.
8 ـ مي دانيم كه ظهور حضرت ولي عصر حجه بن الحسن العسكري (ارواحناالفدا) وعده خداوند است و « ان الله لا يخلف الميعاد » , بنابراين جهان آينده را به هر گونه اي كه از هم اكنون ترسيم كنند , جهاني تحت لواي ولايت معصوم خواهد بود : « و الله متم نوره ولو كره الكافرون , و لو كره المشركون , و لو كره الكارهون » . اما استكبار جهاني با علم و اطلاع از اين موضوع مي كوشد تا تصويري از آينده بر اساس اميال و منافع خود ترسيم نمايد و آن را در اذهان عمومي جهان مستقر سازد. آنها به تجربه دريافته اند كه آدمي باتغيير نگرش هايش تغيير مي كند و بر مبناي تصورات ذهني خود عمل مي نمايد. بر اين اساس از هم اكنون با خلق رمانهاي آينده نگر و ساخت فيلم ها و نگارش داستانها و... و حتي مقالات مشحون از نظريه هاي به ظاهر علمي , مي كوشند تا نگرش هاي كلي خود را نسبت به آينده جهان بنام نگرشهاي فرهنگها و ملل تبيين و ترويج نمايند. اين بماندكه از اولين , فوري ترين و مهمترين وظايف صاحب قلمان متعهد شيعي , ترسيم تصوير آينده جهان بر مبناي اقتدار معصوم منتظر است و در اين تصوير هر گونه حيثيت كاذبي براي « غير معصوم » تراشيدن , راه به همان سرابي مي رود كه استكبار جهاني با همه ايادي و اذناب خود در صدد ايجاد آن است , ولي آنچه در اين جا منظور نظر بوده وجهي ديگر از مظلوميت امام بقيه الله (ع ) مي باشد كه دشمناني آگاه و پرتلاش دارد و دوستان و محباني بعضا خواب آلود و بي تحرك . بقول نيما : « غم اين خفته چند , خواب در چشم ترم مي شكند. » بديهي است كه خداي تعالي هيچ تلاشي را بي مزد نخواهد گذاشت , بنابراين اگر اهل انديشه شيعي در اين روياروئي هنرمندانه يعني « ترسيم آينده بر مبناي اقتدار تكنولوژي » و يا « ترسيم آينده بر مبناي اقتدار ايمان » دير بجنبند , سراب ايجاد شده در اذهان عمومي مي تواند معضلات فراواني را براي تشنگان آب ايجاد نمايد. به آيه قرآن تمسك مي جويم كه فرمود : « قل ارايتم ان اصبح ماكم غورا فمن ياتيكم بما معين : اي رسول ما بگو ملاحظه كنيد , اگر آب گواراتان در زمين فرو رود و ناپديد گردد چه كسي ديگر بار براي شما آب روان مي آورد . (20 ) »
در اينجا كلام را به پايان مي آورم و ادامه بحث و تفصيل آن را به فرصتي ديگر وامي گذارم و فقط به ذكر اين نكته بسنده مي كنم كه مانند همه شيعيان اثني عشري بر اين عقيده ام كه اگر راهزنان عقيده و ايمان فرصت مي دادند جهان با مديريت دوازده پيشواي معصوم اداره شود , دنياي كنوني آكنده از اين همه ستم و تبعيض و فقر و جهل وجنون نبود. بنابراين هر ستمي كه بر اساس غصب خلافت حقه اميرالمومنين علي (ع ) بر جهان بشري تحميل شده است , بطور مضاعف ستمي در حق آخرين پيشواي محسوب مي شود. اللهم انا نشكوا اليك فقد نبينا و غيبه ولينا و كثره علونا و قله عددنا و شده الفتن بنا و تظاهر الزمان علينا فصل علي محمد و آل محمد و اعنا علي ذلك بفتح منك تعجله و بضر تكشفه و نصر تعزه و سلطان حق تظهره . (21 )
پي نوشت ها 1 ـ نهج البلاغه ـ خطبه شقشقيه ـ ص 47 ـ ترجمه فيض الاسلام .
2 ـ اسرار آل محمد ـ حديث 4 ـ ص 226 ـ چاپ اول ـ سال 1375
3 ـ والله ما معاويه بادهي مني , و لكنه يغدر و يفجر , و لو لا كراهيه الغدر لكنت من ادهي الناس .... به خداوند سوگند معاويه از من زيرك تر نيست . اما او نيرنگ مي كند و به گناه مي گرايد , و اگر نيرنگ ناشايست نبود , هر آينه معلوم مي آمد كه من سياس ترين مردمانم . (نهج البلاغه , خطبه 200 , با ترجمه آقايان : محمدي و دشتي ) .
4 ـ نقش عايشه در تاريخ اسلام ـ علامه سيد مرتضي عسكري , ج 1 ص 118
5 ـ كتاب التمحيص , ص 4 و همچنين مناقب آل ابي طالب ج 3 ص 42 و بحارالانوار ج 35 ص 56
6 ـ بحارالانوار ج 28 ص 373 و ج 37 ص 51
7 ـ به سرگذشت پيامبران عظيم الشان نامبرده در قرآن كريم مراجعه شود و از جمله در داستان حضرت نوح (ع ) كه مي فرمايد : و لقد ارسلنا نوحا الي قومه فلبث فيهم الف سنه الا خمسين عاما فاخذهم الطوفان . ما نوح را برقوم خود فرستاديم و او در ميان آنها هزار سال به استثنا پنجاه سال بسر برد سپس طوفان آنان را فرا گرفت . ـ قرآن . سوره عنكبوت ـ آيه 14
8 ـ احاديث درباره نام ونشان و ظهور امام (ع ) به اعتراف اهل حديث متواتر است .
9 ـ مغيره بن سعيد پس از در گذشت امام باقر (ع ) ادعاي مهدويت نمود و مورد لعن شيعيان قرار گرفت رجوع شود به » : المقالات و الفرق ـ ابي خلف اشعري ـ ترجمه دكتر مشكور ـ ص .148
10 ـ عبيدالله المهدي از پيشوايان اسماعيلي كه داعيه مهدويت داشت . ماخذ فوق ـ ص 318
11 ـ رجوع شود به عارف و صوفي چه مي گويند از مرحوم آقا ميرزا جواد تهراني مبحث گفتار عرفا و صوفيه درباره ولي .
12 ـ رجوع كنيد به كتاب زندگي دوازده امام ـ هاشم معروف الحسني ـ جلد دوم ذيل زندگاني امام عصر(ع )
13 ـ رجوع كنيد به كتاب خاندان نوبختي ـ عباس اقبال آشتياني ونيز كلمه الامام المهدي (ع ) از آيت الله شهيد سيدحسن شيرازي . 14 ـ رجوع كنيد به اخبار حلاج ـ لوئي ماسينيون .
15 ـ رجوع كنيد به كتاب تاريخ وهابيت علي اصغر فقيهي و نيز پاورقي روزنامه اطلاعات در مورد سوابق وهابيون .
16 ـ رجوع كنيد به كتاب مصلح جهاني اثر سيد هادي خسروشاهي .
17 ـ رجوع شود به كتاب كشف الحيل , مرحوم آيتي .
18 ـ مصلح جهاني ـ سيدهادي خسروشاهي ـ ص 50 و 51
19 ـ ماخذ فوق ـ ص 88 و 89
20 ـ قرآن كريم ـ سوره مباركه ملك آيه 30 , قاطبه اهل تفسير اين آيه را به وجود مقدس حضرت ولي عصر ارواحنا فداه و غيبت آن گرامي تفسير كرده اند.
21 ـ دعاي شريف افتتاح .
يكي از بارزترين انواع ستمي كه در حق شيعه و بخصوص در حق امام عصر ارواحناله الفدا روا داشته و مي دارند , حركت ناجوانمردانه تحريف در آثار است
موضوعات مرتبط: دینی [ دوشنبه چهارم تیر 1386 ] [ 22:51 ] [ محمدعلي سلماني ندوشن ]
اسرارغيبت امام زمان (عج)·
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||